نسرین ستوده لنگرودی (زاده ۱۳۴۲)
حقوقدان، وکیل دادگستری و فعال اجتماعی است.
او عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از حقوق کودکان بوده
و وکالت پروندههای بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، کودکان قربانیِ کودک آزاری و کودکان در معرض اعدام را برعهده داشته است.
ستوده در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۸ میلادی) برنده جایزه حقوق بشر «سازمان حقوق بشر بینالملل» شد.
ستوده کارشناسی ارشد حقوق بینالملل خود را از دانشگاه شهید بهشتی گرفته و از سال ۱۳۷۰ مدتی نیز به فعالیت مطبوعاتی در نشریه «
دریچه گفتگو» پرداختهاست. همچنین مقالاتی
در روزنامههای جامعه، توس، صبح امروز و مجله آبان منتشر کرده است. او هنگام همکاری با انجمن حمایت از حقوق کودکان دو سال عضو هیئت مدیریه این انجمن بوده است و اکنون یکی از حقوقدانان کمپین یک میلیون امضا میباشد.
ستوده وکالت پروندههای فعالان حقوق بشر و کشته شدگان و اعدام شدگان حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را بر عهده داشته است.
نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، در بازداشتگاه اوین به سر برد. پس از آزادی، بنابر دستور دادگاه انتظامی وکلا، مجوز وکالت وی از تاریخ مهر ۱۳۹۳، به مدت ۳ سال، باطل شد.
(منبع کاملش)
پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی در سال 1370 از آنجا که در دانشگاه جذب گروهک ملی مذهبی شده بود، به نشریه «دریچه گفت و گو» به مدیر مسئولی کیوان صمیمی میرود و در آنجا به عضویت هیئت تحریریه در میآید.
وی در این نشریه مسئولیت سرویس اجتماعی را برعهده داشت. او نقطه اشتراک کارکنان این نشریه را در اپوزوسیون بودنشان میداند.
این نشریه که مروج دیدگاههای سوسیال دموکراتها بود پس از 6 شماره به دلیل تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی توقیف میشود. ستوده در سرویس اجتماعی این نشریه تلاش میکرد تا گفتمان هویت ملی و باستانگرایی را به جای هویت دینی و اسلامی بنشاند، در همین راستا به سراغ حبیبالله پیمان، حسین بشیریه و مهدی بازرگان رفت تا در قالب مصاحبه، ضمن انتشار افکار منحرف و التقاطی آنها مقاصد شوم خودش را پیش ببرد.
در همان سال در نشریه «دریچه گفت و گو» مجموعه مقالات و مصاحبههایی را از عناصر ضد انقلابی چون شیرین عبادی( وکیل مدافع بهائیان، همجنس بازان و تروریستها) و مهرانگیز کار(جاسوس سازمان سیا و همسر سیامک پورزند) برای 8 مارس به اصطلاح روز زن آماده کرده بود که با مخالفت کیوان صمیمی مواجه شد و در نشریه به چاپ نرسید. وی بعدها در این خصوص گفت که دلیل مخالفت صمیمی با انتشار آن مطلب، عدم اعتقاد صمیمی به حقوق زنان بوده است.
پس از این شکست وی به فکر این افتاد تا برای حقوق خودش فعالیت بکند، به دلیل همین فعالیتهایش مورد تمسخر همفکرانش و حتی زنان نیز قرار گرفت.نسرین ستوده
در نشریه «دریچه گفت و گو» با رضا خندان آشنا میشود و در سال 1373 با وی که گرایشات چپ داشت ازدواج میکند.
پ.ن.
جالبه که چه کسی هم وکالت موحد رو پذیرفته.
جالبتر اینه که ایشون بهدلیل دفاع از موکل از وکالت محروم شد

یعنی این پدیده ای هست که فقط تو ایران اتفاق میفته !
در زمان قتلهای زنجیرهای وی به لطف عنوان حقوقی اش اقدام به جوسازی علیه نظام اسلامی میکرد. وی همچنین در این دوران دست به تهیه جزوهای با موضوع مجرمین سیاسی-بخوانید مجرمین امنیتی- زد تا از این طریق راه فراری برای همپالگیهایش که پس از فرو نشستن غبار فتنه یکی یکی به جرم ضربه زدن به نهاد ایجاد امنیت کشور به دست قانون سپرده میشدند، پیدا کند.
