تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (A)فضايلي غیر قابل انکار و بی نظیر برای مولا علی که هر شیعه باید بداند*$
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18
المثل الاعلي ( مثل صفت عالي خدا )

« و لله المثل الاعلي و هو العزيز الحكيم »

و براي خدا ، صفات عالي است ؛ و او قدرتمند و حكيم است ( سوره نحل آيه 60 )

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد اين آيه فرمود :

يا عليُّ ! أنت حجة اللهِ و أنتَ المثلُ الاعلي


اي علي ! تو حجت خدايي ... تو مثل و صفت عالي خدا مي باشي ( عيون اخبار رضا ج 2، ص 6)

و در زيارت آن حضرت سلام مي‌دهيم :

السّلامُ عليك َ يا حجاب الوري و الدعوة الحسني و الآيةُ الكبري و المثل الاعلي


سلام بر تو اي حجاب آفرينش ... و دعوت حسناي الهي و آيت كبري خدا و مثل اعلاي او
هنگامى كه على عليه السّلام در جنگ صفّين سرگرم نبرد بود، در ميان هر دو صف كارزار، مراقب حركت و وضعيّت خورشيد بود (تا ببيند چه وقت به وسط آاسمان مى رسد تا نماز ظهر را بخواند).
ابن عبّاس عرض كرد: ((يا اميرالمؤ منين ، اين چه كارى است كه مى كنيد ؟))
حضرت فرمود: ((منتظر زوال هستم تا نماز بخوانيم .))
ابن عبّاس گفت : ((آيا حالا وقت نماز است با وجود اينكه سرگرم پيكار هستيم ؟))
على (ع ) فرمود: ((جنگ ما با ايشان بر سر چيست ؟ تنها به خاطر نماز است كه با آنها نبرد مى كنيم .))
شب بعد از عروسى حضرت فاطمه الزهراء (عليه السلام ) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى ديدار وى به منزل على (عليه السلام ) آمد، آن گاه از على (عليه السلام ) پرسيد يا على همسرت را چگونه يافتى ؟ حضرت عرض كرد: يا رسول الله ياور خوبى است در طاعت خدا، بعد از فاطمه الزهراء (عليه السلام ) پرسيد: فاطمه جان شوهرت چگونه است ؟ عرض كرد: شوهر بسيار خوبى است در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى آنان دعا كرد: بار خداى جمعشان را پراكنده مكن و بين دلهايشان الفت بيفكن و...
... لذا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى فاطمه (عليه السلام ) همانا على (عليه السلام ) نزد خداوند بزرگوارتر از هارون است . زيرا، هارون موسى را خشمگين نمود و حال آنكه على هيچ گاه مرا خشمگين نساخت . سوگند به آنكه پدرت را به حق به پيامبرى مبعوث كرد هرگز يك روز هم بر او غصب نكردم و هيچ گاه نگاه ننمودم به چهره على ، جز آنكه خشم از من رخت بربست .
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در مورد مشاهدات قلبى خود در آغاز بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:
ارى نور الوحى و الرسالة و اشم و ريح النبوة ... در آن هنگام نور وحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را (از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) استشمام مى كردم .
از اين سخن امام (عليه السلام ) معلوم مى شود كه هر انسانى علاوه بر چشم و گوش باطنى حس شامه و بويايى قلبى نيز دارد، سپس امام (عليه السلام ) در مورد مشاهدات قلبى خود در آغاز بعثت ادامه مى دهد: و لقد سمعت رنة الشيطان حين نزل الوحى عليه صلى الله و عليه و آله و سلم ؛ هنگامى كه وحى بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد صداى ناله شيطان را شنيدم سپس ادامه مى دهند: فقلت يا رسول الله ما هذه الزلة فقال : هذا الشيطان قد آيس من عبادته امام مى فرمايد: كه پس از شنيدن صداى ناله با گوش جان از رسول خدا پرسيدم كه يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اين ناله چيست ؟ فرمود: اين ناله ، ناله شيطان است كه از پرستش خود نوميد شده است در اينجا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: انك تسمع ما اسمع وترى ما ارى الا انك لست بنبى و لكنك وزير... تو مى شنوى آنچه را من مى شنوم و مى بينى آنچه را كه من مى بينم تنها تفاوت من با تو اين است كه تو پيامبر نيستى ولى وزير من هستى .
[تصویر: 59632_901.jpg]

جمعیت زیادی دور حضرت علی(علیه السلام) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی(علیه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.
مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.
فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.


