تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
من همین حالا این تاپیک رو دیدم .
واقعا از بعضی دوستان تعجب میکنم . خیلی بده که دوستان هم رزم بر سر یک نکته فنی که خیلی اروم میشه روی اون بحث کرد و نتیجه گرفت با هم مجادله میکنند!!
جناب m.shirazi80 عزیز با اینکه به شما حق میدم ناراحت باشید ولی ترک سایت فکر خوبی نیست . این تالار یک سنگره و ما حق نداریم سنگرمون رو ترک کنیم . خوشحال میشم باز هم در کنار هم باشیم .
چقدر بعضی از دوستان زود عصبانی میشوند!! و چه راحت تهمت میزنند .
خدایا یک لحظه هم ما را به خودکان وا نگذار
یا حق
ای وااااااااااااااای چه خبری شد اینجا...
آقا من به نوبه ی خودم اشتباه کردم...معذرت میخوام از خانوم شیرازی....خداشاهده موقع نوشتن اون جملات اصلا نخاستم شما رو دور از جون نفهم نشون بدم....من کی باشم...شما کجا من کجا....اتفاقا حرفتونم خیلی خوب بود..جای تامل داشت
ولی واقعا من انتظار ندارم اعضای تالار اونم اعضای فعالش اینطوری بیان بگن آقا ما رفتیم....آخه یعنی چی این کارا؟؟
یادتون باشه با اسمه چه کسی برای چه کسی اومدیم این تالار....

به خاطر نقشی که توی منحرف کردن موضوع داشتم معذرت میخام...شرمنده ی علی آقا....


در ضمن آقای MOSI34 یکم مودبانه تر بهتر نیست به نظرتون؟(جوابو به خودتون بدین)
سلام

نکته ی اول ، شما مجاز هستی هر جای قرآن رو باز کنی و به نیت هدایت اون رو بخونی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من کِی گفتم شما چیزی در ذهنت در نظر بگیر بعد ببین نظر خدا تأیید میکنه اون چیزی که توی ذهنت هست یانه!!!!

این دستور صریح قرآن هست که به نیت هدایت آیات قرآن رو بخوانید و در آن تدبر کنید و برای خواندش هم هیچ الزامی وجود ندارد که از اول شروع کنید


به هر شکلی که خواستید میتونید قرآن رو باز کنید و به نیت هدایت با توجه به آیات محکم قرآن و نه متشابه که نیاز به علم تأویل داره درس بگیرید

بنده گفتم: تازه خوب هست که در آیات محکم هم به تفسیر و ترجیهاً المیزان مراجعه کنید

امیرالمومنین در نهج البلاغه میفرمایند که در محکمات قرآن تدبر کنید و به آن عمل کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

علامه حسن زاده ی آملی هم میفرمایند که در هر روز برای تدریس خدا وقت بگذارید به این شکل که خدا بشود معلم و شما شاگرد و خدا از طریق قرآن به شما تعلیم میدهد
کسی خارج از شریعت چیزی نگفته

مسئله ی به این سادگی را چرا اینقدر پیچیده کردید من نمیدانم
بگذریم



میرویم سراغ آیه ای که امروز خواندم و نظرم را بسیار جلب کرد



أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ(67-انبیا)

اف بر شما و بر هر چه كه غير از خدا پرستش مى‏كنيد، آيا نمى‏انديشيد؟

خیلی آیه باحالی هست

داره میگه (خودمونیش این میشه): خاک بر سرتون و بر هرچیزی که میپرستید به جز من آیا عقل ندارید؟؟؟؟؟؟؟

ببینید: معبود اون کسی هست که شما در برابر امر و نهیش خضوع میکنی به این نیت که فکر میکنی میتونه به تو سودی برسونه یا ضرری از تو دفع کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هر کسی قائل بشه به اینکه احدی غیر خدا بالذات و مستقلاً میتونه بهش سود و ضرر برسونه، مشرک هست

