تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

روز شانزدهم؛ جزء شانزدهم؛ موضوع شانزدهم: طعام


كلُُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ لَا تَطْغَوْاْ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكمُ‏ْ غَضَبىِ وَ مَن يحَْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبىِ فَقَدْ هَوَى‏(81) سوره مبارکه طه

بخوريد از روزيهاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم و در آن طغيان نكنيد، كه غضب من بر شما وارد شود و هر كس غضبم بر او وارد شود، سقوط مى‏كند!



روایات:

1. امام رضا علیه السلام : هرکه می خواهد تندرست و دارای بدنی لاغر و چابک باشد از شام شبش کم کند. (بحارالانوار،ج62،ص311)

2. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم«حدیث معراج»: ای احمد! بنده اگر شکمش را گرسنه دارد و زبانش را حفظ کند به او حکمت آموزیم و چنانچه کافر باشد، حکمتش حجتی علیه وی و وبالش خواهد بود. (ارشادالقلوب،205)

3. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم : شکم خود را از غذا سیر نکنید که نور معرفت در دلهای شما خاموش می شود. (مستدرک الوسایل،ج16،ص218)

4. امام علی علیه السلام : دایم سیر بودن، انواع دردها و بیمارها را می آورد. (غررالحکم، 1363)

5. امام باقر علیه السلام : هرکسی، هنگامی که شکمش انباشته است، دورترین فرد از خداست. (مستدرک الوسایل،ج16،ص209)

6. امام علی علیه السلام : هرگاه خداوند بخواهد بنده خود را اصلاح گرداند، سه چیز نصیب او کند: کم گویی، کم خوری، کم خوابی. (مستدرک الوسایل،ج16،ص213)

7. امام علی علیه السلام : هرکس خوراکش اندک باشد، اندیشه اش زلال است. (غررالحکم،ح8462)

8. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم: تا نیمی از گنجایش معده ها بخورید و بیاشامید که این بخشی از پیامبری است.(تنبیه الخواطر،ج1،ص100)


نکات:

1. در مهمانی خدا وقتی صاحبخانه را شناختی، مشاهده جمال او سیرت می کند و دیگر از غذا می افتی. بدون غذا سیر و بدون ثروت غنی خواهی بود. (مرحوم دولابی)

2. بر فرض كه خود، توان كمك نداشته باشيم، بايد ديگران را براى كمك به گرسنگان تشويق كنيم‏. (الحاقه 34)

3. گروهى طعام را دوست دارند و گروهى اطعام را. (انسان 8)

4. انسان بايد به غذاى خود بنگرد كه آيا از حلال است يا حرام، ديگران دارند يا ندارند، نيروى بدست آمده از آن در كجا صرف مى‏شود و اين غذا چگونه بدست آمده است؟ امام باقر عليه السلام در ذيل آيه «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ : عبس 24» فرمودند: انسان بنگرد كه علم خود را از چه كسى مى‏گيرد و طعام را شامل طعام معنوى دانستند.

5. میهمانى، حق ميزبان را ادا مى‏كند كه قبل از طعام وپس از آن نيز با صاحبخانه، گفت و گو و احوالپرسى و حضور در محضر داشته باشد. (راز نماز ـ اهمیت تعقیات ـ قرائتی)

6. اهمیت طعام(مادی و معنوی) آنگاه نمایان می گردد که به کلام امام حسین علیه السلام توجه شود که علت شقاوت لشکریان کفر در روز عاشورا را پرشدن شکمهایشان از «حرام» بیان فرمودند. (پناه بر خدا) کسی که طعام شبهه ناک و خدای ناکرده «حرام» تناول می کند، استعداد «قتل امام زمان» در او شکل می گیرد و شکوفا می گردد. پناه بر خدا از چنین روزی.