منبع: کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142.

البته نقل است که گروهی با قصد و نیت این افراد را اجیر کرده بوداند و به نزد حضرت مولا می فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار کنند.
سلام.
علی ای همای رحمت،تو آن هستی که هنگام استحمام زیر آب داغ می ایستادی و گریه میکردی و با خود میگفتی:علی،تو که طاقت گرمای این آب را نداری چگونه میخواهی در جهنم طاقت آن آتش کنی؟
علی تو همانی که از غریبی سر در چاه میکردی و میگریستی.
علی تو همانی که حضرت فاطمه به تو فرمود شب اول قبر تنهایم مگذار.
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را.
(۳۱/مرداد/۹۰ ۱۰:۱۰)aminrafael3 نوشته است: [ -> ]بسیار زیبا بود فقط به نظرم اینجاش مشکل داشت "زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود"

مگه تو احادیث نداریم انفاق ثروت رو زیاد میکنه؟

ولی کلا بسیار زیبا بود

دوستان عزيز لطفا سعي كنيد به روايات اشكال نگيريد ، كار پسنديده اي نيست.
به لحاظ مادي وقتي كه مال رو ببخشي كم مي شه ولي هر چه قدر علم رو ياد بدي به افراد
بيشتر ميشه و گسترش پيدا ميكنه .

من در كتابي ديدم كه امير المومنان در يكي از جنگ ها دستشون رو در زير آب رودخانه فرو بردن
آب رو بالا آوردند با كفين دست و فرمودند:
اگر به من فرصت مي داديد
اين آب رو تبديل به نور مي كردم!
(۳۱/مرداد/۹۰ ۱۰:۱۰)aminrafael3 نوشته است: [ -> ]بسیار زیبا بود فقط به نظرم اینجاش مشکل داشت "زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود"
مگه تو احادیث نداریم انفاق ثروت رو زیاد میکنه؟
ولی کلا بسیار زیبا بود

با سلام و احترام
در اینجا اشاره به معنی لغت هست که البته رجوع به متن اصلی مهمه..
منظور اینه که مال دنیا "کسر" میشود و نقصان دارد...
(۲۹/مرداد/۹۰ ۱۳:۳۱)mohammad.d. نوشته است: [ -> ]سلام.
منبع این داستان کو؟از کجاس؟
یه کم مشکوکه.
التماس دعا.

منبع: کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142
چندی پیش یکی از دوستان که در باره فضائل علی علیه السلام صحبت می فرمود اشاره ای کرد به کتاب علی علیه السلام و پیامبران که در آن مسائلی عنوان شده بود که برایم جالب بود ، از اینکه خود شیعه هستیم و از این اطلاعات غافلیم متاسف شدیم . تا اینکه به کتاب در کتابخانه آستان قدس رضوی برخورد کردم

رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)

چون شب معراج مرا به آسمان بردند و پیغمبران را جمع کردند و من با ایشان نشستم ، فرشته ای آمد و گفت : خدای تعالی میفرماید که بپرس از این پیغمبران تا ایشان را بر چه فرستادند . رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسید از ایشان که : علی ماذا بعثتم ؟ قالوا : علی ولایتک و ولایة علی بن ابیطالب یعنی اینکه گفتند : ما را بر ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب فرستادند.

