تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
بسم الله الرحمن الرحیم

قد افلح المومنون(1) الذین هم فی صلاتهم خاشعون(2)

مومنان رستگار شدند* آنها که در نمازشان خشوع دارند*



"خشوع روح نماز"


خاشعون از ماده ی خشوع به معنای حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می شود و آثارش در بدن ظاهر می گردد . قرآن در اینجا نماز خواندن را نشانه مومنان بر نمی شمارد بلکه خشوع در نماز را از ویژگیهای آنان معرفی می کند...اشاره به اینکه نماز انها الفاظ و حرکاتی بی روح نیست بلکه به هنگام نماز چنان حالت توجه به پروردگار در انها پیدا میشود که از غیر او جدا می گردند و به او می پیوندند.چنان غرق حالت تفکر و حضور و رازو نیاز با پروردگار می شوند که این حالت بر تمام ذرات وجود شان اثر می گذارد . خود را ذره ای در برابر وجودی بی پایان می بینند و قطره ای در برابر اقیانوسی بیکران.


در حدیثی می خوانیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی میکند.فرمود:

"اگر قلب او خاشع بود اعضای بدنش نیز خاشع می شد."


اشاره به اینکه خشوع حالتی درونی است که بر جلوه بیرونی اثر می گذارد(1)

به همین جهت از همان حضرت روایت شده است:


"از خشوع منافقانه به خدا پناه ببرید."

به ایشان عرض شد:خشوع منافقانه چیست؟فرمود:

"اینکه بدن کسی را خاشع ببینی در حالیکه قلبش خاشع نباشد." (2)



برای تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات این کارها توصیه می شود:

1-به دست اوردن چنان معرفتی که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر او بزرگ کند تا هیچ کار دنیوی نتواند به هنگام رازو نیاز با معبود نظر او را به خود جلب کند و از خدا منصرف کند.

2-توجه به کارهای پراکنده معمولا مانع تمرکز حواس می شود و هر قدر انسان تو فیق پیدا کند که مشغله های مشوش و پراکنده را کم کند به حضور قلب در عبادت خود کمک کرده است.

3-انتخاب مکان نماز در این امر اثر دارد و به همین جهت نماز خواندن در برابر اشیاء وچیزهایی که ذهن انسان را به خود مشغول می کند مکروه است . به همین دلیل معابد مسلمانان هر قدر ساده تر و خالی از زرق وبرق و تشریفات باشد بهتر است چرا که این وضع به حضور قلب کمک می کند.

4-پرهیز از گناه نیز عامل موثری است.زیرا گناه قلب را از خدا دور می کند.

5-اشنایی به معنای نماز و فلسفه ی افعال واذکار آن عامل موثر دیگری است.

6-انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز کمک موثری به این امر می کند.

7-مراقبت و تمرین و استمرار .

بسیار می شود که در اغاز انسان در تمام نماز یک لحظه کوتاه تمرکز فکر پیدا می کند .اما با ادامه ی این کار و پیگیری و تداوم آن چنان قدرت نفسی پیدا می کند که می تواند هنگام نماز همه ی دریچه های قلب خود را بر غیر معبود ببندد.
(3)




(1)تفسیر نمونه ج14 . ص 194
(2)تفسیر المیزان ج15 . ص12
(3)تفسیر نمونه ج14 . ص204
وَ مَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَمُوسی
قَالَ هِىَ عَصَاىَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيهَْا وَ أَهُشُّ بهَِا عَلىَ‏ غَنَمِى وَ لىِ‏َ فِيهَا مََارِبُ أُخْرَى
سوره طه آیات 17 و 18

خدا فقط پرسید: " آن چیست در دست تو ای موسی؟ "
موسی گفت: " این عصای من است بر آن تكيه می دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تكانم و كارهاى ديگرى هم از آن برمی آيد... "


همیشه به این آیه که می رسم٬ از خودم می پرسم...چرا جناب موسی در جواب خدای مهربان یک کلمه نگفت " این عصاست"... و تمام!

چرا این همه توضیح واضحات داد برای خدایی که از همه چیز آگاه است؟

و همیشه می رسم به این که اگر کسی٬ کسی را بسیار دوست داشته باشد...منتظر است که او چیزی بگوید...چیزی بپرسد...چیزی بخواهد...تا آن وقت هر چه را که در دل دارد ببافد به دل زمین و آسمان و به قدر چند جمله ای هم که شده بیشتر با محبوبش حرف بزند...