ابزار، اثر بخشی اونها به إذن خدا هست

خدا میگه: چرا عقل ندارید و مطلب به این سادگی رو نمیفهمید

فقط به امر و نهی من توجه کنید اگر به دنبال کسب سود یا دفع ضرر هستید، چرا که تا من إذن ندهم تمام عالم اسباب دست به دست هم بدهند نمیتوانند به شما سودی برسانند و نمیتوانند از شما ضرری دفع کنند

همه فقیر محض به درگاه من هستند و من بی نیاز مطلق و غنی بالذات هستم

پس عاقل کسی هست که فقط خضوعش برای خدا باشه و از فرامین خدا اطاعت کنه


با این آیه خیلی حال کردم!!!!!!!!!
دیروز بعد از دیدن این تاپیک رفتم و به همین صورت که آقای علی 110 گفتن قرآن روخوندم این آیه نظرمو جلب کرد:

وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا «53»سوره ی الاسراء

و به بندگانم بگو : سخنى را كه نيكوتر است بگويند ؛ زيرا شيطان ميان آنان [به سبب سخنان زشت و بى‏منطق] دشمنى مى‏افكند ، آرى شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است

و معنی دو آیه ی بعد از اونم:

پروردگارتان به شما داناتر است ، اگر بخواهد شما را مورد رحمت قرار مى‏دهد و اگر بخواهد عذابتان مى‏كند . و ما تو را بر آنان نگهبان و كارساز نفرستاده‏ايم . « 54» و پروردگارت به هر كه [و هر چه] در آسمان‏ها و زمين است داناتر است . و به يقين برخى از پيامبران را بر برخى ديگر برترى داديم وبه داود زبور عطا كرديم . « 55»

که طبق تفسیر المیزان:
گويا قبل از هجرت رسول خدا بعضى از مسلمانها با مشركين مواجه مى شدند و در گفتگوى با آنان سخنان درشت گفته و چه بسا مى گفته اند شما اهل آتش و ما مؤ منين به بركت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) اهل بهشتيم ، و همين باعث مى شده كه مشركين عليه مسلمانان ، تهييج شده عداوتها و فاصله ها بيشتر شود، و در روشن كردن آتش فتنه و آزار مؤ منين و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و عناد با حق بهانه هاى تازه اى به دستشان بيايد.

وهمچنین:

در درگاه خدا حسن سريره و خوش رفتارى و كمال ادب ملاك برترى انسانها است ، حتى اگر در ميان انبياءهم خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده باز بيهوده نبوده ، بلكه به خاطر همين حسن رفتار و سيرت و ادب بيشتر بوده است ، مثلا داوود (عليه السلام ) را بر ديگران برترى داده و او را زبور داد و در آن بهترين ادب و پاكيره ترين حمد و ثنا را نسبت به خداى تعالى به وى آموخت .


تو خیلی از رفتارای روزانمون اینطوریه....بعضی موقع ها رفتاری میکنیم که بعدا فکر میکنیم بهتر از اونم میتونستیم رفتار کنیم...یا با یه حرف کوچیک کسی رو میرنجونیم....که بیشتره این وقتا ریشه ش اینه که خشمی که داریم شخصی هست نه خدایی..که این روش پیامبر و مولامون نبوده....یا غرور میتونه دلیل دیگش باشه...

ببخشید اگه خوب نتونستم جمعش ببندیم...به هر صورت فکر میکنم این آیه خیلی پند مهمی داشته باشه
درسته علی عزیز از واژه تفعل استفاده کردن(که به نظر بنده بهتر بود از این واژه استفاده نشه )ولی با توجه به توضیحاتی که دادند کاملا روشنه که منظور ایشون فال گرفتن یا تفعل زدن نبوده ...

