تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هر كه دارد هوس امام رضا...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۱۸/بهمن/۹۱ ۱۳:۳۳)غریب نوشته است: [ -> ]سلام به دوستان تالاری مهربان
هر که دارد هوس امام رضا بسم الله...
ان شا الله بزودی عازم مشهد الرضا (علیه السلام) هستیم. یقینا دوستان زیادی التماس دارند .چشم ...
اما اگه سلام ویژه ای برا آقا مد نظر دارید در خدمتم...
حالا کی حاضره سلام ویژه من رو به خواهرشون برسونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه سلام ویژه به همراه دو رکعت نماز در صحنی که مشتاقانه در انتظار حضورم....
کی حاضره؟؟؟؟
اگه کسی حاضر نشه به امام رضا شکایت میکنمااااااا...
تازه گریه هم میکنم.....

سلام

مطلب شما رو دیروز دیدم
اما داخل قم نبودم

بگذریم

انجام شد

با تشکر
(۱۸/بهمن/۹۱ ۱۳:۳۳)غریب نوشته است: [ -> ]سلام به دوستان تالاری مهربان
هر که دارد هوس امام رضا بسم الله...
ان شا الله بزودی عازم مشهد الرضا (علیه السلام) هستیم. یقینا دوستان زیادی التماس دارند .چشم ...
اما اگه سلام ویژه ای برا آقا مد نظر دارید در خدمتم...


حالا کی حاضره سلام ویژه من رو به خواهرشون برسونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه سلام ویژه به همراه دو رکعت نماز در صحنی که مشتاقانه در انتظار حضورم....
کی حاضره؟؟؟؟
اگه کسی حاضر نشه به امام رضا شکایت میکنمااااااا...
تازه گریه هم میکنم.....

بسم الله الرحمن الرحیم
چند وقته خیلی دلم امام رضا(علیه السلام) میخواد...
هیچوقت اینطوری نبودم...
حتی چند ساعت هم کافیه...


اگه خدا بخواد فردا اونجام (قم)... ان شاالله دو رکعت نماز براتون میخونم
اگه تونستید سلام ویژه منو برسونید ....
خیلی ممنون
سلام

تمام پست هایی که تو این تاپیک زدم رو لیست کردم

دلم برای لحظه های تو حرم تنگ شده

حضرت امام امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:
پروردگارا من نشستن در مسجد را بیش از نشستن در بهشت دوست دارم
زیرا در مسجد برای تو و عبادت تو می نشینم، ولی در بهشت برای پاداش اعمالم


یا امام رضا

(۵/اردیبهشت/۹۰ ۲۲:۴۲)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

سلام
آقا جان ممنونم
ممنونم از اینکه بهم اجازه میدید بعد از نمازهایم سلامی خدمت شما داشته باشم
ممنون
یه زحمت این آهنگ رو از طرف من اونجا پخش کنید
آمدم ای شاه
بگو آقا، صالح میگه:
تو حیاط صحن شما برف اومده بود، با بچه ها برف ها رو پارو کردیم
شما هم دل های ما رو پارو کردین
بازم پر شد، بازم شما پارو کنید

(۱۳/اردیبهشت/۹۰ ۲:۰۶)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

شماره تلفن مستقیم صحن ضریح حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی (علیه السلام)
2003341-0511


التماس دعا



(۲۰/تیر/۹۰ ۱۷:۳۷)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام آقا

آقا جان، میشه ما رو هم بطلبی

می گن
گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب خانه چیست

مولای، مولای
من می خوام که بیام، شما بطلب
یعنی اجازه گرفتن ضریحت رو به من نمیدی

آقا،میرم پیش خواهرت ازتون شکایت می کنمااااا



(۴/مرداد/۹۰ ۱۲:۵۵)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام آقا


آب سقا خانه ات مست حضورم می کند / انقلاب صحن تو پاک و طهورم می کند
برکه تاریک قلبم نور می خواهد ز تو / نور زرد گنبدت دریای نورم می کند