یاعلی
التماس دعا
آیه ای دیگر در آداب برخورد با دشمنان:


یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْیجِدُوا فِیكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ
توبه / 123


ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، با كافرانى كه به شما نزديكترند، پيكار كنيد. (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزديك غافل نكند.) آنها بايد در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس كنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

روز هفدهم؛ جزء هفدهم؛ موضوع هفدهم: جهاد اکبر


وَ جَاهِدُواْ فىِ اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَئكُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكمُ‏ْ فىِ الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّئكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَ فىِ هَاذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكمُ‏ْ وَ تَكُونُواْ شهَُدَاءَ عَلىَ النَّاسِ فَأَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ اعْتَصِمُواْ بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَئكمُ‏ْ فَنِعْمَ الْمَوْلىَ‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ(78) سوره مبارکه حج

و در راه خدا جهاد كنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) كار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايسته‏اى!



روایات:

1. امام علی علیه السلام:با خواهش(نفس) خود پیکار کن، بر خشمت چیره شو و با عادتهای بد خود مخالفت کن تا نفست پاکیزه شود. خِرَدت کمال یابد و از پاداش پروردگارت بهره کامل بری. (غررالحکم،4655)

2. امام علی علیه السلام : ثمره مجاهدت مقهور کردن نفس است. (غررالحکم،ح2480)

3. امام علی علیه السلام : بدانید که جهاد بهای بهشت است پس هرکه با نفس خویش پیکار کند بهشت بر او مالک شود و آن ارجمندترین ثواب و پاداش الهی است برای کسی که قدر آن را بشناسد. (غررالحکم،ح5407)

4. امام علی علیه السلام : آرزوها چشمان بصیرتها را کور می کند. (غررالحکم،ح1375)

5. امام علی علیه السلام : با کم خوردن و کم آشامیدن به جنگ نفس های خود روید، فرشتگان بر سر شما سایه می فکنند و شیطان از شما می گریزد. (تنبیه الخواطر،ج2،ص122)

6. امام علی علیه السلام : جنگیدن با نفس صلاح و پاکی را به نقطه کمال می رساند. (غررالحکم،ح4760)

7. امام علی علیه السلام : با مجاهدت می توان بر عادتهای بد چیره آمد. (تنبیه الخواطر،ج2،ص119)


نکات:

1. عمر دنیا تمام شدنی است. هرچه قوه بدنی، اشک چشم، مال و قدرت داری در راه خدا مصرف کن و زنده زنده کارت را تکمیل کن. اگر هم مصرف نکنی خواهی مُرد و همه آنها از دستت خواهد رفت.(مرحوم دولابی،مصباح الهدی،ص250)

2. انشاءالله ما مثل کسانی نباشیم که در جنگ اُحد برای جمع غنائم حرف پیامبر صلی الله علیه و آله را زیر پا گذاشتند و شکاف کوه را خالی کردند. نکند ما هم برای مال دنیا خلاف حرف پیامبر رفتار کنیم.(مصباح الهدی،مرحوم دولابی،ص250)

3. خداوند می فرماید(والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا): کسانی که در راه ما جهاد کنند حتماً آنها را به راههایمان رهنمون می شویم. یعنی از دل تا لب را اگر درست بیایی بقیه را خودم به تو نشان می دهم. (مصباح الهدی،مرحوم دولابی،ص249)

4. اول جهاد با مال است بعد جهاد با نفس نکند هنوز مالت را نداده باشی و برای جهاد با نفس به اینجا آمده باشی.(مرحوم حاج اسماعیل دولابی)

5. كفّار از دينِ كامل مى‏ترسند، نه از دينى كه رهبرش تسليم، جهادش تعطيل، منابعش تاراج و مردمش متفرّق باشند. (مائده 3)

6. كليد بهشت، صبر و جهاد است. صبر در برابر مصيبت، معصيت و انجام عبادت و حضور در جبهه‏ى جهاد اكبر و جهاد اصغر. (آل عمران 142)

** برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، ان شاءالله مطلب «جهاد اکبر و جهاد اصغر» رو در فرصتی دیگر تقدیم می کنم. **


