این شعر از خودم هست،

البته بعداً حافظ اومد و از روش تقلید کرد.
الا یا ایها الاِف یک! اَدِر صفحاً و ظاهرها
که پیادهسازی آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
اگه قراره پستهای من حذف بشه بهتره همش حذف بشه!
(۱۳/مرداد/۹۲ ۲۳:۴۱)110 نوشته است: [ -> ]یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟ پسره لبخندی میزنه و میگه: ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ...نه!مگه فرد عادیه؟!! (خوب دیگه خانومها باقیش رو نخونن) پسر میگه: خب خانومای ما هم عادی نیستند همشون غیر عادی هستند!!!
نه دیگه انصافا داستانای حقیقی رو تحریف نکنیم،این یکی از آدمای معروف بوده که اسمش رو یادم نیست الان،ولی آخرش میگه که تمام زنان ایرانی ملکه هستند
لازم به ذکر بود

(۱۳/مرداد/۹۲ ۲۳:۴۵)110 نوشته است: [ -> ]خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!
با ذات اقدس الهی دیگه شوخی نداریم:
زبهر بیهده از راستی بری نشدن
اگه قراره پستهای من حذف بشه بهتره همش حذف بشه!
روزی حضرت علی (علیه السلام) با عده ای از یاران نشسته بود در این هنگام حضرت دست راستش را بالا برد و به یاران
فرمود : اگر گفتید دست راست من شبیه چیست ؟
یکی گفت شبیه شمشیر
دیگری گفت شبیه پنجه های شیر و خلاصه هریک چیزی گفت .
حضرت فرمود : دست راست من شبیه دست چپ من است . (خخخخخخخ 

)
(۱۲/مرداد/۹۲ ۹:۴۳)درست پسند نوشته است: [ -> ]واقعاً مشکلات این تاپیک خیلی بیشتر از چند مورد هست. داریم بدون توجه به این همه حرف که دربارهی فرهنگسازی و فرهنگپذیری توی تالار میزنیم، میایم اثراش رو زایل میکنیم میریم.
الآن بعد از حدود یه ماه، دوباره یه سر زدم، و توی همین صفحهی قبل، یه اشاره به رکیکترین کلمهی انگلیسی دیدم، یه دونه اشاره به رابطهی حرام بدون لحنی که مذموم بشمردش، چند تا حرف زشت.
مشکل من این نیست که خسته بشم از گفتن.
مشکل کوچیکم اینه که نمیدونم بعضی موراد رو چطوری بگم ایرادش چیه. چطوری روم بشه؟
مشکل بزرگم هم اینه که مغزم سوت میکشه وقتی فکر میکنم طرفی که کپی میکرده و این همه بچه مذهبی چطوری همینطور از روشون رد میشن و اصلاحشون نمیکنن و حتی با تشکراتشون به نوعی تأییدشون میکنن.
فقط بخاطر این نمیتونم این تاپیک رو بدون اعصاب خوردی ببینم که این مشکل بزرگه خیلی دپرسم میکنه.
اصلاً زیاد نیست که برم بنشینم وسط خاک، عزا بگیرم و خاک بریزم توی سرم.
قربون اون دل صافتون برن کاربرا

اما
همه که مث شما محقق و دانشمند و عارف نیستن

ما میایم اینجا برا تفریح البته مسلما تفریح سالم
هرچند یکی در میون پستامون غیب میشه

