پیشاپیش اعلام میکنم به شهر ما خوش آمدین ، اگر کاری پیش آمد بگین ما اینجا در خدمتیم

بسم الله الرحمن الرحیم
این روزا دلم خیلی هوای امام رضا کرده
نمی دونم اسم این حسو چی بذارم
دلتنگی؟
عشق؟
دوست داشتن؟
نیاز؟
نمی دونم ...
مگه میشه ندیده عاشق شد؟!، کسی رو دوست داشت؟!، دلتنگش شد؟!
نیاز دارم آقا
نیاز دارم بهتون
به مهمون نوازی شما که شکی نیست
بندگی من مشکل داره
کمکم کنید بنده شم تا راهم بدید
هرچند واسه بنده شدن هم باید از راه شما ائمه وارد شد ...
منم این روزا غریبم
دلم تنگه آقا
دلتنگم
خسته ام از خودم ...
منتظر دعوتنامه ام
این روزا پیش هرکسی میرم، راهیه مشهده
دانشگاه، اینجا ...
امیدوارم سلامم رو بهتون برسونن...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی ...
بسم الله
.
.
.
دل من دوباره تَنگ است......
تَنگ......
آقا.....
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید...
بسم الله الرحمن الرحیم
چند روزه خیلی دلم هوای امام رضا(علیه السلام) کرده... خیلی...
نمیدونم چرا...
ای خدایا
چند ساعت هم کافیه...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
ز تار و پود جان
فریاد دارم
هوای ...
هوای ...
هوای صحن گوهر شاد دارم ...
سلام
یا امام رضا، خودت برای آمدنم دعا کن
باشد که ان شاءالله
به نام خدا
به لطف مظهر غربت دلم کجا رفته؟
کنار پنجره فولاد٬خسته وا رفته
دلم به شوق زیارت هزار تکٌه شده
به صحن های حریمت جدا جدا رفته
واین دلی که به شوق زیارت ارباب
از این مسیر خدایی به کربلا رفته
دوباره روضه ی "الشمر"...خنجر کهنه
که روضه خواندن ما به امام رضا رفته...
بدجور هوایی وصال شمام آقاجان . .
دستانم بر سینه اخلاص و بر زبانم جاریست :
« اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق
الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ »
بسم الله الرحمن الرحیم
دوست دارم نگات کنم، تو هم منو نگاه کنی
من تورو صدا کنـم، تو هـم منـــو صـدا کنی
قــربــون صفــات بـــرم، از راه دوری اومــــدم
جـــای دوری نمیـــره، اگه به من نگـــاه کنــی
دل من زندونیـــه، تــویــی که تنهــا میتــونی
قفـــسو وا کنــی و ، پرنــده رو رهــا کنی
میشه کنج حرمت، گوشــه ی قــلب من باشــه
میشــه قلــب منــو مثــل گنبــدت طــلا کنی
تو غــریبـی و منــم غریبــم امــا چی میشــه
این دل غــریبــه رو با خــودت آشنـــا کنــی
دوست دارم تو ایوونت سر بزارم صبح تا غروب
من با تو صفــا کنــم، تو هم منو دعا کنی
دلمـــو گــــره زدم بــه پنجــره ات دارم میــــرم
دوست دارم تا من میام زود گره هامو وا کنی
دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همیشه
من رضـــا رضـــا بگــم، تو هم منـو رضا کنــی
حسرت زیارت جد تو مونده بر دلم
چی می شه اگه منو راهی کربلا کنی
یا علی موسی الرضا می شه به من نگاه کنی
اونقده رضا می گم تا دردمو دوا کنی
یا امام رضا جان ... میشه به من نگاه کنی؟