(۱۶/مرداد/۹۰ ۱۶:۰۸)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام


جای همه تون خالی

سه شنبه هفته پیش امام رضا (علیه السلام) اذن داد تا بتونم از نزدیک بهش سلام بدم و دستانم رو به ضریح مبارکش متبرک کنم و از هوای حرم استنشاق کنم.
واسه همه ی بچه های تالار دعا کردم

جای همه تون خالی


(۲۰/آبان/۹۰ ۰:۵۹)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

سلامی چو بوی خوش اسپند حرمت یا امام رضا علیه السلام

دقیقا هفته ی پیش همین موقع بود که قطار سوارمون نکرد [تصویر: sad.gif] البته بلیط هم نداشتیم

ایستگاه خیلی شلوغ بود
دوستم گفت بریم ایستگاه محمدیه ( ایستگاهی به فاصله 25 کیلومتر خارج از شهر قم Winkبلکه اونجا به همین قطار برسیم و با التماس به رییس قطار سوار بشیم

رفتیم محمدیه، قطار نبود، گفت حتما هنوز نیومده

از اطلاعات پرسیدیم
گفت: 10 دقیقه پیش رفته

گفتم: قطار بعدی برای مشهد کی هست
گفت: 22:45

گفتم میمونیم تا سوار کنه
گفت جا نداره، سوار نمی کنه

گفتم خدا بخواد میشه
گفت باشه

خلاصه تو این 3 ساعت با رفیقم کلی اذیت کردیم
تا اینکه پلیس ایستگاه گفت نظم ایستگاه رو بهم بزنید، بازداشتگاه

رفتیم تو نماز خونه و دراز کشیدیم، یه کم سخنرانی گوش دادیم
ساعت شد 22:30 با اضطراب شروع کردیم رفتیم از نماز خونه بیرون
ساعت 22:45 شد
قطار وارد ایستگاه شد

یا امام رضا علیه السلام خودت ما رو دعوت کن

با رییس ایستگاه محمدیه رفتیم پیش رییس قطار اهواز مشهد
- این سه نفر رو اگه جا دارید با خودتون ببر
- جا نداریم

آب سردی بود که روم ریختن
خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها خودتون درستش کن
یه نگاه به آسمون

- جا که نداریم ولی می تونن تو رستوران بشینن

چه حالی داد
ممنونم

سوار شدیم
قطار حرکت کرد

نماز صبح رو تو ایستگاه دامغان خوندیم
ساعت 11:30 جمعه

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی علیه السلام[/b]

خیلی خوش گذشت
خیلی خوب بود
و تمام خیلی های دیگر

چسبیده به ضریح داشتم دعای صنمی قریش می خوندم چه حالی داد

لذت بخش
...

دعای عرفه زیبا بود

عرفه ی حسین علیه السلام

حسین جان

معلومه این دعا، دعای یک فرد عادی نیست
حسین تو را به مادرت زهرا سلام الله علیها،

حالا وقت خداحافظی شد

چگونه توانم
من نتوانم

خدا، این چه بارگاهی ست
به هر کی زنگ زدم گفتم
پنجره فولاد 20 ثانیه

بغض کرد

...
رسیدم به ایستگاه

طبق معمول بلیط نداریم

با آیه ثم بکم عمی فهم لا یعقلون رفتیم طرف گیت

حرفه ای رد شدیم
آقا جان بازم ممنونم

حالا مونده غول مرحله آخر
رییس قطار

از زیر گذر وارد خط 6 شدیم

همون مهمانداری که موقع اومدن سوارمون نکرد
رفتم پیشش
گفتم پنج شنبه ما رو که سوار نکردی، الان سوار کن
گفت: باید با رییس صحبت کنی
با لعن بر عمر رفتیم پیش رییس قطار
رییس گفت باید بشینین تو رستوران
گفتم: میشینیم
...
[b]پرونده این بار هم بسته شد

