بسم الله الرحمن الرحیم
شاید در نگاه اول خنده دار به نظر بیاد
ولی واقعیت تلخیه که معمولا از اتفاقات پیرامونمون عبرت نمیگیریم
و ناگهان چه زود دیر میشود...
من یادمه یکی دوبار با دختر همسایه سلام و احوال پرسی کرده بودم…
دختره رفت سربازی..
ابروهاش در اومد..
تازه فهمیدم پسر بود!!!!!!
بچه های این زمونه چقد قرطی شدنااا،والا!!
(۱۹/خرداد/۹۲ ۱۴:۲۲)reyhaneh.sh نوشته است: [ -> ]ای که شاخ میگذاردی همه عمر !
[/font][font=Tahoma]دیدی که دست تقدیر عاقبت شاخ گذاشت !؟
![[تصویر: aks-khandedar-radsms011.jpg]](http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2013/05/aks-khandedar-radsms011.jpg)
سلام
تابلو فوتوشاپیه ، به تابش نور و شدت نور بر روی محیط اطراف و پسر چمبهه دقت کنید.
(۱۹/خرداد/۹۲ ۱۴:۲۴)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
تابلو فوتوشاپیه ، به تابش نور و شدت نور بر روی محیط اطراف و پسر چمبهه دقت کنید.
تازه اون هم به گوش الاغ بیشتر شبیه تا به شاخ

اوباما درحال تماس برای دستورحمله به ایران
![[تصویر: 22.jpg]](http://irancool.com/rozanehgroup/khordad92/hemaghat/22.jpg)
سلام
اوائلی که 2600 نوکیا امده بود یه راننده اژانس یکیشو برای فارس اورد فارسی کردم و وقتی روشن کردم دیدم انتن نداره! فایل انتن زدم که انتن برگرده گوشی کلا خاموش شد!!! هر کاری کردم روشن نشد که نشد!! به مشتری گفتم مشکلی پیش اومده و یه گوشی دم دستی سامسونگ داشتم بهش دادم گفتم تا فردا گوشیتون اماده میشه .دو ساعت نشده بود که با چند نفر دیگه اومد و گفت اون گوشی درست نشد گفتم نه گفت این گوشی یدکی هم به درد نمیخوره صفحه رو کار نمیکنه یکی دیگه بده.خلاصه یه گوشی دست دوم که برای فروش داشتم بهش دادم تا بره فردا صبح اول وقت دوباره اومد با چند نفر دیگه (که در اصل مشتریهای اژانس بودند) و گفت گوشی چی شد. و تکرار حرفهای دیروزش : گوشی یدکت خوب نیست یکی دیگه بده و ....
چندین روز به همین منوال گذشت دیدم با اوردن مشتریهای اژانس به اینجا و تکرار حرفهاش داره ابرومو میبره گفتم یه دونه نو همین گوشی را خسارت بهت میدم گفت نه از اون مدل زده شدم یه مدل دیگه بده گفتم هر مدل میخوای توی ویترین انتخاب کن ولی باید تفاوت قیمت بدی و اونم n620 سامسونگ را به همراه یه کیف اشانتیون برداشت.بقیه پول را هم نداد.چند روز بعد اومد گفت کیف را عوض کن دیدم اگه تریلی روی کیف رد می شد اینقدر داغون نمی شد گفتم این که پاره است گفت مگه گارانتی نداره و کلی جر و بحث سر کیف تا اینکه یه کیف قیمت خرید بهش دادم بره.چند روز بعد اومد کارت گارانتی گوشی را بده گفتم روی کارتن بود گفت نبوده منم فردای اون روز رفتم نمایندگی پی کارت گارانتی از صبح تا ظهر توی کارتها گشتم چیزی نبود.بعد از ظهرش اومد با خنده بر لب که کارت گارانتی روی کارتن چسیبده بود.دوباره چند روز بعد اومد از این مدل خوشم نیومد با گارانتی عوضش کن گفتم گارانتی برای این کارها نیست گفت حاضرم تا 5000 تومن هم برای اینکه گوشی دست دوم شده بدهم!!!! گفتم برو نمایندگی اونجا تصمیم می گیرند و ووووووووو............
هر چند وقت یک بار یک مشتری که با این راننده اژانس به مغازه مراجعه می کرد می گفت تو گوشیش را خراب کردی؟ و....
دو سال گذشت یک روز برادرم گفت: با اژانس رفتم نجف اباد یارو تا اونجا بدگویی از تو کرد منم به رو نیاوردم که برادرتم تا ته حرفهاش را بفهمم....
یک هفته بعد صبح اول وقت مغازه را که باز کردم همون راننده اژانس اومد مغازه گفت اومدم بهت بگم اون بقیه پول را حلال کنی گوشی را پریروز به یکی از همکارها با 30 تومن ضرر فروختم (احتمالا انتظار داشته بعد از دو سال استفاده گرانتر از نو بفروشه)گفتم پول را از همون روز اول توی حسابهام خط کشیدم ولی حرفهایی که پشت سرم زدی حلال نمیکنم .کولی بازی دراورد که کی و کجا و ... گفتم اونایی که دم دست نیستند بماند.اونی که یک هفته پیش بردیش نجف اباد و تا اونجا پشت سر من حرف زدی داداشم بود.یارو عین یخ وا رفت و بدون اینکه حرفی بزنه از مغازه بیرون رفت