پس وقتی نمیشه داد .لطفا کسی از واژه ی خیلی ها و اکثریت استفاده نکنن .
اینجا تالار مهدویه .و خیلی ها ممکنه اعتماد کنن به امار ها .اگر یه تالار درپیت بود شاید اینقدر حساس نبودم.
ازدواج موقت ، یعنی راه حل موقت.
به جای مباحثی که زورکی داره تایید ازدواج موقت میشه.ازدواج اسان و فرهنگ این ازدواج رو باید راه انداخت.
در ضمن، دختران مجرد و مطلقه با انواع و اقسام پیشنهادات روبرو میشن .
یکم دقت کنن دوستان .
ما متاهل نیستیم .سایه ی سر نداریم

. تو جامعه هستیم .این مسائل برای ما خیلی مهمه .
چرا شما به ازدواج موقت با اين ديد نگاه ميكنيد!!!!!!!!
اگه دنيا اينطوري باشه كه دوستان ميگن پس اين وسط حق و حقوق چي ميشه!!!
عجب سوالايي ميپرسيدا!!
كدوم زني حاضر ميشه براي دو روز صيغه بشه؟اصلا ازدواج موقت اينطوري نيست.
بعضي وقتا ي خانمي حتي براي تامين نياز جنسيش كه نه،
فقط براي اينكه حرف مردم پشت سرش نباشه دوست داره اسم يكي بالا سرش باشه و حتي هيچ رفت و آمدي هم با هم ندارن.
دوستان ي طوري حرف ميزنن كه انگار انسان خدا نكرده مثل حيوانه و اصلا قدرت تحمل و خود داري نداره كه بتونه اين غريزه رو سركوب كنه(در بعضي مواقع)
بله،خدا صيغه رو حلال كرده واسه اون زن بيوه اي كه همسرشو از دست داده.اين زن هم ميتونه ازدواج دائم داشته باشه ولي به خاطر عرف بعضي وقتا چون نميتونه و همسرش نميتونه اسمشو تو شناسنامش ثبت كنه مجبورن عقد موقت كنن.(و هزار دليل ديگه)
من به همسرم اجازه دادم كه زن دوم بگيره.واصلا هم تعارف نكردم باهاش!!
چرا؟
چون ديدم ي دختر بيوه اي كه از من خيلي كوچيكتره و الان ي نوزاد داره كه حتي شوهرش بچشو نديده و فوت كرده!!واقعا تكليف اين خانم با اين سن كمش چيه؟؟واقعا تقصير زن بود كه بيوه شد؟؟
عجب حرفايي ميزنيدا.
خواهشا به همه جوانب نگاه كنيد.نه فقط جنبه جنسي.
اين ي امتحانه از طرف خدا كه ممكنه براي هر زني پيش بياد.
خواهشا منصف تر باشيم
التماس دعا
نقل قول:من به همسرم اجازه دادم كه زن دوم بگيره.واصلا هم تعارف نكردم باهاش!!
چرا؟
چون ديدم ي دختر بيوه اي كه از من خيلي كوچيكتره و الان ي نوزاد داره كه حتي شوهرش بچشو نديده و فوت كرده!!واقعا تكليف اين خانم با اين سن كمش چيه؟؟واقعا تقصير زن بود كه بيوه شد؟؟
عجب حرفايي ميزنيدا.
شما این کار رو کردید ؟
یا من متن رو درست متوجه نشدم .
اگر این کار رو کردید ، پس نمیگم یه چیزایی رو.بنیان خانواده شاید سست بشه یا من بذر چیزایی رو تو ذهن شما بکارم .
نه شما اینقدر دلسوز بودی میرفتی واسه مردی که دیگه بهش زن نمیدن اقدام میکردی.
میمیرم اگه اینو نگم ، ......................
ولش کن بگم شر میشه.
نقل قول:چون ديدم ي دختر بيوه اي كه از من خيلي كوچيكتره و الان ي نوزاد داره كه حتي شوهرش بچشو نديده و فوت كرده!!واقعا تكليف اين خانم با اين سن كمش چيه؟؟واقعا تقصير زن بود كه بيوه شد؟؟
این میشه احساساتی شدن.
زندگی واقعی خیلی فرق میکنه.شما الان به من فقط بگو ، شما این کار رو کردی یا من متن رو درست نگرفتم .