( تفسیر ابوالفتوح 10/92 ، شواهد التنزیل 2/223-225 ، مناقب الخوارزمی / 221 )

در کتب مقدس پیشین از آمدن خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و جانشین وی حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بشارت داده شده اما مخالفان اسلام نخواسته و نمیخواهند این حقیقت را آشکار کنند بلکه در از بین بردن آن بسی کوشیده و میکوشند

مثلا در انجیل صحیفه غزل الغزلات ، چاپ لندن ، سال 1800 میلادی ، باب 5 آیه 1-10 سخنانی از حضرت سلیمان (علیه السلام) راجع به پیامبر خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیر المومنین (علیه السلام) به طور غیر صریح دارد تا در آخر صراحتا میفرماید : خلو محمدیم « او دوست و محبوب من محمد است»

ولی از انجیل هایی که بعد از سال 1800 چاپ شده اند جمله «خلو محمدیم»حذف گردیده است .

وهمچنین لفظ « ایلیا » یا « ایلی » یا « آلیا » که در کتب مقدس پیشین ذکر شده ، مخالفان حق ، میکوشند ثابت کنند که مراد از آن ، خدا یا الیاس یا مسیح و یا یوحنا است نه حضرت علی علیه السلام

ناگفته نماند که بعضی از روحانیون با انصاف مسیحی که در باره « ایلیا » یا « ایلی » یا « آلیا » تحقیق کرده اند و از زندان تعصب رهایی یافته اند حقیقت امر را بیان نموده اند. یکی از آنان mr. J-B-GALIDON است که چنین مینویسد :

In the language of oldest and present habrew the word << ALLIA>> or << AILEE>> is not in the meanings of god or allah but this word is showing that in next and last time of this word any one will become nominates allia o ailee A note book on old and new testaments of bibl

چاپ لندن سال 1908 میلادی جلد اول صفحه 428

ترجمه متن انگلیسی :

در زبانهای عبرانی باستانی کلمه «ایلیا» یا « ایلی » به معنای خدا یا الله استعمال نشده و نمیشود ، بلکه کلمه مذکور نشان میدهد که در زمان آینده یا آخرالزمان ، شخصی خواهد آمد که نامش ایلیا یا ایلی باشد

به هر حال پیشگویی ها و بشارت ها راجع به پیامبر خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمومنین علیه اسلام بسیار شده است و ما در این رساله به اندکی از آنها اشاره میکنیم و به خواست خدا ثابت مینمائیم که مراد از ایلیا یا ایلی یا آلیا وجود مقدس امیرالمومنین علی علیه السلام است که عزیزترین و محترم ترین مردم نزد پیامبر اسلام بوده و پیامبران گذشته هم وی را عزیز و محترم دانسته و بدو توسل میجسته اند و همبستگی او را با پیامبر خاتم ( ص) خبر میداده اند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر کنزالاعمال 11-625

علی بهترین انسان است پس هرکه این را نپذیرد کافر باشد


رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

علی خیر البریه شواهد التنزیل 2- 471 و مناقب الخوارزمی -62

علی بهترین آفریدگان است


رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

علی منی و انا منه تذکرة الخواص – 42 و مناقب ابن المغازلی – 222 و 233 و خصائص نسائی – 78-82

علی از من است و من از علی

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

علی منی کراسی من بدنی مناقب ابن المغازلی – 92 و 93 ذخائر العقبی – 63

علی نسبت به من همچون سر من نسبت به بدنم باشد


رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

اگر جنگلها قلم و دریاها مرکب و جنیان شمارشگر و انسانها کاتب شوند ، فضیلتهای علی بن ابیطالب را نتوانند به آمار آورند مناقب الخوارزمی 2 - 235

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

براستی خدای متعال برای برادرم علی فضیلتهایی فراوان و بیشمار نهاده پس هر که فضیلتی از فضیلتهای او را یاد کند ، در حالی که بدانها اقرار دارد ، خدای متعال برای او گناهان دور و نزدیکش را بیا مرزد و هرکه فضیلتی از فضیلتهای او را بنویسد ، پیوسته فرشتگان برایش در خواست آمرزش کنند تا زمانی که از آن نوشته اثری باقی ماند و هرکه به فضیلتی از فضیلتهای او گوش فرا دهد ، خدای متعال برای او گناهانی را که به شنیدن مرتکب شده است ببخشد ، و هرکه به نوشته ای از فضیلتهای او بنگرد ، خدای متعال برای او گناهانی که به نگاه مرتکب شده است ببخشد مناقب الخوارزمی- 2 و امالی الصدوق - 119

