آقایان عزیز و خانمهای محترم، به این کاری که داره در جوکها صورت میگیره اصطلاحاً میگن "بیانیه صادر کردن"، یعنی یه اثر هنری میاد و یه نظر خیلی مشخصی رو با عوامل مختلف توجیه میکنه، و البته وسط یک محتوای هنری کسی انتظار منطق نداره. بله! اینجا مربوط به خندیدن هست! اصلاً خندهدار هم نمیشه که گوینده بخواد حرف منطقی بزنه، ولی هنوز هم کلمات و جملات معنا دارن و میتونن تأثیر بذارن، و بخاطر اینکه مخاطب اصلاً دنبال این نیست که منطقی بررسیشون کنه، میخونه و باهاش میخنده، و اینها توی ذهنش ماندگار و مؤثرش میکنن.
مثلاً:
(۱۴/مرداد/۹۲ ۰:۲۴)110 نوشته است: [ -> ]میترسم تحریم رو کامل کنند، دیگه برای خانمها لوازم آرایش وارد نشه!!!
فک کنید چه کابوسی جلوی چشامونه!!
ببینید دوستان، من کوچیک شما هم هستم، ولی مثلاً این نوشتهی شما باعث میشه اینطور القاء بشه که چهرهی دخترها بدون آرایش بد هست، و روی فکر دخترهایی که باقی موندن(هنوز چنین فکری ندارند) تأثیر بذاره، تا بپیوندن به اونهایی که آرایش میکنن. میتونه روی نظر باقی مردم هم در مورد مذمومیت آراستن خود برای نامحرم تأثیر بذاره.
امیدوارم از بنده دلگیر نشده باشین. من کی باشم که بخوام از شما ایراد بگیرم. فقط خواستم مواظب محاسنتون باشم:
تو را پاسبان است چشم تو و من
همی خفته میبینم این پاسبان را
البته اقای درت پسند ین میتونه به نوعی با زبان طنز ارایش بیش از حد بعضی رو هم نقد کنه .
بستگی به روش برداشت داره . اینجا برداشت یه چیز قابل اثبات صد در صدی نیست و نمیشه روش قانون بست و محکوم کرد . این صرفا ممکنه برداشت شما و بعضی افراد باشه .
بر عکس بعضی چیزا که مسلما باید جلوگیری بشه .
التماس دعا
(۱۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۲۵)وحید110 نوشته است: [ -> ]البته اقای درت پسند ین میتونه به نوعی با زبان طنز ارایش بیش از حد بعضی رو هم نقد کنه .
بستگی به روش برداشت داره . اینجا برداشت یه چیز قابل اثبات صد در صدی نیست و نمیشه روش قانون بست و محکوم کرد . این صرفا ممکنه برداشت شما و بعضی افراد باشه .
بر عکس بعضی چیزا که مسلما باید جلوگیری بشه .
دوست عزیز، دقت بفرمایید که گفته شده اگه لوازم آرایش تحریم بشه، یعنی اگه استفاده نشه چقدر بد میشه، نه اینکه وضعیت همین الآن بد تلقی شده باشه.
(۱۴/مرداد/۹۲ ۲۰:۰۳)Tishtar نوشته است: [ -> ]بابا یه نگاهی به دور و برتون بندازید!!!اینجا بیداری اندیشه ست ... (با صدای وکیل مدافع خنده بازار خونده شه لطفا
)
ما یه بار یه ترولی گذاشتیم،معتقد بودیم که درسته،هنوز هم معتقدیم که درسته.
هیچی دیگه ما اون ترول رو گذاشتیم،یه برادری (یا شایدم خواهری،درست یادم نیست) اومد انتقاد کرد که این چیه آخه،ما هم اومدیم دفاع کنیم دیگه!!یه تایپیک ارسال کردیم دو خط(به همین سوی چراغ دو خط بود!)
خلاصه رفتیم فردا صبح اومدیم،با صحنه عجیبی مواجه شدیم
آقا ملت بودن که پشت سر هم مراتب انتقاد شدیدشون رو به سمع و نظر ما میرسوندن
هیچی دیگه ما به غلط کردن افتادیم،ناظر بسیار محترم هم اومدم از دم هر چی تایپیک ما فرستاده بودیم و بقیه فرستاده بودن رو شخم زد رفت،ینی شخم زد ها
باس قبول کرد که اینجا خیلی فضای بسته ایه!بدونیم که جامعه مهدی پسند این مدلی نیست
آره دیگه،خلاصه من هم از اون روز فهمیدم که اینجا،نباید خیلی خودم رو بزارم تو آنپاس!کلا باید بی خیال لوقوز خونی بشم و یه کلوم بگم : چشم!
صد در صد مخالفم.
دقیقاً برعکس.
آخه عزیز دلم، این که نمیشه.
دو تا چیز مخالف هم که نمیتونن در مورد یه مسئله حقیقت داشته باشن. یه مسئله یا درسته، یا غلط.
اگه قرار نبود سر مسائل بحث و جدال نیکو کرد، خداوند عقل رو به بشر نمیداد.
اگه قرار نبود سر مسائل بحث و جدال نیکو کرد، خداوند دین رو نمیفرستاد.
یعنی اگه اون کار شما براساس دین وجهه داره، میشه فهمید. باید بشه!
نمیدونم اون کار چی بوده و بحثش چی بوده، ولی اینطور که فهمیدم شما تسلیم ِ (به قول خودتون)اعتراضات پشتسرهم ِ ملت شدین، و نرفتین که براساس دین ازش دفاع کنین.
انتظار دارین چه اتفاقی بیفته؟