واسه همه ی بچه های تالار دعا کردم
تو این چند روز یادتون اونجا بود


(۲۶/آبان/۹۰ ۱۹:۴۳)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام


دارالشفای آل محمد؛ علیهم السلام
برگ­هایی برگرفته از سیره علامه طباطبایی در زیارت امام رضا صلوات الله علیه
علامه طباطبایی می فرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه السلام محسوس است». و در نقلی دیگر، بیان می کردند:« همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است».
و نیز می فرمودند:« انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت می بارد».
ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می گفت:« با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم».
ایشان می گفت:« من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم».
فرزند ایشان نقل می کردند:« در سال آخر حیاتشان به دلیل کسالتی که داشتند و بنا به تأکید و توصیه پزشکِ مخصوص نمی خواستیم که ایشان به مشهد مقدس بروند. ولی ایشان اصرار داشتند و رفتند.»
پس از مراجعت از مشهد، به ایشان گفتم: سرانجام به مشهد رفتید، فرمود:« پسرم جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد؟»
علامه طباطبایی وقتی به مشهد، مشرف می شد، از وی تقاضا می کردند که در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان ابداً قبول نمی کرد و می فرمود:« ما از پناه امام هشتم به جای دیگری نمی رویم.»
یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گوید: «... هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه علیهم السلام بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرف می شدند و تابستان را در آنجا می ماندند وقتی وارد صحن حضرت رضا علیه السلام می شدند، بارها که در خدمتشان بودم و می دیدم که دست های مرتعش را روی آستانه در می گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را می بوسیدند»، گاهی از محضرشان التماس دعا درخواست می شد می گفتند:« بروید از حضرت بگیرید؛ ما اینجا کاره ای نیستیم؛ همه چیز آنجاست.»
زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن ها را تشنیع می کرد. وقتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرمود:« اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم.»
و روزی در صحن حرم امام رضا علیه السلام شخصی به علامه [ که اصلاً اذن نمی داد کسی دست ایشان را ببوسد] عرض کرد: «از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم.»
علامه فرمود:« زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است».
یک بار علامه می خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض شد: «آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید!»
فرمودند:« خوب، من هم یکی از شلوغ ها»، و رفتند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. وقتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: «چطور بود؟»
فرمودند:« خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم».
حجت الاسلام معزّی نقل می کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحن های حرم رضوی علیه السلام قدم می زدم و به بارگاه امام می نگریستم اما داخل رواق ها و روضه نمی رفتم.
ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود:« حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟» نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است. عرض کردم: «خجالت می کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا!»
آنگاه مرحوم علامه فرمود:« طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای این که بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفای آل محمد علیهم السلام است.

داخل شو که امام رضا علیه السلام طبیب الأطباء است
».

منبع: سایت صالحین


(۲۷/آذر/۹۰ ۱۷:۲۴)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام


السلام علیک یا امام رئوف

سه شنبه یا چهارشنبه بود که سرم رو گرفتم بالا و گفتم امام رضا دلم برات خیلی تنگ شده، خودت یه حرکتی بکن

شنبه ساعت 13:10 پسر داییم بهم زنگ زد و گفت:

فردا دانشگاه داری؟

گفتم: نه

گفت پاشو شال و کلاه کن بیا تهران

گفتم: اینقدر واجبه؟

گفت آره
پاشو بیا، بلیط گرفتم واسه مشهد

گفتم چی؟

گفت: مشهد
ساعت 18:05 حرکته

واقعا لذت بخشه

چه امامی داریم

قربونت برم امام رضا علیه السلام

باورم نمیشد

یعنی به همین راحتی

رسیدیم به مشهد، یه تیکه رفتیم حرم

چقدر حال داد

بچه ها جای همه تون خالی

همین که دستت رو میزاری رو سینه ات و میگی

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی علیه الاف التحیه و الثناء

چه لذتی داره از اینکه فقط خودتی و امامت، و هیچ کس دیگه ای نیست
از اینکه داری جایی قدم میزنی که قدمگاه امام زمانت هست

