تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ✿اَلسَّلامُ عَلَيْکَ ياحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(علیه السلام)✿
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
بیست و یک

روز مباهله.

قرار بود پیامبر و علمای نصرانی جمع شوند، دعا کنند تا خدا هر که را بر حق نیست نابود کند.

آمدند پیامبر را دیدند، آمده با علی و فاطمه و حسن وحسین؛ عزیز ترین کسانش.

گفتند: " اگر محمد بر حق نبود جرات نمی کرد حسن و حسین را بیاورد، اصحابش را می آورد.اگر مباهله کنیم یک مسیحی هم بر روی زمین نمی ماند ."

از مباهله خودداری کردند.

غایه المرام ، ص282
بیست و دو

دید حسن و حسین از سر و کول پیامبر بالا می روند.

روی سینه و شکم پیامبر نشسته ، جست و خیز می کنند و بازی می کنند.خواست مانع شان شود.

پیامبر نگذاشت. فرمود :" فرزند گل است ، برای هر کس که دارد. دو گل من هم در دنیا حسن و حسینند. "

عیون اخبار الرضا، ج2، ص30
بیست و سه

مـحمدبود وعلی،حسن وحسین،حسن آب خواست.
محمد بلند شد ،با کاسه ای شیر برگشت.

حسین می خواست کاسه را از دست حسن بگیرد. محمد اجازه نداد.
فاطمه گفت:" پدر ! مگر حسن را بیشتر دوست داری؟"
فرمود:" نه فاطمه جان ! ما پنج تن در روز قیامت در یک درجه هستیم ،فقط حسن زودتر آب خواست."
بحار الانوار ،ج43 ،ص 283
[i]امام حسن مجتبی (علیه السلام) و کنیز و شاخه گل[/b]



انس بن مالك گويد : يكی از كنيزان امام حسن (علیه السلام) شاخه‌ء گلی را به آن حضرت اهدا كرد .

امام (علیه السلام) آن گل را گرفت و به او فرمود : تو را در راه خدا آزاد كردم .

من به حضرت گفتم : ای پسر رسول خدا ، آيا به راستی به خاطر اهدای يك شاخه گل ناچيز ، او را آزاد كرديد ؟

امام (علیه السلام) فرمود : كَمالُ الْجُودِ بَذْلُ الْمَوْجودِ

نهايت بخشش آن است كه تمام موجودی (دارایی و هستی) خود را ببخشی

و آن كنيز از مال دنيا جز آن شاخه‌ء گل را نداشت .


خداوند در قرآنش فرموده : وَ إذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّهٍ فَحَيّوا بِأحْسَنِ مِنْها اَوْ رُدُّها (سوره نسا؛آيه 86)


هرگاه كسی به شما تحييت گويد او را همان گونه و بلكه بهتر پاسخ دهيد .

پاسخ بهترِ بخشش او ، همان آزاد كردنش بود .

منبع : وبلاگ چهارده معصوم
[i][/b]
ابن عباس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند که فرمود: چون فرزندم حسن را به زهر شهید کنند ملائکه ی اسمان های هفت گانه بر او گریه کنند و همه چیز بر او بگرید حتی مرغان هوا و ماهیان دریا. هرکه بر او بگرید دیده اش کور نشود روزی که دیده ها کور می شود و هرکه در مصیبت او اندوهناک شود اندوهناک نشود دل او در روزی که دل ها اندوهناک شود و هرکه در بقیع او را زیارت کند قدمش بر
صراط ثابت گردد روزیکه قدم ها بر آن لرزان است.


[b](منتهی الامال ج1 ص 322)
بیست و چهار

کـشتی می گرفتند.حسن و حسین.پیامبر گفته بود.[/font]

[font=Tahoma]حسین،حسن را زد زمین. پیامبر شروع کرد به تشویق حسن: " حسن جان! بلند شو سعی ات را بکن."


فاطمه تعجب کرد. گفت :" پدر جان! حسن را تشویق می کنی و حسین را نه!او که کوچکتر است."

پیامبر فرمود:" راضی نیستی حسن را تشویق کنم، وقتی می بینم جبرئیل و تمام اهل آسمان حسین را تشویق می کنند."



بحارالانوار ،ج43، ص391
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:

لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الغالِبِ وَ لا تَتَّکل عَلَى القَدَرِ إِتَّکالَ المُستَسلَمِ؛


چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکل به خداوند، کار کن].

(تحف العقول ، ص 236 )
بیست و پنج


ابوبکر هر وقت حسن را می دید،جوری که پدرش بشنود،بلند بلند شعر می خواند:

انت شبیه بنبی ،،، لست شبیها بعلی



علی فقط لبخند می زد.


بحار الانوار ،ج43 ،ص 287
بیست و شش

جـمله ای را نوشتند و آمدند پیش پیامبر ، می خواستند بدانند خط کدام شان قشنگ تر است . فرمود :" هردوتان."

راضی نشدند.پیامبر فرستادشان پیش علی . او هم همان را گفت که پیامبر گفته بود. هنوز راضی نشده بودند.

علی فرستادشان پیش فاطمه. فاطمه همان گفت که پیامبر و علی گفته بودند.

اصرار که کردند تسبیحش را پاره کرد ، دانه هایش را ریخت روی زمین . هر که دانه بیشتری پیدا می کرد، خط او بهتر بود.

دانه ها یشان را جمع کردند مساوی بود.

جبرئیل ، دانه ها را نصف کرده بود.
صدیقه ی کبری ، آیت الله دستغیب، ص102
توصیه این حقیر رو بپذیرید و این نوحه رو دانلود کنید. غریبی آقامون بیش از حدّه. اونهایی که بقیع رفتن میدونن چه خبره. اگه گوش دادین و دلتون رفت بقیع، منو از دعای خیرتون محروم نکنید.
التماس دعا
http://www.zakerin.ir/5480.html

یه آرزو مونده تو سینه / اللهمّ ارزقنا مدینه
چه حرمی داره حسین / ولی حسن آقام حرم نداره
چه گنبدی داره حسین / ولی بقیع همش گرد و غباره
چه ضریحی داره حسین / ولی حسن سنگ قبرم نداره
چه شلوغه باب الحسین / ولی بقیع امشب زائر نداره
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
آدرس های مرجع