بیست و دو
دید حسن و حسین از سر و کول پیامبر بالا می روند.
روی سینه و شکم پیامبر نشسته ، جست و خیز می کنند و بازی می کنند.خواست مانع شان شود.
پیامبر نگذاشت. فرمود :" فرزند گل است ، برای هر کس که دارد. دو گل من هم در دنیا حسن و حسینند. "
عیون اخبار الرضا، ج2، ص30
ابن عباس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند که فرمود: چون فرزندم حسن را به زهر شهید کنند ملائکه ی اسمان های هفت گانه بر او گریه کنند و همه چیز بر او بگرید حتی مرغان هوا و ماهیان دریا. هرکه بر او بگرید دیده اش کور نشود روزی که دیده ها کور می شود و هرکه در مصیبت او اندوهناک شود اندوهناک نشود دل او در روزی که دل ها اندوهناک شود و هرکه در بقیع او را زیارت کند قدمش بر
صراط ثابت گردد روزیکه قدم ها بر آن لرزان است.
[b](منتهی الامال ج1 ص 322)
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:
لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الغالِبِ وَ لا تَتَّکل عَلَى القَدَرِ إِتَّکالَ المُستَسلَمِ؛
چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکل به خداوند، کار کن].
(تحف العقول ، ص 236 )
بیست و شش
جـمله ای را نوشتند و آمدند پیش پیامبر ، می خواستند بدانند خط کدام شان قشنگ تر است . فرمود :" هردوتان."
راضی نشدند.پیامبر فرستادشان پیش علی . او هم همان را گفت که پیامبر گفته بود. هنوز راضی نشده بودند.
علی فرستادشان پیش فاطمه. فاطمه همان گفت که پیامبر و علی گفته بودند.
اصرار که کردند تسبیحش را پاره کرد ، دانه هایش را ریخت روی زمین . هر که دانه بیشتری پیدا می کرد، خط او بهتر بود.
دانه ها یشان را جمع کردند مساوی بود.
جبرئیل ، دانه ها را نصف کرده بود.
صدیقه ی کبری ، آیت الله دستغیب، ص102