۱۹/تیر/۹۰, ۱۳:۰۵
اعوذ باالله من الشیطان الرجیم
يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ
وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ (اعراف-27)
ترجمه:
اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت
بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اينكه او و همكارانش شما
را مىبينند و شما آنها را نمىبينيد (اما بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآورند.[/size]
چکیده ای از تفسیر:
تفسیر نمونه:
در این آيه خداوند به همه افراد بشر و فرزندان آدم ، هشدار مى دهد كه مراقب فريبكارى شيطان باشند زيرا
شيطان سابقه دشمنى خود را با پدر آنها نشان داده ، همانطور كه لباس بهشتى را بر اثر وسوسه ها از اندام او
بيرون كرد، ممكن است لباس تقوا را از اندام ايشان بيرون نمايد، لذا ميگويد: اى فرزندان آدم ! شيطان شما را
نفريبد، آنچنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بيرون كرد، تا عورت آنها را
به آنها نشان دهد (يا بنى آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما ليريهما
سوآتهما).
در حقيقت چيزى كه اين آيه را با آيه قبل پيوند مى دهد اين است كه در آنجا سخن از لباس ظاهرى و معنوى
انسان (لباس تقوا و پرهيزكارى ) در ميان آمده بود در اين آيه هشدار مى دهد كه مراقب باشيد، اين لباس تقوا را
شيطان از تن شما بيرون نكند.
سپس تاكيد مى كند كه حساب شيطان و همكارانش از ساير دشمنان جدا است ، او و
همكارانش شما را مى بينند در حالى كه شما آنها را مشاهده نمى كنيد و از چنين دشمنى بايد
سخت برحذر بود! (انه يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم ).
و در پايان آيه جمله اى بيان مى كند كه در حقيقت پاسخى است به يك ايراد مهم و آن اينكه اگر كسى بگويد:
چگونه خداوند دادگر و مهربان دشمنى را با اين قدرت بر انسان مسلط ساخته ، دشمنى كه هيچگونه موازنه قوا
با او ندارد، به هر كجا بخواهد ميرود، بدون اينكه كسى حضورش را احساس كند، حتى طبق بعضى از روايات در
درون وجود انسان همچون جريان خون در رگها حركت ميكند! آيا اين با عدالت پروردگار سازگار است ؟!
آيه در پاسخ اين سؤ ال احتمالى ميگويد: ما شياطين را اولياء و سرپرستان افراد بيايمان قرار داديم [/
size] (انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لا يؤ منون ).
[size=large]يعنى آنها هرگز اجازه ورود به منطقه روح و قلب افرادى كه آمادگى خود را براى پذيرش آنان اعلام
نداشته اند ندارند، و به تعبير ديگر گامهاى نخستين از طرف خود انسان برداشته مى شود و اجازه ورود به
كشور تن از طرف او داده ميشود، و تنها پس از موافقت خود انسان است كه شيطان ميتواند از
مرزهاى روح او بگذرد، بنابراين كسانى كه دريچه هاى روح خود را به روى شياطين ببندند، آنها قدرت
عبور از آن را نخواهند داشت .
