وقتی از امام باقر علیه السلام درباره تفسیر سوره نبأ پرسیدند، از قول امام علی علیه السلام فرمود: خداوند هیچ آیه ای بزرگتر از من و هیچ نبأ عظیمی عظیم تر از من ندارد.
* تفسیر ابی حمزه ثمالی، ص۳۵۰
در بعضى از تواريخ نوشته شده:
كسرى بر بوذر جمهر خشمگين شد، دستور داد به زنجيرش كشيدند، و در اطاق تاريكى زندانش كردند، چند روزى گذشت كسى را به سراغ او فرستاد. ديد دلش آرام و فكرش مطمئن است. پرسيد: با اين سختى و گرفتارى حال خوشى دارى؟ گفت:
معجونى از شش ماده تركيب كرده به كار بستم همان سبب خرمى و شادابى من شد،
گفت: آن آميزهها را به ما هم بياموز تا در گرفتاريها از آن سودمند شويم،
گفت:
اول: اعتماد و توكل به خدا،
دوم: توجه به اين كه مقدرات الهى حتمى است،
سوم: صبر كه بهترين داروى گرفتارى است،
چهارم: اگر صبر نكنم چه كنم، پس چون چارهاى نيست با بىتابى بلا را شدت نمىدهم؛
پنجم: از اين سختتر هم ممكن است، (پس به اين درجه نازل بايد راضى بود)،
ششم: هر ساعت اميد گشايش و فرج دارم.
چون اين سخنان را براى كسرى نقل كردند آزادش كرد و عزيزش داشت.
الامام الرّضا - علیه السلام :
إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَهِ، یَكْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلی كُلِّ خَیْر
«مستدرك الوسائل، ج 9، ص 16، ح 10073»
امام رضا- علیه السلام - فرمود: همانا سكوت و خاموشی راهی از راه های حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه می گردد، سكوت راهنمائی برای كسب خیرات می باشد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : هرگاه امت من نسبت به هم کینه نورزند، هرگز دشمنی در برابر آنها قد علم نمی کند
کنز العمال ح 1104
روزی پیامبر اسلام حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شیطان را حاضر در مسجد الحرام دید،پیش او رفت و به او گفت : ای ملعون چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : از دست تو و امت تو ناراحتم .
حضرت فرمود : چرا از من ناراحتی ؟
شیطان گفت : چون این همه تلاش می کنم تا مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت آنها را شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی .
حضرت فرمود : از دست امتم چرا ناراحتی ؟
شیطان گفت : اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که سلام نام خداوند است و من از این اسم می ترسم .
دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند با یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم بیرون نیامده گناهانشان بخشیده می شود.
سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند بسم ا... می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم .
چهارم اینکه بعذ از غذا خوردن الحمدا... می گویند .
پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند صلوات ختم می کنند و ثواب آن آنقدر زیاد است که من فرار می کنم .
ششم اینکه وقتی می خواهند کار بکنند انشاءا... می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم .
هفتم اینکه صدقه می دهند و وقتی صدقه می دهند هم گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند .
هشتم قرآن می خوانند و در خانه ای که قرآن خوانده شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن ملائکه رفت و آمد می کنند .
نهم مرا زیاد لعنت می کنند و با هر لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آن زخم ها خوب نمی شود .
دهم هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا هدر می دهند .
یازدهم عطسه که می کنند الحمدا... می گویند.
بسم الله الرحمن الرحیم
در حال خواند قرآن بودم که به این آیه مبارک رسیدم « و شارکهم فی اموالهم و اولادهم».این آیه اشاره دارد که شیطان در اموال و اولاد انسان مشارکت می کند.
اما متاسفانه متوجه نشدم که شیطان چگونه می تواند بر اموال و اولاد انسان مشارکت کند تا اینکه چند ساعت بعدش یه سخنرانی گوش می دادم که همین آیه رو داشت توضیح می داد که شراکت شیطان در اموال یعنی همان خوردن مال حرام و شراکت شیطان در فرزندان یعنی همان متولد شدن فرزندان حرام زاده.که البته اولی مقدمه ای است برای دومی
این اتفاق خیلی برام جالب بود که بنده رو یاد یه نفر انداخت که می گفت: در راه حق و فهمیدن حقیقت هر اندازه که قدم برداری چندین برابر موفق خواهی بود به اذن خدواند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: «کسی که عاشق شود و در عشق خویش کتمان کند و عفت بورزد و با این حال بمیرد ،اوشهید است».
منتخب ميزان الحكمه ،ترجمه:محمد رضا شيخي ،انتشارات دارالحديث ،باب (4)،ص280