اگه موضوع مناسب مطرح شدن بصورت علنی نبود، میشد بصورت خصوصی با دوستان در موردش بحث کنین.
(۱۴/مرداد/۹۲ ۲۲:۰۴)Patriot نوشته است: [ -> ]
ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺠﺎ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﺟﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧــــَـــه ﺭﮊﯾﻤﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ ﺑﺮﯾﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺍﻣﺸﺐ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎﺯ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﺩﺩﺩﻩ ؟ ﻧﻈﺮﺕ ﭼﯿﻪ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻭﺭه !
ﭘﺴﺮ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﮒ ﺑﺰﻧﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﯾﺸﺸﺸﺶ !!۱ ﻣﻦ ﺳﺎﻧﺪوﯾﭻ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﭘﺲ ﺑﻼﺍﺍﺍﺍﺧﺮﻫﻬﻬﻬﻬﻪ چیکار ﮐﻨﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﭼﯽ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !!!
ﺗﻼﺵ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍست …
مثلاً در این مورد ما حسنظن به خرج میدیم و میگیم منظور زن و شوهر هست و رابطهی دوستی حرام نیست(موشکافی هم نمیکنیم تا به نتیجهی خلافش برسیم).
اما در مورد اینها
(۱۴/مرداد/۹۲ ۲۲:۰۴)Patriot نوشته است: [ -> ]ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ :
“ﮐﻠﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﺎ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻥ”
ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﭼﺮﺍ ﯾﻪ ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯿﺨﺮﯼ ﺁﺧﻪ ؟؟؟
طبق معمول بلاک شدم …
(از یه دونه دیگه هم ایراد گرفتم، متوجه شدم اشتباه میکردم، ویرایش کردم)
نمیدونم، شاید لازم باشه شما بیایید با همون دایناسورهایی که تو مدرسه همکلاسیشون بودم همکلام بشید تا وقتی تو فیسبوک از این چیزها مینویسن منظورشون رو بگیرید.
البته من که نگهبان شما نیستم. از ما گفتن بود. خداحافظ ِ این تاپیک.
یکی از مشکلای ایرانسل اینه ک...
ی اسمس خالی رو ب هر شماره ای بفرستی...
ی سرویس فعال میشه... :|
اونایی که کنکور رو خراب کردند، چند رکعت نماز شکر بخونن, پاشن برن وارد شغل آزاد بشن و چند سال بعد در حالی که پول هاشون رو می شمرن من رو دعا کنن
ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﯾﻦ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﻣﻮﺩﺍﺭﺍ ﻣﺰﺷﻮﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ؟ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﮐﺮﺩ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ! بعد فهمیدم بش میگن ﻧﺎﺭﮔﯿﻞ :
از اون موقع که کره به ایران باخته، گوشی سامسونگم هنگ کرده
عقده ای
این بازیکنای کره بیشترشون کیم بودن. لیوانی و قیفی هم توشون بود البته.
هرچه دوستش به او گفت :
غلامرضا خم شو ، فایده ای نداشت
بعد از مراسم ازش پرسیدن ، چرا خم نشدی
برایت دردسر میشود ، او شاه مملکت است
گفت هر که میخواهد باشد :
تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم میشود
( روحش شاد )
میگن تو جهنم مهریه دخترها دیگه تاریخ تولدشون نیست!....
رتبه کنکورشون رو مهریه میزارن :|
ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺍﻳﻨﻪ ﻛﻪ توی ﻣﻬﻤﻮﻧﻴﺎ وقتی ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻪ ﺩﻳﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﭽﺮﺧﻮﻧﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺮﺳﻪ …
.
.
ساعت ۶ صبح تو رادیو گفت با هرکی قهرین همین الان بiش زنگ بزنین و آشتی کنین ، والا با هرکی هم آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم ۱۰سال باهامون حرف نمیزنه …
.
.
.
زیر بارون تند یا باید چاقو خورد یا باید بالا سر کسى که چاقو خورده بشینى و بگى خداااااااااااا وگرنه همینجورى اصلا فایده نداره …
من اصلا فلسفه وجودی آیفون تصویری رو نمیفهمم
چرا؟
چون یا هرکی زنگ می زنه از جلو لنزش میره کنار که دیده نشه
یا وقتی زنگ میزنن میبینیم کیه؟ باز هم می پرسیم:
کیه؟



