تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تصاویری از جبهه وشهدا که باید دید!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: 79224859571636452661.jpg]
بسم رب الشهدا و الصدیقین

[تصویر: 09633425434788222733.jpg]
[تصویر: sivHAm_425.jpg]
تخریب چی نوجوان شهید کاظم مهدیزاده
[تصویر: si9SWj_444.jpg]

میخواستم بزرگ بشم
درس بخونم مهندس بشم
خاکمو آباد کنم
زن بگیرم
مادر و پدرمو ببرم کربلا
دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک ,تو راه مدرسه باهم حرف بزنیم
خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم
خوب نشد
باید میرفتم از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم
رفتم که
دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
الان اوضاع چطوره....؟

تخریب چی نوجوان شهید کاظم مهدیزاده

شهادت، عملیات کربلای1 - مهران- ارتفاعات قلاویزان
[تصویر: gomnam.jpg]
تصمیم گرفتم با دستانم پسرم را غسل دهم...

موضوع را با مسئولین در میان گذاشتم.

گفتند:شهیدی که در خط مقدم به شهادت رسیده غسل ندارد.

من گفتم:دوست دارم این کار را انجام بدهم و به من اجازه دادند...


عجب دلی دارد...

(مادر شهید محمدنژاد)



.

خوش دارم هيچ كس مرا نشناسد،
هيچ كس از غم ها و دردهايم آگاهي نداشته باشد،
هيچ كس به من محبت نكند،
هيچ كس به من توجه ننمايد،
جز خدا كسي را نداشته باشم،
جز خدا به كسي پناه نبرم.

[تصویر: 27384592900469853509.jpg]
بسم رب الشهدا


سر قبری و سنگ قبر برایم نسازید و قبری بسیار ساده و گلی

با یک تکه حلبی کوچک و نباتی بگذارید تا یادتان همیشه باشد که ;

هنوز در حلبی آبادها و روستاهای دور افتاده مان،

مادران و خواهران و برادران و پدران مان ، حسرت غذای روزانه را می کشند

[تصویر: 2dc0osl6mzpe29t5b5ew.jpg]
پدر سبک بود ، به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان!
[تصویر: siQSzi_402.jpg]
پدر کودک را بلند کرد و در آغوش گرفت، کودک هم می خواست پدر را بلند کند
وقتی روی زمین آمد دست های کوچکش را دور پاهای پدر حلقه کرد تا پدر را بلند کند ولی نتوانست
با خود گفت حتماً چند سال بعد می توانم
بیست سال بعد پسر توانست پدر را بلند کند
پدر سبک بود ، به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان
شادی روح شهدا صلوات
امروز روز پنجم است که در محاصره آب هستیم
آب را جیره بندی کرده ایم
عطش همه را هلاک کرده
همه را به جز
شهدا
که در انتهای کانال خوابیده اند
دیگر شهدا تشنه نیستند
فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه...

« آخرین برگ از دفترچه یادداشت یکی از شهدای گردان حنظله لشکر ۲۷ که در کانال سوم فکه و در حین تفحص به دست آمد »

[تصویر: 59517092371261606435.jpg]
آدرس های مرجع