(۱۳/تیر/۹۲ ۱۸:۰۱)شهـاب نوشته است: [ -> ]![[تصویر: %D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7830763010/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84.jpg)
آیا میدانستید:
تا به حال ۶ تایی نشدیم
تا به حال دسته ۳ نرفتیم
65 دقیقه در حالی که 9 نفره بودیم نتونستند ما را ببرند
بیشترین تعداد قهرمانی را در کل ادوار برگزاری لیگ فوتبال
اولی قهرمان لیگ برتر
اولین تیمی که دوبارقهرمان متوالی لیگ برترشد
بیشترین تعداد لژیونر در اروپا
آقای گل جهان پرسپولیسی
بشترین تعداد عنوان بهترین بازیکن آسیا
پرطرفدارترین تیم آسیا پرسپولیس است!!
محبوب ترین بازیکن آسیاپرسپولیسی است
در ایران فقط پرسپولیسی ها افتخار حضور در جام باشگاه های اروپا و گلزنی در آن را داشته اند!!
(۱۳/تیر/۹۲ ۱۸:۰۹)مهدی2012 نوشته است: [ -> ]
وقتی یک چیزی زیاد گفته بشه عادی میشه و وقتی یک گناه عادی بشه خیلی راحت اون رو انجام میدن و وقتی گناه رو خیلی راحت انجام بدن ظهور امام زمان عقب میفته... چرا باید با این کارها ظهور رو عقب بندازیم؟
دوره ابتدایی یادتون میاد تا یک نفر یک حرف کوچولو بی ادبی میزد همه میگفتن وااااای چقد بی ادبه
دیگه کسی جرات نمیکرد حرف زشت بزنه
هه ولی اومدیم راهنمایی....
متاسفانه الان گناه کردن هم عادی شده
عادی که شده هیچ تازه مایه افتخار بعضی ها هم هست
یعنی
منظورت اینه که فیسبوک رفتن گناهه؟
و اسم فیسبوک آوردن هم گناهه؟
و تو اون پست داره تبلیغ گناه میشه؟؟
--------------------------------------------------------------------
بروسلی در کودکی !
گویا خارجکی ها هم چنین مشکلی دارن 
.
.
.
.
.
.
.
(۱۳/تیر/۹۲ ۱:۳۴)namekarbary نوشته است: [ -> ]واقعا ازین نبوغ مبوغ آدم هاج ماج و واج ماج می مونه...
آفرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هاج و واجم ترکیب اتباعیه، نقیض قانونیه که گفتم.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفتبن نبوغ یاد داستان های واقعی افتادم:
مطمئنم که همه میدونید بعضی از ما ایرانیا چه نبوغی تو دور زدن قانون داریم دوتا نمونه من شنیدم که باید تو گینس به عنوان خلاقانه ترین کلاهبرداری ها ثبت بشه.شما حدس میزنید کدوم از این دو داستان واقعیه؟
داستان اول: یه بنده خدایی تعریف میکرد که ما توآمریکا که درس میخوندیم تو هر اتاق یدونه ازین بخاری برقیا بود که سکه ای بود یعنی یدونه سکه مینداختی 30 دقیقه کارمیکرد.ما یه چند وقتی پول میریخیتیم گرم میشدیم. آخرسر دیدم ما همش باید پول بندزایم توش نمیشه که. اومدم به یه سکه نخ بستم سکه رو مینداهتم تو بخاری تا روشن میشد میکشیدمش بیرون!!!!!!!!
آخر ماه که اومدن پولای توبخاریارو جمع کنن دیدن ماهیچی ننداختیم شک کردن. ارحاعمون دادن پیش رئیس داتشگاه.
بعد تعریف کردن ماجرا واسش رئیس دانشگاه مات و مبهوت بعم نگاه کرد و گفت: پسر تو نابغه ای!!!
داستان دوم: از وقتی تعرفه های جدید برق اومده یکی یه ابتکار به خرج داده و گفته: ازاونجایی که کنتورهای جدید 3 نرخ
دارن و نرخ روزشون از همه ارزون تره بیاید یدونه ازین لامپای LED بذارید تو کنتورتون. سنسورش فکر میکنه روزه همه رو به نرخ روز حساب میکنه.
حالا به نظرتون کدوم داستان درسته ؟ داستان اول یا داستان دوم؟
آفرین هردو داستان کاملا درسته !!!!!!!!!!!!!!!

مژده مژده
از شر تبلیغات حلزون خلاص شدیم
![[تصویر: 08607322612626995719.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/08607322612626995719.jpg)