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

دوستی علی علیه السلام ایمان است و دشمنی با او کفر است ینابیع المودة - 55

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

ای علی ، جز این نیست که مثل تو در میان مردم همانند سوره « قل هو الله احد » در قرآن باشد که هر کس آنرا یک مرتبه خواند گویی یک سوم قرآن را خوانده است و هر کس آن را دو مرتبه خواند گویی دو سوم قرآن را خوانده است و هر کس آن را سه مرتبه خواند گویی همه قرآن را خوانده است ، تو نیز چنین هستی ای علی ! هر کس تو را به قلبش دوست بدارد یک سوم ایمان را یافته است و هر کس تو را به قلب و زبانش دوست بدارد دو سوم ایمان را یافته است و هرکس تو را به قلب و زبان و دستش دوست بدارد همگی ایمان را بدست آورده است .

سوگند به آن که مرا به حق پیامبر کرد ، اگر تو را اهل زمین دوست میداشتند آنگونه که اهل آسمان دوست میدارند ، خدای متعال هیچکس از ایشان را به آتش جهنم عذاب نمیکرد ینابیع الموده - 15

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

هر پیامبری را وصی و وارثی باشد و همانا وصی و وارث من علی بن ابیطالب است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

علی با قران است و قران با علی هیچگاه از یکدیگر جدا نشوند تا انکه بر سر حوض کوثر نزد من ایند

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

خداوند متعال علی را رحمت کند ، خدایا حق را همراه او ساز هر جا که او راهیش باشد

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

هر که از علی جدا شود از من جدا شده و هر که از من جدا شود از خدای عز و جل جدا شده است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

علی با حق است و حق با علی و هیچگاه از یکدیگر جدا نشوند تا آنکه روز قیامت در سر حوض کوثر نزد من آیند

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

من شهر دانشم و علی در آنست پس هر که دانش خواهد از در آن وارد شود

این حدیث از جمله احادیث متواتر و قطعی است و علامه امینی نام 143 تن از دانشمندان مکتب خلفا را آورده است که حدیث فوق را روایت کرده اند الغدیر 6-61-77

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

دانا ترین امت من علی است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

هرکه عی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که علی را دشمن دارد مرا دشمن داشته است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

سرلوحه نامه اعمال مومن ، دوستی علی بن ابیطالب است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

یاد کردن از علی عبادت است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

مجالس خود را به یاد کردن از علی بن ابیطالب زینت دهید

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند :

آقا و سرور انبیاء من هستم و سرور و سالار اوصیاء علی است

علی علیه السلام و استمدا حضرت سلیمان علیه السلام

در جنگ جهانی اول در سال 1916 میلادی هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگر گیری و حمله و آرایش نظامی بودند ، در دهکده کوچکی به نام « اونتره » یک لوح نقره ای پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش ، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود. و چون آن را نزد فرمانده خود « میجرای این گریندل » بردند و هر چه کوشیدند نتوانستند از آن چیزی بهمند ولی دریافتند که این نوشته به زبان اجنبی بسیار قدیمی است و بالاخره این لوح ، به وسیله وی دست به دست گردید تا رسد به دست سرپرست ارتش بریطانیا « لیفتو نانت ، Liftonant » و « گلدستون ، Glad Stone » و ایشان هم آنرا به دست باستانشناسان بریطانیا سپردند .

پس از پایان جنگ در سال 1918 میلادی در باره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبان های باستانی بریطانیا و آمریکا و فرانسه و آلمان و سایر کشورهای اروپایی جزء آن کمیته بودند . پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه در سال 1920 میلادی معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام« لوح سلیمانی » و سخنانی از حضرت سلیمان علیه السلام را در بردارد که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است و ما اکنون خود الفاظ لوح را با ترجمه اش در اینجا می آوریم :
[تصویر: 463.gif]

پا ورقی لوح سلیمانی :