التماس دعا
یاعلی
نماز اول وقت را در وسط جنگ چگونه بخوانیم؟


ترجمه آیه: و هنگامى كه در ميان آنها باشى، و (در ميدان جنگ) براى آنها نماز را برپا كنى، بايد دسته‏ اى از آنها با تو (به نماز) برخيزند، و سلاحهايشان را با خود برگيرند; و هنگامى كه سجده كردند (و نماز را به پايان رساندند)، بايد به پشت سر شما (به ميدان نبرد) بروند، و آن دسته ديگر كه نماز نخوانده ‏اند (و مشغول پيكار بوده ‏اند)، بيايند و با تو نماز بخوانند; آنها بايد وسايل دفاعى و سلاحهايشان (را در حال نماز) با خود حمل كنند; (زيرا) كافران آرزو دارند كه شما از سلاحها و متاعهاى خود غافل شويد و يكباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتيد، و يا بيمار (و مجروح )هستيد، مانعى ندارد كه سلاحهاى خود را بر زمين بگذاريد; ولى وسايل دفاعى (مانند زره و خود را) با خود برداريد خداوند، عذاب خواركننده‏اى براى كافران فراهم ساخته است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

قبلاً از طولانی بودن مطلب از محضر بزرگواران عذرخواهی می کنم؛ اما واقعاً حیفم اومد که این مطلب رو اینجا قرار ندم... تا اونجایی که شده، تیتر وار کردمش
ان شاءالله مورد بهره برداری قرار بگیره


جهاد اکبر در مقابل جهاد اصغر

1. مخفي بودن دشمن نفس‏ (قَالَ الْكَاظِمُ (علیه السلام): أَخْفَاهُمْ لَكَ شَخْصاً مَعَ دُنُوِّهِ مِنْكَ تحف‏العقول، ص 399.)

2. جهاد اکبر هميشگي است‏. (امام علی: مؤمن همواره و در هر حال مشغول عبادت خدا و جهاد با نفس می باشد. غررالحكم، ص 184.)

3 پيروزي در آ ن نياز به امداد غيبي دارد. (يوسف/23 و 24 ـــ صافات 23).

4 علاوه بر نفس دروني دائما وسوسه‏هاي شيطان نيز به آن كمك مي كنند.

5 شيطان نقطه ضعف را مي داند، غير از دشمنان انساني است كه گاهي نقطه كور را نمي دانند، لذا از هر سو قدرت مانور دارد، چون‏ : (لاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ اعراف/ 16.)

6 شكست در مبارزه با نفس محروم شدن از مقام انسانيت، قرب به خدا و رفتن به دوزخ است. (نازعات/ 39- 37). ولي شكست از دشمنان عادي محروميت ندارد؛ زيرا نهايت ندارد؛ زيرا نهايت شهادت است. (ميزان الحكمة، ج 6، ص 95.)

7 در درگيري با دشمن يك بار مردن است آن هم احتمالا، ولي در مبارزه با نفس هر روز بارها مرگ و سقوط معنويت است.(بحارالانوار، ج 74، ص 24.)

8 پيروزي در جهاد با نفس، هم پيروزي بر هوس است، هم بر شيطان خود و هم بر شيطان ديگري‏. (مجموعه‏ورام، ج 2، ص 10.)

9 نفس، دشمن و مادر ساير دشمن‏هاست. (نهج‏البلاغه، خطبه 50.)

10 نفس، خود انسان و مقام انسانيت را مي خواهد، ولي دشمنان ديگر معادن و ذخائر و آب و خاك و ...

11 وسايل درگيري نفس نامرئي و بيشتر فكري است :‏
- تزئين‏
ـ يَحْسَبُونَ‏ (گمان کردن(م) : اعراف 30)
ـ يَظُنُّونَ‏ (پنداشتن(م) : بقره 78)
ـ يَزْعُمُونَ‏ (گمان کردن(م) : نساء 60)
- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): فغرني بما أهوي مصباح‏المتهجد، ص 844. (دعاي كميل)
- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): و حبسني عن نفعي بعد أملي مصباح‏المتهجد، ص 844. (دعاي كميل)
ـ خدعه‏
ـ محبت‏


12 دشمنان خارجي از شكست واهمه دارند و زود منصرف مي شوند، ولي نفس نه واهمه دارد و نه منصرف مي شود.

13 در مبارزه با دشمن خارجي افكار عمومي مشوق انسانند، ولي در هجوم وسوسه‏هاي شيطاني نفس، انسان غريب و تنها بايد درگير شود و چه بسا افكار عمومي در جهت مخالفتند.

