تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
سوره نجم آیه 24 و 39

أَمْ لِلْانسَانِ مَا تَمَنىَ‏(24)
مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد؟ (24)

وَ أَن لَّيْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى‏(39)
و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست. (39)

آنچه می خواهیم بدست آوریم فقط در گرو تلاش ما می باشد
به نماز نگویید کار دارم. به کار بگویید نماز دارم


رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَیعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِیتَاءِ الزَّكَاةِ یخَافُونَ یوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ
نور / 37

ترجمه: مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏ اى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى ‏كند. آنها از روزى مى ‏ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى ‏شود.
(۶/شهریور/۹۰ ۲۰:۴۸)منتقم زهرا نوشته است: [ -> ]
به نماز نگویید کار دارم. به کار بگویید نماز دارم


رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَیعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِیتَاءِ الزَّكَاةِ یخَافُونَ یوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ
نور / 37

ترجمه: مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏ اى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى ‏كند. آنها از روزى مى ‏ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى ‏شود.
ممنون از منتقم الزهرا که دست روی چه آیه زیبایی گذاشتند.

امام رضا درباره ی این آیه چنین فرمودند:

إذا كُـنتَ فـي تِجـارَتِكَ وحَضَرَتِ الصّلاةُ فلا يَشغَلْكَ عنها مَتْجَرُكَ ، فإنَّ اللّه‏َوَصفَ قَوما ومدَحَهُم فقالَ : « رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ ...» وكـانَ هؤلاءِ القَـومُ يَتَّجِـرونَ ، فإذا حَضَرَتِ الصّلاةُ تَرَكوا تِجارَتَهُم وقاموا إلى صَلاتِهِم ، وكانوا أعظَمَ أجْرا مِمَّن لا يَتَّجِرُ فيُصَلّي .

هرگاه در حال كسب و كار بودى و وقت نماز رسيد كسب تو را از نماز باز ندارد ؛ زيرا خداوند مردمى را چنين توصيف كرده و ستوده‏است : « مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و...» اين مردم كاسب بودند امّا چون گاه نماز مى‏رسيد دست از كسب و كار مى‏شستند و به نماز بر مى‏خاستند . مزد و پاداش اينان بيش از كسانى بود كه كاسبى نمى‏كردند و نماز مى‏خواندند .

بحار الأنوار : 103 / 100 / 40 منتخب ميزان الحكمة : 92

مرا غرض ز نماز آن بود که يک ساعت‏*** حديث درد فراق تو با تو بگزارم‏
وگرنه اين چه نمازي بود که من بي تو*** نشسته روي به محراب و دل به بازارم

بسم الله الرحمن الرحيم
نقل قول:مرا غرض ز نماز آن بود که يک ساعت‏*** حديث درد فراق تو با تو بگزارم‏
وگرنه اين چه نمازي بود که من بي تو*** نشسته روي به محراب و دل به بازارم‏
اين دو بيتي اشك منو درآورد! واقعاً خيلي خوب امثال حقير رو توصيف مي كنه ...
خدايا به بركت خوبانت و به حق اين جمع نوراني و باصفا از سر تقصير امثال حقير بگذر... آمين يا رب العالمين
الهي به حق هشت و چارت... شتر ديدي نديدي

اجازه مي خوام در اين فضاي ايجاد شده روايتي رو تقديم كنم كه فكر مي كنم خودندنش خالي از لطف نباشه!
شرطش هم اينه كه انصافاً حقير رو دعا كنيد... ياعلي


خشوع در نماز: حماد بن عيسى گويد:
روزى امام صادق عليه السّلام به من فرمود: ميتوانى خوب نماز بخوانى؟
گفتم: اى آقاى من! من كتاب حريز را در باره نماز حفظ كرده ‏ام.
فرمود: بر تو باكى نيست، برخيز نماز بخوان.
گويد: برابر آن حضرت رو به قبله ايستادم و تكبير نماز گفتم و ركوع و سجود نمودم.

امام فرمود: اى حمّاد! خوب نماز نميخوانى! چه اندازه براى مرد زشت است كه شصت يا هفتاد سالش شود و يك نماز كامل و تمام بپا ندارد!