زبان عبرانی هم مانند سایر زبانها دگرگونی یافته و حروف آن بسیار رد و بدل شده و میشود چنانکه طبق گفته محققان و اساتید شناخت زبانهای باستانی ، حروف تهجی آن در زمان حضرت سلیمان علیه السلام از راست به چپ و بدینصورت بوده است :
[تصویر: 461.jpg]
و اما در این زمان از چپ به راست بدینصورت است :
[تصویر: 462.jpg]
توضیح اینکه حروفی که در میان پرانتز و جلو حروف عبرانی نوشته شده است صداهای مختلف یا صدای واحد هر یک از حروف عبرانی است

منبع این مطلب : the book of languages نوشته tasulwadi صفحه 89 و تاریخ السنه نوشته عاصر صفحه 211 و اللسان

و اینک ترجمه لوح سلیمانی :

الله ، احمد ، ایلی ، باهتول ، حاسن ، حاسین

یاه احمد ! مقذا ، یاه ایلی ! انصطاه ، یاه باهتول ! اکاشئی ، یاه حاسن ! اضو مظع ، یاه حاسین ! بارفو ، امو سلیمان صوء عئخب زالهلاد اقتا ، بذت الله کم ایلی

یعنی :

ای احمد به فریادم رس ، یا علی مرا مدد فرمای ، ای بتول نظر مرحمت فرمای ، ای حسن کرم فرمای ، یا حسین خوشی بخش ، این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه میکند و علی قدرة الله است

اعضای کمیته چون به مضمون نوشته مقدس اطلاع یافتند هر یک با دیده تعجب به دیگری نگریستند وانگشت حیرت به دندان گزیدند و پس از تبادل نظر قرار براین شد که لوح در موزه سلطنتی بریطانیا گذاشته شود ، اما چون این خبر به اسقف اعظم انگلستان LORD BISHOP رسید ، یک فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که خلاصه اش این است :

اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دیدگاه مردم قرار گیرد ، اساس مسیحیت ، متزلزل خواهد شد و سر انجام ، خود مسیحیان ، جنازه مسیحیت را بردوش بلند نموده در قبر فراموشی دفن خواهند نمود لذا بهتر آن است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذاشته شود و جز اسقف و اهل سِر کسی آنرا نبیند. برای کسبب اطلاع بیشتر در این باره مراجعه شود به کتاب (( wonderful stories of islam )) چاپ لندن صفحه 249

کسانی که این لوح را دیدند و بینشی داشتند ، گرایشی عجیب به اسلام ، پیدا کردند و همان وقت ، بین دو نفر از دانشمندان به نامهای « ولیم » و « تامس » پیرامون لوح گفتگو هایی شد که به اسلام آوردن هر دو انجامید ، سپس « ولیم » نام کَرَم حسین و « تامس » نام فضل حسین را برای خود انتخاب نمودند . برای اطلاع بیشتر در این زمینه مراجعه شود به مجله الاسلام – دهلی فوریه 1927 میلادی و مسلم کرانیکل – لندن – 30 دسامبر 1926 میلادی

علی علیه السلام و پیشگویی حضرت داوود علیه السلام

«« مطعنی شل قثو تینمر1 قث پاهینوا فی وز ایلی متازه امطع ملغ شلو شمائت پزانان همنیقته خلذ وقث فل حدار کمرتوه شیهو پلت انی قاه بوتاه خزیماه رث جین کعاباه بنه اشود کلیامه کاذو قثوتی قتمر2 عند و بریما برینم فل خلذ ملغ خایوشنی پم 3مغلینم عت جنحاریون »»

یعنی اینکه : اطاعت آن بزرگواری که ایلی نام دارد واجب است و فرمانبرداری از او همه کارهای دین و دنیا را اصلاح میکند ، آن شخصیت والامقام را حدار (حیدر) نیز میگویند . او دستگیر و مددکار بیکسان و شیر شیران باشد ، نیرو و قدرتش بسیار و تولدش در کعابا (کعبه) خواهد بود.بر همه واجب است که دامن آن بزرگوار را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش کنند. بشنود هر که گوش شنوا دارد ، بفهمد هر که عقل و هوش دارد ، بیندیشد هر که دل و مغز دارد که چون وقت بگذرد ، دوباره باز نمیگردد.