جهت سلامتی تعجیل در فرج امام زمان بلند صلوات بفرست

همین که انگشتانت ضریح مطهر رو لمس می کنه

زیارت عجله ای هم صفایی داره ها

من و سقا خونه
من و ایوان طلا
من و پنجره فولاد

امام رضا کی میشه ایوان طلای جدتون، حضرت امیر رو ببینم
آقا جان خودت دعا کن

کل اگر طبیب بودی / سر خود دوا نمودی

ما اگه بلد بودیم که تا حالا رفته بودیم

باز وقت خوندن زیارت وداع شد

زود گذشت، ولی زیبا بود

امام رضا علیه السلام، دعا کن آدم بشم


ممنون از اینکه دعا کردی


(۲/دی/۹۰ ۱:۵۱)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام




مشهد آن شهر علی موسی الرضا / آن که باشـد قبلـــه حـاجـات مـا
تا به مشهـد پای کوبـان می رویـم / در حرم با چشم گریـان می رویـم
قطعـه ای از خاک زیبــای بهـشـت / بهـتـر از هر معبـد و دیر و کنـشت
قطعـه ای از خاک زیبــای بهـشـت / وصـف آن را بـا طــلا بـایـد نـوشـت



(۴/اسفند/۹۰ ۳:۳۱)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

چقدر دوست دارم مطلب تو این تاپیک بنویسم

پروردگارا مطالب من را در این تاپیک زیاد بفرما الهی آمین


خب از کجا بگیم

از بلیط گرفتن و دلشوره دیر رسیدن به قطار و سر وقت حرکت کردن قطار که بگذریم می رسیم به نماز هول هولکی صبح تو سمنان

از اینم که بگذریم می رسیم به جاهای خوب خوب

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا الامام التقی النقی

از کرامت آقا همین بس که من رو کشید اونجا

عجب سفر زیبایی بود

خداوند رو شاهد می گیرم

که پذیرایی امام رضا هر دفعه از دفعات قبل بهتر بود


همین که ادب می کنی و خم میشی و می گی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

چه لذتی داره

وای از این جمله

و حجتک علی من فوق الارض

و حجت تو بر هر که روی زمین است


دلم گرفت

از این که توحید و امام شناسی مون مشکل داره

بعد میاییم تاپیک می زنیم ضامن آهو افسانه یا حقیقت

خنده داره، نه ؟؟؟

بعد یکی می پرسه
من شنیدم که حضرت سجاد علیه السلام، ضامن فلان مخلوق شده و یکی در جواب می نویسه
نه من این موضوع رو در رابطه با یه امام دیگه شنیدم

جدا توحیدمون مشکل داره

{ نقدا خود من

امروز به خاطر کارم باید از یه ساختمون بالا می رفتم که هنوز سرویس پله کار رو هم نزده بودند
قرار شد که با قلاب جرثقیل برم بالا

( حالا بماند که تو کارای دیگه، پوست نیرو ها رو می کنم که با قلاب جرثقیل بالا و پایین نرن )

دفعه اولم بود که یه همچین کاری رو می خواستم بکنم
تازه خیر سرم با ارتفاع مشکلی ندارم

جلسه اول هستش

با کت و شلوار نو کرم رنگ

بهت می گن که علی علی پاشو برو بالا

حالا رفتم رو قلاب وایسادم، دستم رو هم گرفتم به کابل جرثقیل

راننده هم گاز داد که بره بالا

یه همچین موقعیتی رو تصور کنید
( جرثقیل داره شما رو می بره بالا، همزمان دارید تاب می خورید و به دور خودتون می چرخید )

حالا دارید می ترسید
از طرفی هم نمی تونید که به کابل بچسبید تا روغنی نشید

می تونم بگم که سکته کردم
برگشتنی بهتر بود

خجالت کشیدم
خجالت کشیدم از این که بجای خداوند، به حواسم به کابل بود

جدا خجالت کشیدم }


برگردیم سر موضوع السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علی روحک و بدنک

بچه ها اذن دخول که می خونید

این آیه رو هم می خونید

یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم

پس کفر عمر ثابت شد

بخاطر اینکه کی بهش اجازه داده بود وارد خانه ناموس خدا حضرت زهرا سلام الله علیها بشه

اللهم العن الجبت و الطاغوت

هر وقت که اذن دخول رو می خونی

حرصت میگیره

بعضی مواقع فکر می کنم که

اگه جای مالک اشتر بودم

تا پشت خیمه معاویه می رسیدم

حرف امامم رو گوش می کردم یا ...