حمّاد گويد: پيش خود خوار شدم و گفتم قربانت گردم: نماز را به من بياموز.

امام صادق عليه السّلام تمام قد رو به قبله ايستاد و دو دست را بر روى دو رانش، پائين انداخت، انگشتها را به هم چسباند و دو گام را به هم نزديك كرد تا فاصله آنها سه انگشت گشاده شد؛ و انگشتان پايش را بدون انحراف برابر قبله نمود، در حال خشوع و استكانت گفت:
اللَّه أكبر،
سپس حمد و قل هو اللَّه را به ترتيل و تأنّى خواند، و به اندازه نفسى درنگ كرد،
به همان حال ايستاده گفت:اللَّه أكبر.
سپس به ركوع رفت و دو كفّ خود را كه انگشتانش باز بود از سر دو زانو پر كرد و زانو را عقب زد تا پشت او هموار شد
كه اگر قطره آبى يا روغنى بر آن مى‏چكيد نمي لغزيد از بس كه پشتش هموار بود؛
و گردن كشيد و چشمها را خوابانيد، سه بار به آرامى فرمود:سبحان ربّى العظيم و بحمده‏،
سپس برخاست و چون بر جا شد، گفت:سمع اللَّه لمن حمده‏،
و در همان حال ايستاده تكبير گفت، و دو دستش را تا برابر رو بلند كرد و سپس به سجده رفت و دو كفَش را كه انگشتانش به هم چسبيده بود ميانه دو سر زانو برابر روى نهاد و سه بار گفت:سبحان ربّى الأعلى و بحمده‏،
و چيزى از اعضاى بدن را بر هم نگذاشت، و بر هشت عضو سجده كرد،

دو كفّ، دو سر زانو، و دو سر انگشت بزرگ پاها؛ پيشانى و بينى.
و فرمود: در سجده از اين هشت عضو، نهادن هفت عضو بر زمين واجب است و آنها همانها است كه خداى عزّ و جلّ در كتابش فرموده
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً
و آنها عبارتند از:
پيشانى و دو كفّ و دو زانو و دو انگشت بزرگ پا، و نهادن بينى بر زمين سنّت است.
سپس سر از سجده برداشت و چون برجا نشست، گفت: اللَّه اكبر،
و بر طرف چپ نشست، و روى پاى راست را بر پشت پاى چپش نهاد و گفت:أستغفر اللَّه ربّى و أتوب إليه‏،
و به حال نشسته باز تكبير گفت و به سجده دوم رفت، و همان گفت كه در سجده اوّل گفته بود
و در ركوع و سجود، هيچ عضو تنش را بر عضوى ديگر ننهاد، و دستها را [در سجود] مانند بال زير تن بيرون داده بود و آرنجهايش را بر زمين نگذاشته بود.
به همين روش دو ركعت نماز خواند در حالى كه انگشتانش به هم چسبيده بود، در تشهّد نشست، و چون از تشهّد سلام داد، فرمود:


اى حمّاد چنين نماز بخوان.

(چهل حديث امام خميني رحمة الله عليه، ص: 85)

ياعلي
التماس دعا
سوره نجم آیه 28

متن:
وَ مَا لهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنىِ مِنَ الحَقّ‏ِ شَيًا(28)

ترجمه:
و آنان را به اين كار هيچ آگاهى و معرفت نيست. [آنان‏] فقط از گمان پيروى مى‏ كنند، و بى ‏ترديد گمان [انسان را] براى دريافت حق هيچ سودى نمى ‏دهد. (28)

پیام:
در زندگیمان چقدر از روی گمان حرف می زنیم و قضاوت می کنیم
آیا اطلاع از حقیقت گفته هایمان داریم
بى ‏ترديد گمان [انسان را] براى دريافت حق هيچ سودى نمى ‏دهد
َیآ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَ لَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ
(سوره فاطر آيه 5)

ترجمه
اى مردم! وعده‏ ى خداوندى حقّ است؛ پس زندگى دنيا شما را فريب ندهد و مبادا (شيطان) فريبكار شما را فريب دهد و به (كَرَم) خدا مغرور سازد.


