تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تصاویری از جبهه وشهدا که باید دید!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: 1361974024301225_large.jpg]
..... سرلشگری که مکبّر بسیجی ها شد .....
[تصویر: 1361905992391.jpg]
سید مرتضی آوینی از حاج حسین می‌گوید:
«... وقتی از این كانال كه سنگرهای دشمن را به یكدیگر پیوند می‌داده‌اند بگذری، به «فرمانده» خواهی رسید، به علمدار.
او را از آستین خالی دست راستش خواهی شناخت.
چه می‌گویم! چهره ریز نقش و خنده‌های دلنشینش نشانه بهتری است.
مواظب باش، آن قدر متواضع است كه او را در میان همراهانش گم می‌كنی.

[تصویر: 2392_823.jpg]
اگر كسی او را نمی‌شناخت، هرگز باور نمی‌كرد كه با فرمانده لشكر مقدس امام حسین (علیه السلام) روبه روست.
ما اهل دنیا، از فرمانده لشكر، همان تصویری را داریم كه در فیلم‌های سینمایی دیده‌ایم، ولی فرمانده‌های سپاه اسلام، امروز همه آن معیارها را در هم ریخته‌اند.
حاج حسین را ببین، او را از آستین خالی دست راستش بشناس. جوانی خوشرو، مهربان و صمیمی، با اندامی نسبتا لاغر و سخت متواضع.
[تصویر: 28_8807061195_L600.jpg]
آنان كه درباره او سخن گفته‌اند بر دو خصلت بیش از خصایل وی تأكید كرده‌اند: شجاعت و تدبیر.
حضور حاج حسین در نزدیكی خط مقدم درگیری، بسیار شگفت‌انگیز بود.
اما می‌دانستیم او كسی نیست كه بیهوده دل به دریا بزند.
[تصویر: kharrazi-21.jpg]
عالم محضر خداست و حاج حسین كسی نبود كه لحظه‌ای از این حضور، غفلت داشته باشد.
اخذ تدبیر درست، مستلزم دسترسی به اطلاعات درست است.
وقتی خبردار شدیم كه دشمن با تمام نیرو، اقدام به پاتک كرده، سرّ وجود او را در خط مقدم دریافتیم.»
[تصویر: 1362059406517837_large.jpg]
عکس یادگاری !!!؟؟؟ . . به چه قیمت ؟؟؟ به قیمت خون شهدا؟؟ خواهرم من رفتم تا چادرت خاکی نشه !! به وصیتم عمل کردی خواهر ؟؟؟ ولی یادت باشه من برادریمو ثابت کردم من به وعدم عمل کردم و خونمو دادم تا تو حجابتو ندی !!! ندادی که ؟؟؟ خواهرم رو سفیدم کردی پس حجابت کو؟؟؟

