تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
بسم الله الرحمن الرحیم
ماه رمضان آمد و دیدم همه جا می گویند:«ماه، ماه خودسازی است؛ ماهی است که تقوا زینت می شود؛ ماهی است که قرآن سرلوحه ما میشود». تصمیم گرفتم به بازار بروم و آخرین ورژن قرآن را بخرم، بروز ترینش را. هر جا که رفتم، به هرکه که گفتم، با نگاهش، با حرفهایش حسابی کتکم زد. به خانه که بازگشتم؛ اعصاب بیچاره ام دستش شکسته بود، زیر چشمش را هم شب نقاشی کرده بود. به اتاقم رفتم و در را محکم پشت سرم بستم. نسخه قدیمی قرآنم را باز کردم آمد:
واعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئا و بالولدين احسنا و بذى القربى و اليتمى و المسكين و الجار ذى القربى و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابن السبيل و ما ملكت ايمنكم ان اللّه لا يحب من كان مختالا فخورا
و خدا را بپرستيد، و چيزى شريك او مگيريد، و به پدر و مادر احسان كنيد، و همچنين به خويشاوندان ، و يتيمان ، و مسكينان و همسايه نزديك و همسايه دور، و رفيق مصاحب ، و در راه مانده و بردگان كه مملوك شمايند، كه خدا افرادى را كه متبختر و خود بزرگ بينند، و به ديگران فخر مى فروشند دوست ندارد.
سوار ماشین ذهنم شدم دوری، در جامعه زدم. یادم آمد کودکان دست فروشی را سر چهار راه، خیلی آشنا بودند. پنجره را پایین زدم گفتند: «خانم شما که همسایه مایید؛ کمکمان کنید. مادرمان مریض است. پدرمان مرده. چند روز است که غذا نخوردیم.» چراغ قرمز شد. شیشه را بالا زدم و بی توجه از آنها عبور کردم و چشم های معصومشان را در سیل اشک غرقانیدم و بازگشتم پشت میز.
باز ورق زدم آمد:*
ولا یغتَب بَعضُکُم بَعضاً أیحِبُّ أحَدکُم أن یأکُل لَحمَ أخیهِ مَیتاً فکَرِهتُموه
بعضی از شما غیبت بعضی دیگر را نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید
نا امید شدم. قرآن را بستم به مسجد رفتم به امید آنکه شاید آنجا قرآن جدید تری بیابم. اتفاقا آنجا حاج خانم مسجدی را دیدم. در صف نماز نشسته بود وداشت با ذوقِ تمام، خاطرات نماز جماعتی که در سفر بیستمش به حج خوانده بود را برای کناری اش می گفت که جوانی وارد مسجد شد سلامی کرد و قرآنی برداشت و گوشه ای نشست به قرآن خواندن. دختر معصومی بود ولی لباسش وصله داشت، رویش زرد بود و زیر چشم هایش گود افتاده بود. حاج خانم که دیدش به کناریش گفت:« می بینی اش...» وکلی بدی اش را گفت که مکبر گفت:« قد قامت الصلوة». همه برخاستیم به نماز خواندن. نماز که تمام شد قرآنی باز کردم، دیدم آمد:
اْلخلقُ عِیالُ الله فَأحبُّ الْخلق إلی الله من نَفَع عیالَ الله و ادْخل علی اهلِ بیْتٍ سُرُوراً
مردم عائله و جیره خواران خداوندند. محبوب ترین آنها نزد خدا كسی است كه سودش به عائله خدا برسد و خانواده ای را خوشحال كند)
یاد حرف کسی افتادم، می گفت:« چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. یعنی چه که دوزار ته گنجه را بفرستیم فلسطین . همش هوای این بحرینی های بی نیاز و آفریقایی ها با این همه نعمت و طلا را داشته باشید. دروغ می گویند که گرسنه اند. بیچاره ها! رسانه ها گولتان زده اند»
باز سر در قرآن کردم این آیه را دیدم:
«اﻋﻠﻤﻮا اﻧﻤﺎ اﻟﺤﯿﺎۀ اﻟﺪﻧﯿﺎ ﻟﻌﺐ و ﻟﻬﻮ و زﯾﻨﮥ...[/color]...;
[color=#00BFFF]ﺑﺪاﻧﯿﺪ زﻧﺪﮔﻰ دﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎزى و ﺳﺮﮔﺮﻣﻰ و ﺗﺠﻤﻞ ﭘﺮﺳﺘﻰ...

