۴/اسفند/۹۰, ۳:۳۱
سلام
چقدر دوست دارم مطلب تو این تاپیک بنویسم
پروردگارا مطالب من را در این تاپیک زیاد بفرما الهی آمین
خب از کجا بگیم
از بلیط گرفتن و دلشوره دیر رسیدن به قطار و سر وقت حرکت کردن قطار که بگذریم می رسیم به نماز هول هولکی صبح تو سمنان
از اینم که بگذریم می رسیم به جاهای خوب خوب
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا الامام التقی النقی
از کرامت آقا همین بس که من رو کشید اونجا
عجب سفر زیبایی بود
خداوند رو شاهد می گیرم
که پذیرایی امام رضا هر دفعه از دفعات قبل بهتر بود
همین که ادب می کنی و خم میشی و می گی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
چه لذتی داره
وای از این جمله
و حجتک علی من فوق الارض
و حجت تو بر هر که روی زمین است
دلم گرفت
از این که توحید و امام شناسی مون مشکل داره
بعد میاییم تاپیک می زنیم ضامن آهو افسانه یا حقیقت
خنده داره، نه ؟؟؟
بعد یکی می پرسه
من شنیدم که حضرت سجاد علیه السلام، ضامن فلان مخلوق شده و یکی در جواب می نویسه
نه من این موضوع رو در رابطه با یه امام دیگه شنیدم
جدا توحیدمون مشکل داره
{ نقدا خود من
امروز به خاطر کارم باید از یه ساختمون بالا می رفتم که هنوز سرویس پله کار رو هم نزده بودند
قرار شد که با قلاب جرثقیل برم بالا
( حالا بماند که تو کارای دیگه، پوست نیرو ها رو می کنم که با قلاب جرثقیل بالا و پایین نرن )
دفعه اولم بود که یه همچین کاری رو می خواستم بکنم
تازه خیر سرم با ارتفاع مشکلی ندارم
جلسه اول هستش
با کت و شلوار نو کرم رنگ
بهت می گن که علی علی پاشو برو بالا
حالا رفتم رو قلاب وایسادم، دستم رو هم گرفتم به کابل جرثقیل
راننده هم گاز داد که بره بالا
یه همچین موقعیتی رو تصور کنید
( جرثقیل داره شما رو می بره بالا، همزمان دارید تاب می خورید و به دور خودتون می چرخید )
حالا دارید می ترسید
از طرفی هم نمی تونید که به کابل بچسبید تا روغنی نشید
می تونم بگم که سکته کردم
برگشتنی بهتر بود
خجالت کشیدم
خجالت کشیدم از این که بجای خداوند، به حواسم به کابل بود
جدا خجالت کشیدم }
برگردیم سر موضوع السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
السلام علی روحک و بدنک
بچه ها اذن دخول که می خونید
این آیه رو هم می خونید
یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم
پس کفر عمر ثابت شد
بخاطر اینکه کی بهش اجازه داده بود وارد خانه ناموس خدا حضرت زهرا سلام الله علیها بشه
اللهم العن الجبت و الطاغوت
هر وقت که اذن دخول رو می خونی
حرصت میگیره
بعضی مواقع فکر می کنم که
اگه جای مالک اشتر بودم
تا پشت خیمه معاویه می رسیدم
حرف امامم رو گوش می کردم یا ...
بگذریم
اما بعد
ولی جدا جاتون خالی
تو صحن داری قدم می زنی، بارون می گیره
بعد کبوترا بدو بدو بال می زنن برن زیر یه سقف
خیلی زیباست
دعا کنید بازم اجازه بده برم
دلم تنگ شده
مرغ دلم راهی قم می شود / در حرم امن تو گم می شود
جدا اگه تو قم نبودم نمی دونم چکار باید می کردم
پروردگارا مرا از قم، و قم را از من مگیر
چقدر دوست دارم مطلب تو این تاپیک بنویسم
پروردگارا مطالب من را در این تاپیک زیاد بفرما الهی آمین
خب از کجا بگیم
از بلیط گرفتن و دلشوره دیر رسیدن به قطار و سر وقت حرکت کردن قطار که بگذریم می رسیم به نماز هول هولکی صبح تو سمنان
از اینم که بگذریم می رسیم به جاهای خوب خوب
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا الامام التقی النقی
از کرامت آقا همین بس که من رو کشید اونجا
عجب سفر زیبایی بود
خداوند رو شاهد می گیرم
که پذیرایی امام رضا هر دفعه از دفعات قبل بهتر بود
همین که ادب می کنی و خم میشی و می گی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
چه لذتی داره
وای از این جمله
و حجتک علی من فوق الارض
و حجت تو بر هر که روی زمین است
دلم گرفت
از این که توحید و امام شناسی مون مشکل داره
بعد میاییم تاپیک می زنیم ضامن آهو افسانه یا حقیقت
خنده داره، نه ؟؟؟
بعد یکی می پرسه
من شنیدم که حضرت سجاد علیه السلام، ضامن فلان مخلوق شده و یکی در جواب می نویسه
نه من این موضوع رو در رابطه با یه امام دیگه شنیدم
جدا توحیدمون مشکل داره
{ نقدا خود من
امروز به خاطر کارم باید از یه ساختمون بالا می رفتم که هنوز سرویس پله کار رو هم نزده بودند
قرار شد که با قلاب جرثقیل برم بالا
( حالا بماند که تو کارای دیگه، پوست نیرو ها رو می کنم که با قلاب جرثقیل بالا و پایین نرن )
دفعه اولم بود که یه همچین کاری رو می خواستم بکنم
تازه خیر سرم با ارتفاع مشکلی ندارم
جلسه اول هستش
با کت و شلوار نو کرم رنگ
بهت می گن که علی علی پاشو برو بالا
حالا رفتم رو قلاب وایسادم، دستم رو هم گرفتم به کابل جرثقیل
راننده هم گاز داد که بره بالا
یه همچین موقعیتی رو تصور کنید
( جرثقیل داره شما رو می بره بالا، همزمان دارید تاب می خورید و به دور خودتون می چرخید )
حالا دارید می ترسید
از طرفی هم نمی تونید که به کابل بچسبید تا روغنی نشید
می تونم بگم که سکته کردم
برگشتنی بهتر بود
خجالت کشیدم
خجالت کشیدم از این که بجای خداوند، به حواسم به کابل بود
جدا خجالت کشیدم }
برگردیم سر موضوع السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
السلام علی روحک و بدنک
بچه ها اذن دخول که می خونید
این آیه رو هم می خونید
یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم
پس کفر عمر ثابت شد
بخاطر اینکه کی بهش اجازه داده بود وارد خانه ناموس خدا حضرت زهرا سلام الله علیها بشه
اللهم العن الجبت و الطاغوت
هر وقت که اذن دخول رو می خونی
حرصت میگیره
بعضی مواقع فکر می کنم که
اگه جای مالک اشتر بودم
تا پشت خیمه معاویه می رسیدم
حرف امامم رو گوش می کردم یا ...
بگذریم
اما بعد
ولی جدا جاتون خالی
تو صحن داری قدم می زنی، بارون می گیره
بعد کبوترا بدو بدو بال می زنن برن زیر یه سقف
خیلی زیباست
دعا کنید بازم اجازه بده برم
دلم تنگ شده
مرغ دلم راهی قم می شود / در حرم امن تو گم می شود
جدا اگه تو قم نبودم نمی دونم چکار باید می کردم
پروردگارا مرا از قم، و قم را از من مگیر
![[تصویر: 25.jpg]](http://i1.trekearth.com/photos/42381/25.jpg)
