تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تصاویری از جبهه وشهدا که باید دید!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: agah.jpg]
یه پیشنهاد دارم.

در اینکه شهدا را باتمام وجودم قبول دارم هیچ شکی نیست واین حرفم هیچ ربطی به کم اهمیت جلوه دادن
این بزرگواران نیست.

اگه امکانش هست لطفا عکسایی بزارین که باعث تلنگر میشن.
عکسایی که قابل تامل باشن.

اینکه لحظه شهادت شهدا رو بزاریم اصلا بد نیست ولی گاها بعضی تصاویر خیلی دلخراشن.

والله به خدا جنگ با تمام معنویت و نوری که داشت خنده هم توش بود ، شوخی هم توش بود ، اتفاقات قشنگ هم توش بود
اینکه فقط تصاویری رو انتخاب کنیم که تکه تکه شدن پیکر پاک شهدا رو نشون میده یکم جالب نیست.
رفاقت ها در سال های جنگ، از ماندگارترین رفاقت ها است. خصوصا اگر رفیقت شهید هم شده باشد. خوشا به حال رفیقانی که رسم رفاقت را یه جا آوردند.
از راست، شهید مهدی باقریان ، جانباز احمد کریمی(نفر وسط) و شهید علی رضا شامانی از رزمندگان دامغانی در آخرین وداع با رفیقشان سید تقی شاه مرتضایی.
[تصویر: 244900_841.jpg]
[تصویر: shahadat.jpg]

[تصویر: 57_1.jpg?1355348025]


کشتی نوحیم در طوفان روح / لاجرم بی دست و بی پا می رویم...


[تصویر: iran_iraq_war_long_3.jpg]

گودال قتلگاه را هیچ دیده ای؟
آنجا که ماند پیکر و سر نارفیق شد
...




[تصویر: 543253_193395927471127_1618768983_n.jpg]
[تصویر: do.php?img=1983]

[تصویر: 13579866472.jpg]

مي خواست بره و بچه ها منتظرش بودن...
حس عجيبي داشت، انگار مي دونست اين دفعه برگشتني نيست!
اضطراب داشت که چجوري با مادر خداحافظي کنه...

با خودش مي گفت: «يعني الان چي مي خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...»

فکر مي کرد الان قراره بشنوه که پسرم زود برگرد! من رو تنها نذار و زود به زود بهم زنگ بزن و...

بالاخره دلش رو زد به دريا و رفت جلو، دست مادر رو بوسيد و از زير قرآن ردش کرد...
منتظر شنيدن شد که يه دفعه مادر گفت:

«خداحافظ پسرم، سلام من رو به حضرت زهرا(سلام الله علیها) برسون»


[/align]














[تصویر: 1358972392171.jpg]
آدرس های مرجع