آن سوی شهر قبه ای از نور دیده ام
صحن و سرای کیست که از دور دیده ام!؟
هوش از سرم پریده و مستانه می دوم
حس می کنم که باغ ِ پرانگور دیده ام
دیگر چه احتیاج به نعلین و چوب دست!
موسی ِ پا برهنه شدم؛ طور دیده ام
مشهد کجا و این دل ناپاک من کجا!؟
خود را شبیه وصله ی ناجور دیده ام
درمحضرت جناب سلیمان شهر طوس
بال ملخ به شانه ی یک مور دیده ام
(مطالب خیلی مفیدی از کاربرای اینجا یاد گرفته م و حق به گردن بنده دارن ، انشالله در حرم امام رئوف دعاگویتان هستم حلال کنید)
بسم الله الرحمن الرحیم
و همچنان با رئوفان کارها دشوار نیست!!!!!!!!!!
من رو سیاااااااه و آستان تو!!!
می شود آقا

؟؟؟
به نام الله
سلام
من که هربار میرم پابوسش با دستای خالی میرم...........
این بار با دستای پر میرم سلام همه ی اونایی که التماس دعا دارن رو بهش میرسونم میرم روبروی گنبدش میشینم به نیایت از همتون زیارت امام (علیه السلام) رو میخونم.
انشاالله حضرت بدون اینکه منه حقیر رو در نظر بگیره و این دل سیاه رو نبینه به پاکی دلاتون جواب سلامتون رو بده
من امانت شمارو بهش میرسونم.