تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هر كه دارد هوس امام رضا...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(علیه السلام)

انشالله فردا میرم....خیلی انتظار این سفر را کشیدم... خیلی........

دعاکنید که زائر خوبی باشم... و زائر بمانم...

چند روزه با یکی از اسامی امام رضا(علیه السلام) سر میکنم:

یا معین الضعفا....

آقا، من از هرجهتی ضعیفم... از هرجهتی که فکر کنید... میشه معینم بشید؟؟؟
ای خدا یعنی میشه؟؟؟

و این بار رفتنم یک فرق دیگر هم دارد... این بار با مادر(سلام الله علیها) میرم زیارت امام رضا(علیه السلام)... آخه تازه مادرمو(سلام الله علیها) پیدا کردم.....
-----------------------------------------------------------------------------
برای دوستانی که دارند میرند مشهد:
یکی از دوستام بهم گفت سعی کن توی سفرت جلوه های امام رضا(علیه السلام) رو ببینی... گفتم یعنی چی؟؟ گفت خودت میفهمی...
هوالحق

حاج اسماعیل دولابی :



هر وقت از خدا راضی شدی حضرت رضا (علیه السلام) را زیارت کرده ای و اگر امام رضا (علیه السلام)را زیارت کنی از خدا راضی می شوی

...
اینکه امام رضا (علیه السلام) دست خالیش را توی دست ما بگذارد یعنی خودش را به ما داده است و این برای ما کافیست،
یعنی ما را قبول کند و به مقام رضا برساند که لا سخط بعد الرضا: بعد از رسیدن به مقام رضا دیگر غضبی وجود ندارد
هرجاکه ذکر رضاست دست دلم رو میشه
هرتپش قلب من ضامن آهو میشه

سه سال پشت سرهم اردیبهشت و آبان پابوسش میرفتم
امسال اولین ساله که نتونستم برم خودش هم میدونه چرا
انشالله خودش هم کاری کنه که بازبتونم برم کاش بدونین این روزهاچقدردلم هواش رو کرده داشت برام عادت میشد
یه عادت خوب که لایقش نیستم خدایابه من لیاقت زیارت ودرکش رو بده
منتقم زهرای عزیز منو فراموش نکن اونجامشرف شدین بچه محل هارو یادتون نره
کاش میتونستم حالم رو بگم شاید یک کم سبک میشدم ولی افسوس که این حال شرحش سخته سخت
ان شاالله اگر خدا بخواد فردا عازم مشهد مقدسم![تصویر: blush.gif] 5 سال و خورده ای برای فردا صبر کرده ام ، ان الله مع الصابرین! [تصویر: smile.gif]

آقا جلال هم مثل این که افتخار ندادند تا چهره ی ایشون رو از نزدیک زیارت کنیم نمی دانم ...



خدا قسمت همه کند که با هم بچه های تالار پابوس شوند.




خدایا علمی ده تا عملی باز آید...
(۴/تیر/۹۱ ۱۴:۳۰)Prestige نوشته است: [ -> ]ان شاالله اگر خدا بخواد فردا عازم مشهد مقدسم!Blush 5 سال و خورده ای برای فردا صبر کرده ام ، ان الله مع الصابرین! Smile

آقا جلال هم مثل این که افتخار ندادند تا چهره ی ایشون رو از نزدیک زیارت کنیم نمی دانم ...



خدا قسمت همه کند که با هم بچه های تالار پابوس شوند.




خدایا علمی ده تا عملی باز آید...


حاجی دعا کنینااااBig Grin
دلتنگم خیلی خیلی زیاد....
نقل قول:حاجی دعا کنینااااBig Grin

محب جان این برای بار هزارم! دعا می کنم! فکر کنم شما با این درخواست هاتون نرسیده به مشهد مارو ....[تصویر: blush.gif]



همه تونو دعا می کنم! امسال نمی دونم حال و هوایی دیگر دارم ...




به امید ظهورش...

[تصویر: 952EmamReza_BY_shiagraphi.jpg]