تفسیر المیزان:
يا بني آدم يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ... اين آيه گر چه با خطاب " يا بني آدم " از آيات قبل
جدا شده ا اينكه بر حسب معنا تتمه همان مفاد است ، به شهادت اينكه كلمه " سوات " دوباره ذكر شده است ،
و بنابراين معناى آن چنين ميشود : " اى بني آدم . بدانيد كه براى شما معايبي است كه جز
لباس تقوا چيزى آن را نميپوشاند ، و لباس تقوا همان لباسي است كه ما از راه فطرت به شما پوشاندهايم پس
زنهار . كه شيطان فريبتان دهد و اين جامه خدادادى را از تن شما بيرون نمايد . همانطورى كه در بهشت از تن پدر
و مادرتان بيرون كرد . آرى ، ما شيطانها را اولياى كساني قرار داديم كه به آيات ما ايمان نياورده با پاى خود دنبال
آنها به راه بيفتند " . از اينجا معلوم ميشود آن كارى كه ابليس در بهشت با آدم و حوا كرده ( كندن لباس
براى نماياندن عورتهايشان ) تمثيلي است كه كندن لباس تقوا را از همه آدميان به سبب فريفتن
ايشان نشان ميدهد و هر انساني تا فريب شيطان را نخورده در بهشت سعادت است
و همينكه فريفته او شد خداوند او را از آن بيرون ميكند . انه يريكم هو و قبيله من حيث ترونهم - اين نهي
قبلي را تاكيد نموده ميفهماند راه نجات از فتنه هاى ابليس بسيار باريک است ، زيرا وى طورى
به انسان نزديک ميشود و او را ميفريبد كه خود او نميفهمد . آرى ، انسان غير از خود كسي را سراغ
ندارد كه به جانب شر دعوت و به سوى شقاوت راهنمايياش كند . انا جعلنا الشياطين اولياء للذين يؤمنون - اين
جمله نيز تاكيد ديگرى است براى نهي مزبور ، و چنين ميفهماند كه ولايت شيطانها در آدمي تنها
ولايت و قدرت بر فريب دادن او است به طورى كه اگر از اين راه توانستند كارى بكنند بدنبالش هر كار ديگرى
ميكنند ، همچنانكه از آيه و استفزز من استطعت منهم بصوتک و اجلب عليهم بخيلک و رجلک و شاركهم في
اموال و اود وعدهم و ما يعدهم الشيطان ا غرورا ، ان عبادى ليس لک عليهم سلطان و كفي بربک وكيلا <8> و آيه
انه ليس له سلطان علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون <9> و آيه ان عبادى ليس لک عليهم سلطان ا من
اتبعک من الغاوين <10> نيز اين معنا بر ميآيد ، چون اگر اين آيات را به ضميمه آيات مورد بحث يكجا مورد دقت قرار
دهيم خواهيم فهميد كه شيطانها بر مؤمنين و متوكلين و آنان كه خداوند ايشان را بنده خود به
شمار آورده و فرموده : عبادى ... هيچگونه ولايتي ندارند ، اگر چه احيانا به لغزششان دست يابند ، تنها
ولايتشان بر كساني است كه ايمان به خدا نياوردهاند . و ظاهرا مقصود از اين " ايمان نياوردن " تكذيب خدا و آيات
او است ، و معلوم است كه اين معنا يک معناى اخصي است از كفر و شرک به خدا ، براى اينكه همان
معناى عامي است كه در ذيل اين داستان در سوره بقره در آيه و الذين كفروا و كذبوا باياتنا اولئک اصحاب النار
هم فيها خالدون و در ذيل همين داستان در اين سوره در آيه و الذين كذبوا باياتنا و استكبروا عنها اولئک اصحاب
النار هم فيها خالدون <11> ذكر شده است .
تفسیرنور:
- از تاريخ و سرنوشت ديگران عبرت بگيريم. «كما اخرج ابويكم»
2- خود را بيمه شده و به دور از انحراف ندانيم، حضرت آدم كه مسجود فرشتگان بود، با فريب
شيطان از جايگاه خود دور شد. «أخرج أبويكم ...»
