در خوابگاه هاي پسران کارهایی انجام مي شود که حتي به عقل جن هم نمیرسد. اين هم يك نمونه از اقدامات اين دانشجويان خوشفكر كه براي عبرت گرفتن ساير موش هاي موزي در يكي از اين خوابگا ها انجام شده است:
![[تصویر: a5k5sfqj2luuub66qwrn.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/a5k5sfqj2luuub66qwrn.jpg)
پسرعمم الان داشت دوغ و قهوه رو مخلوط میکرد :|
گفتم این دیوونه بازیا چیه؟
گفت دوغ خواب میاره قهوه بیداری میاره
میخوام ببینم مخلوطش میتونه آدمو وارد دنیای خواب و بیداری کنه؟؟؟
به نظرتون من اینو چه طوری بکشم که طبیعی به نظر برسه ؟؟؟


(۲۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۵)mahpare نوشته است: [ -> ]در خوابگاه هاي پسران کارهایی انجام مي شود که حتي به عقل جن هم نمیرسد. اين هم يك نمونه از اقدامات اين دانشجويان خوشفكر كه براي عبرت گرفتن ساير موش هاي موزي در يكي از اين خوابگا ها انجام شده است:
![[تصویر: a5k5sfqj2luuub66qwrn.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/a5k5sfqj2luuub66qwrn.jpg)
خوشفکر؟؟؟؟؟!!!!!!
دلم برای موش بیچاره سوخت. طفلی رو چرا شکنجه میدن؟
خواهرم ،همسایه ای داشت که شوهرش وپسرش کرولال بودند پسر دو،سه ساله بود که قضیه کاشت حلزون در گوش مطرح شد .
زن بیچاره به فکر کاشت حلزون برای طفل معصومش افتاد شاید پسرش تا آخر عمرش کرولال نماند
اما با کدام پول شوهرش یک نگهبان با 200 تومن حقوق بود .
زن بیچاره در به در افتاد بهزیستی ومساجد وحسینیه ها وکمیته امداد تا پول کاشت حلزون وگفتار درمانی را جور کند .
شنیدم که رفته از پدر شوهرش ونامادری شوهرش درخواست کمک کرده وگفته حداقل مقداری از هزینه عمل را متقبل شود .
خودش میگفت چنان فحش هایی به او داده بودند که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شود آخر سر هم با پرتاب عروس ونوه از خانه ختم به خیر شده ،چرا که هفته بعد پدر شوهر ونامادری شوهرش راهی حج تمتع بودند .
حاجی ها رفتند وبرگشتند اما انسان خیر در این دنیا کم نیست پسر هم عمل کرد ودوره گفتار درمانیش تمام شد.
چند وقت پیش لوح های تقدیر را که از مدرسه گرفته بود ریخته بود بغل خواهرم وبا آن زبان دیر به کار افتاده اش حمد وقل هوالله احد می خواند .
اسمش علی رضاست
محــبـوب دلـــم دویــست و شـــــیشم
رستم پی تو به راه رفته/ خانها همه اشتباه رفته
بیژن! عقبت به چاه رفته/ با تو گاگارین به ماه رفته
رویای تو در دل پریشم /محبوب دلم دویست و شیشم
آکنده ز منطق ارسطو/ تودوزی تو پر پرستو
ای ظاهر تو چراغ جادو/ چون که دمِ در بده، بیا تو
امروز که بنده در آفیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم
ای رفته به قلهی دماوند!/ ای بر تو نگاه کوه الوند!
ای داده ژکوند بر تو لبخند!/ من میخرمت فقط بگو چند؟
ای وای که با تو من چی میشم/ محبوب دلم دویست و شیشم
ای ناز چراغ و پاک شیشه!/ از دوری تو دلم پریشه
بهتر ز تو در جهان نمیشه/ ای عمر گارانتییت همیشه!
یک عمر تو بستهای به ریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم
ای کشتهی تو خود اوناسیس!/ از هجر تو دیدهها همه خیس
گر قافیه شد غلط بگو «هیس»/ چون نمرهی تو دهد دلم بیس
من تا به ابد تو را سریشم/ محبوب دلم دویست و شیشم
ای جان پسر! شنو تو این را/ این در فن خودرو آخرین را
تیک آف مزن تو این چنین را/ ویراژ مده تو نازنین را
از کار تو سخت دل پریشم/ محبوب دلم دویست وشیشم
قربان قد و قر و غمیشت/ جانم به فدای قوم و خویشت
مُردم ز نگاه پر ز نیشت/ هر روز من آمدم به پیشت
امروز خودت بیا به پیشم/ محبوب دلم دویست و شیشم
تا آخر عمر یار من باش/ هر روز فقط کنار من باش
براقی روی تار من باش/ خواهی تو بیا سوار من باش
با دست خودت بزن پولیشم / محبوب دلم دویست و شیشم
ای شاخه نبات شعر حافظ!/ سربی و بژ و سیاه و قرمز!
در قلب تمام خلق نافذ! / در آخر کار در پرانتز!
با تو؛ نه به فکر جان خویشم(محبوب دلم دویست و شیشم)
(۲۸/شهریور/۹۲ ۱۶:۳۹)bagheri4 نوشته است: [ -> ]
این الان گریه ی حلال بود یا خنده ی حلال؟
(۲۸/شهریور/۹۲ ۱۶:۴۸)110 نوشته است: [ -> ]این الان گریه ی حلال بود یا خنده ی حلال؟
راه رسیدن به شادی باطنی بود.
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ...
نیکی را در نخواهید یافت تا آنگاه که از آنچه دوست میداريد انفاق کنيد.
(۲۸/شهریور/۹۲ ۱۷:۵۳)علمدار133 نوشته است: [ -> ]
فکر کنم این موارد اصلا در اسلام پسندیده نباشه
سرکار گذاشتن مردم