این نوشته از نسخه خطی بسیار قدیمی زبور که نزد « اهزان الله مشقی » پیشوای دینی مسیحیان بود نقل شد و به قول مفتی مصر اگر مسیحیان ، این نسخه را در دیدگاه عموم قرار بگذارند ، مسیحیت از جهان رخت بر میبندد

برای اطلاع بیشتر در این باره مراجعه شود به مجله الحرم قاهره – ذیقعده 1374

1و2و3 – در این سه کلمه بعد از حرف میم علامتی بود که ندانستم چه حرفی است و چون شبیه حرف ر بود به همان شکل ثبت شد

علی علیه السلام و کشتی نوح علیه السلام

در ژوئیه سال 1951 میلادی گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی ، مشغول زمین کاوی بودند که ناگهان به تخته چوبهایی پوسیده بر خوردند و پس از کاووش بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین ، وجود داشته که گذشت زمان ، آنها را کهنه و پوسیده ساخته است و از علائمی در یافتند که باید این چوبها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته ای باشد ، این بود که با دقت کامل زمین را شکافتند و در نتیجه چوبهای پوسیده و چیزهای دیگری از آنجا در آوردند و در آن میان ، تخته چوب مستطیلی یافتند که همه را به حیرت انداخت

زیرا در اثر گذشت زمان کهنگی و پوسیدگی به تمام چوب ها راه یافته بود ، جز این تخته که چهارده اینچ طول و ده اینچ عرض داشت و حروفی چند برآن منقش بود . دولت روس برای تحقیق و بررسی در باره این تخته چوب در 27 فوریه سال 1953 میلادی کمیته ای تشکیل داد که اعضای ان باستان شناسان و استادان شناخت زبانهای عهد عتیق بودند و ما اکنون نام و عنوان آنان را در اینجا می آوریم البته ذکر این نکته ضروری است که در این قسمت مترجم میگوید : در اثر پریدگی حروف ، یقین ندارم که نام های مذکور در این بخش را کاملا صحیح نوشته باشم علاوه بر این ، اردو زبانان که متن اصلی از آنها است ، برخی از الفاظ را را غیر از ما استعمال میکنند مانند کلمات بانک و سانسکریت که در نزد آنان بنک و سنسکریت تلفظ میشود

سولی نوف – استاد دانشگاه مسکو در بخش زبان ها
ایفاهان خینو – استاد شناخت زبانهای باستانی در دانشکده رچاینا
میثانن – لو فارتگ – رئیس اداره باستان شناسی
تانمول گورت – استا د زبان ها در داشکده کیفزو
دی – راکن – عتیقه شناس و استاد دانشگاه لنین
ایم – احمد کولاد – ناظم اداره تحقیق زتکومن
میجر کولتوف – ناظر دفتر تحقیقات دانشکده استالین


بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاووش ، اسرار آن تخته چوب ، برای کمیته تحقیق کشف گردید و معلوم شد که این تخته چوب ، از کشتی حضرت نوح علیه السلام است که برای تیمن و مدد خواهی چیزهائی بر آن نوشته و بر کشتی نصب کرده است . در وسط تخته یک تصویر پنجه نمائی وجود داشت که عبارتی چند به زبان سامانی بر ان نگاشته بود. زبان رایج در زمان حضرت نوح علیه السلام و تا چندی بعد از آن زبان سامی یا سامانی بود و زبانهای عبرانی ، سریانی ، قیهانی ، قبطی ، عربی و غیره از شاخه های مختلف همان زبان است .