اوضاع مملکت ما رو از همونجا که بابانوئل کادو میده ولی حاجی فیروز گدایی میکنه میشه فهمید
توی بهشت وقتی میری سمینار سخنرانی نداره!...
همون اول شام میدن تموم میشه میره

)
(۱۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۵۵)درست پسند نوشته است: [ -> ]صد در صد مخالفم.
دقیقاً برعکس.
آخه عزیز دلم، این که نمیشه.
دو تا چیز مخالف هم که نمیتونن در مورد یه مسئله حقیقت داشته باشن. یه مسئله یا درسته، یا غلط.
اگه قرار نبود سر مسائل بحث و جدال نیکو کرد، خداوند عقل رو به بشر نمیداد.
اگه قرار نبود سر مسائل بحث و جدال نیکو کرد، خداوند دین رو نمیفرستاد.
یعنی اگه اون کار شما براساس دین وجهه داره، میشه فهمید. باید بشه!
نمیدونم اون کار چی بوده و بحثش چی بوده، ولی اینطور که فهمیدم شما تسلیم ِ (به قول خودتون)اعتراضات پشتسرهم ِ ملت شدین، و نرفتین که براساس دین ازش دفاع کنین.
انتظار دارین چه اتفاقی بیفته؟
اگه موضوع مناسب مطرح شدن بصورت علنی نبود، میشد بصورت خصوصی با دوستان در موردش بحث کنین.
من هم نگفتم ککه نباید بحث بشه،من میگم اینجا یه فضای فکری حاکمه،هر کی هم یه ذره پاش رو از اون فضا فراتر بزاره(حتی اگه قصد بدی نداشته باشه)اونقدر حجمه بهش زیاده که بی خیال بشه هم خودش راحت تره هم بقیه راحت ترن!
مثلا بحث حجابی که همین الان هم در موضوعات همسایه در حال جریانه،یه کسی که طرفدار حجاب آزاده یه نظر میزاره،پنجاه نفر نقدش میکنن،این دیگه گفتگو نیست!آنپاسه

(۱۴/مرداد/۹۲ ۲۳:۳۲)Tishtar نوشته است: [ -> ]من هم نگفتم ککه نباید بحث بشه،من میگم اینجا یه فضای فکری حاکمه،هر کی هم یه ذره پاش رو از اون فضا فراتر بزاره(حتی اگه قصد بدی نداشته باشه)اونقدر حجمه بهش زیاده که بی خیال بشه هم خودش راحت تره هم بقیه راحت ترن!
مثلا بحث حجابی که همین الان هم در موضوعات همسایه در حال جریانه،یه کسی که طرفدار حجاب آزاده یه نظر میزاره،پنجاه نفر نقدش میکنن،این دیگه گفتگو نیست!آنپاسه
عزیز دلم،
همهجا فضای فکری حاکمه!
یه جا اجازه میده هرمطلبی آورده بشه،
یه جا دلش نمیخواد مطالب ناپسند آورده بشه.
اتفاقاً اینجا یه ذره که هیچ، چند کیلومتر اجازه داده میشه از مرز رد بشن. اگه دست من بود معنی این یه ذره بیشتر مشخص میشد!

ولی بحث بحثه دیگه! تا موقعی که منطقی باقی بمونه چه فرقی داره یک به پنجاه یا یک به یک؟
همین بحثهای حجاب توی کامنتهای بعضی سایتهای خبری راه میفته، و بعضی جاها هم برعکس اینجا افراد مخالف حجاب اجباری(یا کلاً خود حجاب) بیشترن. از نظر ما مشکلی نداره بریم بین اونها بحث کنیم، ولی فقط اگه فضا منطقی باشه(نه فحش و فحشکاری).
اگه خواستید باقیاش رو در پیام خصوصی ادامه بدیم. به نظرم الآن ناظر محترم میان در این مورد بهمون تذکر میدن.