نکته ها
«غَرور» به كسى گفته مى ‏شود كه بسيار فريبكار باشد و به دليل آيه‏ ى بعد مراد از آن در اين جا شيطان است.
شايد مراد از مغرور شدن به خدا در جمله «لا يغرّنّكم باللّه» اين باشد كه شيطان، انسان را به عفو و بخشش خدا مغرور سازد و يا از طريق تحريف، بدعت و سهل ‏انگارى نسبت به احكام و قانون الهى، به تكرار گناه وادار كند.
آغاز اين سوره درباره‏ ى توحيد بود، آيه‏ ى قبل درباره نبوّت و اين آيه درباره‏ معاد است.
مانند اين آيه در سوره‏ لقمان آيه 33 نيز آمده است.



پيام ها
1- گروهى با زندگى مادّى و دنيوى فريب مى ‏خورند، امّا گروهى زرق و برق دنيا آنان را گول نمى ‏زند، بلكه شيطان فريبكار منحرفشان مى ‏نمايد. «لا يغرنكم باللّه الغرور»

2- براى تربيت، بايد هشدارها تكرار شود. «فلا تغرنّكم - ولا يغرنكّم»

3- ايمان به معاد، بهترين وسيله‏ بازدارنده از فريب دنيا است. «وعداللّه حقّ»

4- وعده‏ هاى الهى حقّ است، ولى وعده‏ هاى شيطان پوچ و فريبنده. «وعداللّه حقّ»
بسم الله الرحمن الرحیم

سایتی بسیار پر محتوا در باب ترجمه و تفسیر آیات نورانی قرآن http://www.tadabbor.org
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَ إِذَا حَکَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِيعاً بَصِيراً / النساء 58

خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست.


امام صادق علیه السلام می فرمایند :
لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ وَأداءُ الأمانَةِ؛

فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى‏كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى‏كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد.

كافى، ج2، ص 104


امانت داری یکی از ارزشمندترین ارزش های قرآنی است . حضرت موسی (علیه السلام) را به خاطر امانتداری و قدرتش، در خانه حضرت شعیب پناه دادند; (قصص/26) و حضرت یوسف را به خاطر امانتداری وعلمش، بر خزانه مصر نشاندند; (یوسف/55) و حتی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که از سوی خداوند برگزیده شد، مشهور به امانتداری و به محمد امین معروف بود .
بسم الله الرحمن الرحیم
مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون (41) ان الله يعلم ما يدعون من دونه من شى ء و هو العزيز الحكيم (42) و تلك الامثل نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون (43) خلق الله السموات و الارض بالحق ان فى ذلك لايه للمؤ منين (44) اتل ما اوحى اليك من الكتاب و اقم الصلوه ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر و الله يعلم ما تصنعون (45) و لا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتى هى احسن الا الذين ظلموا منهم و قولوا آمنا بالذى انزل الينا و انزل اليكم و الهنا و الهكم واحد و نحن له مسلمون (46)
[/color]ترجمه آیات
مثل كسانى كه به جاى خدا اوليايى ديگر اتخاذ مى كنند مثل عنكبوت است و خانه ساختنش و به درستى سست ترين خانه ها خانه عنكبوت است اگر بدانند (41).
خدا مى داند كه به جاى او چه چيزها مى خوانند و او عزيز و حكيم است (42).
اين مثلها را براى همه مردم مى زنيم اما در آنها تعقل نمى كنند ....
خدا آسمان و زمين را به حق خلقت كرد كه در اين خود آيتى است براى مردم با ايمان (44).
آنچه از كتاب به تو وحى شده بخوان و نماز به پادار كه نماز از فحشاء و منكرات جلوگيرى مى كند و ذكر خدا بزرگتر است و خدا مى داند كه چه مى سازيد (45).
و با اهل كتاب جز به وجه احسن مجادله مكنيد مگر افرادى از ايشان كه ظلم كرده باشند، به ايشان بگوييد ما به آنچه براى خودمان نازل شده و آنچه براى شما نازل شده ايمان داريم ، معبود ما و شما يكى است و ما تسليم آن معبوديم (46).