حالا شما بزرگتری
ببخش و خودت اصلاح کن
دست گلتون درد نکنه

ما هم قول میدیم بیشتر دقت کنیم
اعتراف می کنم اول دبستان که بودم زنگ تفریح که میشد از ترس اینکه آخر زنگ تفریح نتونم صفو پیدا کنم یکی از هم کلاسیامو نشون می کردم تا آخر زنگ تعقیبش می کردم که صفو پیدا کنم اعتراف می کنم وقتی از خیابون رد میشم اسم تابلو مغازه هارو می خونم اگه تو ماشینم باشم
سعی میکنم همرو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد میگیرم اَصَن یه وضعی!!!
این عادتو از بچگی دارم چون معلم کلاس اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه هارو تیتر روزنامه هارو بخونین تا روخونیتون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم
اعتراف میکنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم با داداشم توپ پلاستیکی رو که به زور واسم خریده بودن پاره کردیم ببینیم توش چه شکلیه &&&
ببخشین اگه بی مزنٰ عوضش سالمن
(۱۴/مرداد/۹۲ ۱۶:۴۴)medad.sefid نوشته است: [ -> ]قربون اون دل صافتون برن کاربرا
نتیجهگیریتون اشتباهه در مورد دل صاف(چون از دل خودم باخبرم، بدون نیاز به چشم بصیرت!)
(۱۴/مرداد/۹۲ ۱۶:۴۴)medad.sefid نوشته است: [ -> ]اما
همه که مث شما محقق و دانشمند و عارف نیستن
ما میایم اینجا برا تفریح البته مسلما تفریح سالم
هرچند یکی در میون پستامون غیب میشه
حالا شما بزرگتری
ببخش و خودت اصلاح کن
دست گلتون درد نکنه
ما هم قول میدیم بیشتر دقت کنیم
بزرگتر کدومه؟ چه کشکی؟ چه دوغی؟
تمام بحث اینه که
اگر کارمون درسته، ازش دفاع کنیم، و انتقادها رو نپذیریم،
و اگر نمیتونستیم دفاع کنیم، معنیاش اینه که کارمون غلطه، و نباید انجامش بدیم، و انتقاد سختگیرانه نبوده.
موردهای زیادی پیش اومده که از من انتقاد فرمودن و از کارم دفاع کردم.
ولی اگه نتونم دفاع کنم، بیام بگم "سختگیر نباشید"؟

میشه آیا؟
(۱۴/مرداد/۹۲ ۱۶:۴۴)medad.sefid نوشته است: [ -> ]ببخشین اگه بی مزنٰ عوضش سالمن
نخیر

دیگه یه ته مزه که دارن!
باید میفرمودین اگه کمنمک هستن، ولی عوضش حتی یه ذره هم تلخ نیستن!

(۱۴/مرداد/۹۲ ۱۹:۴۳)درست پسند نوشته است: [ -> ]تمام بحث اینه که
اگر کارمون درسته، ازش دفاع کنیم، و انتقادها رو نپذیریم،
و اگر نمیتونستیم دفاع کنیم، معنیاش اینه که کارمون غلطه، و نباید انجامش بدیم، و انتقاد سختگیرانه نبوده.
بابا یه نگاهی به دور و برتون بندازید!!!اینجا بیداری اندیشه ست ... (با صدای وکیل مدافع خنده بازار خونده شه لطفا

)
ما یه بار یه ترولی گذاشتیم،معتقد بودیم که درسته،هنوز هم معتقدیم که درسته.
هیچی دیگه ما اون ترول رو گذاشتیم،یه برادری (یا شایدم خواهری،درست یادم نیست) اومد انتقاد کرد که این چیه آخه،ما هم اومدیم دفاع کنیم دیگه!!یه تایپیک ارسال کردیم دو خط(به همین سوی چراغ دو خط بود!)
خلاصه رفتیم فردا صبح اومدیم،با صحنه عجیبی مواجه شدیم

آقا ملت بودن که پشت سر هم مراتب انتقاد شدیدشون رو به سمع و نظر ما میرسوندن


هیچی دیگه ما به غلط کردن افتادیم،ناظر بسیار محترم هم اومدم از دم هر چی تایپیک ما فرستاده بودیم و بقیه فرستاده بودن رو شخم زد رفت،ینی شخم زد ها
باس قبول کرد که اینجا خیلی فضای بسته ایه!بدونیم که جامعه مهدی پسند این مدلی نیست
آره دیگه،خلاسه من هم از اون روز فهمیدم که اینجا،نباید خیلی خودم رو بزارم تو آنپاس!کلا باید بی خیال لوقوز خونی بشم و یه کلوم بگم : چشم!