3- برهنگى وكشف حجاب، عامل خروج از جايگاه قرب الهى است. «أخرج أبويكم... ينزع عنهما لباسهما»
4- هرگونه برنامه و تبليغاتى كه به برهنگى بيانجامد، شيطانى است. «لايفتننّكم
الشيطان... ينزع عنهما لباسهما»
5 - هدف شيطان، برهنگى زن و مرد در برابر يكديگر است. «ليريهما سواتهما»
6- شيطان تنها نيست، بلكه گروه و ايادى دارد. «انّه يراكم هو وقبيله» چنانكه در جاى ديگر مىخوانيم: «و جنود
ابليس» <63>
7- چون شيطان را نمىبينيم، از او غافل نباشيم و هميشه آماده باشيم. «لايفتننكم... لاترونهم» زيرا
فريبندگى شيطان به خاطر ناپيدايى اوست. 8 - برهنگى، نشانهى عدم ايمان و
سلطهى شيطان است. «ينزع عنهما لباسهما... اولياء للذّين لايؤمنون»
9- سلطهى شيطان، به خاطر اعمال خود انسان است. «أولياء للذين لايؤمنون»
10- سنّت خداوند آن است كه شيطان بر كافران و منكران حاكم شود. «انّا جعلنا الشياطين
اولياء للّذين لايؤمنون»
11- ايمان به خداوند، مانع ولايت و حاكميّت شيطان بر انسان مىشود. «اولياء للّذين
لايؤمنون»
درس هایی که من از این آیه گرفتم:
1-شیطان دشمن ماست و با فریبکاری سعی دارد لباس تقوا را از تن بندگان خارج کرده و زشتی هایشان را به
نمایش بگذارد و آن زشتی ها را تقویت کند تا انسان را از خداوند رحیم دور و دور تر سازد.
2-شیطان دشمنی خطرناک است چون او ما را می بیند و ما او را نمیبینیم حتی تعبیر شده که مانند خون در رگ
های ما حرکت میکند.باید مواظب این دشمن نزدیک بود.
3-شیطان هیچ ولایتی بر مومنین ندارد و تنها میتواند سبب لغزششان شود و اجازه ورود و تسلط شیطان از
طرف خود انسان(با بی ایمانیش)به شیطان داده می شود.
4-شیطان ولایت دارد بر کسانی که خداوند و آیاتش را تکذیب می کند پس آن ها خود نیز نمونه ای از شیطانند و
رهرو راه شیطان هستند.
5-خدایا دوستت دارم.مرسی از تذکرت.داشت یادم میرفت.همه ی حرفات دل نشینه ولی این یکی یه جور دیگه
ای به دلم نشست[size=xx-large]:"آهای بنی آدم مواظب باشید،شیطان کاری
که با پدر و مادرتون کرد را با شما نکنه،از من دورتون نکنه،لباسی که من بهتون پوشاندم را از تنتون بیرون
نکنه،زشتی هاتون رو به همه نشون نده."عاشقتم خداجونم.
يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ
وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ (اعراف-27)
ترجمه:
اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت
بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اينكه او و همكارانش شما
را مىبينند و شما آنها را نمىبينيد (اما بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآورند.[/size]
چکیده ای از تفسیر:
تفسیر نمونه:
در این آيه خداوند به همه افراد بشر و فرزندان آدم ، هشدار مى دهد كه مراقب فريبكارى شيطان باشند زيرا
شيطان سابقه دشمنى خود را با پدر آنها نشان داده ، همانطور كه لباس بهشتى را بر اثر وسوسه ها از اندام او
بيرون كرد، ممكن است لباس تقوا را از اندام ايشان بيرون نمايد، لذا ميگويد: اى فرزندان آدم ! شيطان شما را
نفريبد، آنچنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بيرون كرد، تا عورت آنها را
به آنها نشان دهد (يا بنى آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما ليريهما
سوآتهما).
در حقيقت چيزى كه اين آيه را با آيه قبل پيوند مى دهد اين است كه در آنجا سخن از لباس ظاهرى و معنوى
انسان (لباس تقوا و پرهيزكارى ) در ميان آمده بود در اين آيه هشدار مى دهد كه مراقب باشيد، اين لباس تقوا را
شيطان از تن شما بيرون نكند.
سپس تاكيد مى كند كه حساب شيطان و همكارانش از ساير دشمنان جدا است ، او و
همكارانش شما را مى بينند در حالى كه شما آنها را مشاهده نمى كنيد و از چنين دشمنى بايد
سخت برحذر بود! (انه يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم ).
و در پايان آيه جمله اى بيان مى كند كه در حقيقت پاسخى است به يك ايراد مهم و آن اينكه اگر كسى بگويد:
چگونه خداوند دادگر و مهربان دشمنى را با اين قدرت بر انسان مسلط ساخته ، دشمنى كه هيچگونه موازنه قوا
با او ندارد، به هر كجا بخواهد ميرود، بدون اينكه كسى حضورش را احساس كند، حتى طبق بعضى از روايات در
درون وجود انسان همچون جريان خون در رگها حركت ميكند! آيا اين با عدالت پروردگار سازگار است ؟!