قرآن را بستم و بوسیدم و بر طاقچه ی مسجد گذاشتم. در راه باز گشت باز سری به قرآن فروشی زدم گفتم:«آقا! قرآن جدید دارید؟»
گفت:« بله؛ جدید ترین و گرانترینش را هم داریم. روی جلدش طلاکاری شده. آیه هایش را با آب طلا نوشتند. صفحه اش از مرغوب ترین چوب های جنگل می سی سی پی است و از همه مهمتر از جنس های درجه یک چینی است.»قرآن را گرفتم و بازش کردم باز آمد:
اﻋﻠﻤﻮا اﻧﻤﺎ اﻟﺤﯿﺎۀ اﻟﺪﻧﯿﺎ ﻟﻌﺐ و ﻟﻬﻮ و زﯾﻨﮥ...[/color]...;
[color=#00BFFF] ﺑﺪاﻧﯿﺪ زﻧﺪﮔﻰ دﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎزى و ﺳﺮﮔﺮﻣﻰ و ﺗﺠﻤﻞ ﭘﺮﺳﺘﻰ...

همان قدیمی بود در لباس جدید. بیچاره این قرآن که چقدر نزد من و مردم جامعه ام مظلوم و غریب است. قرآن را پس دادم و گفتم:«دستتان درد نکند از این ها یکی دارم» و حیران به خانه بازگشتم.
در راه بازگشت کودکان همسایه را که دیدم، چشمانم که در نگاه معصومشان اسیر شد؛ دیدم قناری لبخند در قفس فقرشان جان میدهد.
وقت افطار که رسید سفره را آماده کردم. رفتم در خانه شان رازدم که بیایند و بامن روزه شان را افطار کنند. درزدم! دخترک گریان در را باز کرد، نگاهم کرد و گویی هزار نفرین به من هدیه داد و دوید داخل خانه. از دم در دیدم خواهر کوچکشان مرد از گرسنگی.
بغض گلویم را گرفت. گریان به خانه بازگشتم، قرآن قدیمیم را گشودم آمد:


اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ
ما را به راه راست هدایت فرما
شرط مهم در قبول توبه:


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِكَ یتُوبُ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا
نساء / 17


ترجمه: پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏ دهند، سپس زود توبه مى‏ كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏ پذيرد. و خدا دانا و حكيم است.


منظور از جهالت، انجام کاری از روی هوای نفس و آشکار شدن شهوت و غضب است؛ بدون اینکه انسان با خداوند لجاجت و دشمنی داشته باشد. دلیل اینکه این کارها از روی جهالت است، این است که پس از خاموش شدن شعله شهوت و غضب، شخص از کرده ی خود پشیمان می شود.


البته نکته مهم اینه که نباید توبه رو به تأخیر انداخت.
اگه گناهی مرتکب شدیم، باید بلافاصله پشیمون شیمو توبه کنیم.
ارتباط قلبی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)


یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
آل عمران / 200

ترجمه: ای اهل ایمان؛ صبور باشید و یکدیگر را به صبر سفارش کنید و با یکدیگر در ارتبا باشید و از خدا بترسید، شاید (امید است) که رستگار شوید.