این سؤال رو می پرسم تا حرف یکی از کاربرها پاسخ داده بشه!
آیا در ازدواج موقت تعداد زن ها مثل دائم محدود است؟
تو ازدواج دائم که چهار نفر هست!
ولی در متعه چی؟
آقا سید!
اون حدیثی که در مورد بچه دار شدن در ازدواج موقت نوشتید منبعش کجاست؟
چون احکام همچین چیزی رو نمیگه!
ولی گفته که بچه ی ازدواج موقت عین بچه ی ازدواج دائم بعد از 7 سالگی بر عهده ی پدر هست و ارث هم می برد!
نقل قول:بعضي وقتا ي خانمي حتي براي تامين نياز جنسيش كه نه،
فقط براي اينكه حرف مردم پشت سرش نباشه
دوست داره اسم يكي بالا سرش باشه و حتي هيچ رفت و آمدي هم با هم ندارن.
شما اون بخش رو قرمز کردی
اما من
نقل قول:بعضي وقتا ي خانمي حتي براي تامين نياز جنسيش كه نه،
فقط براي اينكه حرف مردم پشت سرش نباشه
دوست داره اسم يكي بالا سرش باشه و حتي هيچ رفت و آمدي هم با هم ندارن.
نه خودمون رو داریم گول میزنیم یا ملت رو اسکل فرض کردیم .
خودش میدونه یکی بالای سرشه . بعد رفت و امد ندارن.
بعد به این خاطر بوده که مردم پشت سرش حرف نزنن .
مردم که رفت و امدی نمیبینن .
پس حرفشونو میزنن .
به خدا آدم یه چیزایی میخونه،یه ادله هایی میشنوه .....................
(۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۵:۳۴)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]این سؤال رو می پرسم تا حرف یکی از کاربرها پاسخ داده بشه!
آیا در ازدواج موقت تعداد زن ها مثل دائم محدود است؟
تو ازدواج دائم که چهار نفر هست!
ولی در متعه چی؟
آقا سید!
اون حدیثی که در مورد بچه دار شدن در ازدواج موقت نوشتید منبعش کجاست؟
چون احکام همچین چیزی رو نمیگه!
ولی گفته که بچه ی ازدواج موقت عین بچه ی ازدواج دائم بعد از 7 سالگی بر عهده ی پدر هست و ارث هم می برد!
در متعه بنده عدد خاصی را که مستدل باشد نشنیدم.
در مورد حدیث، منبع:
مستدرج، ج 14، باب نوادر متعه، ص 479.
البته رسول خدا در این حکم صادر ننمودند، بلکه بیان داشتند که بهتر است این اتفاق رخ ندهد. که البته منطقی و عقلانی هم هست.
نکات قانونی برای یاداوری مجدد به تمام اشخاصی که ازدواج موقت میخواهند بکنند یا میخواهند با قوانین آشنا شوند .
1) در مادهی ۱۰۷۵ قانون مدني٬ ازدواج موقت در قوانين ايران به رسميت شناخته شدهاست
2)در نکاح دائم عدم وجود مهر يا ذکر نشدن مهر جايز است٬ اما در نکاح منقطع٬ عدم وجود مهر موجب بطلان عقد ميشود.
3)مطابق قانون در نکاح دختر باکره اعم از منقطع و دائم٬ اجازهی پدر يا جد پدري لازم است
4)به تصريح مادهی ۱۱۱۳ قانون مدني٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اينکه شرط شده باشد يا آنکه عقد مبني بر آن جاري شده باشد.» اما حتي در صورت شرط نفقه٬ ترک انفاق شوهر عمل مجرمانه نيست و زن تنها ميتواند از دادگاه الزام شوهر به دادن نفقه را درخواست کند.
5)فرزندان حاصل از ازدواج موقت٬ مشروط بر ثبت شدن قانوني و محضري ازدواج٬ حقوقي درست همانند فرزندان حاصل از ازدواج دائم دارند٬ يعني فرزندان مشروع پدر شناخته ميشوند٬ پدر موطف به دادن نفقه و نگهداري آنان است و از پدر ارث ميبرند. اما مساله اینجاست که با توجه به عدم ثبت محضری ازدواج موقت در اکثر موارد، جاری شدن صیغهی آن توسط زوجین یا عاقدان گمنام و فاقد دفتر، اثبات نسب برای فرزند حاصل از ازدواج موقت بسیار مشکل و اکثرا غیرممکن خواهد بود. در حال حاضر به وفور شاهد بیشناسنامه ماندن این فرزندان یا تضییع حقوق آنان مانند ارث هستیم.
