نقل قول: اینا که خطای دید نیست باو...!![[تصویر: cool.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/cool.png)
اینا بهشون میگن خطای مغز یا کلک مغز! چونکه این مغز انسانه که تصاویر رو تجزیه و تحلیل میکنه مثلا این یکی رو ببینید!
سعی کنید اسم رنگها رو از روی رنگهاشون بگید و نه از روی اسم رنگ که نوشته!!
مثلا اگر نوشته آبی ولی رنگ متنش قرمز شما باید بگید قرمز!!

(سعی کنید خیلی سریع بگید!!!!)
با حال بود نه؟
سمت راست مغزش شما میخواد که رنگ رو بگه ولی سمت چپ مغز شما میخواد کلمه رو بخونه

اینجاس که مخ شما هنگ میکنه
نقل قول:در حقیقت این ها حکایت از نسبیت دنیایی که ما میبینیم دارد.
این ذهن ماست که دست به تفسیر جهان می زند.
دیدن، شنیدن ، لمس کردن ، چشیدن و بوییدن همه و همه توانایی هایی هست که مغز ما به مرور زمان و با مهارتی که کسب کرده با توجه به امکانات خود در اختیار حواس ما قرار داده.
به عبارتی ذهن ما مثل یک نرم افزار به تحلیل کدها و رمز های اطراف اقدام می کند و آنها را با توجه به توانایی های خود(نه حقیقت آنها) شناسایی و تحلیل و تفسیر می کند.
حالا این جک بود که من گفتم؟! کاربر هرمس مبحث را منحرف نکن!
نه جوک نیست!!!
همه اینها اشتباهات مغز انسانه! این مغز آدمی زاده که میتونه فرق بین خطوط،دایره و شکلهای مختلف و رنگها رو تشخیص بده
بعضی وقتا هم قاطی میکنه مث الان میشه

در اصل شعبده بازها از این باگهای مغز انسان استفاده میکنند و کلکهای خودشون رو اجرا میکنند

به این مشکلی که دوستان اشاره کردن
پس تصویر میگن که به خاطر این ایجاد میشه که اگر ما یک مدت خاصی به اون تصویر که حالت نگاتیوی داره نگاه کنیم اثر اون در چشم ما باقی میمونه .چون گیرنده حسی نمی تونه بلافاصله تصویر جدیدی رو دریافت کنه . مثل موقعی که ما یک آن به یه چشمه نور نگاه میکنیم و بعدش به اطراف نگاه می کنیم اثرات اون به صورت لکه هایی قابل حسه.
[/font]
[font=Tahoma]امیدوارم خدا این باگ رو تو ورژن های بعدی رفع کنه


ایمن
مطمئن

میدونستید پراید توی منطقه ازاد 2 ملیون و 300 فروخته میشه ؟
بیرون از منطقه ازاد 20 ملیون ؟ خاک تو سر مسئول بی خاصیتش کنن
(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۸:۱۴)NARJES نوشته است: [ -> ]دیروز عصر ؛
توی آسانسور واساده بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت:چطوری؟
گفتم: الحمدلله ....
یه نگاهی به من کردو هندزفری شو جابجا کرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم:
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ....
حالا اینو شما گفتی من واسه خودم پیش اومده...
یه بار تو اسانسور دانشکده بودم
از اسانسور ک پامو گزاشتم بیرون...
ی پسره نشسته بود رو میله های کنار پله ها،بغل اسانسور
همین ک من اومدم بیرون این از رو میله ها پرید پایین...
.
.
همین جوری تو چشای من نگا کرد و گفت: میای بریم اونجا.....
.
.
.
من خشک شدم

بعد دوباره گفت ی دقیقه بیشتر طول نمیکشه
همین جوری ک اینا رو میگفت ب منم نزدیک میشد و بهم نگا میکرد
انقد استرسی شده بودم
بعد همین جوری ک میومد جلو فک میکنین چی شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی از من رد شد.... با رفیقش بود ک پشت سر من بود!!!!
منم ب روی خودم نیاوردم سریع صحنه رو ترک کردم
ایـن دنــیـــا ارزش نــــداره,خــود تــو اذیــتنـکـن!!! |:
.
.
.
....
.
.
.
.
.
.
.
.
آروم بـاش و بـقـیــه رو اذیـــت کــــــن!!!.

)))))
این هم ی مدل دیگه نماز خوندن خاشعانه شون
اصلا اشک تو چشم هام جمع شد
:دی