تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (A+)احادیث و نکته های نابی که در زندگی من بسیار اثر گذار بودند&
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43
بسم الله
به نظر من یه راهکاری وجود داره علی جان البته در همین حدّش هم سخته باز ولی بهتر از هیچیه!
و حرف من این هست که دوستان زمانی که من در عرض یک روز یک کتاب حدیث رو یا یک جزء قرآن رو یکجا مطالعه کنم، خب این واضح هست که تاثیری نخواهد داشت.
چون فکری نکردم راجع به اون سخنی که به من زده شده
مگر اینطور نیست که هر چیزی با تمرین بدست می آید؟ خب ما هم باید مسلمان بودن رو تمرین کنیم و البته تمرینات ساده ای نیست. هست؟
ما وقتی یه آیه رو یا یک حدیث رو مطالعه کردیم نباید روش حداقل 2 دقیقه فکر کنیم؟ ببینیم آیا این حدیث فقط همین ظاهرش حقّ مطلب رو بیان میکنه یا در وجودش چیزی هم نهفته ست؟ نه اینکه چند ثانیه متاثر بشیم و توی سر خودمون بزنیم حداکثر و بعدشم فوقش بفرستیمش تو حافظه بلند مدت و بایگانی بشه و دیگر هیچ....
تا اینجا اگر تونستیم این کار رو انجام بدیم کلی سود کردیم
مر حله بعدی این هست که وقتی جان کلام رو دریافت کردیم و پیام و دستور سخن خدا یا ائمه رو گرفتیم حدآقل یه روز اون رو تمرین کنیم ببینیم یعنی چی؟ وقتی میگه دروغ نگو یعنی چی؟ یعنی اگه یه جا به ضررت بود حقیقت رو بگی ، باید بگی، خب بیایم یه روز این کارو انجام بدیم ببینیم چه اتفاقی میافته؟
آقا جان اینی من میگم حرفش ساده ست ها... ولله وقت انجام دادنش و تمرین دستورات ائمه و قرآن تموم اعضا جوارح بدن جا میزنه ، تک تک سلول ها فریاد میزنن که نه بابا این کارا کار من نیست داداش بیا همون به شیوه جاهلیت ادامه بدیم...
بیاد بیاریددوستان توی تاپیک چهل نکته نمره هامون چند میشه؟ خدایی یه نگاه دوباره به اون چهل خصلت مومن بندازید ببینید ساده ست؟
پس بیاید یک حدیث از مولا رو تمرین کنیم

قال على (عليه السلام):

«يا كُمَيْلُ! اِنَّ اَحَبَّ مَا امْتَثَلَهُ الْعِبادُ اِلَى اللهِ، بَعْدَ الاِْقْرارِ بِه وَ بِاَوْليائِه، التَّعَفُفُ وَ التَّحَمُّلُ وَ الاِْصْطِبارُ»;

«اى كميل! محبوب ترين چيزى كه بندگان خدا مى توانند به وسيله آن بندگى خدا كنند، بعد از اقرار به وحدانيّت خدا و حقانيّت اوليائش، (سه چيز مى باشد): تعفّف و تحمّل و اصطبار است


دوستان شرح و تفسیر این حدیث رو تو تاپیک در محضر مولا قرار میدم.



قال على (عليه السلام):

«اَيُّهَا النّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فى طَريقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اَهْلِهِ»;

«اى مردم! در طريق هدايت از كمى طرفداران آن وحشت نكنيد»

یا الله

****ص145: بالاخره حقیر با اینکه در آن وقت بیش از بیست و دو سال از عمرم نگذشته بود عرض کردم: بنده بالوجدان میبینم که اگر در مقابل شخص بزرگی قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعی میبینم و هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیه تر باشد دگرگونی حال بیشتر میشود، اما در عین حال که معتقدم و همه ما معتقدیم که خدای متعال از هر بزرگی و صاحب جاهی بزرگتر و وجیه تر است، پس چرا وقتی به نماز می ایستم با اینکه یقیناً خود را در مقابل حق – جل و علا - قرار میدهم هیچ تأثیری و تفاوتی و تغییر حالی در خود نمی یابم؟{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ} (( همانا مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان لبریز از خوف خدا ميگردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.)) " انفال-2"