آيه در پاسخ اين سؤ ال احتمالى ميگويد: ما شياطين را اولياء و سرپرستان افراد بيايمان قرار داديم [/
size] (انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لا يؤ منون ).
[size=large]يعنى آنها هرگز اجازه ورود به منطقه روح و قلب افرادى كه آمادگى خود را براى پذيرش آنان اعلام
نداشته اند ندارند، و به تعبير ديگر گامهاى نخستين از طرف خود انسان برداشته مى شود و اجازه ورود به
كشور تن از طرف او داده ميشود، و تنها پس از موافقت خود انسان است كه شيطان ميتواند از
مرزهاى روح او بگذرد، بنابراين كسانى كه دريچه هاى روح خود را به روى شياطين ببندند، آنها قدرت
عبور از آن را نخواهند داشت .
تفسیر المیزان:
يا بني آدم يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ... اين آيه گر چه با خطاب " يا بني آدم " از آيات قبل
جدا شده ا اينكه بر حسب معنا تتمه همان مفاد است ، به شهادت اينكه كلمه " سوات " دوباره ذكر شده است ،
و بنابراين معناى آن چنين ميشود : " اى بني آدم . بدانيد كه براى شما معايبي است كه جز
لباس تقوا چيزى آن را نميپوشاند ، و لباس تقوا همان لباسي است كه ما از راه فطرت به شما پوشاندهايم پس
زنهار . كه شيطان فريبتان دهد و اين جامه خدادادى را از تن شما بيرون نمايد . همانطورى كه در بهشت از تن پدر
و مادرتان بيرون كرد . آرى ، ما شيطانها را اولياى كساني قرار داديم كه به آيات ما ايمان نياورده با پاى خود دنبال
آنها به راه بيفتند " . از اينجا معلوم ميشود آن كارى كه ابليس در بهشت با آدم و حوا كرده ( كندن لباس
براى نماياندن عورتهايشان ) تمثيلي است كه كندن لباس تقوا را از همه آدميان به سبب فريفتن
ايشان نشان ميدهد و هر انساني تا فريب شيطان را نخورده در بهشت سعادت است
و همينكه فريفته او شد خداوند او را از آن بيرون ميكند . انه يريكم هو و قبيله من حيث ترونهم - اين نهي
قبلي را تاكيد نموده ميفهماند راه نجات از فتنه هاى ابليس بسيار باريک است ، زيرا وى طورى
به انسان نزديک ميشود و او را ميفريبد كه خود او نميفهمد . آرى ، انسان غير از خود كسي را سراغ
ندارد كه به جانب شر دعوت و به سوى شقاوت راهنمايياش كند . انا جعلنا الشياطين اولياء للذين يؤمنون - اين
جمله نيز تاكيد ديگرى است براى نهي مزبور ، و چنين ميفهماند كه ولايت شيطانها در آدمي تنها
ولايت و قدرت بر فريب دادن او است به طورى كه اگر از اين راه توانستند كارى بكنند بدنبالش هر كار ديگرى
ميكنند ، همچنانكه از آيه و استفزز من استطعت منهم بصوتک و اجلب عليهم بخيلک و رجلک و شاركهم في
اموال و اود وعدهم و ما يعدهم الشيطان ا غرورا ، ان عبادى ليس لک عليهم سلطان و كفي بربک وكيلا <8> و آيه
انه ليس له سلطان علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون <9> و آيه ان عبادى ليس لک عليهم سلطان ا من
اتبعک من الغاوين <10> نيز اين معنا بر ميآيد ، چون اگر اين آيات را به ضميمه آيات مورد بحث يكجا مورد دقت قرار
دهيم خواهيم فهميد كه شيطانها بر مؤمنين و متوكلين و آنان كه خداوند ايشان را بنده خود به
شمار آورده و فرموده : عبادى ... هيچگونه ولايتي ندارند ، اگر چه احيانا به لغزششان دست يابند ، تنها
ولايتشان بر كساني است كه ايمان به خدا نياوردهاند . و ظاهرا مقصود از اين " ايمان نياوردن " تكذيب خدا و آيات
او است ، و معلوم است كه اين معنا يک معناى اخصي است از كفر و شرک به خدا ، براى اينكه همان
معناى عامي است كه در ذيل اين داستان در سوره بقره در آيه و الذين كفروا و كذبوا باياتنا اولئک اصحاب النار
هم فيها خالدون و در ذيل همين داستان در اين سوره در آيه و الذين كذبوا باياتنا و استكبروا عنها اولئک اصحاب
النار هم فيها خالدون <11> ذكر شده است .