روایات متعددی در مورد کلمه«رابطو» آمده که علامه مجلسی بعنوان یک حدیث شناس، این روایت را تأیید کردند:
امام صادق (علیه السلام): «ورابطو» یعنی: «ورابطو مع إمام المهدی المنتظر»(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
وای بر نمازگزاران؟؟؟


فَوَیلٌ لِلمُصَلّین. الَّذین هُم عَن صلاتِهِم ساهون
ماعون/4و5


ترجمه: پس وای بر نمازگزاران . آنان که از نمازشان غافلند.
شرح تفسیر المیزان: این دو آیه اشاره به کسانی دارد که اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدن آن باکی ندارند. ( چه به نحو کلی و چه در بعضی اوقات ) و اهمیتی نمیدهند که آن را از وقت فضیلتش تأخیر بیندازند. و این عمل به عینه تکذیب روز جزاست.
آگاهی خداوند از چشمان و دل های خائن:


یَعلَمُ خائِنَةَ الأعیُنِ و ما تُخفِی الصُّدورُ
غافر/19

ترجمه: نگاه پنهانی چشم های خائن را میشناسد.و آنچه را که در سینه ها ( ازخیرو شر) پنهان میکنند، میداند.

شرح تفسیرالمیزان: خدا تمام گناهان مخفی و حتی نگاه های زیر چشمی ( مانند نگاه به نامحرم) را که برای دیگران آشکارنیست، میشناسد. و آنچه از کفر و نفاق و گناهان که صاحبان دلها در قلبشان مخفی کرده باشند نیز میشناسد و به همه آنها علم دارند.
الَّذِينَ إِذَ آ أَصَبَتْهُمْ مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ‏

(بقره آيه 156)


ترجمه
(صابران) كسانى هستند كه هرگاه مصيبتى به آنها رسد، مى ‏گويند:
ما از آنِ خدا هستيم و به سوى او باز مى‏ گرديم.


نکته ها
صابران، به جاى خود باختگى و پناهندگى به ديگران، تنها به خدا پناه مى ‏برند.
زيرا از ديد آنها، تمام جهان كلاس درس و ميدان آزمايش است كه بايد در آن رشد كنيم.
دنيا جاى ماندن نيست!
خوابگاه و عشرتكده نيست!
و شدائد و سختى ‏هاى آن نيز نشانه‏ ى بى‏ مهرى خداوند نيست!
ناگوارى ‏ها براى آن است كه زير پاى ما داغ شود تا تندتر و سريعتر حركت كنيم، بنابراين در تلخى ‏ها نيز شيرينى است.
زيرا شكوفا شدن استعدادها وكاميابى از پاداش‏هاى الهى را بدنبال دارد.

مصيبت‏هايى كه از طرف اوست، تصرف مالك حقيقى و خداوند در مملوك خود است.

اگر انسان بداند كه خداوند حكيم و رحيم است و او نيز بنده ‏اى بوده كه قبلاً هيچ نبوده؛ «لم يك شيئاً» (مريم67)و حتّى بعد از مراحلى هم چيز قابل ذكرى نبوده است؛ «لم يكن شيئاً مذكورا»(انسان1) خواهد پذيرفت كه من بايد در اختيار او باشم.
او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حيوان و از مرتبه ‏ى حيوانيّت به انسانيّت سوق داده و اين حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است.
همانگونه كه ما دانه ‏ى گندم را زير فشار، آرد مى ‏كنيم و بعد نيز در آتش تنور، تبديل به نان مى ‏كنيم تا مراحل وجودى او را بالا بريم.


شعار صابران «انّا لِلّه و انّا اليه راجعون» است.

در حديث مى ‏خوانيم:
هرگاه با مصيبتى مواجه شديد، جمله ‏ى «انّا لِلّه و انّا اليه راجعون» را بگوييد.1


گفتن «انّا لِلّه» و ياد خدا به هنگام ناگوارى ‏ها، آثار فراوان دارد:
الف: انسان را از كلام كفر آميز و شكايت باز مى ‏دارد.
ب: موجب تسليت و دلدارى و تلقين به انسان است.
ج: مانع وسوسه‏ هاى شيطانى است.
د: اظهار عقايد حقّ است.
ه : براى ديگران درس و الگو شدن است.


