اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
روز بيست و پنجم؛ جزء بيست و پنجم؛ موضوع بيست و پنجم : شفاعت
وَ لا يَمْلِكُ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (86) سوره مباركه زخرف
كسانى را كه غير از خدا مىخوانند قادر بر شفاعت نيستند مگر آنها كه شهادت به حق دادهاند و به خوبى آگاهند!
روايات:
1.
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم: من در روز قیامت کسی را که در دلش به اندازه بال پشه ای ایمان باشد، قطعاً شفاعت خواهم کرد. (کنزالعمّال،ح39043)
2.
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم : کسی که نماز را سبک بشمارد به شفاعت من دست نیابد، به خدا سوگند که در کنار حوض(کوثر) بر من وارد نشود. (المحاسن،ج1،ص159)
3.
امام صادق علیه السلام: در روز قیامت ما برای شیعیان گناهکار خود شفاعت می کنیم و اما نیکوکاران را خداوند خود نجات داده است. (فضائل الشیعه،ص77)
4.
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم: روزه و قرآن در روز قیامت برای بنده شفاعت می کنند. (مسند ابن حنبل،ج2،ص582)
5.
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم: شفیعی کارآمدتر از توبه نیست. (بحارالانوار،ج8،ص58)
6.
امام علی علیه السلام: شفیع مردمان عمل به حق است و پایبندی به صداقت و راستی. (غررالحکم،ح 5789)
7.
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم: همانا نزدیکترین شما به من در فردای(قیامت) و سزاوارترین شما به شفاعت من، راستگوترین، امانتدارترین، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است.(امالی صدوق،ص411)
نكات :
1.
هیچکس جز با شفاعت نجات پیدا نمی کند. هیچ کس بابت اعمالش از خداوند طلبی نخواهد داشت که استحقاق بهشت پیدا کند. (مرحوم دولابی،مصباح الهدی، ص224)
2.
عبادات و اعمال به درد طی کردن برزخ می خورد. به قیامت که رسیدیم با شفاعت محمد و آل محمد علیهم السلام بر خوان ضیافت الهی خواهیم نشست.( مرحوم دولابی،مصباح الهدی، ص224)
3.
اقسام شفاعت: حقيقت اين است كه شفاعت، اقسامى دارد كه برخى از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهى وجود ندارد ولى برخى، صحيح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط بر هم زننده قانون و ضد آن است ولى شفاعت صحيح، حافظ و تأييد كننده قانون است. شفاعت غلط آن است كه كسى بخواهد از راه پارتى بازى جلوى اجراى قانون را بگيرد. بر حسب چنين تصورى از شفاعت، مجرم برخلاف خواست قانونگزار و برخلاف هدف قوانين اقدام مىكند و از راه توسل به پارتى، بر اراده قانونگزار و هدف قانون چيره مىگردد. اينگونه شفاعت، در دنيا ظلم است و در آخرت غير ممكن. ايرادهايى كه بر شفاعت مىشود بر همين قسم از شفاعت وارد است و اين همان است كه قرآن كريم آن را نفى فرموده است. شفاعت صحيح، نوعى ديگر از شفاعت است كه در آن نه استثناء و تبعيض وجود دارد و نه نقض قوانين، و نه مستلزم غلبه بر اراده قانونگزار است. قرآن اين نوع شفاعت را صريحا تأييد كرده است. البته شفاعت صحيح نيز اقسامى دارد .(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج1، ص: 248)
التماس دعا
ياعلي!
سوره ذاریات آیه 25
متن:
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ (24)
إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ(25)
فَرَاغَ إِلىَ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِين(26)
ترجمه:
آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد (۲۴)
در آن زمان كه بر او وارد شدند و گفتند: «سلام بر تو!» او گفت: «سلام بر شما كه جمعيّتى ناشناخته ايد!» (25)
سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بريان شدهاى را براى آنها) آورد، (26)
پیام ها:
در این آیات نحوه برخورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) با میهمانانی را بازگو می کند که برای ایشان ناشناخته می باشند
ابراهیم (علیه السلام) با اینکه آنان را نمی شناخت به سلام آنها پاسخ می گوید و برای گرامی داشتن آنها، پنهانی غذایی را آماده می کند
آیا ما نیز مانند این پیامبر بزرگ با میهمانان خود برخود می کنیم
حتی اگر غریبه باشند
مال و فرزند وسیله آزمایش انسان ها
أَیحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِینَ. نُسَارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیرَاتِ بَل لا یشْعُرُونَ
مؤمنون / 55 و 56
ترجمه: آیا آنها گمان مى كنند اموال و فرزندانى كه بعنوان كمك به آنان مى دهيم... براى اين است كه درهاى خيرات را با شتاب به روى آنها بگشاييم؟؟؟
(چنين نيست) بلكه آنها نمى فهمند (كه اين وسيله امتحانشان است).