ستوده در سال 1382 پس از دریافت پروانه وکالت بلافاصله به گروهک شیرین عبادی موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر پیوست و به فعالیتهای رایگان حقوق بشری و پذیرفتن وکالت محکومان امنیتی پرداخت. او مبالغی را که توسط محکومان امنیتی به وی داده میشد رد میکرد اما وجوه رسیده از سوی طرف غربي را با ولع قبول میکرد.
ستوده ضمن مصاحبه با رسانههای رسمی سازمانهای جاسوسی استکبار اقدام به ایجاد جنگ روانی علیه نظام اسلامی میکرد.
وی در سال 1385 به بهانه دفاع حقوقی به کمپین یک میلیون امضاء – بخوانید کمپین گسترش فحشا- میپیوندد. او که خود را یکی از پرچمداران مبارزه برای به اصطلاح احقاق حقوق زنان میداند با نقل خاطرهای از جلسه همقطاران ملی مذهبیاش که او و کسانی که این مسائل را مطرح میکنند را اسب سرکش خطاب کرده است، خودش را یک مبارز مقاوم معرفی میکند.
ستوده با اینکه فعالیتهای فمینیستی اش را با همکاری نوشین احمدی خراسانی که در نشریه «دریچه گفت و گو» باهم آشنا شده بودند شروع کرد، اما معتقد است که شیرین عبادی پرچمدار این حرکت است و او اولین کسی است که بحث به اصطلاح حقوق زنان را به مطبوعات کشاند. ستوده درحالی دم از اعتقادش به اسلام میزد که به قول خودش در دوران دانشجویی با خواندن قانون جزا آتش میگرفته است. این درحالی است که قانون جزای جمهوری اسلامی برگرفته از قرآن و روایات اهلبیت(علیه السلام) میباشد.
وی مدتی نیز به انجمن حمایت از حقوق کودکان پیوست و در آنجا به مدت دوسال عضو هیئت مدیره این انجمن بوده است. این انجمن درپوشش به اصطلاح حمایت از حقوق کودکان با آموزشی که به آنها میدهد آنها را به سربازان جنگ نرم دشمن تبدیل میکند.
...
ستوده ضمن قبول وکالت محکومان امنیتی در اغتشاشات و آشوبهای سال 88 حضور و نقش فعالی داشت. وی یکی از اعضای گروه مادران عزادار پارک لاله بود.
پس از دستگیری وی تمامی عناصر ضد انقلاب از زهرا رهنورد گرفته تا شبکههای وابسته به سازمانهای جاسوسی استکبار و از سازمان عفو بینالملل(وابسته جورج سوروس) تا فدراسیون بینالمللی حقوق بشر به دبیری عبدالکریم لاهیجی (از اعضای سابق شورای ملی مقاومت و عامل ساواک ستمشاهی) و از سلطنتطلبها تا گروهک تروریستی منافقین برای او سینه چاک کردند.
نسرین ستوده سابقه مشخص و واضحی در فعالیت های ضد انقلابی و فمنیستی داره.
اما
مطالب کمی در مورد ویدا موحد وجود داره. باید دید این ویدا هم ارزش کشته شده برای اونها رو داره تا تبدیل به بت دیگه ای بشه یا تا مدتی تو آب نمک می خوابوننش. (بی بی سی گفته "این وکیل دادگستری تاکید کرده که حفظ حقوق و جان این زن، با مقامهای قضایی ...") احتمال داره اینها منظورشون آماده کردن افکار عمومی برای خبر مرگ ویدا موحد باشه.
باید دید باز هم ویدا موحد رو میارن به صجنه یا ...
کسی از اسم و رسم شومن های دیگه خبر داره؟؟؟؟؟؟
به نظر من موضوع بعدی هم میشه پیدا کردن ارتباط این شو با قضیه اصلی که قراره با این خبر پوشش داده بشه.
(۱۱/بهمن/۹۶ ۲۲:۴۶)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]نسرین ستوده سابقه مشخص و واضحی در فعالیت های ضد انقلابی و فمنیستی داره.
اما
مطالب کمی در مورد ویدا موحد وجود داره. باید دید این ویدا هم ارزش کشته شده برای اونها رو داره تا تبدیل به بت دیگه ای بشه یا تا مدتی تو آب نمک می خوابوننش. (بی بی سی گفته "این وکیل دادگستری تاکید کرده که حفظ حقوق و جان این زن، با مقامهای قضایی ...") احتمال داره اینها منظورشون آماده کردن افکار عمومی برای خبر مرگ ویدا موحد باشه.
باید دید باز هم ویدا موحد رو میارن به صجنه یا ...