غروب روز دلگیری، دلم غرق پریشانی

هوا هم مثل چشمم سرخ بود و خیس و بارانی
من و دلتنگی و غربت، دلی غرق پریشانی
نمیدانستم از کی آمدم بیرون!؟ کجا هستم؟
نمیشد پیش این مردم نشست و درد دل کرد
نمیشد قفل غمها را شکست و درد دل کرد
که ناگه آمد از نزدیکی ام آوای زیبای دل انگیزی
که گویی بند بر این رشته های پاره میزد
تو گویی که خدا از عرش بهر هر کسی که گشته آواره میزد
و یا از بهر هر بیچاره ای میزد
نمیدانستم از کی آمدم بیرون!؟ کجا هستم؟
دلم پر غم که ناگه دیدم آنجا را
ز بس که غرق غم بودم نفهمیدم چگونه
نزدیک حرم بودم!؟
و نزدیک اذان بود
و آوای دل انگیزی که گویی حق از عرش بهر مردم بیچاره میزد
اذان بود و حرم نقاره میزد...
دلم طاقت نیاورد
ایستاده نه، به روی سنگ فرش صحن افتادم
صدا دادم: سلام ای ضامن آهو
ببین بیچاره ام، آقا
برس بر داد من، آقا
که من بیچاره ام، آقا
که ناگه یک کبوتر با صدای بالهای خود سکوتم را شکست
کبوتر، ناز و سرمست
کنار حوض آن صحن حرم بنشست
کبوتر تشنه بود و آب میخورد
دل من بین سینه تاب میخورد
صدایش کردم و گفتم: کبوتر! خوش به حالت
چه جایی می زنی پر! خوش به حالت
دلم میخواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه میداد
خودش با دستهای مهربانش به من هم لانه میداد
دلم میخواست من هم مثل تو پرواز میکردم
به روی گنبد زردش پرم را باز میکردم
و یا با بالهایم پرچم سبز حرم را ناز میکردم
کبوتر! دارم از تو یک سؤال
کبوتر! راستی جایی جز این صحن و سرا رفتی؟
اگر رفتی، بگو که تا کجا رفتی؟
چه میدانی که دردم چیست؟
اصلا تا به حالا تو به عمرت کربلا رفتی؟
کبوتر! از سر شب تا کنون در فکر آنجایم
اگر که جان ندادم، چون که من هم پیش آقایم
کبوتر! تویی که لانه ات بر عرش دنیاست
تویی که صاحبت فرزند زهرا(سلام الله علیها)ست
برو پیشش بگو: آقا! گدایت بی قرار است
از آن روزی که رفته کربلا چشم انتظار است
برو پیشش بگو: آقا! گدایت سخت اندر شور و شین است
برو پیشش بگو: آقا! گدایت سخت دلتنگ حسین است



[تصویر: 133773_516.jpg]

آي کبوتــر که نشستي روي گنبد طلا
هر کجا پــر ميزني تو حــرم امام رضـا
من کبوتر بقيعــم با تو خيلي فرق دارم
جاي گنبـد سرمو به روي خــاکا ميذارم
خونه ي قشنگ تو کجا و اين خونه کجا ؟؟
گنبــد طــلا کجا قبراي ويروونه کـــجا ؟؟
اونجا هـــر کـــي ميپره طايــر افلاکـــي ميشه
اينجا هر کي ميپره بال و پرش خاکي ميشه
اونجـــا خادمــــا با زايــــر آقــــا مهــــربونن
اينجـــا زايـــرا رو از کنـــار قبـــرا ميــــرونن
تو که هر شب ميسوزه صد تا چراغ دورو برت
به امام رضـــا بگو غريـــب تويي يا مـــادرت ؟



سوی چشمهای من درخشش همین گنبد طلاست… باور ندارید… از پنجره فولاد بپرسید که چند بار کور شده ام و پشت همین میله های آهنی چشم هایم را رضا شفا داده است…

جگرم که از دنیا کباب می شود آب سقاخانه اسماعیل طلایی را می خورم … آخر آب حرم آقا شفاست…

وقتی پاهایم راه کج می روند رو به سوی حرمش قدم بر می دارم و به پاهایم خوب یاد داده ام چگونه بگویند اشتباه کردم…

آخر ما پابرهنه ایم… کعبه و حج مال اغنیا… حج ما… عشق ما… مولای ما… ذره ذره وجود ما… تمام بود و نبود و رزق و روزی ما … مولانا اباالحسن الرضا(علیه آلاف التحیه و الثنا) است…
(۴/تیر/۹۱ ۱۴:۳۰)Prestige نوشته است: [ -> ]ان شاالله اگر خدا بخواد فردا عازم مشهد مقدسم![تصویر: blush.gif] 5 سال و خورده ای برای فردا صبر کرده ام ، ان الله مع الصابرین! [تصویر: smile.gif]

آقا جلال هم مثل این که افتخار ندادند تا چهره ی ایشون رو از نزدیک زیارت کنیم نمی دانم ...



خدا قسمت همه کند که با هم بچه های تالار پابوس شوند.




خدایا علمی ده تا عملی باز آید...

عجب آدمیه ...
من که بخوام شما رو ببینم، اینجا نمیگم. به خودتون پیام میدم.
گر چه الان این ارسال رو نمی بینی و تو راهی.
ولی امروز صبح بهت پیام دادم و هنوز جواب ندادی. Angry
آدرس های مرجع