از اینجا میفهمم که این ایمان، ایمان واقعی نیست؛ لذا میکوشم که خود را به مرحله ای برسانم که قدری از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.
با سلام
دوستان بیان قشنگترین و دردناکترین و تاثیر گدارترین حدیثی که از هر شخصی یا کتابی شنیدن و خوندن رو بگن؟
با این کار بهترین احادیث و تاثیر گذارترین احادیث رو میشه جمع آوری کرد
اولیش رو از خودم شروع کنم
من توی کتابی خوندم دقیقا یادم نیست کدوم کتاب بود:
خداوند به حضرت داود علیه السلام میفرماید
:

(ای داود،تا کی چشم به انتطار بشینم این بنده من برگرده،چرا من این همه به بندم مشتاقم ولی بندم شوق من رو نداره،به عزتم قسم اگر بداند چقدر او را دوست میدارم روح از بدن تهی میکند)
این دقیقاً حدیث نیست اما مضمون بسیار از احادیث و ادعیه و استغفارهای اهل بیت است
حقیقتاً تکاندهنده


یک عمر با تمام وجود گناه کردیم..نه عذابمان کرد و نه گناهانمان را فاش! اگر بندگی اش را بکنیم، با ما چه می کند.!؟
حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده:
فاصله بین ایمان و کُفر، ترک نماز است.
بحارالنوار جلد 82 صفحه 217
مولا علی علیه السلام می فرمایند:
نماز به همه وجود انسان ارامش می بخشد چشم ها را خاضع و خاشع می گرداند نفس سرکش را رام و دل ها را نرم و تکبر و بزرگ منشی را محو می کند.
به نام خدا

عبادت بر سه نوع است :
1-عبادت بردگان یا عبادت از روی ترس ( مرگ و قبر و دوزخ و... )
2-عبادت مزدوران یا عبادت از روی طمع مزد و پاداش ( بهشت و حوری و ... )
3-عبادت آزادگان یا عبادت از روی " عشق الهی "

نوع عبادت و خواسته هرکسی بستگی به میزان درک و فهم او از خدا دارد و همان گونه که یک بچه آبنبات چوبی را به دنیایی از آگاهی ها و کمالات ترجیح می دهد ممکن است کسی هم حوری را بر عشق الهی ترجیح دهد . در عرفان ، عبادت از روی عشق الهی مورد نظر است.
تذکرة الاولیاء : " خداوندا اگر تو را از بیم دوزخ می پرستم در دوزخم بسوز و اگر به امید بهشت می پرستم بر من حرام گردان و اگر برای تو ، تو را می پرستم جمال باقی دریغ مدار "
در این باره بیان بسیار زیبا و شکوهمندی از حضرت علی ( ع ) نقل شده است که در ضمن مناجاتی چنین می فرماید : " تو را نه از بیم دوزخ می پرستم و نه به طمع بهشت بلکه چون شایسته پرستشی می پرستمت "

زندگي فرصت بس کوتاهيست
تا بدانيم که مرگ آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست
مرگ هم حادثه است
مثل افتادن برگ
که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک
نفس سبز بهاري جاريست
الجواهر السنية-كليات حديث قدسى 162 الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام‏

يا ابن آدم، أكثر من الزاد إلى طريق بعيد، و خفّف الحمل فالصراط دقيق، و أخلص العمل فإنّ الناقد بصير، و أخّر نومك إلى القبور، و فخرك إلى الميزان، و لذّاتك إلى الجنّة، و كن لي أكن لك، و تقرّب إليّ بالاستهانة بالدنيا تبعد عن النار.

اى فرزند آدم، براى راه درازت توشه زياد لازم دارى و بار خودت را هم سبك كن. چون صراط بسيار دقيق است. اعمالت را خالص كن، بازرس اعمال تو بسيار بينا و آگاه است. خوابت را براى قبر به تاخير بيانداز و فخرت را هم براى روز ميزان فراهم كن (نه براى دنيا) و لذتهايت را براى بهشت بگذار، با من باش تا من هم با تو باشم. بواسطه خوار دانستن دنيا به من تقرب پيدا كن تا از آتش جهنم دور باشى.
از حسن خزّاز روایت شده که: از امام رضا (علیه آلاف التحیه و الثنا) شنیدم که فرمود:
بعضى از کسانى که ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است.
حسن گفت: عرض کردم اى پسر رسول خدا(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمودند: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.

( صفات الشیعه ص 8 )
این حدیث توی لحظات سخت زندگیم خیـــــــــــــــــــــلی برای من آرامش بخش بود:

غم روز نیامده ات را ، به روز آمده ات میفزای

مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43
آدرس های مرجع