تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هر كه دارد هوس امام رضا...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام اللهHeart
السلام علیک یا غریب الغرباHeart

... یک‏بار ضمن بازگشت از زیارت، در حالی که پدر کفش‏هایم را از کفشداری می‏گرفت، دستم از میان دست پدر رها شد و جمعیت مرا با خودش برد. هر چه چشم چرخاندم، پدر را ندیدم.
پای برهنه در حیاط شروع به دویدن کردم؛ آن‏قدر سراسیمه که کبوترها و یا کریم‏ هایت را که روی زمین مشغول گندم خوردن بودند، ترساندم و یک دفعه یک دسته کبوتر به هوا پرید! چند بار پدر را صدا زدم، اما وقتی جوابی نشنیدم، کم کم فریادهایم به بغض تبدیل شد و گریه ‏ام گرفت.
ازا ین که گم شده بودم، خیلی ترسیدم؛ با خودم گفتم شاید چون دختر بدی شده ‏ام پدر مرا از یاد برده است.
از خیال این‏که مرا رها کرده باشند و به حال خود گذاشته باشند گریه ‏ام بیشتر شد.
یک دفعه یاد بی ‏بی افتادم که همیشه می‏گفت: امام هشتم علیه‏السلام ، غریب نواز است و دعای در راه ماندگان را اجابت می‏کند.
یاد قصه صیاد و آهو افتادم که بارها بی‏ بی برایم تعریف کرده بود و پدر عکس آن را در اتاق زده بود.
همان جا که ایستاده بودم، رویم را به طرف حرمت چرخاندم و مثل اوقاتی که مادر با تو حرف می‏زد و دعا می‏خواند چشم‏هایم را بستم و از دلم گذشت: یا امام رضا علیه ‏السلام ! اگر کمکم کنی، قول می‏دهم که دیگر دختر خوبی شوم!
هنوز شیرینی خلوت با تو در دلم بود که جمعیت از هم شکافت و سایه پدرم بر سرم افتاد...
حالا دیگر همه می‏گویند که من برای خودم خانمی شده ‏ام و به قول معروف سری تو سرها درآورده ‏ام؛ اما هنوز هر وقت کاسه‏ های طلایی سقاخانه ‏ات را می‏بینم و صدای نقاره‏ خانه‏ ات هنگام اذان در گوشم می‏پیچد، به یاد آن قولی می ‏افتم که به تو دادم...
شاید بهتر باشد یک بار دیگر در حرمت گم شوم.

دلم برای گریستن تنگ است!
تو آن هفتمین قبله ی باوری

امام پس از موسی جعفری



تو در امتداد علی نازلی

تو رودی و دنباله ی کوثری



نیازی نداری به این چیزها

تو هشتم ولی عهد پیغمبری



غروب عزایت طلوع شرر

نسیم غریبیِ پشت دری



چگونه است حال پریشان تو

الا ای غریب خدا ؛ بهتری؟!



از این کوچه تا حجره ات می روی

به یاد زمین خوردن مادری



نفس می کشی ناتوان می شوی

نفس می کشی لاله می آوری



شکسته پری با کدامین بال

از این حجره ی خاکی ات می پری؟!



لبی پاره و استخوانی کبود

برای خدا با خودت می بری



کنار تن نقش بر حجره ات

نه یک دختری بود و نه خواهری



برای تو گیسو پریشان کند

برای تو پاره کند معجری



اگر چه شهید خدایی ولی

به دست شما هست انگشتری



از این شهر غم تا وطن می روی

غریبی ولی با کفن می روی
میدونم پاتوقه هرچی دل شکسته است...حرمه امام رضاست میدونم هرکی ازغربت این زمونه خسته است حرمه هرکی ازدنیابریده این روزا سمته حرمه صلوات هدیه به آقاامام رضا(علیه السلام)
[تصویر: 1_imam_reza.jpg]
لطفا بخونید مخصوصا مشهدی ها
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30224.html

فرزند عارف بزرگوار شيخ محمدجواد انصاري همداني می فرمودند در حرم امام هشتم


حضرت رضا علیه السلام از مرحوم علامه خواستم که از الطافی که امام رضا علیه السلام


به ایشان داشته اند مطلبی را بیان فرمایند. مرحوم علامه امتناع کردند،


پس از آنکه ایشان را به حق امام قسم دادم، فرمودند ...


دو تا از الطافی که حضرت داشته اند بیان میکنم
:


اول اینکه مدتی است که نمیتوانم بخوابم چون میبینم تمام اشیاء اطراف



مشغول به ذکر پروردگار هستند در نتیجه حیا میکنم بخوابم
.



کم ز خروسی مباش مشت پری بیش نیست



از دل شب تا سحر خدا خدا میکند



دوم اینکه وقتی نماز میخوانم یک سید محمد حسین دیگری در عالم بالا



نظاره گر به نمازم در پایین است
. .......

احوالات علامه طباطبایی رضوان الله علیه، صاحب المیزان

آقا ...
قرار شاه و گدا یادتان که هست؟؟؟!!!
مشهد ، حرم ،
ورودی باب الجوادتان...!


[تصویر: 42549131521310792643.jpg]
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام ...

صلی الله عليک يا اباالحسن (عليه السلام)

[تصویر: 215645_1702680447405_1249791646_31517067_884269_n.jpg]
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بسم رب الرضا

[تصویر: 2415022433892827617?preview]
[تصویر: siv5W1z_535.jpg]
ای پادشاه ایران،سلطان خراسان
مولای منی
عشق وجان منی،تو آقای منی....
آدرس های مرجع