برای رفع ابهامات به پاسخ زیر توجه کنید :

نقل قول:سوال : با عرض سلام
تفعل به قرآن یعنی چه؟
تفاوت استخاره وتفعل به قرآن درچیست؟
آیا احادیث و روایاتی مبنی بر تایید یا رد "تفعل زدن به قرآن"وجود دارد؟
تا چه میزان میتوان به افراد مدعی امر تفعل و پیشگویی اعتماد کرد؟
امر" پیشگویی" در علم روز چه جایگاهی دارد؟
آیا گرفتن دعا یا انگشتر(دحضر؟)وامثال آن ازاین افراد صحیح است؟
با تشکر قبلی وآرزوی سعادت دنیوی واخروی


پاسخ : با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
پاسخ به سوالات اول را در کد 504677 پاسخ داده ایم که می توانید به آن مراجعه کنید. برای تسهیل کار شما عین آن جواب را می آوریم:
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) تفأل زدن به قرآن مورد نهی قرار گرفته است: "لاتتفأل بالقرآن"("کافی"، ج2، ص629)
بنا به آن چه برخی از فقیهان و اهل حدیث فرموده‏اند مراد از تفأل در این حدیث آینده نگری و پیش بینی آینده به وسیله قرآن است.("بحار الانوار"، ج88، ص244)
مثلا رجوع به قرآن به جهت این که برای ما معلوم شود مریض خوب می شود یا نه، و یا گمشده‏ای پیدا می شود یا نه، تفأل است. این گونه تفأل زدن به قرآن مورد نهی قرار گرفته است.
لازم است تذکر دهیم که تفأل غیر از استخاره گرفتن است. استخاره پیش گویی نیست، بلکه رفع حیرت در مقام عمل در مواردی است که هیچ ترجیح عقلی و شرعی در اطراف تردید وجود نداشته باشد.
برخی تفأل را در این روایت اینگونه نیز معنی کرده‏اند که شخص هنگام خواندن یا شنیدن آیه ای، آن آیه را تفأل به چیزی بزند و بگوید فلان طور خواهد شد.("شرح أصول الكافی"، مولی محمد صالح مازندرانی، ج11، ص74)
اما در مورد پیش گویی باید بگوییم پیش گویی قطعی نه در علوم امروز جایی دارد و نه در معارف اسلامی. بله، امکان پیشگویی های ظنی و احتمالی چیزی نیست که بتوان ان را انکار کرد؛ هم از طریق علوم عادی بشری و هم از طریق علوم غریبه.
البته در این جهات نباید به کسی اعتماد کرد، که قریب به اتفاق مدعیان این مسائل دروغ گو هستند و به دنبال مطامع دنیایی خود می باشند.
با آرزوی توفیق
.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
(۱۳/تیر/۹۰ ۰:۳۳)Ramin_Ghn نوشته است: [ -> ]درسته علی عزیز از واژه تفعل استفاده کردن(که به نظر بنده بهتر بود از این واژه استفاده نشه )ولی با توجه به توضیحاتی که دادند کاملا روشنه که منظور ایشون فال گرفتن یا تفعل زدن نبوده ...

من هم معتقدم بهتر بود از واژه ی بهتری استفاده میکردم اما با توضیحات کافی منظورم رو بیان کردم

منظورم این بود که الزامی برای به ترتیب از اول تا آخر نداشته باشید همینطوری قرآن رو باز کنید و شروع به خواندن همراه با تفکر و تدبر کنید
به امید اینکه مقدمه ی عمل به این معارف باشه
تازه به آیات محکم توجه کنید و ترجیهاً به تفسیر هم مراجعه کنید

با این همه توضیح فکر نمیکردم جایی برای سوء برداشت باقی بماند

به هر حال خواهشمند است از کش دادن بحث و جدل در این مورد بیش از این پرهیز کنید و به اصل موضوع بپردازید

در ضمن قرار نیست با برقراری این تاپیک ، تاپیک در سایه سار وحی اثربخش ترین آیات قرآن از رونق بیافته ها وگرنه ادغام میشه مطالب