، بيان آيات
اين آيات متضمن دنباله اى است براى داستانهايى كه از امت هاى سابق نقل فرمود، و آن مثلى است كه خداى سبحان براى معبودهاى موهوم آنان آورده ، مى فرمايد: اينگونه اعتقادات خرافى آنان آن قدر بى اساس و سست بنياد است كه خلقت آسمانها و زمين به بانگ بلند به فساد آن فرياد مى زنند، و اعلام مى كنند كه بغير از خدا ولى و سرپرستى ندارند، و اين اعلام عالم خلقت همان است كه اين كتاب كريم اعلام مى دارد.
و چون سخن بدين جا مى رسد ناگهان روى سخن را به رسول گرامى خود نموده دستورش مى دهد تا اين كتاب را تلاوت كند، و نماز به پا بدارد، و اهل كتاب را با زبان نرم و مجادله به بهترين وجه به سوى دين اسلام دعوت كند، و مشركين را كه از او خواستند به غير از قرآن معجزه اى بياورد، و عذابى را كه وعده مى دهد زودتر بياورد پاسخ دهد.


توصیف خانه عنکبوت:
تار عنکبوت همیشه برای آدمی جالب توجه بوده است. مقاوت هر یک از این تار ها، نسبت به قطری که دارند، بسیار زیاد و بی همتاست......رشته های موجود در تار عنکبوت که درون اجسام مهره مانند روی یکدیگر پیچ و تاب خورده اند، چسبناک و کشسان است.در اثر نیرویی که به این قسمت از رشته ها وارد می شوند، پیچ و تاب آنها باز می شود،در این حالت طول رشته ها به چهار برابر افزایش می یابد... این توانایی برای نگه داشتن حشرات به دام افتاده و نیز منعطف بودن در برابر باد و سایر نیرو ها، مثل وزن قطره باران یا شبنم، لازم است1. پروتئین های سازنده ی تار عنکبوت دو نوعند: رشته ای و مهره ای. که رشته ای ها چسبناکند و مهره ها قابلیت انعطاف را دارند2.میزان چسبندگی تارهای مختلف متفاوت است. یعنی در ساختمان یک تار عنکبوت مجموعه‌ای از تارها ، با چسبندگی‌های متفاوت وجود دارد و تارهایی که چسبندگی کمتری دارند در مرکز شبکه قرار دارند. همچنین تارهای شعاعی و رشته‌هایی که شبکه تار عنکبوت را به درخت یا سایر تکیه گاه‌ها متصل می‌کنند، غیر چسبنده هستند3.

تار عنکبوت از فولاد محکم تر است . با وجود این ، در مقایسه با فولاد بسیار سبک و انعطاف پذیر است . از این رو برخی آن را فولاد زنده نامیده اند . این فولاد آن قدر محکم است که می توان از آن توری ساخت .و با آن یک بوئینگ 747 را متوقف کرد و در عین حال ، آن قدر سبک و انعطاف پذیر است که می توان از آن لباس تهیه کرد . بنابر این، کاربرد های آن در پزشکی و صنعت زیاد است . کاربرد در پزشکی : به دلیل محکمی و در عین حال انعطاف پذیری ، می توان از آن برای تهیه ی نخ جراحی ، زردپی و رباط مصنوعی و دستکش های جراحی بهره برد . تار عنکبوت نقش ضد عفونی کننده و پانسمانی نیز دارد . زیرا عنکبوت برای حفاظت تار پروتئینی خود در برابر باکتری و قارچ ها ، تارش را به مواد ضد باکتری و ضد قارچ آغشته می کند . از این رو می توان از آن برای پانسمان زخم استفاده کرد .
کار برد تار عنکبوت در صنعت:
1. تولید طناب های بسیار محکم برای کوهنوردی ، چتر نجات و .... 2. تولید تور های ماهیگیری محکم 3. تولید لباس غواصی مقاوم در برابر کوسه ها 4. تولید لباس ضد گلوله
هر دفعه که به این آیه می رسیدم کلی تعجب میکردم: از این همه جزئیات تار عنکبوت و استحکامش، اما همین تار عنکبوت با یه دست زدن بهش کلا از هم می پاشه

