تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تصاویری از جبهه وشهدا که باید دید!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: 23394894810786077116.jpg]
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQdOpsBLWcBoH_2TqDgzhn...xagxeMv4Ew]
بسم الله الرحمن الرحیم
شهیدگمنام
شبای جمعه که میشه دلا بهونه میگیره
هرکی میاد سریه قبرازش نشونه میگیره
یکی سرقبرپدر
یکی کنارمادرش
یکی کنارخواهر
ویکی پیش برادرش
اما یه مادر
غمگین وآروم
میاد کنار شهیدگمنام
مگه تومادر نداری برای توگریه کنه
غروب پنج شنبه بیادبه قبرتوتکیه کنه
غصه نخور من مادرت منم همیشه یاورت نمیزارم تنهابشی مدام میام بالاسرت
چندساله مادر کارش همینه خبرنداره بچه اش همینه
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcT6RispCEiMq_y8ylUWWbq...EeVpSj2aLE]
[تصویر: siXa60_384.jpg]
صلواتHeart
[تصویر: 10733484013146885099.jpg]
بسم رب الشهدا و الصدیقین

[تصویر: razmand2a.jpg]

باز هم اول مهر آمده بود؛
و معلم آرام، اسم ها را می خواند:
– اصغر پور حسین!
پاسخ آمد: حاضر!
– قاسم هاشمیان!
پاسخ آمد: حاضر!
– اکبر لیلازاد!
… پاسخش را کسی از جمع نداد.
بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد…
پاسخش را کسی از جمع نداد…
همه ساکت بودیم؛
جای او این جا بود؛
اینک اما، تنها؛
یک سبد لاله ی سرخ، در کنار ما بود…

لحظه ای بعد، معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید…
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم؛
غنچه ای در دل ما می جوشید،
گل فریاد شکفت…

همه پاسخ دادیم:
– حاضر! ما همه اکبر لیلازادیم…
ما همه اکبر لیلازادیم…
ما همه اکبر لیلازادیم…

شعر: مرحوم قیصر امین پور
[تصویر: 58403058446347095338.jpg]
[تصویر: 46841231344057429062.jpg]
[تصویر: 2h84vgl.jpg]
[تصویر: 63295553362634808029.jpg]
[تصویر: 43375507231328419747.jpg]
آدرس های مرجع