14 هجوم دشمن زمان و برنامه و بودجه لازم دارد، ولي وسوسه نفس فوري و مجاني صورت مي گيرد.

15 چون نفس خارج از منطقه جغرافيايي است، هيچ مكان و زمان و سنگر و دژي كارساز نيست، حتي در شب تاريك درحال اشك و سجده نفس انسان را رها نمي كند.

16 شكست از دشمنان خارجي زود نمودار مي شود ولي گاهي انسان هشتاد سال از نفس و هواي خود شكست خورده ولي توجه ندارد.

17 دشمنان خارجي از بعضي از نواحي هجوم مي آورند و چنانچه چند بار شكست خوردند منصرف مي شوند؛ اما نفس تنها از يك بعد هجوم نمي آورد و منصرف هم نمي شود.

18 در جهاد اكبر همه هستند، ولي در جهاد اصغر خیر (لَيْسَ عَلَي الاعْمي حَرَجٌ وَ لا عَلَي الاعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْمَرِيضِ حَرَجٌ نور/ 61.)

19 در جهاداكبر همه رام كردن است، ولي در جهاد اصغر در دام انداختن دشمن.

20 هر كس در جهاد اكبر پيروز شود در جهاد اصغر شركت مي كند، ولي هر كس در جهاد اصغر شركت كند معلوم نيست در جهاد اكبر پيروز شود. حفظ و تداوم جهاد اصغر با جهاد اكبر است.

21 در جهاد اكبر درگيري با خود شيطان است و در جهاد اصغر با تبعه شيطان.

22 جهاد اصغر ممكن است به خاطر هوس باشد.

23 در جهاد اكبر به خدا مي رسيم، ولي در جهاد اصغر اگر قصد قربت نباشد بعد از پيروزي به آب و خاك و ...

24 در جهاد اكبر چون روحي و دروني است به اخلاص نزديك تريم.

25 جهاد اكبر زمينه ايمان و تمام عبادات است، ولي جهاد اصغر خودش يكي از عبادات است.

26 شرط قبول شدن جهاد اصغر اخلاص است كه خود، جهاد اكبر است؛ زيرا جهاد اصغر ممكن است براي هوس باشد.

27 اگر در جهاد اكبر موفق شديم نيازي به درگيري و جهاد اصغر نخواهد بود.

28 دفع از رفع مشكل‏تر است.

29 غنايم در جهاد اكبر يافتن مقام خليفة اللهي خود است، ولي در جهاد اصغر دست يابي به اسلحه و اسب و زره و ... است.

30 هم قبل از جهاد اصغر و هم در حين جنگ و هم بعد از جهاد اصغر مسئلة جهاد اكبر مطرح است.

31 در جهاد اكبر با هوس مصالحه نيست، ولي در جهاد اصغر صلح هست.

32 در جهاد اكبر مباشرت لازم است، ولي در جهاد اصغر با مال هم مي توان جبهه را كمك نمود.

33 جهاد اصغر مقدمه‏اي است تا مردم به جهاد اكبر (خروج از ظلمات به نور) برسند.

34 در جهاد اصغر ممكن است دشمن توبه كند؛ اما دشمن در جهاد اكبر هرگز توبه نمي كند.

35 جهاد اكبر انتخاب و اراده است، در اصغر اجبار و اسلحه.

36 در جهاد اصغر با زور مي‏جنگيم، در جهاد اكبر با تزوير و وسوسه.

بازم بابت طولانی بودن مطلب از همه شما عذرخواهی می کنم
عفو بفرمایید
یاحق
قرآن در بین ما هم غریب است


وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا
فرقان / 30


ترجمه: و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند».
وَمَآ أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّن أَلْفِ شَهْرٍ

سوره قدر آيات 3،2

ترجمه
و تو چه دانى كه شب قدر چيست؟
شب قدر از هزار ماه بهتر است


نکته ها
كلمه «قدر» در قرآن، در چند معنا به كار رفته است:
الف) مقام و منزلت. چنانكه مى‏فرمايد: «و ما قدروا اللّه حقّ قدره»1
آن گونه كه بايد، مقام و منزلت الهى را نشناختند.