سوره ذاریات آیه 30
متن:
قَالُواْ كَذَالِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ(30)
ترجمه:
گفتند: «پروردگارت چنين گفته است، و او حكيم و داناست!» (30)
پیام:
این آیه در قسمتی از داستان ابراهیم (علیه السلام) نقل شده است
زمانی که فرشتگان مامور خداوند بشارت تولد فرزندی را به وی می دهند و همسر ایشان که زنی پیر و نازا بود، متعجب از آن چگونگی این عمل را می پرسد
و آنان به ابراهیم و همسرش می گویند
هر چه خدا بخواهد می شود
حتی غیر مممکن (آبستن شدن پیرزنی نازا)
برخورد خداوند با دوزخیان همانند دور کردن سگ از خود است
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَینَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ. رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ. قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلا تُكَلِّمُونِ. إِنَّهُ كَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیرُ الرَّاحِمِینَ
مؤمنون / 106 تا 109
ترجمه: مى گويند: «پروردگارا؛ بدبختى ما بر ما چيره شد، و ما قوم گمراهى بوديم. پروردگارا! ما را از اين (دوزخ) بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعا ستمگريم (و مستحق عذاب)»
(خداوند) مى گويد: «دور شويد در دوزخ، و با من سخن مگوييد. (فراموش كرده ايد) گروهى از بندگانم مى گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم; ما را ببخش و بر ما رحم كن; و تو بهترين رحم كنندگانى.
نکته: « إخسئوا » فعل امری است که معمولا برای دور کردن سگ بکار می رود. و هر گاه در مورد انسان گفته شود، به معنای پستی او و مستحق مجازات بودن او است. عجب آنکه دوزخیان شقاوت را به حدّی رسانده اند که که خدایی که در آیه ی بعد از زبان مؤمنان به «خیرالرّاحمین» وصف شده، به آنان چنین خطاب می کند.
ولو نَزلنا عَلَیک کِتَبا فی قرطاس فَلَسَوُهُ بِأیدیهم لَقالَ الذینَ کَفَروا إن هذَآ الا سِحرِ مِبینُ
و اگر نامه ای بر روی صفحه ای بر آنها نازل کنیم و ( علاوه بر دیدن ) آنرا با دستهای خود لمس کنند باز کافران می گویند این چیزی جز یک سحر آشکار نیست!
آیه ی 7 سوره ی أنعام
آخرین درجه ی لجاجت
تفسیر :
افراد متکبر معمولا مردم لجوجی هم هستند، چون تکبر به آنها اجازه ی تسلیم در برابر حق را نمی دهد و همین سبب می شود که به اصطلاح روی دنده ی لج بیفتند و هر دلیل روشن و برهان واضحی را به نحوی انکار کنند هر چند تا سر حد انکار بدیهیات پیش رود! ، همانطور که بارها با چشم خود این موضوع را در میان افراد متکبر و خود خواه دیده ایم.
قران اینجا اشاره به تقاضای جمعی از بت پرستان ( که می گویند این اشخاص نضر بن حارث و عبدالله بن ابی امیه و نوفل بن خویلد بودند که به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتند ما تنها در صورتی ایمان می آوریم که نامه ای از طرف خداوند با چهار فرشته بر ما نازل کنی! ) کرده و می گوید :" اگر همانطور که آنها تقاضا کردند ، نوشته ای بر صفحه ای از کاغذ و مانند آن بر تو نازل کنیم ، و علاوه بر مشاهده کردن ، با دست خود نیز آن را لمس کنند باز می گویند: این یک سحرآشکار است !" (ولو نَزلنا عَلَیک کِتَبا فی قرطاس فَلَسَوُهُ بِأیدیهم لَقالَ الذینَ کَفَروا إن هذَآ الا سِحرِ مِبینُ)
یعنی دائره ی لجاجت آنها تا حدی توسعه یافته که روشنترین محسوسات را یعنی آنچه با " مشاهده " و " لمس " درک می شود ، انکار می کنند و به بهانه ی سحر از تسلیم شدن در برابر آن سر باز می زنند ، در حالی که در زندگی روزانه ی خود برای اثبات واقعیتها به یک دهم از این نشانه ها نیز قناعت می کنند و آن را قطعی و مسلم می دانند ! و این نیست مگر به خاطر خودخواهی و تکبر و لجاجت سختی که بر روح آنها سایه افکنده.