هدف حقیر این بود که سعی کنیم بیش از پیش در آیات قرآن تفکر و تدبر کنیم چون این خواست خداست که هم در قرآن آمده و هم مفسران حقیقی وحی یعنی 14 معصوم بارها بر آن تأکید کرده اند

یا علی

خدا هادی و نگهدار همه ی ما
باتشکر ازهمگی:
بذاریدیک نمونه براتون بنویسم،تاشبهه برطرف بشه.
-------------------------------
همین دیروزداشتم قرآن میخوندم رسیدم به این آیه :
سوره حج.آیه75
اللَّهُ يَصطفِي مِنَ الْمَلَئكةِ رُسلاً وَ مِنَ النَّاسِإِنَّ اللَّهَ سمِيعُ بَصِيرٌ(75)

خدا از فرشتگان فرستادگان بر مي‏گزيند و همچنين از مردم كه خدا شنوا و دانا است ( 75 ) .

با خودم گفتم :
مگه میشه فرستاده وپیامبران ازفرشته باشند...خداخودش گفته محمدصلی الله علیه وآله وسلم ودیگررسولان ازجنس خودشماهستند...
گفتم بعدا؟؟؟تفسیرشو بخونم..ولی بازم این علامت سوال ول کن نبود...
این شد که قرآن روباز کردم به همون نیت هدایت....
باورتون نمیشه این ایه اومد:
سوره اسراآیات94و95.
وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولًا ﴿۹۴﴾

و [چيزى] مردم را از ايمان آوردن باز نداشت آنگاه كه هدايت برايشان آمد جز اينكه گفتند آيا خدا بشرى را به سمت رسول مبعوث كرده است (۹۴)

قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَّسُولًا ﴿۹۵﴾

بگو اگر در روى زمين فرشتگانى بودند كه با اطمينان راه مى‏رفتند البته بر آنان [نيز] فرشته‏اى را بعنوان پيامبر از آسمان نازل مى‏كرديم (۹۵)
------------------------------------
تفسیر آیات94و95 سوره اسراء(وجوابی که من گرفتم) :
(آيه 94)- بهانه همگونى! در آيات گذشته سخن از بهانه جويى مشركان در زمينه نبوت پيامبر اسلام بود، و در اينجا به بهانه همگونى اشاره كرده، مى‏گويد: «تنها چيزى كه مانع شد مردم بعد از آمدن هدايت ايمان بياورند اين بود كه مى‏گفتند: آياخدا انسانى را به عنوان پيامبر برانگيخته»؟ (وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى‏ إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا).
برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص: 670
آيا باور كردنى است كه اين مقام والا و بسيار مهم بر عهده انسانى گذارده شود؟

آيا نبايد اين رسالت عظيم را بر دوش نوع برترى همچون فرشتگان بگذارند، تا از عهده آن به خوبى برآيد، انسان خاكى كجا و رسالت الهى كجا؟ افلاكيان شايسته اين مقامند نه خاكيان! اين منطق سست و بى‏پايه مخصوص به يك گروه و دو گروه نبود، بلكه شايد اكثر افراد بى‏ايمان در طول تاريخ در برابر پيامبران به آن توسل جسته‏اند.

(آيه 95)- قرآن در يك جمله كوتاه و روشن پاسخ پرمعنايى به همه آنها داده مى‏گويد: «بگو: (حتى) اگر در روى زمين فرشتگانى (زندگى مى‏كردند، و) با آرامش گام برمى‏داشتند، ما از آسمان فرشته‏اى را به عنوان رسول بر آنها نازل مى‏كرديم» (قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا). يعنى همواره رهبر بايد از جنس پيروانش باشد، انسان براى انسانها و فرشته براى فرشتگان.

دليل اين همگونى رهبر و پيروان نيز روشن است، زيرا از يك سو مهمترين بخش تبليغى يك رهبر بخش عملى اوست. همان الگو بودن و اسوه بودن، و اين تنها در صورتى ممكن است كه داراى همان غرائز و احساسات، و همان ساختمان جسمى و روحى باشد.