حتی به قدر کلمه ای بیشتر...
...لحظه ای حتی!
منبع
بسم الله الرحمن الرحیم
انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ لَلاَخِرَةُ أَكْبرَ دَرَجَاتٍ وَ أَكْبرَ تَفْضِيلًا
[/b]

بنگر تا ما چگونه (در دنيا) بعضى مردم را بر بعضى فضيلت و برترى بخشيديم (تا بدانى كه) البته مراتب آخرت بسيار بيش از درجات دنياست و برترى خلايق بر يكديگر به مراتب افزون از حد تصور است.
(21)الاسراء

تفکر در این آیه هم به عهده خود شما عزیزان.
«حروف مقطعه»

سعد بن عبدالله می گوید از حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف» تأویل «کهیعص» را پرسیدم. حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیب است که خداوند زکریا را از آن خبر داده. سپس داستان را برای حضرت محمّد مصطفی «صلی الله علیه و آله وسلم» بیان فرموده است.

جریان این است که زکریا از خداوند درخواست نمود که اسماء پنج نور پاک را به او تعلیم دهد. جبرئیل نازل شد و اسماء را به او تعلیم داد.

از آن پس هر وقت زکریا یاد حضرت محمّد مصطفی «صلی الله علیه و آله وسلم» و حضرت امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» و حضرت فاطمه زهراء «سلام الله علیها» و حضرت امام حسن مجتبی «علیه السلام» می نمود شاد می شد و همّ و غمش از میان می رفت ولی هر وقت حسین «علیه السلام» را یاد می کرد، گریه گلویش را می گرفت و به نفس زدن می افتاد.

روزی سرّ این مطلب را از خداوند پرسید. خداوند قصه امام حسین «علیه السلام» را برای وی بیان فرمود، به اینکه:

«کهیعص»

« کاف » : کربلاء. « هاء » : هلاک عترت طاهره. « یاء » : یزید ظالم، . « عین » : عطش . « صاد » : صبر .

وقتی که زکریا این داستان را شنید تا سه روز از مسجد و محرابش جدا نگردید و کسی را به حضور نپذیرفت و گریه و ناله میکرد.
(۱)

(۱) بحار الأنوار، ج۴۴، ص۲۲۳، ح۱.
سوره مبارکه نساء آیات 142 و 143:

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يخَُادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُواْ إِلىَ الصَّلَوةِ قَامُواْ كُسَالىَ‏ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا
مُّذَبْذَبِينَ بَينْ‏َ ذَالِكَ لَا إِلىَ‏ هَؤُلَاءِ وَ لَا إِلىَ‏ هَؤُلَاءِ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَن تجَِدَ لَهُ سَبِيلًا

همانا منافقان با خدا مكر و حيله می كنند و خدا نيز با آنان مكر می ‏كند، و چون به نماز آيند با حال بی ‏ميلى و كسالت نماز كنند و براى رياكارى آيند و ذكر خدا را جز اندك نكنند.
دو دل و مردّد باشند، نه به سوى مؤمنان يك‏دل می ‏روند و نه به جانب كافران. و هر كه را خدا گمراه كند پس هرگز براى او راه هدايتى نخواهى يافت.


خدا یا رحم کن که ما از این گروه نباشیم.
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى﴿۵﴾
و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردی


خدا در این آیه به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خطاب میکند که آنقدر به تو خواهم بخشید تا راضی شوی...(در آخرت)

حالا مگر حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اینکه امتش در آتش باشند راضی میشود؟ خب معلومه که نه... پس خدا اینقدر میبخشد تا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) راضی شود.

یا حسین علیه السلام
ما لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا

چرا شما براي خدا عظمت قائل نيستيد؟

نوح / 13
أ لیس الله... ؟؟؟

وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ
انعام / 53

ترجمه: و بدين گونه ما برخى از آنان را به برخى ديگر آزموديم تا بگويند آيا اينانند كه از ميان ما خدا بر ايشان منت نهاده است. آيا خدا به [حال] سپاسگزاران داناتر نيست؟

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
زمر / 36

ترجمه: آيا خدا كفايت‏ كننده بنده‏اش نيست؟ و [كافران] تو را از آنها كه غير اويند مى‏ترسانند و هر كه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست.

وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ
زمر / 37

ترجمه: و هر كه را خدا هدايت كند گمراه‏كننده‏اى ندارد مگر خدا نيست كه نيرومند كيفرخواه است؟

أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِين
تین / 8

ترجمه: آيا خدا نيكوترين داوران نيست؟
سوره مبارکه نور ، آیه شریفه 55
متن عربی آیه :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ »

ترجمه :
خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند.

نکته های ناب آیه :
1- وعده جانشینی در زمین به مومنان صالح داده شده.
2- وعده جانشینی به کسانی داده شده که دو ویژگی مهم ایمان و عمل صالح را داشته باشند.
3- مومنان صالح کسانی هستند که فقط خدا را می پرستند و برای او شریک قائل نیستند.
4- و اما... این آیه خیالمان را از آینده تاریخ راحت کرده. مهدی جان به امیدت نفس میکشیم.Heart
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز دلم گرفته بود از یک چیزی نمیدونم حرف بود ،نوشته بود،یا هرچیز دیگه.
ونمیدونم چه سری داشت این آیات سوره توبه :

(آيه 78)- سر انجام آنها را با اين جمله مورد سرزنش و توبيخ قرار مى‏دهد كه

«آيا آنها نمى‏دانند خداوند اسرار درون آنها را مى‏داند، و سخنان آهسته و در گوشى آنان را مى‏شنود، و خداوند از همه غيوب و پنهانيها با خبر است»؟! (أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ).


(آيه 79)-
تصمیم گرفتم حتما تفسیر وشان نزول روهم ببینم واقعا خداوند آگاه است حتی به درونی ترین احوال بندگان غافلش.


شأن نزول:
روايات متعددى در شأن نزول اين آيه و آيه بعد نقل شده، كه از مجموع آنها چنين استفاده مى‏شود كه: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تصميم داشت لشكر اسلام را براى مقابله با دشمن (احتمالا براى جنگ تبوك) آماده سازد، و نياز به گرفتن كمك از مردم داشت، هنگامى كه نظر خود را اظهار فرمود، كسانى كه توانايى داشتند مقدار قابل ملاحظه‏اى به عنوان زكات يا كمك بلاعوض به ارتش اسلام تقديم كردند. ولى بعضى از كارگران كم درآمد مسلمان با تحمل كار اضافى و كشيدن آب در شب و تهيه مقدارى خرما كمك ظاهرا ناچيزى به اين برنامه بزرگ اسلامى نمودند. ولى منافقان عيب‏جو به هر يك از اين دو گروه ايراد مى‏گرفتند: گروه اول را به عنوان رياكار معرفى مى‏كردند، و كسانى را كه مقدار ظاهرا ناچيزى كمك نموده بودند به باد مسخره و استهزاء مى‏گرفتند. اين آيه و آيه بعد نازل شد و شديدا آنها را تهديد كرد و از عذاب خداوند بيم داد!


تفسير:

كارشكنى منافقان:

در اينجا اشاره به يكى ديگر از صفات عمومى منافقان شده است كه آنها افرادى لجوج، بهانه‏جو، و ايرادگير، و كارشكن هستند، هر كار مثبتى را، با وصله‏هاى نامناسبى تحقير كرده، و بد جلوه مى‏دهند.

قرآن مجيد شديدا اين روش غير انسانى آنها را نكوهش مى‏كند، و مسلمانان را از آن آگاه مى‏سازد، تا تحت تأثير اين گونه القائات سوء قرار نگيرند و هم منافقان بدانند كه حناى آنان در جامعه اسلامى رنگى ندارد! نخست مى‏فرمايد: «آنها كه به افراد نيكوكار مؤمنين در پرداختن صدقات و كمكهاى صادقانه، عيب مى‏گيرند، و مخصوصا آنها كه افراد با ايمان تنگدست را كه دسترسى جز به كمكهاى مختصر ندارند، مسخره مى‏كنند، خداوند آنان را مسخره مى‏كند، و عذاب دردناك در انتظار آنهاست»!

(الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).

منظور از جمله «سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ» (خداوند آنها را مسخره مى‏كند) اين است كه مجازات استهزاء كنندگان را به آنها خواهد داد، و يا آن چنان با آنها رفتار مى‏كند كه همچون استهزاء شدگان تحقير شوند!

صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
آدرس های مرجع