کسی از اسم و رسم شومن های دیگه خبر داره؟؟؟؟؟؟
به نظر من موضوع بعدی هم میشه پیدا کردن ارتباط این شو با قضیه اصلی که قراره با این خبر پوشش داده بشه.
درود برشما
پس فعلا باید منتظر بود وقضیه آن دختر دوران سبز هم همچنان مبهم مانده است
(۱۱/بهمن/۹۶ ۲۲:۴۷)پارمیس1 نوشته است: [ -> ]منبع ????
درود برشما
اولا اینکه وجه محکومان را مسترد میکرد از بزرگواری اوست
اما دریافت وجه ازخارج اگر برنده امری بودند ویا کمک انسانی مجامع بین المللی هیچ ایرادی ندارد ونوش جانش چرا دیگران میخورند وبا جام آب رویش کسی ککش نمیگزد چشم به اندک دریافتی وکیلی دارند که با جانش بازی میکند
نوشتار حاج اقا زائری قطعا از من بهتره، حرف دلم که مدت هاست دیگر در زمینه حجاب فعالیت خاصی ندارم، متن ذیل است
محمدرضا زائرى:
چرا ديگر در باره حجاب نمي نويسم؟
دوستي گفت: عجيب است كه پس از سالها حرص خوردن و حرف زدن و چيز نوشتن براي موضوع حجاب اين روزها هيچ خبري از تو نيست!
گفتم : معروف است كه مغازه داري يك كوزه سفالين ارزشمند داشت و هميشه با نگراني براي مراقبت از اين كوزه به شاگردش سفارش مي كرد و به هر بهانه اي حساسيت و وسواس خود را در باره آن يادگار كهنه خانوادگي و يادگار قديم خاندان يادآور مي شد، چنان كه شاگرد فهميده بود اين كوزه چه قدر اهميت دارد و به قول معروف به جان صاحب مغازه بسته است!
تا اين كه روزي از قضاي روزگار هنگامي كه شاگرد مشغول تميز كردن مغازه بود تصادفا دستش به اين كوزه خورد و كوده هم افتاد و قطعه قطعه شد! شاگرد كه نزديك بود از ترس سكته كند يقين داشت كه روزگارش سياه است و اگر صاحب كارش او را نكشد حتما زير كتك كبودش خواهد كرد با عجله مشغول جمع كردن خرده هاي شكسته كوزه شد كه همين موقع صاحب مغازه رسيد و اين صحنه را ديد، اما در كمال تعجب هيچ واكنشي نشان نداد و بي آنكه سخني بگويد به كار خود مشغول شد!
شاگرد از سويي تعجب كرده بود و از سوي ديگر به خاطر سكوت صاحب مغازه بيشتر مي ترسيد و با خود مي گفت لابد نقشه اي وحشتناك براي تنبيه من كشيده است! دو سه روز كه گذشت جان شاگرد بر لب آمد و طاقتش تمام شد و به صاحب مغازه گفت: با آن حساسيت و حرص و وسواس شما در باره آن كوزه گمان مي كردم وقتي دستم خورد و كوزه افتاد و شكست، شما من را خواهيد كشت! پس چرا حالا كه كوزه شكسته سكوت كرده ايد و به روي خود نمي آوريد؟
صاحب مغازه نگاهي عميق كرد و گفت: راستش اين كوزه خيلي براي من مهم بود و ارزش داشت، به همين خاطر نگران بودم و دائم سفارش مي كردم تا نيافتد و نشكند و آسيب نبيند! همه حرص و وسواس من براي مراقبت از كوزه بود و حفظ شدنش و نيافتادنش و نشكستنش! حالا كه كار از كار گذشته و افتاده و شكسته ديگر حرص و ناراحتي من چه فايده اي دارد؟ من همه زورم را مي زدم كه اين نيافتد، حالا كه افتاده حرف زدنم و ناراحتي ام چه سودي خواهد داشت؟
حالا حكايت ماست! تمام نگراني و تأكيدي كه در طول اين سالها در مورد حجاب داشتم از آن رو بود كه از هشت، نه سال پيش اين روزها را -و متأسفانه بدتر از اين روزها را - مي ديدم و براي همين با وسواس و حرص مي كوشيدم تا به سهم خودم راهي پيدا كنم كه چنين نشود!
حالا كه متأسفانه به دليل ندانم كاري ها و اشتباه ها و بي توجهي ها و ناداني ها امروز چنين شده است، ديگر تكرار آن حرف ها چه فايده اي دارد؟ و غصه خوردن و ناله كردن اكنون چه سودي خواهد داشت؟
https://telegram.me/morzaeri
كانال نوشته هاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
تنها مسلمانهای هستیم که قصد داریم مردم به زور وارد بهشت کنیم!