از سوى ديگر رهبر بايد همه دردها، نيازها، و خواسته‏هاى پيروان خود را به خوبى درك كند تا براى درمان و پاسخگويى به آن آماده باشد.

به همين دليل پيامبران از ميان توده‏هاى مردم برخاسته‏اند.
یاحق.
سلام.
سوره ی احزاب.آیه ی24.
لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاء أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا
ترجمه ی آیه:
هدف این است که خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد و منافقان را هرگاه بخواهد عذاب کند یا(اگر توبه کنند)توبه شان را بپذیرد.چرا که خداوند غفور و رحیم است.
در این آیه نكته لطيفي هست ، و آن اين است كه چه بسا ممكن است گناهان ، مقدمه سعادت و آمرزش شوند ، البته نه از آن جهت كه گناهند ، بلكه از اين جهت كه نفس آدمي را از ظلمت و شقاوت به جايي ميكشانند ، كه مايه وحشت نفس شده ، و در نتيجه نفس سرانجام شوم گناه را لمس نموده ، متنبه ميشود و به سوى پرورگار خود بر ميگردد ، و با برگشتنش همه گناهان از او دور ميشود ، و معلوم است كه در چنين وقتي خدا هم به سوى او بر ميگردد ، و او را ميآمرزد.گاه ممکن است یک گناه بزرگ در دل های آماده منشا حرکت و انقلاب و بازگشت به سوی حق و حقیقت شود و شری باشد که سرآغاز خیری گردد.
این آیه سرتاسر امیده و حتی به منافقین هم امید میده و بهشون گوشزد میکنه که یادتون نره ها خدا غفور و رحیمه.توبه کنید،لطف میکنه با رحیمیتش با اون محبت خاصش می آمرزه.میگه برگردید خدا در خونه شو به روی هیچکس نمیبنده.در غفران الهی برای همه بازه.همه می تونن برگردن.این همون خدایی هستش که اگه برگردی عهد شکنی ها و بد قولی هات رو به روت نمیاره.این همون خدایی هستش که نه تنها می آمرزه بلکه سیئات رو به حسنات تبدیل میکنه.این همون خدائیه که با هیچ چیز و هیچکس نمیشه مقایسه ش کرد همونی که وقتی داریش یعنی همه چیز داری و به هیچ چیزی احتیاج نداری.خدایا ممنون میخوام برگردم میدونم که بازم قبولم میکنی خدایا این بار دیگه هیچ جوری اجازه نده از آغوش پر مهرت بیام بیرون.واقعا میخوام برگردم،از همه کس و همه چیز به سمت تو.
منابع:
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
تفسیر نور
با تشکر فراوان
فقط پیشنهاد حقیر این هست که برای اینکه پستها برکت بیشتری پیدا کنه و چشمان امثال منه گناه کار هم یه کم پاک بشه اصل کلام خدا در قرآن به زبان عربی هم قرار داده بشه

با تشکر مجدد
اعوذ باالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا(سوره نساء-آیه1)
ترجمه:

به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان
اى مردم! از پروردگارتان پروا كنيد، آن كس كه شما را از يك نفس آفريد و همسرش را نيز از (جنس) او آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى را (در روى زمين) پراكنده ساخت واز خدايى كه (با سوگند) به او از يكديگر درخواست مى‏كنيد، پروا كنيد. و (نسبت) به ارحام نيز تقوا پيشه كنيد (وقطع رحم نكنيد) كه خداوند همواره مراقب شماست.(1)
چکیده ای از تفسیر:
در این آیه خداوند خطاب را متوجه ناس کرده یعنی همه ی مردم و نه به خصوص مومنین و فرمان اتقوا را مقید به قید ربکم کرده و نفرموده اتقوا الله زیرا صفتی که این آیه از خدا به یاد بشر می اندازد که همه را از یک نفر خلق کرده صفتی است که پر و بال آن تمامی افراد بشر را در بد میگیرد و اختصاصی به مومنین ندارد و این صفت خود یکی از آثار ربوبیت اوست چون منشاش ربوبیت خدا یعنی تدبیر و تکمیل است نه الوهیت او.
در این آیه روی سخن با تمامی انسان هاست.این آیه دعوت به تقوا و پرهیزکاری می کند که ریشه اصلی برنامه های سالم سازی اجتماعی می باشد و خدایی را معرفی می کند که نظارت بر تمام اعمال انسان دارد و با آوردن صفتی که ریشه ی وحدت اجتماعی بشر است تمامی امتیازات و افتخارات موهوم قبیله ای و نژادی و .. که منشا گرفتاری های بسیار در جامعه هاست و در جامعه اسلامی نباید وجود داشته باشد را بر هم میریزد.
در این آیه اشاره ای هم به خلقت انسان می شود و از نفس واحده سخن به میان می آید که برای نفس واحده دو احتمال را میتوانیم بدهیم:
1_نفس واحده یک فرد شخصی است.
2_نفس واحده یک واحد نوعی(یعنی جنس مذکر) است.
شکی نیست که ظاهر این تعبیر همان واحد شخصی را میرساند و اشاره به آدم دارد.
خداوند همسر آدم را با توجه به سایر آیات از جنس او آفریده نه از بدن او.طبق روایتی که از امام باقر علیه السلام در تفسیر عیاشی نقل شده، خلقت حوا از یکی از دنده های آدم شدیدا تکذیب و تصریح گردیده که حوا از باقیمانده ی خاک آدم آفریده شده است.در نتیجه زن و مرد در آفرینش وحدت دارند و هیچ کدام از نظر جنسیت بر دیگری برتری ندارد.
وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء :تکثیر نسل فرزندان آدم تنها از طریق آدم وهمسرش صورت گرفته است و موجود ثالثی در آن دخالت نداشته است.
و در اواخر آیه باز هم سخن از تقواست که در ساختن زیربنای یک جامعه ی سالم نقش دارد"از خدایی بپرهیزید که در نظر شما عظمت دارد و به هنگامی که می خواهید چیزی از دیگری طلب کنید نام او را می برید"این قسمت از آیه اهمیت صله رحم را نشان می دهد تا جایی که نام ارحام بعد از نام خدا آمده و با اشاره به مطلب آغاز آیه که همه شما از یک پدر و مادرید میتوان نتیجه گرفت که تمام فرزندان آدم خویشاوند یکدیگرند و این پیوند ایجاب می کند که شما نسبت به همه انسان ها از هر نژاد و قبیله ای همانند بستگان فامیلی خود محبت بورزید.
و در آخر آمده است که خداوند مراقب شماست.تمام اعمال و نیات شما را می بیند و می داند و در ضمن نگهبان شما در برابر حوادث است.
درس هایی که من از این آیه گرفتم:
1-ریشه و زیر بنای یک جامعه ی سالم وجود تقوا و پرهیزکاری در افراد آن جامعه است.
2-بشر دارای وحدت اجتماعی است و تمامی انواع بشر از یک پدر و مادر واحد به وجود آمده اند پس همه ی انسان ها با هم خویشاوندند و این پیوند ایجاب می کند که به تمام انسان ها مانند بستگان فامیلی خود محبت بورزیم.
3-خداوند همیشه مراقب ماست.خدا همیشه حواسش به ما هست و این ماییم که گاهی ازش غافل میشیم و یادمون میره که خدا داره ریز به ریز اعمال و نیات ما رو میبینه.
4-خداوند حوا را از جنس آدم آفرید نه از بدن او پس زن و یا مرد هیچکدام از نظر جنسیت بر دیگری برتری ندارد.
منابع:
تفسیر المیزان
تفسیر نور
تفسیر نمونه
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
آدرس های مرجع