ضمنا باید توجه داشت که " قرطاس " به معنی هر چیزی است که روی آن می نویسد اعم از کاغذ و پوست و الواح ، و اگر امروز قرطاس را فقط به کاغذ می گویند برای این است که کاغذ متداولترین چیزی است که روی آن نوشته می شود.
سوره علق در مکه نازل شده و 19 آیه دارد ...
محتوا و فضیلت سوره - در میان مفسران مشهور است که این سوره نخستین سوره ای است که بر پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده ...
در آغاز به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور قرائت و تلاوت میدهد و سپس از آفرینش موجود با عظمتی بنام انسان از قطعه خونی بی ارزش میدهد.در مرحله بعد تکامل انسان در پرتو لطف و کرم پروردگار و در ادامه از ناسپاسی که با وجود این همه موهبت راه طغیان رو پیش گرفته سخن میگوید و سرانجام به مجازات دردناک کسانی که مانع هدایت مردم و اعمال نیک هستند اشاره و سوره با دستور سجده و تقرب به پروردگار به پایان میرسد...
در فضیلت تلاوت این سوره از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود در روز یا شب سوره اقرا باسم ربک را بخواند در همان شب یا روز بمیرد شهید از دنیا رفته و خداوند او را شهید مبعوث میکند و در صف شهیدان جایش میدهد..
در آیه ی 9و10سوره ی علق می خوانیم:
ارأیت الذی ینهی- عبداً اذا صلی.
«به من خبر بده، آیا کسی که نهی می کند، بنده ای را که مشغول نماز است» (آیا مستحق عذاب نیست).
در ذیل این آیه روایت شده، منطور از «عبد» (بنده) حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است، که در آغاز بعثت در مکه نماز می خواند و بندگی خود را به جای آوردن نماز و سجده های نماز، آشکار می کرد، و منظور از نهی کننده، «ابوجهل» است که از نماز آن حضرت جلوگیری می نمود.
در احادیث آمده است که
روزی ابوجهل از اطرافیان خود پرسید: «آیا محمد(صلی الله علیه و آله) در میان شما (برای سجده) صورت برخاک می نهد؟»
گفتند: آری.
ابوجهل گفت: سوگند به آنچه که ما به آن سوگند یاد می کنیم، اگر محمد(صلی الله علیه و آله) را در چنین حالی بنگرم، با پای خودم گردن او را فشار می دهم (به گردنش لگد می زنم) تا اینکه محمد(صلی الله علیه و آله) را در حال نماز دیدند، به ابوجهل خبر دادند، ابوجهل به طرف آن حضرت حرکت کرد، تا گردن آن بزرگوار را با پای خود فشار دهد (و با لگد زدن توهین نماید) ولی هنگامی که نزدیک آمد، هراسان به عقب برگشت، و دستش را که گوئی چیزی را از خود دور می سازد، حرکت می داد.
به او گفتند: این چه وضعی است که از تو مشاهده می کنیم.
ابوجهل در پاسخ گفت: «وقتی به سوی محمد(صلی الله علیه و آله) رفتم، ناگهان در میان خودم و او خندقی از آتش دیدم و منظره ای وحشتناک و همچنین بال و پرهائی را مشاهده نمودم!»
در اینجا بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «سوگند به کسی که جانم در دست او است اگر ابوجهل به من نزدیک می شد، فرشتگان خدا، او را قطعه قطعه می کردند، و عضوعضو بدن او را می ربودند».
در این هنگام آیات فوق تا آیه 14 سوره ی علق نازل گردید....