تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ✿اَلسَّلامُ عَلَيْکَ ياحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(علیه السلام)✿
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
نوای دلنشین تقدیم به این تاپیک زیبا
[/font][font=B Mitra]
زهر کینه برای غمش طبیبه
4- زهد و حلم و درستى

« قيلَ لَهُ(عليه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْيا. قيل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ مَلْكُ النَّفْسِ. قيلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْكَرِ بِالْمَعْرُوفِ.»

از حضرت امام حسن مجتبى(عليه السلام) پرسيده شد كه زهد چيست؟
فرمود: رغبت به تقوا و بی رغبتى در دنيا.

سؤال شد حلم چيست؟
فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس.

سؤال شد سداد و درستى چيست؟
فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسيله خوبى

حسن بن علی (علیه السلام)
سی و پنج


سفارش شان را بارها به علی کرد.

محبوبش بودند حسن و حسین.

علی هم بارها به فرزندانش گفت : " شما فرزندان منید اما، حسن و حسین فرزندان پیامبر . "
ناسخ التواریخ، ج35
5- تقوا

«أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقينَ.»

تقوا و پرهيزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوايان كامياب گشته به وسيله تقوا كامياب شده است.

حسن بن علی (علیه السلام)
سی و شش

از دیوانه ای پرسیدند :" بگو ببینم حسن برتر است یا حسین ؟! "

گفت :" حسن ."

گفت :" زیرا خدای تعالی فرموده : ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ، ولی نفرموده حسینه . "
###
در عربی حسین می شود ، حسن کوچک .
المناقب؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، ج4، ص24
سلام آقای غریب
همه ما منتظریم آقا بیاد و وقتی که بیاد این که میگن شیعه برات حرم میسازه ان شاءالله تحقق پیدا میکنه.
به کوری چشم دشمنات آقای غریبم فقط شب و روز میگیم اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
.
امام حسن علیه السلام با لباسى فاخر و وضعى آراسته و قیافه اى جذاب سوار بر مرکب خود شد و از منزل بیرون آمد، در بین راه یک یهودى فقیر با لباسهاى کهنه و اندامى ضعیف و لاغر به او برخورد کرد، از امام علیه السلام خواست توقف کند آنگاه ،
در برابر او ایستاد و گفت : یا بن رسول اللّه ! جد تو (رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ) مى فرمود:

الدنیا سجن المومن و جنه الکافر.
دنیا زندان مومن و بهشت کافر است .

و تو مومن هستى و من کافرم ولى دنیا را نمى بینم مگر اینکه بهشت توست ، از آن برخوردارى و لذت مى برى و زندان من است که سختى و فقرش مرا هلاک کرده است .

امام علیه السلام سخن او را شنید فرمود:
اى پیرمرد! اگر به آنچه خداوند تعالى براى من و مومنین در بهشت آماده کرده است بنگرى که هیچ چشمى آن را ندیده و هیچ گوشى آن را نشنیده است خواهى فهمید که من قبل از ورودم به آنجا در این دنیا در زندانى تنگ بسر مى برم و اگر به آنچه خداوند از آتش و بدبختى و عذاب آخرت براى تو و هر کافر دیگر آماده کرده است بنگرى خواهى فهمید که تو قبل از رفتن به عالم آخرت در این دنیا در بهشتى وسیع و نعمتى کامل بسر مى برى .


محجة البیضاء، ج 4، ص 218 و 219
سی و هفت

ابوذر را تبعید کردند به ربذه.

هیچ کس جرات نداشت بدرقه اش کند ؛ عثمان دستور داده بود .

حسن اما با پدر و برادرش رفت.

در راه ابوذر را پند می دادند به بردباری.
حیات الامام حسن ابن علی، ج1، ص260
سخاوت را ببین

امام حسن و امام حسین علیهم‏السلام و عبدالله بن جعفر به راه حج می‏رفتند. پس زاد و توشه‏ی آنان از میان رفت. گرسنه و تشنه به خیمه‏ای رسیدند که پیرزنی در آن زندگی می‏کرد. از او آب طلب کردند.
پیرزن با مهربانی گفت: «این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید.»
سپس از او غذا خواستند، گفت: «همین گوسفند را داریم، بکشید و بخورید.»
یکی از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقداری بریان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند.
هنگام رفتن به پیرزن گفتند: «ما از بزرگان قریشیم و به حج می‏رویم. اگر گذرت به مدینه افتاد، نزد ما بیا تا جبران محبت‏های تو را کنیم و بدان که با تو به نیکی رفتار خواهیم کرد.»
شوهر زن که آمد و از جریان مطلع شد بر زن پرخاشی کرد و گفت: «وای بر تو! تنها گوسفند مرا برای مردمی ناشناس می‏کشی، آنگاه می‏گویی: «از قریش بودند!؟»
روزگاری گذشت و کار بر پیرزن سخت شد و از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. امام حسن علیه‏السلام او را دید و شناخت. پس پیش رفت و فرمود: «مادر مرا می‏شناسی؟»
پیرزن گفت: «نه!»
فرمود: «من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم.» و آنگاه دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آنگاه او را نزد برادرش حسین بن علی علیه‏السلام فرستاد، آن حضرت نیز به همان اندازه بدو بخشید و او را نزد عبدالله بن جعفر فرستاد و او نیز عطائی همانند آنان به او داد

خدا از ما قبول کند انشاءالله
ای زمزمه صبح و نسیم ادرکنی
آئینه رحمان و رحیم ادرکنی


ای در کرم و سخاوت و آقایی
بی خاتمه ، ایها الکریم ادرکنی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
آدرس های مرجع