آیا جنگ با خدا مهمتر یا حجاب اختیاری؟!
افرادی که اینطور برای روسری سینه چاک میدن،چرا برای سود بانکی بالای 20 درصد که همه مردم حرام خوار کرده فکری نمیکنن؟
چرا 4 نفر از این سینه چاکها و ادعای اسلامی بودن دوتا پلاکارد نمیگیره دستش و جلوی بانکها تجمع نمیکنه؟!
راستی چرا روحانیون دین حرفی نمیزنن؟؟
آیا چیزی که خدا حرام کرده و اون جنگ با خودش میدونه از حجابی که حتی در صدر اسلام اجباری نبوده کم ارزش تر؟
حجابی که هیچ جا نداریم و من ندیدم بگه باید حتما اجباری باشه!! ولی خدا در قرآن کامل و شفاف میگه ربا یعنی جنگ با من
نکنه اسم حکومت ما حکومت حجاب اجباری نه حکومت اسلامی!!
آخه وقتی اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشه نه فقط پوشش زنان
یکبارم که شده بر خلاف میل جامعه شنا نکنید و حرف مردم بدون تعصب بشنوید و به بقیه برچسب بهایی و جاسوس و نوکر فلان نزنید و زنانی که از حجاب اجباری خسته شدن مادر عمروعاص و یزید نگیم!
اینطوری حداقل مومن واقعی از غیر واقعی مشخص میشه و معلوم میشه واقعا چند نفر در جامعه اسلامی ما مذهبی هستن!
(۱۲/بهمن/۹۶ ۱۴:۱۴)A L I نوشته است: [ -> ]تنها مسلمانهای هستیم که قصد داریم مردم به زور وارد بهشت کنیم!
آیا جنگ با خدا مهمتر یا حجاب اختیاری؟!
افرادی که اینطور برای روسری سینه چاک میدن،چرا برای سود بانکی بالای 20 درصد که همه مردم حرام خوار کرده فکری نمیکنن؟
چرا 4 نفر از این سینه چاکها و ادعای اسلامی بودن دوتا پلاکارد نمیگیره دستش و جلوی بانکها تجمع نمیکنه؟!
راستی چرا روحانیون دین حرفی نمیزنن؟؟
آیا چیزی که خدا حرام کرده و اون جنگ با خودش میدونه از حجابی که حتی در صدر اسلام اجباری نبوده کم ارزش تر؟
حجابی که هیچ جا نداریم و من ندیدم بگه باید حتما اجباری باشه!! ولی خدا در قرآن کامل و شفاف میگه ربا یعنی جنگ با من
نکنه اسم حکومت ما حکومت حجاب اجباری نه حکومت اسلامی!!
آخه وقتی اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشه نه فقط پوشش زنان
یکبارم که شده بر خلاف میل جامعه شنا نکنید و حرف مردم بدون تعصب بشنوید و به بقیه برچسب بهایی و جاسوس و نوکر فلان نزنید و زنانی که از حجاب اجباری خسته شدن مادر عمروعاص و یزید نگیم!
اینطوری حداقل مومن واقعی از غیر واقعی مشخص میشه و معلوم میشه واقعا چند نفر در جامعه اسلامی ما مذهبی هستن!
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
یک درهم ربا بدتر است از هفتاد بار زنا با مادر در داخل کعبه...
نهادهایی که مسئولیت امر بهمعروف و نهی از منکر دارند آیا این حدیث تاکنون به گوششان خورده است؟؟؟


(۱۲/بهمن/۹۶ ۱۴:۳۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
یک درهم ربا بدتر است از هفتاد بار زنا با مادر در داخل کعبه...
نهادهایی که مسئولیت امر بهمعروف و نهی از منکر دارند آیا این حدیث تاکنون به گوششان خورده است؟؟؟

درود برشما
گرچه مایل نیستم ازبحث خارج شوم اما لازم است بدانید که مقررات مربوط به عقود اسلامی که پایه فعالیت بانکها است با حضور مرحوم رضوانی درشورای پول واعتبار دربانک مرکزی تصویب شد یعنی دید شورای نگهبان دراین مشکلات بانکی همین است که هست
بندهبحثم منحصر به موضوع بانک نبوده ونیست، کلان تر نگاه میکنم. دارم به موضوع فسادهای مالی که موج میزند اشاره میکنم.
فسادهایی که چه در زندگی مسئولین و چه حتی در زندگی مردم عادی جا باز کرده اند و این به شدت خطرناکه...