ب) تقدير و سرنوشت. چنانكه مى ‏فرمايد: «جئت على قدر يا موسى»2
اى موسى تو بنا بر تقدير (الهى به اين مكان مقدّس) آمده ‏اى.

ج) تنگى و سختى. چنانكه مى ‏فرمايد: «و من قدر عليه رزقه...»3
كسى كه رزق و روزى بر او تنگ و سخت شود...


دو معناى اول در مورد «ليلة القدر» مناسب است، زيرا شب قدر، هم شب با منزلتى است و هم شب تقدير و سرنوشت است.

هستى، حساب و كتاب و قدر و اندازه دارد. «و اِن مِن شى‏ء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم»4
هيچ چيز نيست مگر آنكه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعيين شده فرو نمى ‏فرستيم.
حتّى مقدار نزول باران از آسمان حساب شده است. «و انزلنا من السماء ماء بقدر»5 نه تنها باران، بلكه هر چيز نزد او اندازه دارد. «و كلّ شى‏ء عنده بمقدار»6
چنانكه خورشيد و ماه، از نظر حجم و وزن و حركت و مدار آن حساب و كتاب دقيق دارد. «و الشمس و القمر بحسبان»7

خداوند در شب قدر، امور يك سال را تقدير مى ‏كند، چنانكه قرآن در جايى ديگر مى ‏فرمايد: «فيها يفرق كلّ امر حكيم»8 در آن شب، هر امر مهمّى، تعيين و تقدير مى ‏شود.
بنابراين، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پيامبر نيست، بلكه در هر رمضان، شب قدرى هست كه امور سال آينده تا شب قدر بعدى، اندازه‏ گيرى و مقدّر مى ‏شود.


بيدار بودن شب قدر و احياى آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پيامبر و اهل بيت آن حضرت بوده است و در ميان سه شب، بر شب بيست و سوم تأكيد بيشترى داشته ‏اند.
چنانكه شخصى از پيامبر پرسيد: منزل ما از مدينه دور است، يك شب را معيّن كن تا به شهر بيايم. حضرت فرمود: شب بيست و سوم به مدينه داخل شو.9

امام صادق‏ عليه السلام در حالى كه بيمار بودند، خواستند كه شب بيست و سوم ايشان را به مسجد ببرند10
و حضرت زهراعليها السلام در اين شب، با پاشيدن آب به صورت بچه ‏ها، مانع خواب آنها مى‏ شدند.11

در روايات آمده است كه دهه آخر ماه رمضان، پيامبر بستر خواب خود را جمع نموده و ده شب را احيا مى ‏داشت.12


در حديثى طولانى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى ‏خوانيم كه حضرت موسى ‏عليه السلام به خدا عرض كرد: خدايا مقام قربت را خواهانم.
پاسخ آمد: «قُرْبى لِمَن اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْر»، قرب من، در بيدارى شب قدر است.
عرضه داشت:
پروردگارا، رحمتت را خواستارم.
پاسخ آمد: «رَحْمَتى لِمَنْ رَحمَ الْمَساكِينَ لَيلةَ الْقَدر»، رحمت من در ترحّم بر مساكين در شب قدر است.
گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مى ‏خواهم.
پاسخ آمد: «ذلِكَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَيْلَةَ الْقَدْر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض كرد: خدايا بهشت و نعمت‏هاى آن را مى‏طلبم.
پاسخ آمد: «ذلك لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبيحَة فى ليلةِ القدر»، دستيابى به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم.
پاسخ آمد: «ذلك لِمَنْ اسْتَغْفَرَ فِى لَيلةِ الْقَدْر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پايان گفت: خدايا رضاى تو را مى ‏طلبم.
پاسخ آمد: «رِضاىَ لِمَنْ صَلّى‏ رَكْعَتَينِ فِى لَيلةِ الْقَدْر»، كسى مشمول رضاى من است كه در شب قدر، نماز بگذارد.13


از وقايع عجيب تاريخى، ضربت خوردن حضرت على‏عليه السلام در شب قدر، در محراب عبادت و به هنگام نماز است. آرى، اشرف خلق خدا، در اشرف مكان‏ها و اشرف زمان‏ها، در اشرف حالات، شهيد شد.