مردم در برابر مشكلات و مصايب چند دسته ‏اند:
الف: گروهى جيغ و داد مى ‏كنند. «اذا مسّه الشّر جزوعاً» (معارج20)
ب: گروهى بردبار و صبور هستند. «وبشّر الصابرين»

ج: گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند.
«اللّهم لك الحَمد حَمد الشّاكرين لَك على مُصابهم»2



اين برخوردها، نشانه‏ ى معرفت هر كس نسبت به فلسفه ‏ى مصايب و سختى ‏هاست.
همانگونه كه كودك، از خوردن پياز تند، بى ‏تابى مى‏ كند و نوجوان تحمّل مى ‏كند، ولى بزرگسال پول مى ‏دهد تا پياز خريده و بخورد.


1. درّالمنثور، ج‏1، ص‏377
2.فقره آخر زيارت عاشورا

پيام
ريشه‏ ى صبر، ايمان به خداوند، معاد واميد به دريافت پاداش است. «الصّابرين الّذين... قالوا انّا للّه و انّا اليه راجعون»
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم


روز چهاردهم؛ جزء چهاردهم؛ موضوع چهاردهم: نعمت


وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تحُْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ(18) سوره مبارکه نحل
و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز نمى‏توانيد آنها را احصا كنيد خداوند بخشنده و مهربان است!


روایات:

1. امام علی علیه السلام: کمترین وظیفه شما در قبال خدا این است که از نعمت های او در راه معصیت کمک نگیرید. (نهج البلاغه،حکمت330)

2. امام علی علیه السلام: چه بسا سخنی که نعمتی را از کف ربوده و گرفتاری و عذاب پیش آورده است. (نهج البلاغه،حکمت381)

3. امام علی علیه السلام: با شکیبایی بر طاعت خدا و محافظت بر کتاب خدا که پاسداری آن را از شما خواسته است کامل شدن نعمت های خدا را برای خود بجویید. (نهج البلاغه،خطبه173)

4. امام علی علیه السلام: از کمال نعمت، فراوانی خرد است.(غررالحکم،ح9300)

5. امام علی علیه السلام: هر نعمتی جز بهشت حقیر است و هر بلایی جز آتش عافیت است.(نهج البلاغه،حکمت387)

6. امام حسین علیه السلام: نعمت ها، تا هستند ناشناخته اند و همین که رفتند قدر آنها شناخته می شود. (بحارالانوار،ج12،ص115)


نکات:

1. خداوند در آخرت از آب و نان از مؤمن بازخواست نمی کند بلکه از محبت بازخواست می کند که آن را کجا مصرف کردی؟(لتسئلن یومئذ عن النعیم«الولایه» : همانا در آن روز از نعیم «ولایت و محبت» مورد بازخواست قرار می گیرید.). (مصباح الهدی، مرحوم دولابی،ص106)

2. خداوند در مورد مالی که به مؤمن داده، سؤال و مؤاخذه نمی کند. خدا از اراده اش از وجدانش از دلش می پرسد که کجا خرج کرده و به چه داده است. لذا وقتی خواستی به کسی پولی بدهی خیلی وسواس به خرج نده که آیا او مستحق است یا نه ؟ (دقت کنید) (مصباح الهدی، مرحوم دولابی،ص106)

3. آنچه از خداوند به انسان مى‏رسد، نعمت است. قهر و غضب را خود به وجود مى‏آوريم‏. (سوره حمد)

4. انسان، يا در نعمت بسر مى‏برد كه بايد به این آيه عمل كند: «فَاذْكُرُونِي، اشْكُرُوا لِي» و يا در سختى بسر مى‏برد كه بايد به اين آيه عمل كند؛ «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ»

5. به جاى كينه‏ها و ضعف‏ها و تلخى‏ها از نعمت‏ها ياد كنيد. مشكلات خانوادگى را در كنار نعمت‏هاى بيشمار الهى چيزى نشماريد. «وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»

6. يادآورى نعمت‏هاى الهى عامل عشق و زمينه‏ساز هدايت است. «وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ ... لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»

7. به خصلت‏ها جهت صحيح بدهيم. آرزو در انسان هست، امّا جهت اين آرزو را درخواست نعمت از خدا قرار دهيم، نه سلب نعمت از ديگران. لا تَتَمَنَّوْا ... وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِه‏

از وقفه ای که در ارائه مطالب پیش آمد عذرخواهی می کنم.
التماس دعا
یاعلی
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

روز پانزدهم؛ جزء پانزدهم؛ موضوع پانزدهم: سخاوتمندی

وَ لَا تجَْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىَ‏ عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كلُ‏َّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا محَّْسُورًا(29) سوره مبارکه اسراء

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى!


