تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال2(لطفا قبل ازارسال پست قوانین را مطالعه کنید.)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
میخام از خاطرات تقلب هام Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grinبراتون بگم***** وشاورهم فی الامر

پیش دانشگاهی بودیم امتحان ادبیات

زیاد نخونده بودم به دوستم گفتم تاریخ ادبیاتا ما رو یاری کن!!!
یه ذره گیج میزنه این دوستم اما همش
یه ذره
داشت معنی یه جمله رو سر امتحان بهم می گفت ما هم که ردیف جلوی جلو با کمال پر رویی نشسته بودیم و تقلب می کردیم
تا نصفه های این معنی این مله رو می گفت که هی دبیر مربوطه بهمون نگا می کرد
یهو دیدم دبیر رف اون ته
رفیقم شروع کرد به گفتن یهو قطع کرد
دور و برم رو نیگا کردم دیدم دبیر نیس
گفتم هی بگو دیگه
نمی گفت
گفتم بگوووووووو
نمی گفت
زل زده بود تو چشام دستش جلو دهنش یکم میخندید
فکر کردم باز گیج میزنه
قاتی کردم گفتم چته پس چرا لال شدی !!!! ( عجب رویی دارما)
خونم به جوش اومد یهو اومدم بلند شم هم یکی بزنم تو دهنش هم برگه رو از دستش بگیرم که یهو دبیر محترمه مانع شد!!!!!!
نمیدونم چه جوری جلوم ظاهر شد ......
دیگه هم تکون نخورد
بعدها متوجه شد بالای سرم وایساده بوده و من داشتم فحش میدادمSad
این دوستمم نمیخندیده خیر سرش داشته اشاره می کرده
تا آخر سال هرچی انتحان می گرفت انگار فقط ما دوتا بودیم
هرچی میگفتیم بابا بقی هم دریابید می گفت نه اینجا مهم تره


همچین فداکاری در حق سایر دوستام کردیم ما
حالا که بحث تقلب هست، جا داره با کمال افتخار بگم که در کل مدت تحصیلم فقط دو بار تقلب کردم.BlushAngelAngelAngel

اولین تقلبم رو تو دوم دبیرستان کردم.Big Grin معلم عربی داشت توی کلاس آزمون می‌گرفت و یکی از دوستام که اون روز کنارش نشسته بودم ازم خواست که بهش برسونم، و با دیدن نگاه هاج و واج من فکر کرد که فقط یه کم بی‌رغبتم. برای همین گفت "خب منم به تو می‌رسونم!".Big Grin روحش هم خبر نداشت داره روی کی حساب میکنه!Big Grin شیطون گولم زد و گفتم این همه آدم دارن همیشه تقلب میکنن، من که با یه بار گیر نمیفتم.Dodgy

وسطهای امتحان ازم یه چیزی پرسید، من هم شروع کردم براش بگم و وسطهاش به نظرم اومد که یه خورده بیش از حد سرش به کار خودش گرمه، و چند لحظه بعد که دیدم معلم پا شد و سریع اومد سمتم، تا زمانی که روی پشتم نزده بود دوزاریم نیفتاد گیرافتادمBig Grin زمانی که جلوی دفتر بودم هنوز علت رفتار دوستم رو درک نمی‌کردم و فقط از دستش و از این جریان عصبانی بودم. بعدها که راجع به این جریان فکر کردم فهمیدم علت اینکه سرش به کار خودش گرم بود چی بود!Big GrinBig GrinBig Grin

دومین تقلبم هم همون سال، تو امتحانای آخر سال بود که یک نفر از بچه‌های کلاسهای دیگه(که مسلماً در جریان شاهکار کلاس عربی نبودBig Grin) پشت سرم نشسته بود و گیر داده بود که به من برسون. من هم از ترسم که یه وقت سروصداش رو نشنوند و فکر نکنند که من هم تقلب می‌کردم، بهش دو تا سؤال کوچیک رو رسوندم.