اولاد حضرت نوح علیه السلام و معاصرین آنان و نسل بعد از ایشان در هر سرزمین که سکونت میکردند و آنجا را اباد مینمودند ، همان زبان سامی را که همراه با تغییرات معمولی بود ، رواج میدادند و رفته رفته ، همان زبان ها ترقی کرده و به شکل جدیدی در آمد . محققان خط شناس و علمای زبانهای باستانی و تاریخ نگاران کاووشگر ، چنین دریافته اند که زبانهای ترکی ، فارسی ، زندی ، پازندی ، سانسکریت و غیره نیز از شاخه های زبان سامانی است . صرف نظر از این ادعا که عربی و سانسکریت ، قدیمیترین زبانها است و قطع نظر از اینکه محققان بریطانیا میگویند زبان انگلیسی سر منشاء زبانها باشد ، زبان سامانی منشاء پیدائی اکثر زبانها است و زسم الخط آن در هر عصر و زمان دگرگونی یافته و اشکال عجیب و غریبی به خود گرفته است




کمیته تحقیق ، پس از 8 ماه فکر و دقت و زحمت فراوان ، نوشته مذکور را خواندند و به حروف روسی در آوردند که در ماهنامه مسکو در نوامبر سال 1953 و مجله weekly – mirror در28 دسامبر سال 1953 و روزنامه الهدی در قاهره و در تاریخ 31 مارس سال 1954 درج گردیده است



سپس استاد زبان باستانی شناس بریطانیا اقای MR . N . F . Maks الفاظ مذکور را به انگلیسی چنین ترجمه کرد :

O. my god my helper , keep my hand with merey and with your holy bodies : mohamad , alia , shabbar , shabbir , fatema . they allare biggests and honourables . the world established for them . help me by their names . you can refrm to right .

ماهنامه starof bartania چاپ لندن در ژانویه سال 1954 و مجله manchestor . sun light در 23 ژانویه سال 1954 و همچنین در مجله London weekly mirror در تاریخ اول فوریه سال 1954

ترجمه :

ای خدای من و ای مددکار من به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذوات مقدس محمد ، ایلیا ، شبر ، شبیر و فاطمه علیهم السلام دست مرا بگیر . این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند و تمام دنیا برای انان ، برپا شده است . پروردگارا به واسطه نامشان ، مرا مدد فرمای . تو میتوانی همه را به راه راست هدایت نمایی

مترجم در همان سال میگوید : جای بسی تعجب است که 22 سال از عمر این رویداد مهم و شگفت انگیز میگذرد ولی سه سال پیش برخی از مطبوعات ایران ما از خواب غفلت بیدار شدند و خبرش را به ما رساندند با اینکه رویداد مذکور در همسایگی ما واقع شده است و دنیا کضور ما را به عنوان « پایگاه تشیع » در دنیا میشناسند
روایت بسیار زیبا و خواندنی از قدرت و شجاعت امیرالمومنین را در گفت وگوی پیامبر با جبرائیل بخوانید:

در روز جنگ خیبر پس از آنکه مرحب خیبری(مرحب بن حارث یهودی،مردی بلندقامت، عظیم الجثه و بسیار شجاع) به دست امیرالمونین به دو نیم گردید و بر زمین افتاد جبرائیل در حالی که خنده تعجب بر لب داشت بر پیامبر فرود آمد. رسول خدا به او فرمودند: از چه تعجب کردی؟
عرض کرد: همانا فرشتگان در مراکز و جایگاههای آسمانی ندا می کنند:
"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

ولی تعجب من بدان جهت است که آن زمان که امر شدم قوم لوط را هلاک کنم ، شهرهای انان را که 7 شهر از زمین هفتم زیرین تا زمین هفتم بالا بود بر پری از بالهایم قرار دادم و آنقدر آنرا بالا بردم که حاملان عرش صدای خروسها و اطفال (روی زمین) را می شنیدند و تا صبح در انتظار امر خدا ایستادم و آنرا جابجا نکردم.
اما امروز که علی ضرب هاشمی را فرود آورد من مامور شدم زیادی قبضه او را نگه دارم تا به زمین فرود نیاید و به زمین نرسد و آنرا به دو نیم نکند تا زمین و اهل آنرا واژگون گردد.

در این هنگام فشار زیادی شمشیر علی سنگین تر از شهرهای قوم لوط بود و این درحالی بود که اسرافییل و میکائیل بازوی علی را در هوا به قبضه خویش گرفته بودند.


منبع: مدینه المعاجز 1/183 ح 173 تالیف سیدهاشم بحرانی و اعجاز امیران عالم فصل دوم.احمد متوسلی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18
آدرس های مرجع