6)طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. (ماده ۱۱۳۹)
7)شوهر ميتواند در هر زماني از ازدواج موقت٬ مدت باقيمانده را به زن ببخشد و عقد را منحل کند٬ چه زن به اين امر راضي باشد چه نباشد. همچنين با انقضاي مدت تعيينشدهی ازدواج موقت عقد منحل ميشود. تنها راهي که به زن اختيار انحلال ازدواج موقت را ميدهد٬ شرط ضمن عقد يا وکالتنامه مبني بر داشتن حق بذل مدت از سوي شوهر است. این وضع، در کنار موقتی بودن ازدواج و عدم دقت و بررسی وضع و اخلاق و شهرت همسر (حداقل به اندازهی نکاح دائم) زنان را در شرایط ناامنی قرار میدهد. چه بسا ممکن است زن پس از نکاح منقطع با سوءرفتار و آزار همسر مواجه شود، که در این صورت حتی نزد قانون نیز راه نجاتی ندارد.
خانومای عزیز که میخواهید ازدواج موقت کنید، یا زن دوم کسی بشید یا هر چیز دیگه . خواهشا ثبت قانونی یادتون نره .
یه حدیث از امام محمد باقر (علیه السلام) یا امام جعفر صادق (علیه السلام) داریم که یه بنده خدایی میره از ایشون میپرسه که زن دائمی چند تا اجازه داریم؟
امام هم میگن 4 تا...
میگه صیغه چی؟
امام هم میگن تا هر چند تا که دلت بخواد.
اما کسی میدونه چرا 4 تا زن؟
چرا 3 تا و 5 تا نبوده؟
یکی از دلایلش همونیه که آقای رائفی پور میگن و احتمالاً همه از حفظن...
همونی که زن ها 4 برابر مردها بودن...
اما این دلیل اجتماعیشه...
دلیل شخصی چی؟
چون هر حکمی در اسلام یه وجهه اجتماعی داره و یه وجهه شخصی...
کسی میدونه دلیل شخصیش چیه؟
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا لازمه ی عمل به احکام الهی دانستن حکمت و دلیل آن است؟
(۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۳۹)moze84 نوشته است: [ -> ]یه حدیث از امام محمد باقر (علیه السلام) یا امام جعفر صادق (علیه السلام) داریم که یه بنده خدایی میره از ایشون میپرسه که زن دائمی چند تا اجازه داریم؟
امام هم میگن 4 تا...
میگه صیغه چی؟
امام هم میگن تا هر چند تا که دلت بخواد.
اما کسی میدونه چرا 4 تا زن؟
چرا 3 تا و 5 تا نبوده؟
یکی از دلایلش همونیه که آقای رائفی پور میگن و احتمالاً همه از حفظن...
همونی که زن ها 4 برابر مردها بودن...
اما این دلیل اجتماعیشه...
دلیل شخصی چی؟
چون هر حکمی در اسلام یه وجهه اجتماعی داره و یه وجهه شخصی...
کسی میدونه دلیل شخصیش چیه؟
اگر بخواهیم به این سوال شما پاسخ بدهیم مسلما از روند تاپیک که موضوع جداگانه ای دارد جدا شده ایم. البته میتوان تاپیک جداگانه ای در این مورد لحاظ کرد.
(۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۵۶)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
آیا لازمه ی عمل به احکام الهی دانستن حکمت و دلیل آن است؟
نه. ولی خب به اطمینان قلبی آن فرد عمل کننده کمک میکند، هرچند خود من در بسیاری از مواقع دوست ندارم بدونم. و خیلی از مواقع هم قبول ندارم، مخصوصا تحلیل های علمی (مثلا علمی) که داده می شود. صورت خوشی نداره، انگار برای درست نشان دادن احکام شرع مقدسمون بخواهیم دامن علم را بگیریم...
برگردیم به بحث خود تاپیک؟؟؟؟