ديروز رفتم کبابي نوشته بود: «100٪ گوسفندی». بعد از خوردن کباب فهميدم با من بوده
داشتم غصه میخوردم داخلش مو بود :|
آﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ که مامان بابام ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﯿﻪ که ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻤﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽﺑﺴﺘﻢ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ دیگه ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
___________________________________________________
دیروز آن مرد آمد ، آن مرد با اسب آمد، گفت :
ضعیفه غذا حاضر اسـت ؟؟
امروز آن مرد آمد، آن مرد با پراید آمد ، گفت :
عشقـم غذا حاضره ؟
فردا آن مرد می آید، آن مرد با پیشبند میاید ، میگوید :
عجقم غذا چی درسـت کنم !؟
__________________________________________________
یکی از دلایلی که سرخپوستا همیشه به قطارا حمله می کردن این بوده که
دود قطار به زبون اونا فحش ناجوری میشه !
یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!!
خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!!
میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…!
بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!
یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه! تو این
فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه، که می بینه همه داد می زنن:
انتگرال بگیر…!!
انتگرال بگیر!!
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻫﺴﺘﻢ ....
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮔﻔﺖ :
ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻩ
ﺷﻤﺎ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ، ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ .
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺗﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻱ؟ گند زدی ﺑﻪ
ﺳﻨﺎﺭﻳﻮ ... . ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻔﺖ : ﺑﻲ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻛﻠﻴﭙﺴﻢ ﺑﻪ
ﺳﻘﻒ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﮔﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ . ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺑﭽﺮﺧﻢ...
بسم الله
.
.
اینو تو افسران دیدم،به نظرم با حاله:
..
..
..
نمایی از "متــــــــــ ـرو " تهران از "بالـــــــــ ـــا " . . .
..
رفتم مهمونی سبزی پلو درست کرده بودن با کوکوسبزی! بعدم یه بند غر میزدن که چرا سبزی خوردن نمیخوری؟؟؟ خو لامصـــــــــبا... گوسفندم انقد سبزی یه جا نمیخوره
آهای آقایی که از همه اشکال میگیری و خودت وکیل وصیّ رو وکیل وسیع ! مینویسی!

این دیگه خندهدار نیست، وحشتناکه!

آخه وسیع!!
واقعاً خجالت هم خوب چیزیه!
حتماً ادعای درست پسندیدن هم میکنی...

------------
ببخشید که خارج از موضوع هست:
نقل قول:رفتم مهمونی سبزی پلو درست کرده بودن با کوکوسبزی! بعدم یه بند غر میزدن که چرا سبزی خوردن نمیخوری؟؟؟ خو لامصـــــــــبا... گوسفندم انقد سبزی یه جا نمیخوره
گوسفند؟ در این نوع بیان میشه به روشنی کفران نعمت رو دید.

از اینکه میزبانها یهبند تعارف میکردن سبزیخوردن بخوره هم معلومه که احساس میکردهاند پذیراییشون - با وجود اینکه در واقع هیچ اشکالی نداره - یهخورده ناقص هست و خواستن از مهمون هرچه کاملتر پذیرایی کرده باشن...
شاید خانوادهی چندان ثروتمندی نبودهاند و خواستهاند یهجوری بدون گوشت قضیه رو هم بیارن.
آخِی...
اونوقت طرف متوجه قضیه نشده و فقط ناراحتیاش اینه که خیلی بهش اصرار کردن سبزیخوردن بخوره. خب یهخورده میخوردی تا میزبان احساس خوبی داشته باشه!(منظورم به نویسندهی اولیهی متن هست)
مهمون اون نوعش خوبه که طوری رفتار کنه که میزبان احساس رضایت و راحتی کنه.
