تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (A+)احادیث و نکته های نابی که در زندگی من بسیار اثر گذار بودند&
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايند:

شبي كه به آسمانها رفتم دري و پرده اي و درختي و برگي و ميوه اي نديدم مگر اينكه بر روي آن نوشته شده باشد" علي علي " و همانا نام علي بر همه چيز نوشته شده است


كتاب القطره، ج۱، ص۲۴۴
وقتی از امام باقر علیه السلام درباره تفسیر سوره نبأ پرسیدند، از قول امام علی علیه السلام فرمود: خداوند هیچ آیه ای بزرگتر از من و هیچ نبأ عظیمی عظیم تر از من ندارد.


* تفسیر ابی حمزه ثمالی، ص۳۵۰
امیر المؤمنین علی (علیه السلام):
تو مراقب آخرتت باش، دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.

غرر الحکم ح 2603 ص 144

یک حدیث معتبری از امام علی علیه السلام خوندم که تا به عمرم چنین حدیثی نخوانده بودم
خیلی ... از خوندنش کیف کردم
.
در سفینه البحار آمده است :
(زمیله)یکی از شیعیان امام علی علیه السلام بوده و در کوفه زندگانی می کرده نقل شده که گفت :
.
مدتی در کوفه مریض بودم و از فیض حضور علی علیه السلام و درک نماز آن بزرگوار محروم مانده بودم تا اینکه در خود مختصر تخفیفی دیدم فورا خود را تطهیر کردم و به نماز حضرت شرکت کردم
.
پس از نماز ، علی علیه السلام منبر تشریف بردند من هم برای استفاده از منبر آن بزرگوار نشستم ناگاه تب بر من عارض شد و به حال فکر افتادم تا اینکه چون منبر آن جناب خاتمه پیدا کرد و مردم از مسجد بیرون رفتند حضرت به نزد من آمد و احوال مرا پرسید . حال خود را برای آن حضرت نقل نمودم فرمودند :
.
ای( زمیله) نیست هیچ مومنی که مریض شود مگر آنکه ما مریض می شویم به مرض او و هیچ مومنی محزون نمی شود مگر آنکه ما به حزن او محزون می گردیم و هیچ مومنی دعا نمی کند مگر آنکه ما آمین می گوییم و هیچ مومنی ساکت نمی نشیند مگر آنکه ما در حق او دعا می کنیم .
.
عرض کردم:
یا امیر المومنین این ارتباط مابین شما و شیعیان منحصر است به آنهایی که در زمان شما در کوفه می باشند یا برای جمیع شیعیان شما در تمام ازمنه و امکنه این ارتباط ثابت است ؟

امام علی علیه السلام فرمودند :

ای زمیله ، نیست پوشیده بر ما حال مومنی هر جای عالم که باشد از مشرق و مغرب زمین
................................................................
(اسرار معراج پیامبر اسلام – شیخ علی قرنی گلپایگانی/ص 10- انتشارات کتابچی)
در بعضى از تواريخ نوشته شده:
كسرى بر بوذر جمهر خشمگين شد، دستور داد به زنجيرش كشيدند، و در اطاق تاريكى زندانش كردند، چند روزى گذشت كسى را به سراغ او فرستاد. ديد دلش آرام و فكرش مطمئن است. پرسيد: با اين سختى و گرفتارى حال خوشى دارى؟ گفت:
معجونى از شش ماده تركيب كرده به كار بستم همان سبب خرمى و شادابى من شد،
گفت: آن آميزه‏ها را به ما هم بياموز تا در گرفتاريها از آن سودمند شويم،
گفت:
اول: اعتماد و توكل به خدا،
دوم: توجه به اين كه مقدرات الهى حتمى است،
سوم: صبر كه بهترين داروى گرفتارى است،
چهارم: اگر صبر نكنم چه كنم، پس چون چاره‏اى نيست با بى‏تابى بلا را شدت نمى‏دهم؛
پنجم: از اين سخت‏تر هم ممكن است، (پس به اين درجه نازل بايد راضى بود)،
ششم: هر ساعت اميد گشايش و فرج دارم.
چون اين سخنان را براى كسرى نقل كردند آزادش كرد و عزيزش داشت.

الامام الرّضا - علیه السلام :
إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَهِ، یَكْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلی كُلِّ خَیْر
«مستدرك الوسائل، ج 9، ص 16، ح 10073»


امام رضا- علیه السلام - فرمود: همانا سكوت و خاموشی راهی از راه های حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه می گردد، سكوت راهنمائی برای كسب خیرات می باشد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم

رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : هرگاه امت من نسبت به هم کینه نورزند، هرگز دشمنی در برابر آنها قد علم نمی کند

کنز العمال ح 1104
روزی پیامبر اسلام حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شیطان را حاضر در مسجد الحرام دید،پیش او رفت و به او گفت : ای ملعون چرا ناراحتی ؟
شیطان گفت : از دست تو و امت تو ناراحتم .
حضرت فرمود : چرا از من ناراحتی ؟
شیطان گفت : چون این همه تلاش می کنم تا مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت آنها را شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی .
حضرت فرمود : از دست امتم چرا ناراحتی ؟
شیطان گفت : اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که سلام نام خداوند است و من از این اسم می ترسم .
دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند با یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم بیرون نیامده گناهانشان بخشیده می شود.

سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند بسم ا... می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم .

چهارم اینکه بعذ از غذا خوردن الحمدا... می گویند .

پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند صلوات ختم می کنند و ثواب آن آنقدر زیاد است که من فرار می کنم .

ششم اینکه وقتی می خواهند کار بکنند انشاءا... می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم .

هفتم اینکه صدقه می دهند و وقتی صدقه می دهند هم گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند .

هشتم قرآن می خوانند و در خانه ای که قرآن خوانده شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن ملائکه رفت و آمد می کنند .

نهم مرا زیاد لعنت می کنند و با هر لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آن زخم ها خوب نمی شود .

دهم هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا هدر می دهند .

یازدهم عطسه که می کنند الحمدا... می گویند.
بسم الله الرحمن الرحیم
در حال خواند قرآن بودم که به این آیه مبارک رسیدم « و شارکهم فی اموالهم و اولادهم».این آیه اشاره دارد که شیطان در اموال و اولاد انسان مشارکت می کند.
اما متاسفانه متوجه نشدم که شیطان چگونه می تواند بر اموال و اولاد انسان مشارکت کند تا اینکه چند ساعت بعدش یه سخنرانی گوش می دادم که همین آیه رو داشت توضیح می داد که شراکت شیطان در اموال یعنی همان خوردن مال حرام و شراکت شیطان در فرزندان یعنی همان متولد شدن فرزندان حرام زاده.که البته اولی مقدمه ای است برای دومی
این اتفاق خیلی برام جالب بود که بنده رو یاد یه نفر انداخت که می گفت: در راه حق و فهمیدن حقیقت هر اندازه که قدم برداری چندین برابر موفق خواهی بود به اذن خدواند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: «کسی که عاشق شود و در عشق خویش کتمان کند و عفت بورزد و با این حال بمیرد ،اوشهید است».

منتخب ميزان الحكمه ،ترجمه:محمد رضا شيخي ،انتشارات دارالحديث ،باب (4)،ص280
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43
آدرس های مرجع