تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هر كه دارد هوس امام رضا...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله النور
سلام علیکم

چهار شنبه 11 آبان 1390 حرم مطهر

[تصویر: dsc0040300.jpg]

[تصویر: dsc0040400.jpg]


یکشنبه 15 آبان 1390 حرم مطهر (پس از دعای عرفه)

[تصویر: dsc0040900.jpg]

موفق باشید و خدایی .
فقط میخوام سلام بگمSad................السلام علیک یا امام رئوف............Sad
سلام امام رضا...

فراموشم نکنین آقا...دعام کنینHeart
کاش می شد که در این جاده مسافر باشم
رنگ کوچنده ترین ایل عشایر باشم
گاه در خلوت تنهایی خود می خواهم
در حریم حرم سبز تو شاعر باشم
غرض از مزاحمت ،عرض ارداتی خدمت شما آقا جان !Heart
ای که راه انداختی امروز و فردای مرا
چشم بر راه تو هستم روز آخر بیشتر
**********************
از غلامان شما هم می شود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر!
ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدا را، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
ادامه:
آنجا که خادمینش، از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند، با بال ناز طاووس
وقتی رسیدی آنجا، در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای، بیدار خفته در طوس
سلام


دارالشفای آل محمد؛ علیهم السلام
برگ­هایی برگرفته از سیره علامه طباطبایی در زیارت امام رضا صلوات الله علیه
علامه طباطبایی می فرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه السلام محسوس است». و در نقلی دیگر، بیان می کردند:« همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است».
و نیز می فرمودند:« انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت می بارد».
ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می گفت:« با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم».
ایشان می گفت:« من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم».
فرزند ایشان نقل می کردند:« در سال آخر حیاتشان به دلیل کسالتی که داشتند و بنا به تأکید و توصیه پزشکِ مخصوص نمی خواستیم که ایشان به مشهد مقدس بروند. ولی ایشان اصرار داشتند و رفتند.»
پس از مراجعت از مشهد، به ایشان گفتم: سرانجام به مشهد رفتید، فرمود:« پسرم جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد؟»
علامه طباطبایی وقتی به مشهد، مشرف می شد، از وی تقاضا می کردند که در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان ابداً قبول نمی کرد و می فرمود:« ما از پناه امام هشتم به جای دیگری نمی رویم.»
یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گوید: «... هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه علیهم السلام بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرف می شدند و تابستان را در آنجا می ماندند وقتی وارد صحن حضرت رضا علیه السلام می شدند، بارها که در خدمتشان بودم و می دیدم که دست های مرتعش را روی آستانه در می گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را می بوسیدند»، گاهی از محضرشان التماس دعا درخواست می شد می گفتند:« بروید از حضرت بگیرید؛ ما اینجا کاره ای نیستیم؛ همه چیز آنجاست.»
زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن ها را تشنیع می کرد. وقتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرمود:« اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم.»
و روزی در صحن حرم امام رضا علیه السلام شخصی به علامه [ که اصلاً اذن نمی داد کسی دست ایشان را ببوسد] عرض کرد: «از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم.»
علامه فرمود:« زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است».
یک بار علامه می خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض شد: «آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید!»
فرمودند:« خوب، من هم یکی از شلوغ ها»، و رفتند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. وقتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: «چطور بود؟»
فرمودند:« خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم».
حجت الاسلام معزّی نقل می کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحن های حرم رضوی علیه السلام قدم می زدم و به بارگاه امام می نگریستم اما داخل رواق ها و روضه نمی رفتم.
ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود:« حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟» نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است. عرض کردم: «خجالت می کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا!»
آنگاه مرحوم علامه فرمود:« طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای این که بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفای آل محمد علیهم السلام است.

داخل شو که امام رضا علیه السلام طبیب الأطباء است
».

منبع: سایت صالحین
امشب سرو کارم به شما افتاده ست
دل مـعـتکف مـسجد گـوهـرشاد است
بر سر زده است عمری از عشق شما
دستی که به زلــف پنجره فـولاد است
عارفه دهقانی(نسیم)
سلام

موقع خداحافظی، تو حرم طبیب الاطباء حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی علیه السلام رفیقم این شعر رو خوند

گفتم اینجا هم باشه


خداحافظ ای هشتمین آسمان / بهاران دیدار تو شد خزان

دلم در تپش بود و در دلهره / خداحافظ ای راحت روح و جان

دگر غم ندارم چو دیدم تو را / مگر دوریت آن غم جاودان

اگر همچو گرگم ولی ای رئوف / تو من را بپندار از آهوان

چه خواهم ز تو در خور نام تو / که باشد نهانم به پیشت عیان

دهم گله آرزو را به تو / به منزل رسانش تو همچون شبان

ندارم جز این آرزو در دلم / که باشم تو را جزو دردی کشان


نی این آرزو کم بود نزد تو / که باشی تو ارجح ازین گفتمان

بگویم کنون حاجت ارجمند / که باشد تقاضای انسان و جان


مدد کن مرا ای معین و ضعیف / که باشم ز یاران صاحب زمان


کنون راهیم سوی خاک وطن / سلامی برم از تو بر دوستان
آدرس های مرجع