تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
وقتی مردان بچه داری میکنند !
[تصویر: 67155565492820668155.gif]
ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺁﻣﻮﻧﯿﺎﮎِ ﺧﺎﻟﺺ ﺗﻨﻔﺲ ﮐﻨﻢ ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﯽ ﺑﻮﯼ ﻣﺎﻩ ﻣﻬﺮ به ﻣﺸﺎﻣﻢ ﻧﺮﺳﻪ ... Big Grin
[تصویر: Troll10WwW_Kamyab_IR_.jpg]
[تصویر: faceWwW_Kamyab_IR_.jpg]
[تصویر: Optimized_GorilWwW_Kamyab_IR_.jpg]
علت رفع فیـلتر فیسبـوک مشخص شد !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه چند ساعت فیـلتر رو درآوردن شستن گذاشتن سرجاش ! :!
نظرﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﭼﯿﻪ ؟
۱- ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ
۲- خیلی ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ
۳- ﻋﺎﻟﯿﻢ
۴- ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﻡ
۵- ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ
تورو خدا ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﭘﺬﯾﺮﻡSmile


ای کسانی که هنگام ورود پدرشان به اتاق بلافاصله صفحه فیسبوغ را بسته،
سپس ساعتها به عکس بک گراند دسکتاپ خیره می شوید ،
بدانید که موقع گرفتن پول تو جیبی هم،
پدرتان کنترل را به دست گرفته و به صفحه تلویزیون خیره خواهد شد.Blush


یه ژاپنی به زنش می گه:
” Taki Mashita ”
زنش می گه:
” Masu Kushi ”
مرد ژاپنی ناراحت می شه می گه:
” Dakara Tsu Shimashi Ta ”
زنش گریه می کنه می گه:
” Nimi Tasuni Watashi Yaku Misamihi ”
یه جوری می خونی انگار سر در میاری! با مسائل خانوادگی مردم چی کار داری؟Big Grin
دختر 13 ساله تو یک سایتی کامنت گذاشته :

" از همه مردا متنفرم ! "
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سوالی که این جا پیش میاد اینه که پفکِ این طفل معصوم رو کی خورده ؟؟؟؟ : ))))))
هر که خرما را با هسته خورده ...
روزی پیامبر و حضرت علی(علیه السلام) کنار هم خرما می خوردند. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هر خرمایی را که می خورد، به آرامی، هسته اش را نزد هسته های علی(علیه السلام) می گذاشتند. هنگامی که از خوردن خرما دست کشیدند، همه هسته ها جلوی حضرت علی(علیه السلام) بود. پیامبر در این موقع، رو به حضرت علی(علیه السلام) کردند و فرمودند: «ای علی! بسیار می خوری». حضرت علی(علیه السلام) در جواب پیامبر فرمودند: «آن که خرما را با هسته خورده است، پرخورتر است».6

شوخی های پیامبر و یاران
[تصویر: sicVlb8_450.jpg]
سلام

بمناسبت اول مهر و بازگشایی مدارس یه خاطره واقعی نسبتا خنده دار از اولین دانش آموزام براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد:
سال اولی که استخدام شده بودم (3 سال پیش) وسطای سال تحصیلی بود یه مدرسه پسرونه ، خانوم کلاس دومش رفته بود مرخصی زایمان. از آموزش و پرورش بهمون دستور دادن که باید بری اونجا خلاصه ماهم با کلی انگیزه رفتیم سر کلاس و البته قبلشم کلی از این طرف و اونطرف بهمون سفارش شد جدی باش و کم بخند که بتونی کلاسو کنترل کنی روز اول که رفتیم سر کلاس یه دقیقه ای که کلاس گذشت یکی از بچه ها بهم گفت که آقا فلانی میگه قیافه آقا معلم مثه بچه دختراستDodgy [b]ما هم هیچی بروی خودمون نیوردیم روز اول که بالاخره گذشت اما اصل ماجرا به چند روز بعد از اون بر میگرده که یکی از روزها ساعت اول بانک کار داشتم زنگ زدم به مدیر گفتم دیر تر میام وقتی زنگ دوم رفتم سر کلاس بچه ها میگفتن آقا چرا نیومده بودی و .... همون بچهه دوباره گفت آقا زنگ اول که نبودید فلانی می گفت که آقا معلم رفته مرخصی زایمان!!!!!!! ما دیگه کنترل خنده از دستمون کند و هر چی این چند روز جدی بودیم و اینجوری شدیم
Big Grin
صبح بخیر ... بالاخره بیدار شدید ؟ چایی بریزم؟

[تصویر: sinDNg7_535.jpg]







[تصویر: sitgwNW_535.jpg]
آدرس های مرجع