تفسیرنور:
- از تاريخ و سرنوشت ديگران عبرت بگيريم. «كما اخرج ابويكم»
2- خود را بيمه شده و به دور از انحراف ندانيم، حضرت آدم كه مسجود فرشتگان بود، با فريب
شيطان از جايگاه خود دور شد. «أخرج أبويكم ...»
3- برهنگى وكشف حجاب، عامل خروج از جايگاه قرب الهى است. «أخرج أبويكم... ينزع عنهما لباسهما»
4- هرگونه برنامه و تبليغاتى كه به برهنگى بيانجامد، شيطانى است. «لايفتننّكم
الشيطان... ينزع عنهما لباسهما»
5 - هدف شيطان، برهنگى زن و مرد در برابر يكديگر است. «ليريهما سواتهما»
6- شيطان تنها نيست، بلكه گروه و ايادى دارد. «انّه يراكم هو وقبيله» چنانكه در جاى ديگر مىخوانيم: «و جنود
ابليس» <63>
7- چون شيطان را نمىبينيم، از او غافل نباشيم و هميشه آماده باشيم. «لايفتننكم... لاترونهم» زيرا
فريبندگى شيطان به خاطر ناپيدايى اوست. 8 - برهنگى، نشانهى عدم ايمان و
سلطهى شيطان است. «ينزع عنهما لباسهما... اولياء للذّين لايؤمنون»
9- سلطهى شيطان، به خاطر اعمال خود انسان است. «أولياء للذين لايؤمنون»
10- سنّت خداوند آن است كه شيطان بر كافران و منكران حاكم شود. «انّا جعلنا الشياطين
اولياء للّذين لايؤمنون»
11- ايمان به خداوند، مانع ولايت و حاكميّت شيطان بر انسان مىشود. «اولياء للّذين
لايؤمنون»
درس هایی که من از این آیه گرفتم:
1-شیطان دشمن ماست و با فریبکاری سعی دارد لباس تقوا را از تن بندگان خارج کرده و زشتی هایشان را به
نمایش بگذارد و آن زشتی ها را تقویت کند تا انسان را از خداوند رحیم دور و دور تر سازد.
2-شیطان دشمنی خطرناک است چون او ما را می بیند و ما او را نمیبینیم حتی تعبیر شده که مانند خون در رگ
های ما حرکت میکند.باید مواظب این دشمن نزدیک بود.
3-شیطان هیچ ولایتی بر مومنین ندارد و تنها میتواند سبب لغزششان شود و اجازه ورود و تسلط شیطان از
طرف خود انسان(با بی ایمانیش)به شیطان داده می شود.
4-شیطان ولایت دارد بر کسانی که خداوند و آیاتش را تکذیب می کند پس آن ها خود نیز نمونه ای از شیطانند و
رهرو راه شیطان هستند.
5-خدایا دوستت دارم.مرسی از تذکرت.داشت یادم میرفت.همه ی حرفات دل نشینه ولی این یکی یه جور دیگه
ای به دلم نشست[size=xx-large]:"آهای بنی آدم مواظب باشید،شیطان کاری
که با پدر و مادرتون کرد را با شما نکنه،از من دورتون نکنه،لباسی که من بهتون پوشاندم را از تنتون بیرون
نکنه،زشتی هاتون رو به همه نشون نده."عاشقتم خداجونم.