البته اینها هم نمیشه تقلب، میشه شرکت در عملیات تقلب!
یه مورد دیگه هم شرکت در تقلب داشتم که تهیه‌ی پروژه‌ی پایان ترم برای یه دسته دانشجوی درس‌نخون بود. هنوز نمیدونستم دارم چه خیانتی به مملکت می‌کنم، چون اگر حالیم بود این کار رو نمی‌کردم.BlushBlush

فکر می‌کنم برای بعضی‌ها سؤال شده باشه که وقتی دوم دبیرستان اینطوری بودم، بچگی چی بودم؟Big Grin پنجم دبستان که بودم، قبل از امتحانای ثلث سوم، برای یه مدرسه‌ی راهنمایی خوب آزمون داده بودم و قبول شده بودم، ولی شرایط طوری بود که اگر تجدید می‌شدم نمیتونستم آزمون مرحله‌ی بعد رو بدم. مدیر و معلمها و معاونها و ناظم توی دفتر درباره‌ی وضعیت دانش‌آموزها با هم حرف میزدن و معلمم گفته بود که تا اینجای کار نمراتم اصلاً خوب نبوده، و از ترس اینکه نتونم برم اون مدرسه برام نگران شده بودن.

سر یکی از امتحانا بودم که ناظم اومد و بالای سرم خم شد. بعد برگه‌ام رو برداشت و یه کم خوند و گذاشت سرجاش. بعد دیدم که رفت و برگه‌ی نفر جلویی رو نگاه کرد، بعد برگه‌ی عقبی رو نگاه کرد، و دوباره برگشت رو نفر جلویی. بعد دهانش رو آورد دم گوشم و آروم گفت: برگه‌ی جلویی رو نگاه کن!Big GrinBig Grin

من هم اصلاً زیر بار نرفتم. بعد از یکی دو بار اصرار، با دستش سرم رو کمی به سمت راست متمایل کرد تا برگه‌ی نفر جلو رو ببینم، ولی من سرم رو به سمت چپ فشار می‌دادم و اصلاً برگه‌ی جلویی رو نگاه نمی‌کردم. آخرش هم ولم کرد و سرم به جای اول برگشت.Big GrinBig Grin

اگر خواستید اینطوری بشید، راهش خیلی ساده است.
شیر آب گرم رو باز کنید تا آب حسابی داغ بشه. بعد برید زیرش، و زمانی که حسابی سوختید، یهو شیر رو به سرد ِسرد تغییر بدید. بدین صورت پاستوریزه میشید.Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
اگر خواستید میتونید چندبار آب داغ و سرد رو عوض کنید. اینطوری به روش فرادما، استریلیزه و هموژنیزه میشید.Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
نقل قول:حالا که بحث تقلب هست،
هییییییییی ما که شانس نداریم همش دوستان از روی من تقلب میکننSad
(نه این که زرنگم!!! دوستام زیاد شوتنBig Grin)
به نام خدا
سلام علیکم

متاسفانه من هم همش باید میرسوندم.

سال سوم یکی از دوستام که کنارم مینشست،امتحان حسابان،هرچی می نوشتم بعدش باید برای اونهم همون موقع می نوشتم.

واسه همین آخرش وقت کم میاوردم.

چند بار گفتم یه کاربن بخرم!!!!!

فی امان الله
دیدین اینایی که تا روی چمن میشیند ،همینجوری چمنارو میکنند،
اینا یه بز درون دازند!!
.
.
.
بنده فوق لیسانس گند زدن دارم ، گرایش موقعیت های خطیر !
.
.
.
.
مردی که با صدای بچه گونه با نوزاد صحبت میکنه ٬ اگه معنی نگاه اون طفل معصوم رو بفهمه ، خودش باید آروم و بی صدا از کادر خارج بشه و دیگه برنگرده …
.
..
.
چرا “خردل” اسم سس باشه ولی “بزدل” یه نوع توهین باشه ؟
بین بز و خر هم تبعیض آخه ؟
.
.
یادش بخیر بچه بودیم وقتی معلم بهمون اجازه میداد بریم دستشویی انگار بلیت سفر به اروپا بردیم !

.

