دل من گم شد...
اگر پیدا شد، بسپارید امانات رضا!
و اگر از تپش افتاد دلم، ببریدش به ملاقات رضا...
از رضا خواسته ام تا شاید، بگذارد که غلامش بشوم!
همه گفتند محال است ولی ، دلخوشم من به محالات رضا...
چشمههاي خروشان تو را ميشناسند
موجهاي پريشان تو را ميشناسند
پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگهاي بيابان تو را ميشناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را ميشناسند
از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را ميشناسند
اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را ميشناسند
كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچههاي خراسان، تو را ميشناسند
سلام آقا جانم دوباره به همان درد مبتلا شدم .
دچارتم آقا
یک نفر میگفت دچار یعنی عاشق ..
دفعه قبل هم سوغاتم از کربلا دلتنگی برای تو بود از آنجا که مهربانی چند روزی بیشتر طول نکشید و خواندیم به میهمانی ات . آقا منتظرم
اصلا همین که به دلم میاندازی یعنی .....
آقا منتظرم ...
دلی که نمانده برایم رحم کن ...
دلم خیلی برای امام رضا(علیه السلام) تنگ شده

خیلی دلم می خواد برم به پابوسش...

اما فرصت نمی شه..

اگر کسی رفت،ما رو هم یاد کنه
(۲۰/فروردین/۹۱ ۲۰:۰۷)Prestige نوشته است: [ -> ]انشا الله از طرف مدرسه قراره ما رو بررن مشهد
وقتی شنیدم آنقدر خوشحال شدم که فکرشو نمی تونید بکنید
حدود یه 7 ، 8 سالیست که نتوانستم حرم آقا رو زیارت کنم ![[تصویر: confused.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/confused.gif)
ولی به زودی به مراد دلم خواهم رسید! ![[تصویر: blush.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.gif)
امیدوارم قسمت همه بشه ، از همه مهمتر دیدار لقای آقا بقیه الله رو براتون از خدا طلب می کنم.![[تصویر: heart.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/heart.gif)
سلام
خیلی خوشحالم که این سفر قسمتتون شده
فقط یه لطفی کنید و دل تنگ ما رو هم همسفر خودتون کنید و سلام من رو خیلی خیلی به امام رضا(علیه السلام) برسونید
ممنون
با سلام.خیلی ببخشیدااااااااااا!!!!
زمان ایجاد این تاپیک ۵/ارديبهشت/۹۰ هستش!
تا الان فاطمه خانم بیست بار رفتن مشهد و برگشتن!!!


این پست های جدید رو کی باید چاپ کنه بندازه تو حرم؟؟!


بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
خدایا من اولین های بسیاری رو در حرم امام رضا(علیه السلام) تجربه کرده ام...
اولین حرمی که دیدم....
اولین برات نامه کربلا...
اولین اعتکافی که رفتم...
بچه ها نمیدونید که اعتکاف پارسال چطوری قسمتم شد... چطوری رفتم.... چطوری توی راه همسفریهای کربلایم رو دیدم... چطوری رسیدیم... چطوری آمدیم زیارت... چطوری امام رضا(علیه السلام) پذیرایی کردند...
یا امام رضا(علیه السلام) خوشنویسی هایی که بهمون دادید رو یادتونه؟؟؟ هر وقت میخوام سلام بدم، و برمیگردم سمت حرمتون میبینمش... روی جلدش نوشته"خط خورشید"....
خدایا من دلم برای خورشید تنگ شده....
یا امام رضا(علیه السلام) قرآنی که بهمون هدیه دادید رو یادتونه؟؟؟ هر وقت بازش میکنم یاد حرمتون می افتم....
خدایا من حرم امام رضا(علیه السلام) میخوام....
یا امام رضا(علیه السلام) صف بدرقه خادم هایتان را یادتونه؟؟؟ چشمان اشک آلود دوتا خادماتونو یادتونه؟؟؟
خدایا من دلم برای ولی نعمتمون تنگ شده....
یا امام رضا(علیه السلام) خیلی خیلی خیلی خیلی دلم دوباره اعتکاف میخواد.... میدونم هنوز آدم نشدم... اما چیکار کنم دلم واستون تنگ شده...
وای آقاجون امروز روز زیارتی شماست... آقا به حق این روزها منو هم بطلبید.... دلم میخواد بیام به خاطر کربلایم ازتون تشکر کنم.... آقاجون مگه شما کربلایم را امضا نکردید؟؟؟ نمیخواهید ببینید رفتم و اومدم چه شد؟؟؟
من قبل از کربلایم دلتنگتان بودم.... آقاجون رفتم و اومدم اما این دلتنگی ها بیشتر شده...
یا امام رضا(علیه السلام) فقط میتونم بگم : تا ابد وام دارتان خواهم ماند....