دقت کنید در آخر آیه 45 ام خدا میگه: من از آنچه می سازید آگاهم- البته برخی تصنعون رو نجام میدهید معنی کردند اما تصنعون از صُنع و صنعت می آید- حتما هم در باره تمام ابنیه ساخته شده توسط مصریان باستان و حتی بنا های جدید که با تمام جزئیات ساخته میشه مثل آبلیسک ها و معابد و غیره که همه بیشتر از من به اونها آگاهید. باز هم دقت کنید! این بناها همه در راه دشمنی با خدا و به قولی نیش و دندان نشان دادن به قدرت لا بزال الهی است! و خودشون هم به این نکته معترفند!!
و همه علاقه دشمنان اسلام رو به تار های عنکبوت می دونید حالا میتونید برگردید و دوباره در آیات اندیشه کنید(41-42-43و44 و45)
راه مقابله با این گروه: یرپایی نماز است و یاد خدا. چرا؟
چون نماز اولا تنهی عن الفحشا ومنکر است و علاوه بر اون نشانه وحدت و یگانگی در اعتقادات است. چرا ذکر خدا؟ برای اینکه خدا قدرت مطلق است و اگر صفات خدا و قدرتش رو از یاد ببریم، مثل دشمنان خدا فکر میکنم.
باز خداوند مهربان در آیه46 می فرماید: با اهل کتاب(یهودیت) جدال نداشته باشید چون خدای شما و خدای آنها یکی است ولی یک استثنا وجود دارد آنها که به شما ستم کردند؟
شما بگید چه ستمی؟ واضح است
ببخشید اگه طولانی شدBlush
در پناه خدا
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- کتاب درسی زیست شناسی، صفحه 1و 2
2- گفته های معلم ما
3-www.iran-eng.com/archive/index.php/t-225521.html
جریان ناخدای کشتی که با خواندن این آیه مسلمان شد


روزی مسلمانی برای مسافرت سوار کشتی شد. در بین راه قرآن را در آورد و مشغول قرائت آن شد. ناخدای کشتی به او نزدیک شد و به او گفت: این چه کتابیست که می خوانی؟
مرد مسلمان گفت: این قرآن کتاب مسلمانان است
ناخدا گفت: شما که انقدر به این کتابتان افتخار میکنید، بخش هایی از آن را برایم بخوان تا ببینم چه کتابیست؟
مرد مسلمان قرآن را بطور اتفاقی باز کرد
و این آیه را خواند:

وَالَّذِینَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ یجِدْهُ شَیئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّی یغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یدَهُ لَمْ یكَدْ یرَاهَا وَمَنْ لَمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ
نور / 39 و 40

ترجمه: كسانى كه كافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير كه انسان تشنه از دور آن را آب مى ‏پندارد; اما هنگامى كه به سراغ آن مى‏ آيد چيزى نمى ‏يابد، و خدا را نزد آن مى‏ يابد كه حساب او را بطور كامل مى‏ دهد; و خداوند سريع الحساب است. يا همچون ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج ديگرى، و بر فراز آن ابرى تاريك است; ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى، آن گونه كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند. و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست.

ناخدا پس از شنیدن این آیه (البته آیه 40. آیه 39 رو خودم اضافه کردم برای درک بهتر آیه بعد) گفت:آیا پیامبرتان در کنار دریا زندگی می کند؟
مرد جواب داد: خیر
ناخدا گفت: آیا او با دریا آشنایی دارد؟
مرد جواب داد: خیر
ناخدا گفت: من که چندین سال است دریانوردم و شغلم در دریاست، این صحنه (آیه 40) را در دریا فقط یک بار دیده ام. آنگاه پیامبرت که تابحال دریا ندیده، چگونه این را توصیف کرده؟؟؟

سپس شهادتین را به لب آورد و مسلمان شد.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
آدرس های مرجع