شب جايگاه ويژه‏اى در مسائل معنوى دارد كه به چند مورد اشاره مى ‏كنيم:
خداوند براى اهداى تورات، حضرت موسى را به مناجات شبانه فراخواند: «اربعين ليلة»14
قرآن، زمان مناسب براى استغفار را، هنگام سحر مى ‏داند: «و بالاسحار هم يستغفرون»15
عروج پيامبر به آسمان، به هنگام شب بود. «اسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام»16
پيامبر مأمور بود كه مناجات و عبادات شبانه داشته باشد. «و من الّيل فتهجّد به نافلة لك»17، «قم الّيل الاّ قليلا»18
خداوند از عابدان در شب ستايش مى ‏كند. «يتلون ايات اللّه اناء الّيل»18 و به تسبيح در شب سفارش مى ‏كند. «فسبّحه ليلا طويلا»20
خداوند در قرآن، به زمان طلوع فجر و هنگام عصر يك بار سوگند ياد كرده است ولى به هنگام سحر سه بار.
«و الّيل اذا عسعس»21، «و الّيل اذ ادبر»22، «و الّيل اذا يسر»23


طول شب قدر، يك شب كامل كره زمين است كه 24 ساعت مى ‏شود، نه آنكه مخصوصِ مكان خاصّى همچون مكّه و آن هم به ميزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد. چنانكه مراد از روز عيد فطر، يك روز كامل كره زمين است كه شامل همه نقاط و مناطق مى‏ شود.

تقارن شب تقدير بشر با شب نزول قرآن، شايد رمز آن باشد كه سرنوشت بشر، وابسته به قرآن است.
اگر پيرو قرآن باشد، سعادت و رستگارى و اگر دور از قرآن باشد، شقاوت و بدبختى براى او رقم مى‏ خورد.


ابوذر مى ‏گويد: به رسول خدا عرضه داشتم آيا شب قدر در عهد انبيا بوده و امر بر آنان نازل مى‏ شده و پس از آنكه از دنيا مى ‏رفتند، نزول امر در آن شب تعطيل مى ‏شده است؟
حضرت فرمودند: شب قدر تا قيامت هست.24


شايد رمز اينكه شب قدر مخفى است، آن باشد كه مردم شب‏هاى متعدّد را به عبادت بپردازند، كسانى كه يك شبِ آنرا درك كردند مغرور نشوند و كسانى كه آنرا درك نكردند، از باقى شب‏ها مأيوس نشوند.
در روايات آمده است:
«العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر»25
كار نيك در شب قدر، بهتر از كار نيك در هزار ماه بدون شب قدر است.


1. انعام، 91
2. طه، 40
3. طلاق، 7
4. حجر، 21
5. مؤمنون، 18
6. رعد، 8
7.الرّحمن، 5
8. دخان، 4
9. وسائل‏الشيعه، ج‏3، ص‏307
10. بحار الانوار، ج 95، ص 169
11. بحار الانوار، ج 94، ص 10
12. تفسير مجمع البيان
13. وسائل الشيعه، ج 8، ص 20
14. بقره، 51
15. ذاريات، 18
16. اسراء، 1
17. اسراء، 79
18. مزّمل، 2
19. آل‏عمران، 113
20. انسان، 26
21. تكوير، 17
22. مدّثر، 33
23. فجر، 4
24. تفسير برهان
25.من لايحضر، ج‏2، ص 158

پيام ها
1- براى امور مقدّس، زمان مقدّس انتخاب كنيد.
«ليلة القدر خير من الف شهر»
2- زمان‏ها يكسان نيست، بعضى زمان‏ها بر بعضى ديگر برترى دارد.
«ليلة القدر خير من الف شهر»
بسم الله الرحمن الرحیم


امام متقیان اول مظلوم عالم بعد از ضربت خوردن توسط بدبخت‏ترین اشقیاء این آیه رو تلاوت کردند:


مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فِیها نُعِیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً أُخْرى

ما شما را از آن [= زمین]آفریدیم; و به آن باز مى گردانیم;
و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون مى آوریم.
(طه_55)



چه تعبیر گویا و فشرده اى از گذشته، امروز و آینده انسان ها، همه از خاک به وجود آمده ایم، همه به خاک باز مى گردیم و همه بار دیگر از خاک برانگیخته مى شویم.