بگذریم

اما بعد

ولی جدا جاتون خالی

تو صحن داری قدم می زنی، بارون می گیره

بعد کبوترا بدو بدو بال می زنن برن زیر یه سقف

خیلی زیباست


دعا کنید بازم اجازه بده برم

دلم تنگ شده

مرغ دلم راهی قم می شود / در حرم امن تو گم می شود

جدا اگه تو قم نبودم نمی دونم چکار باید می کردم

پروردگارا مرا از قم، و قم را از من مگیر


(۲/فروردین/۹۱ ۲:۲۳)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

داشتم دنبال یه تاپیک می گشتم که خداوند، چشمم رو به این تاپیک انداخت

دلم تنگ شده

دیشب یکی از دوستام که مشهد هست، یه اس ام اس داد

با این مضمون

در کنار معین الضعفا، حضرت علی بن مو سی الرضا ...

شماره این پیامک، دقیقا 1008 امین پیامک موجود تو گوشیم بود

4 سال پیش، لحظه ی تحویل سال رو مشهد بودم

ولقعا لذت بخش بود

یا امام رضا علیه السلام، بلکه خودتون یه حرکتی بکنید
دلم تنگ شده


(۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۰۵)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

آقاجان، آاااقا جان

60 روزه که ضریح متبرکتان رو ندیدم

دلم تنگ شده هااااا


بلکه خودتون اجازه بدهید

جدا دلم تنگ شده

هميشه و همه جا گفته ام، خدا را شكر / به سجده وقت دعا گفته ام، خدا را شكر
چقدر قلب مرا خالقم گرامي داشت / براي حسن قضا گفته ام، خدا را شكر
ميان اينهمه نعمت كه داده حضرت حق / به شكر حب رضا گفته ام، خدا را شكر
به لطف اينكه شما صاحبم شديد آقا / رديف اهل ولا گفته ام، خدا را شكر
در ازدحام تمام سرودنيها باز / غزل به عشق شما گفته ام، خدا را شكر


(۱/تیر/۹۱ ۲۱:۴۲)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

آقا جان، میدونی دلم برات تنگ شده؟؟؟

یه چیزی یادم اومد

پیش یکی از دوستام بودم، یه مساله ای پیش اومد،

گفتم: خدا میدونه که من پول ندارم یا نه ؟؟؟


خیلی شیک برگشت گفت

اگه ندونه که بدرد نمی خوره

در مثل که مناقشه نیست


ولی امام رضا علیه السلام

میدونم که میدونی و اعتقاد دارم که میدونی

واقعا دلم براتون تنگ شده

از ما که کاری بر نیومد، خودتون دعا کنید


(۱۶/مهر/۹۱ ۰:۵۳)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]پلک خورشيد به فرمان تو بر مي خيزد / صبح، از سمت خراسان تو برمي خيزد


نور، هر صبح مي افتد به در خانه تو / بعد از گوشه چشمان تو بر مي خيزد...


(۱۹/دی/۹۱ ۱۳:۱۶)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

یا امام رضا، خودت برای آمدنم دعا کن

باشد که ان شاءالله

راستی راستی، صبح کنکور ارشد دارمBlushBlush
سلام بر محب الزهرا سلام الله عليها

ان شاءالله به حق فاطمه الزهرا سلام الله عليها در تمامي مراحل زندگيت موفق باشي

فردا هم جواب همه تست ها رو صحيح بزني و جزء نفرات برتر آزمون بشي

آمين يا رب العالمين به حق محمد واله الطاهرين

يا علي عليه السلام
ان شاالله اگر قسمت بشه 3 تا 6 اسفند در محضر آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هستم ...Angel
با سلام مجدد به دوستان پر لطف تالار ان شا الله این آخرین پست قبل از سفر هستش

از دوستانی که سلام من رو به بانوی آفتاب رسوندن تشکر ویژه میکنم.اگه بدونید حال کسی که این سومین باریه که میره پیش برادر و با حسرت زیارت نامه حرم مطهر خواهر رو میخونه یعنی چی...انگار تا آدم نشم قرار نیست راه بدن....امان از دست نفس اماره.خدایا تو رو به حق معنا و مفهوم دوعالم حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و مولایم علی(علیه السلام) خدایا تو که گیر من رو میدونی خودت برطرفش کن و کمک کن که برای تو باشم...