[تصویر: 1_787454.jpg]
قرار نبود به عملیات برود!
نه سن و سالی،نه قدی و قامتی و نه هیکلی! انتظاری هم نمیشد داشت از یک بچه 11ساله!
ماندنش در جبهه با این اوضاع خودش غنیمت بود.اما تا به عملیات نمی رفت آرام نمیشد!
کسی اسمش را نمی دانست.یعنی خودش نگفته بود که مبادا او را به پشت جبهه منتقل کنند.بچه باهوش و یه دنده ای بود!
در آن چند هفته ای که آنجا بود همه میدانستند وقتی اراده به کاری کند انجامش میدهد و کسی هم جلودارش نیست. یتیم بود و سید و یکجوری نمی شد روی حرفش حرف زد! کسی دلش را نداشت!
تاییدیه حضورش درعملیات را هم روی همین حساب گرفته بود منتها به عنوان تدارکاتچی!
باید لباس رزم میپوشید اما چه لباسی؟؟!
پیراهنش را که چند لا تا زده بودند! شلوارش با قیچی نصف کرده بودند و آن راهم تا زده بودند. کلاه اندازه اش نداشتند و به جایش کلاه بافتنی را که از خانه آورده بود، بر سرش گذاشته بودند. پوتین که اصلا اندازه اش گیر نمی آمد همان پوتینهای معمولی را حسابی قیچی کاری کردند و به زور کفی و روزنامه پایش کردند!
یک اسلحه ای هم که به او داده بودند هم قدش بود، اسلحه را برای بردن بغل میکرد!!
بچها به خاطره لباسش بهش میگفتند چریک کوچولو،البته خودش با این لقب موافق نبود!
شب عملیات رسم بود هر دفعه روضه یکی از شهدای کربلا را میخواندند تا بچهای گردان حسابی عاشورایی بشند!آنشب قرعه به نام حضرت قاسم خورده بود! بچها فقط به او نگاه میکردند زار زار گریه میکردند!
روضه از این مجسم تر نمیشد!
راه رفتن او بین بچه های گردان مثل یک تعزیه ی به تمام معنا بود!شب، عملیات شروع شد!
کار گره خورد و عملیات تا صبح ادامه داشت،اما با موفقیت تمام شد. بعد عملیات وقتی بچهای فرماندهی مشغول گرفتن آمار شدند یکی از کسانی که در سرشماری نبود همان بچه ای بود که گفتم!
تمام بچها برای پیدا کردنش بسیج شدند، بعد چند مدتی صدای فریاد یکی از بچها بلند شد که: بیاین! اینجاست!
وقتی بهش رسیدند آروم خوابیده بود،گلوله مستقیم به گلوش خورده بود،چیزی از پاهای کوچیکش باقی نمونده بود، شنی های تانک از روشون رد شده بود!
وقتی بچها پیرهنش رو باز کردند تا پلاک رو در بیارند و آماده انتقال به عقبش بکنند دیدند روی زیر پیرهن تنش با ماژیک و خط بچهگانش نوشته بود :
نام: قاسم!
میخواستم ببینم چه چیزی هست که از عسل شیرین تر است!

منبع: http://www.applezamini.blog.ir
[تصویر: ztve5dijb5xhc06m03tk.jpg]

میتونی تصور کنی خمپاره بخوره به پات که از حرارتش پات بسوزه و زغال بشه...

قدر شهدا رو بدونید...
[تصویر: 1361370735964503_large.jpg]
رفیقانم دعا کردند و رفتند *** مرا بیچاره نامیدند و رفتند **** رها کردند سرگدان بنمانم *** دعا کردند در هجران نمانم
[تصویر: 1362307217642288_large.jpg]
چقدر چفيه ها خوني شد تا چـادري خاكي نشود.

وداعـــــــ قبل از "عاشـــــــور ا "
[تصویر: si2otw_535.jpg]
در چشمان این بسیجی خوب بنگر. زلال ترین دریای وجود را خواهی دید. دنیایی را می توان در این اقیانوسِ خلوص غرقه کرد. فیالیتنی کنت معکم یا انصار سیدالشهدا(علیه السلام)
[تصویر: 1361012454436075_large.jpg]
ما که تحمل یه گلو درد ساده رو نداریم ... چطور بیشتر از 20 سال این سرفه ها رو تحملی میکنی ؟؟ به امید برآورده شدن آرزوی (شهادت)همه جانبازهای ایران زمین
اللهم الرزقنا توفیق شهاده فی سبیلک
بسم الله
رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر """چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را



[تصویر: 2e19ae41f9.jpg]

[تصویر: 70b97767fc.jpg]


[تصویر: 0217a0f4dd.jpg]



[تصویر: ff2c98e9a6.jpg]





[تصویر: 192fb1608b.jpg]]




[تصویر: 5f7704fbed.jpg]



[تصویر: 2b17d2d187.jpg]




[تصویر: f17f916a3c.jpg]



[تصویر: 52a8931fe4.jpg]


[[تصویر: 9965c7d4aa.jpg]


مراسم تشییع پیکر مطهر 8 شهید گمنام دوران دفاع مقدس در تهران

عکس/ محسن نوروزی فرد
آدرس های مرجع