تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال 4 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
یه سوال جدی این باز شدن پروفایل ها مگه جدیه؟؟؟

یعنی برا منم اتفاق افتاده ولی پروفایل جوری باز نشده که بخوام خدای نکرده وارد پیام خصوصیشون بشن. یه حالت صفحه بی لینک پروفایل افراد باز میشه .مگه نه؟

اخ که من چقدر دلم میخواست رمز بعضی ها رو میداشتم ... Big GrinBig GrinBig Grin
(۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۵۱)علمدار133 نوشته است: [ -> ]آخه شماخودت بالای 360تا پیام داری [تصویر: blush.png]
باز وقت میکنی پیام دیگران رو بخونیDodgy
اتفاق دیروز بمن ثابت کرد که خانمها خیلی حرف میزنن حتی مجازی[تصویر: biggrin.png]


به نظر من همگی (شاتلی ها !) پول جمع کنید بدید به این آقای علمدار133 بعنوان حق السکوت.... ایشون کم کم داره اطلاعات جالبی رو لو میده... غفلت موجب پیشمانیست...
از ما گفتن بود
[تصویر: rdiCbTKLh.jpg]

ایشون تو دانشگاه پیشنهاد ازدواج دادن

بعد اون آبجی گفته قصد ادامه تحصیل دارم تا دکتری

اصن یه وضیه


Big Grin
احساس میکنم میخواسته بگه خیلی دوستت دارم HeartHuhBig Grin

[تصویر: dc8b08ca966b.jpg]
میدونین تو ادبیات زرافه ها این وجود نداره ! چون از اون ارتفاع چیزی رو از نردیک نمیبینن ! Smile) این میشه اون [تصویر: 0.48364700.jpg]
سلام
قبل از عید برای سردر رفتم دکتر.برام گاباپنتین تجویز کرد.دو سه روز که خوردم سرگیجه و عدم تعادل و تهوع و استفراغ و اسهال و عطش و کاهش حافظه و ... پیدا کردم.دوباره رفتم دکتر .برای کاهش عوارض گاباپنتین برام اندانسترون تجویز کرد.این دفعه سردردم شدیدتر شد و استخوان درد و دردهای عضلانی هم به اون عوارض قبلی اضافه شد.
کلا هر دوتاشو قطع کردم .الان فقط گاهی اوقات سردرد دارمBig Grin
داداش خیلی دلم برات تنگ میشه .. ! نامه بنویس به پدرسگ و مادرسگت سلام برسون ! Big Grin [تصویر: 0.50228100.jpg]
[تصویر: 2012122012504243a.jpg]
***
در نوع خودش یه پا هواپیماست!

میگن بسیجی ها با کمترین امکانات هر چیزی درست می کنن!
چند بار تو پایگاه از این کارا هم کردیم!

[b]]جاتون خالی دوبار برق منو گرفت!

مگه ول می کرد؟!
*
*
*
*
[تصویر: 2012122012504258a.jpg]
آقا این عکس حکایتش اینه که من داشتم میرفتم یه سفر خارجی
بعدش توراه یادم اومد تالار دکمه خروج نزدم خطرناکه خلاصه برگشتم!
اینم سندش !
[تصویر: 0.56524300.jpg]
يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره براي خودشون بگيرن.
وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند و داشتند مقدمات كار را فراهم ميكردند يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من هم بعنوان هديه براي هر كدوم از شما يه آرزو برآورده ميكنم!
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت:
! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم
فرشته چوب جادوييش رو تكون داد
و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد ! زن خوشحال منتظر بود تا شوهرش هم آرزوي خود را به فرشته كوچولو بگه.
مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:
اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد …
بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه!
زن جا خورد و خيلي از اين حركت همسرش دلخور شد. ولي خوب، آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.
فرشته كوچولو چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!

به دوستم میگم ب نظرت هواپیمای مالزی رو کی دزدیده؟
برگشته میگه فکر کنم کار دزدان دریایی باشه!!
خداااااا من چه گناهی کردم که باید اینطور دوستانی داشته باشم؟

خجالت نمیکشن بین کلاه قرمزی کارتون پخش میکنن؟
انگار نه انگار که مخاطبای این برنامه افراد بالای 20 سالن… والا.

اگه دل و دماغ داشتم، واسه عید آدامس با طعم پسته تولید میکردم،
تو مهمونی میدادم به مهمونا از اول تا اخر بجون،
هم بصرفه س و هم ملت حسرت به دل نمیموندن که پسته نخوردن…!!!

یه بارم دست کشیدم روی آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون!
بهم گفت: یه آرزو کن!
گفتم: یه خونه میخوام!
گفت: خب آخه مرتیکه.من اگه خونه داشتم تو آفتابه می خوابیدم؟
خیلی منطقی بود

این روزها توی سفره خونه ها تعداد دخترها از پسرها بیشتره
به نظرم پسرها میرن کلاس گلدوزی و سفره آرایی.تازه وقت آرایشگاه هم دارن
بعدش.. قلیون واسه پوستشون بده

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت.
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی.. نه حیایی.. نه.. همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد سلام کرد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بود!!!

ﯾﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩ ﭘﺸﺘﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑــــَﻪ
ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺩﺍﺩﺍﺵ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ؟
ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ 5 ﺗﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺸﺘﺮﮎ
ﺩﺍﺭﯾﻢ !!!!!

ﻣﻠﺖ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﻭ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ!!!

مورد داشتیم خانومه تو گوگل سرچ کرده “قیمت سرویس طلای دختر خالم ؟”
گوگل هم پاسخ داده : “دخترخالت گفته به کسی نگم”
آدرس های مرجع