یه داستان از حاج آقا قراتی یادم افتاد جالبه که بگم
ایشون گفتن
بعد از سالها یه بار به ما اجازه دادن برای چند دقیقه ای وارد کعبه بشیم. بعد با خودم فکر کردم آخه تو این مکان به این مقدسی که حالا بعد چند سال نصیب شد و دیگه معلوم نیست بازم قسمت میشه یا نه چه باید کرد.
گفتن اول وایسم دعاها رو دونه دونه بگم که وقت برا بقیه کارها نمیشه !تازه همه دعاهای مهم که یادم نمیمونه! .اگه نماز رو شروع کنم کی دعا کنم.!
بعد گفتن :.فکر کردم دیدم بهترین کار اینه. دعاهامو تو یه کاغذ لیست کردم وارد کعبه شدم
گفتم خدایا دعاهام تمام این چیزایی که تو این برگه نوشتم. بقیه زمانمم برداشتم به کارهای مهمتر پرداخم...





حالا رسیدم به خودم .دیدم اسم بچه هایی که التماس دعا دادن یادم نمیمونه. گفتم یه برگه بردارم بنویسم.خب اسماتون رو نوشتم. اما برای دل سیاه شده من هم دعا کنید...
نقل قول:
علامه طباطبایی می فرمودند:
«همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه السلام محسوس است»
. و در نقلی دیگر، بیان می کردند:«
همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است».
الحق که آقا رئوف هستنوقتی امسال این سومین باریه که ناخواسته من رو میطلبن. مطمئن باشید من با این همه سیاهی که طلبیده میشم هر گناهکاری با هر میزان گاه با یقین استجابت ، زیارت آقا رو بخواد که طلبیده میشه. مطمئن باشه که طلبیده میشه...

خدانگهدار شما...
يه كليد كهنه چرخيد توي قفل سينه م انگار/يه دل شكسته افتاد زير دست و پاي زوار/ دلمُ نذر تو كردم كه هنوز دل نگرونم/چي مي شد مثل كبوتر ، زير ايوونت بمونم /مث خواب بود مث رويا، مث لمس آسمون بود/تو هياهوي صدا ها ، يه سكوت مهربون بود /پاي حوض نقره پوشت ، رو به گلدسته نشستم/دلمُ به قفلاي پنجره فولاد تو بستم نه سر گلايه كردن ، نه دل شكوه شنيدن/نه اميد دل سپردن ، نه توان دل بريدن ...
سلام به دوستان تالاری من برگشتم
سلامتون هم به اقا رسید
اسمتون هم حالا توی یه برگست توی حرم آقا...
قشنگترین لحظه آخرین صبحی بود که زیر باران برام نماز می رفتم
آقا جان دیگه خودتون که از حالم با خبرید بسته...هـــــــــی...
التماس دعا
السلام عليک يا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
[تصویر: 215645_1702680447405_1249791646_31517067_884269_n.jpg]
آمده ام، آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجاء درماندگان
دور مران از درُ راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده

[تصویر: 1360439452562622_large.jpg]
قربون کبوترای حرمت امام رضا...


[تصویر: Imam-Reza%2B.jpg]
قربون اين همه لطف و كرمت امام رضا
شنيدم سجيتكم الكرم امام رضا
شما را رها كنم كجا برم امام رضا


به لطف و کرم حضرت عشق،امام رئوف،مولا علی بن موسی الرضا ان شاءالله جمعه صبح عازم حرم مطهرشان هستم.
اینکه چقدر خوشحالم و چقدر برام باور نکردنیه که بعد از سه سال انتظار دوباره عازم دیار یارم رو اصلا نمیتونم توصیف کنم،به قولی:
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و تنها دل من




..............................
پ.ن:
دوستان هرکسی کاری داره با امام رضا که فکر میکنه من میتونم براش انجام بدم حتما از طریق پیام خصوصی تا اذان صبح جمعه بهم خبر بده.
دعا گوی همه خواهم بود ان شاءالله.
آدرس های مرجع