هوا نیمه روشن بود ، طبق معمول زل زده بودم به آسمون ...
دعاهام که تموم شد یادم افتاد یچیزی رو از قلم انداختم! گفتم 'خدای من بارونو از مردم شهرم دریغ نکنید'
حواسم نبود که خدا قبل از دعام ابرها رو آماده کرده بود
خدایا نوکرتم که هنوز من نگفتم دست به کار شدی

هیچکی جز تو نمی تونه منو اینطوری تحت تاثیر قرار بده.
عن سعد عن الرضا(علیه السلام) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(علیه السلام): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(علیه السلام) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (علیه السلام) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (علیه السلام) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .
تسلیت یا امام رضا علیه السلام
یا امام رضا!
دلم به زیارت حرم خواهرتون خوشه.
دلم که میگیره میرم اونجا و یک دل سیر درد دل میکنم و گریه میکنم.
اما...!
یا امام رضا!
دلم بدجوری هوای حرمتون رو کرده..
میخوام بیام پابوستون..
منم بطلب که بدجوری محتاجم..
داشتم فکر میکردم که توی دنیا چی خوشمزه تر از یه لحظه است که میخواهی توی حرم باشی؟؟
این حس خوشمزه ترین حس منه توی تمام عمرم...
من و یک نگاه به گنبد از حیاط صحن انقلاب...
هیچ حسی به گرد پاش نمیرسه...


اللهم الرزقنا...
بسم الله الرحمن الرحیم
رضا جانم ای امام رئوف ومهربانم عاجزانه ازت میخوام که بطلبی بیام
خودت ازدلم خبر داری
حال من این روزها وتسکین دلم بستگی به یه نگاه کریمانه داره......این نگاه کریمانه رو ازم نگیر وبزار که بیام
چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود
تازه پیدا می شود آدم که تنها می شود
دفتر نقاشی آن روزها یادش بخیر
راستی! خورشید با آبی چه زیبا می شود
توی این صفحه؛ بساط چایی مادربزرگ...
عشق گاهی در دل یک استکان جا می شود...
زندگی تکرار بازی های ما در کودکی ست
یک نفر مادر یکی هم باز بابا می شود
چشم می بندی که یعنی توی بازی شب شده
پلک برهم می زنی و زود فردا می شود
گاه خود را پشت نقشی تازه پیدا می کنی
گاه شیرین است بازی گاه دعوا می شود
می شماری تا ده و دیگر کسی دور تو نیست
چشم را وا می کنی و گرگ پیدا می شود
این تویی طفلی که گم کرده ست راه خانه را
می گریزد؛ هی زمین می افتد و پا می شود
گاه باید چشم بست و مثل یک کودک گریست
چیست چاره؟ لااقل آدم دلش وا می شود
تو همان طفلی که نقاشیش کفتر بود و صحن
و دلت این روزها تنگ است...آیا می شود؟
بسم اللہ. ...
.
.
.دست خودم که نیست،دل شده تنگِ مرقدش
"ای دل نگفتمت نرو..." این هم پیامدش
حالا تمامِ روز و شبم را گرفته است
فکر وصال صحن گوهرشاد مشهدش
هر کس که گفت راهِیَم امشب دلم شکست
با احتمال اینکه مراهم... به درصدش...
من سر به زیر بودم و سر به هوا شدم
از آن شبی که خورد نگاهم به گنبدش
فرزند، باب جود و پدر، باب حاجت است
بیهوده نیست این کرم و لطف بی حدش
یادش بخیر فصل زمستان میان صحن
اشکم چکید و ماند روی برف ها ردش
وقت سحر، نسیمِ خنک، صوت ربنا
آن پنجره طلایی و صحن زبان زدش
ما بنده ایم بنده ی شاهی که زنده شد
صدها مسیح در اثر رفت و آمدش
هر کاسبی که زائر او احترام کرد
رونق گرفت کسب حلال و درآمدش
عمری گدای شاهم و کاری نداشتم
با هر کسی که سمت رضا نیست مقصدش
این هشتمین دری که به جنت خدا گذاشت
تنها به زائران رضا می گشایدش
ساعت دوباره هشت شده وقت عاشقی است
با یک سلام و عرض ادب سمت مرقدش
مُردم هزار و یک سحر از این جدایی اش
هر طور باز شاه خراسان بخواهدش
صل الله عليک يا ابالحسن (عليه السلام)
سلام خدمت دوستان
دو سه روزی جهت عرض ادب خدمت
سلطان علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بودم
جای همه سبز
یه نماز هم به نیابت از بچه های خوب تالار هم اقامه کردم