.
از تفریحات سالم دهه شصتی ها این بود که دستاشونو با آب خیس میکردن ، میپاشیدن رو بخاری نفتی و تییسسس صدا میداد …
.
.
.
جناب پدر هروقت میخواد بیاد تو اتاق با یه شدت عجیبی در رو باز میکنه …
همین روزاست که اول گاز اشک آور قِل بده تو بعد با پاش بزنه در رو بشکونه بیاد !
.
.

.
پوست کنار ناخن از خیانتکارترین پوستهاست …
اولش فقط یه ذره گوشه ى ناخنه اما تا میکشیش تا زیر زانوت میاد پایین !
..
.
[تصویر: traylersmiley2.gif]

پسر:عشقم 1 عکس خوشگل از خودت واسم بفرست

دختر:چشم ولی تو هم محض احتیاط 1 عکس از خواهرت بهم بده

(شیطون سر پا ایستاد!! سیگارشو خاموش کرد و کف مرتبی به افتخار دخترک زد)

پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترشو فرستاد

(بیچاره شیطون رو آورد به مصرف موادمخدر وشیشه)

دختر:وای مرسی عزیزم:x الان عکسمو واست ایمیل میکنم و عکس دوستشو فرستاد

پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو بازکرد عکس خواهرشو دید!!

(هیچی دیگه... داستان این چت باعث شد شیطون ادامه تحصیل بده! بعدازظهرا هم چندتا کلاس تقویتی گرفته!!)
ما روش های تقلب رو تدریس میکردیم
یادش بخیر...
مراقب بین من و رفیقم بود ولی نمیتونست بفهمه چطوری تقلب میکنیمBig GrinBig GrinBig Grin
با صدای خودکار...
با پا...
با حرکات دست...
که فقط خودمون میفهمیدیم کسی هم میدید نمیفهمید که داریم تقلب میکنیم Big Grin
البته این مدل تقلب کاربردش تو امتحانای تستی هست
موفق باشیدBig Grin
سلام
رفته بودیم خونه یکی از اساتید.در بین حرف ها صحبت از تقلب شد.ایشون گفتند: برای امتحان دکتری که رفته بودم جواب سوال را میدونستم ولی ناخوداگاه چشمم به برگه کناری افتاد و دیدم کدوم را زده به خاطر اینکه حتی یک درصد تقلب محسوب نشه اون سوال را نزدم و اون سال قبول نشدم و سال بعد دوباره شرکت کردم .چون میخواستم با این مدرک به زن و بچه ام نون بدهم خواستم شبهه ای توی کار نباشه
.
بالاتر از سرعت نور میدونی چیه ؟
سرعت جمع و جور کردن خونه در مواجهه با مهمان سرزده !
.
.
یه زمانی بود اگه تلویزیون کسی تلتکست داشت انگار بوگاتی داشت !
رسما آدم حساب نمیکرد کسی رو …
.
.
رفیق داداشم رفته بود مصاحبه برای استخدام :
- امسال سال چیه ؟
- مار
- پاشو برو به بعدی بگو بیاد تو !
.
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺴﺘﻪ رفته کنار و ﺩﯾﮕﻪ ﺳﻮﮊﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﻬﺶ گیر ﺑﺪﯾﻢ ﺑﺨﻨﺪﯾﻢ !
ﻗﯿﻤﺖ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﺎﯾﯿﻦ !
ﻣﺮﻍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ !
دلار هم خیله وقته بالا نرفته !
ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﻋﺎﺟﺰﺍﻧﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﺟﻨﺲ ﺭﻭ ﺻﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﺑﻪ ﺟﻮوﻧﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﻗﻮﺕ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﻮﻧﻪ !
.
.
.
.
بچه ۶ساله رو دیدم با موبایل با دوستش حرف میزد :
سینا تو فردا نمیای مهد کودک ؟ من با نیما حتما میرمااااا ؛ راستی اون یکی خطم رو پاک کن این یکی رو سیو کن ! o_O
ما ۶سالمون بود با تُف پفک می چسبوندیم به هم
بعضی وقتها هم توی کمد دیواری دنبال یه در بودیم بریم سرزمین عجایب …
.
.
.
[تصویر: hallcandysmile3.gif]
[تصویر: 481578_496196510403741_1155053639_n.jpg]
آدرس های مرجع