بازگشت همه ما به خاک و یا مبعوث شدن از خاک، کاملاً روشن است اما این که: چگونه آغاز همه ما از خاک است، دو تفسیر وجود دارد:

نخست این که: همه ما از آدم هستیم و آدم از خاک.

و دیگر این که: حتى خود ما نیز از خاک گرفته شده ایم; زیرا تمام مواد غذائى که بدن ما و پدران و مادران ما را تشکیل داده از همین خاک گرفته شده است.

ضمناً این تعبیر، اخطارى است به همه گردنکشان و فرعون صفتان که فراموش نکنند از کجا آمده اند؟ و به کجا خواهند رفت؟ این همه غرور و نخوت، گردنکشى و طغیان، براى موجودى که دیروز خاک بوده و فردا نیز خاک مى شود، چرا؟


منبع:تفسیر نمونه
اگر فضل و رحمت و بخشش خدا نبود......


1- ثُمَّ تَوَلَّیتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ
بقره / 64

ترجمه: سپس شما پس از اين، روگردان شديد; و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زيانكاران بوديد.

2- وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الأمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّیطَانَ إِلا قَلِیلا
نساء / 83

ترجمه: و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مى ‏سازند; در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏ هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده كمى، همگى از شيطان پيروى مى‏ كرديد (و گمراه مى ‏شديد).

3- وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یضِلُّوكَ وَمَا یضِلُّونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یضُرُّونَكَ مِنْ شَیءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكَ عَظِیمًا
نساء / 113

ترجمه: اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند; اما جز خودشان را گمراه نمى ‏كنند; و هيچ‏گونه زيانى به تو نمى‏ رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد; و آنچه را نمى‏ دانستى، به توآموخت; و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است.

4- وَلَو لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِیمٌ
نور / 10

ترجمه: و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اينكه او توبه‏ پذير و حكيم است (بسيارى از شما گرفتار مجازات سخت الهى مى‏ شديد).

5- وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ
نور / 14

ترجمه: و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت شامل شما نمى ‏شد، بخاطر اين گناهى كه كرديد عذاب سختى به شما مى ‏رسيد.

6- وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ
نور / 20

ترجمه: و اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نبود و اينكه خدا مهربان و رحيم است (مجازات سختى دامانتان را مى ‏گرفت).

7- یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ وَمَنْ یتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ فَإِنَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یزَكِّی مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
نور / 21

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد؛ از گامهاى شيطان پيروى نكنيد. هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مى‏ سازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‏ دهد. و اگر فضل و رحمت الهى بر شمانبود، هرگز احدى از شما پاك نمى‏ شد; ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مى‏ كند، و خدا شنوا و داناست.

در آیات بالا مشاهده کردید که چقدر بر فضل خدا تأکید شده است. حال اگر این فضل و رحمت الهی نیود ما چه وضعیتی داشتیم؟
گمراه شده و تابع شیطان
زیانکار به خویش
گناهکار
دچار شده به عذاب الهی
و...


چنانکه در قنوت می گوییم:

« إلهنا عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک یا کریم ». خدایا با فضلت با ما معامله کن. و با عدالتت با ما معامله نکن. ای بخشنده.

عدالت خدا این است که گناهکار را عذاب کند و فضل خدا این است که گناهکار را ببخشد. اگر خداوند با عدالتش با ما رفتار کند، جای ما قعر دوزخ است. پس همیشه از خدا بخواهیم که فضل و رحمت خود را شامل ما کند. إن شاءالله.
سلام عبادات قبول...
«تنزَّلُ الملائِکة و الروح....»
این روح، روح مومنانه یا فرشته است...تو مفاتیح نوشته فرشته ای به نام روح هست که شب قدر پایین میاد، حالا اگه فرشته باشه برای چی جز جدای ملائکه محسوب شده؟
ممنون یا علی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
آدرس های مرجع