روایات:

1. پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم : آیا شما را از بخشنده ترین بخشندگان خبر ندهم؟ خداوند، بخشنده ترین بخشندگان است و من بخشنده ترین فرزندان آدم می باشم و بخشنده ترین آنها پس از من مردی است که دانشی را فراگیرد و دانشش را بگستراند. چنین کسی روز قیامت یک امت مبعوث می شود و مردی که خویشتن را در راه خدا جانفشانی کند تا کشته شود.(مستند ابی یعلی،ج3،ص190)

2. امام حسین علیه السلام: چون دنیا چیزی به تو بخشید، پیش از آنکه از دستت برود همه آن را به مردم ببخش زیرا اگر دنیا روی آورد، بذل و بخشش آن را از بین نمی برد و اگر پشت کند بخل ورزیدن آن را نگه نمی دارد. (مناقب ابن شهرآشوب،ج4،ص66)

3. امام علی علیه السلام: بخششی که از روی ترس و یا به امید تلافی نباشد، بخشش واقعی است. (غررالحکم،ح2073)

4. امام علی علیه السلام: بخشنده کسی است که چیزی را بخشد که از بخشیدن امثال آن دریغ می شود.(کنزالفوائد کراجکی،ج1،ص349)

5. امام علی علیه السلام: انسان بخشنده در دنیا ستوده است و در آخرت نیکبخت.(غررالحکم،ح2152)


نکات:

1. هر وقت دستت را پُر دیدی یک فوت کف دستت بکن تا مطمئن شوی خالی است. اگر چیزی هم داری بذل و بخشش کن. (مرحوم دولابی،مصباح الهدی،ص224)

2. يكى از راههاى ايجاد روحيّه‏ى سخاوت، توجّه به دستِ خالى بودن انسان در قيامت است‏. (بقره، 254)

3. گشايش يا گره خوردن كارهاى انسان، نتيجه سخاوت يا بخل انسان نسبت به ديگران است‏. (سوره مبارکه لیل)

4. معاويه مى‏گويد: اگر على دو اتاق داشته باشد، يكى پر از كاه و ديگرى پر از طلا براى او بخشيدن هر دو يكسان است. (اصول عقاید،قرائتی،ص 198)

5. آدم‏هايى كه سخاوت ندارند با بغض خدا از دنيا مى‏روند، چون انفاق دادن برايش عادت نشده است. چون پول دادن عادت نشده، يك عمرى به مال چسبيده است. حالا كه مى‏خواهند جدايش كنند، با بغض خدا از دنيا مى‏رود و لذا سخاوت، گر چه مسئله‏ى اخلاقى است ولى خداى نكرده اگر اين سخاوت نباشد سر از مسائل اصلى در مى‏آورد.
عدم افراط و تفریط در کارها


وَ لَا تجَْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىَ‏ عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كلُ‏َّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا محَّْسُورًا
اسراء / 29


ترجمه: هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى.

این آیه ی راهبردی، یکی از آیات مهمّی است که بصورت تمثیلی مارا از افراط و تفریط باز میدارد و به ما انسان ها گوشزد میکند که در تمام کارهایمان میانه رو باشیم تا به ما آسیبی نرسد.
[تصویر: 21211_719.jpg]


قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام

که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود

همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ ”

چه غفلتِ بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی

به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،

‌یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌

یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ،

‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطعهء ممکن

منتشر کرده و …



آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند

و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که

خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند ..

اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مُستمِعین

فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای !



ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،

حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

دکتر علی شریعتی


منبع: پایگاه ثائر
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
آدرس های مرجع