تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زمینه سازی دموکراسی _ سه کلید حقوق بشر در اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
ممنونم از توصیه شما

اما موضوعات مختلف مانند زنجیر بهم متصل است و حرکت دادن یک حلقه زنجیر باعث حرکت کل زنجیر میشکد

میتوان بعضی چیزها را تفکیک کرد

اما حقانیت بعضی مسائل در گرو شفافیت بعضی مسائل دیگر است

اما سعی میکنم توصیه شما را جدی بگیرم
سلام
به نظر من دموکراسی یه ایده آل هست که باید سعی کنیم تا حد امکان بهش نزدیک بشیم.

در اون مثال مدارس، باید سعی کنیم راهی پیدا کنیم که این تعارضات رفع بشه. مثلاً بگیم اگر کسی نمی تونه در کلاس "الف" شرکت کنه، به جاش می تونه در کلاس "ب" شرکت کنه. مثلاً بهش اجازه بدن به جای کلاس شنا در مدرسه، بره در یک کلاس شنای تفکیک شده شرکت کنه و گواهی شرکت در کلاس رو بیاره.

اما اگر نتونیم 100 درصد به این ایده آل برسیم، دلیل نمیشه عکسش عمل کنیم. مثلاً اگر نشه حقوق اقلیتو 100 درصد براورده کرد، دلیل نمیشه بریم کلاً از حقوق محرومشون کنیم.
سلام بر همگی دوستان صبحتون بخیر

آقای میکا منطق قشنگی رو ارائه دادید



آقای عمار دوست خوبم

ببینید در مورد اصالت دموکراسی باید گزینه پنجم به اسم مردم سالاری نیز اضافه شود


چرا باید همش توپ در زمین من باشه؟
من پیشنهاد میکنم که شما اثبات کنید که چگونه حکومت اکثریت را بعنوان اصل پذیرفته اید

سپس من به همان روش اثبات میکنم که میتوان حکومت همه مردم را نیز به عنوان اصل قبول کرد




در مورد استخر
قرار شد در بحث میدانی وارد نشویم اگه میشه ابتدا انتقادات تئوریک خود را بفرمایید سپس وارد بحث میدانی میشویم


در مورد استخر مسئله ساده است اما به دو نکته توجه کنیم

هیچ مذهب و فرهنگ تلقین شده ای در دموکراسی وجود ندارد بر اساس آزادی عقیده و آزادی بیان همگی میتوانند باورهای خویش را تبلیغ کنند



و دیگر اینکه خدمات عمومی در دموکراسی تابع ترکیب عقیدتی مردم است

یعنی اگر 70% مردم آلمان شنای مختلط را مجاز بدانند پس 70% مراکز شنا این کار را انجام میدهند و برعکس


مسلمان در آلمان جزء اقلیت هستند اما دارای حقوق هستند

مسلمانان آلمان دارای حزب سیاسی نهاد فرهنگی مسجد و دانشگاه و شبکه ی تلویزیونی و مدارس مخصوص مسلمانان هستند


این دختر مسلمان عزیر و با ارزش میتواند به مدارس مخصوص مسلمانان مراجعه کند

هر کس میتواند بی هیچ گونه تمایزی بویژه از حیث نژاد،رنگ،جنس،زبان،دین،
عقیده سیاسی،منشاء ملی یا اجتماعی،ثروت،
ولادت یا هر وضعیت دیگر،
از تمام حقوق و همه آزادی ها و خدمات عمومی بهرمنده گردد.


ماده 2 حقوق بشر

دوست خوبم اگر هم در کشور دموکراسی، دموکراسی نقض شود

دلیل بر بدی دموکراسی نیست بلکه خود آن کشور محکوم به انحراف است


به گزارش شیعه نیوز: کیریستن ساینس مانیتور نوشت


ولفگانگ شوبل وزير كشور دولت آنگلا مركل اولين فردي بود كه خواستار تدريس اسلام در مدارس شد. او اينكار را پس از آن كرد كه براي اولين بار علنا در سال ۲۰۰۵، گفت «اسلام بخشي از آلمان است.»

پنج سال بعد، شوراي علوم و امور انساني آلمان كه يك نهاد مشورتي عالي در دولت است، توصيه كرد اسلام وارد دانشگاه‌ها نيز شود تا امامان و معلمان اسلامي بتوانند همچون معلمان كاتوليك و يهودي، در آلمان و به زبان آلماني، اسلام را تدريس كنند. بيشتر امامان در حدود ۲۸۰۰ مسجد آلمان، از تركيه آمده اند.

ابتكار عمل ۲۰ ميليون يورويي دولت آلمان باعث شده است امروز چهار مركز آموزش دين اسلام در برخي از معتبرترين دانشگاه‌هاي اين كشور افتتاح شود
گفته هاي شما براي زماني كه امكانات نا محدود و اقليت قابل توجه است ، درست است ولي در واقعيت كه امكانات محدود ميباشد درست نيست ، اگر در يك شهر 950 دانش اموز و يك استخر با ده سانس كاري موجود باشد ،در هر سانس 100 نفر دانش اموز ميپذيرد اگر به اين شهر 2 دانش اموز كه معتقد به استخر مختلط نيستند وارد شود ، قائدتا ساخت استخر جديد بي معني است ، براي رعايت حقوق اقليت بايد 2 سانس استخر را به انها اختصاص داد و 200 از اكثريت را از حقشان محروم كرد ، اساسا با توجه به امكانات ميتوان 50 دانش اموز اكثريت جديد به شهر اضافه كرد اما امكان اضافه كردن 2 نفر اقليت نيست .




مثال 2 . در بين كشور الف و ب بر سر زميني مرزي تنش وجود دارد ،در كشور الف 2 حزب ج و د كه حزب ج اكثريت است وجود دارد ،حزب د چون نگران وقوع جنگ است و معتقد است براي يك تكه زمين نبايد درگير جنگ شد ، ولي حزب ج نميتواند تحمل كند بخشي از كشور به خاطر ترس از جنگ از دست برود و دشمن جري تر شود؟حال بايد چه كرد ؟لطفا مشخص كنيد چطور هم از تكه زمين دفاع كنيم و هم وارد جنگ نشويم .


نقل قول:من پیشنهاد میکنم که شما اثبات کنید که چگونه حکومت اکثریت را بعنوان اصل پذیرفته اید


بنده نگفتم حكومت اكثريت حتما اصل است بلكه چون امكان وقوع دارد ميتواند به عنوان يك اصل مطرح شود و دليلي هم براي رد امكان وقوعش نيست ميتواند به عنوان يك اصل مطرح شود به زبان ساده حكومت اكثريت ميگوييد هر چيزي با راي اكثريت محترم است حتي اگر ان چيز باعث شود اقليتي از حقش محروم شود


بررسي اين مثالها بخاطر اين است كه ببينيم ايا امكان حكومت همه و رضايت همه از حكومت در تمامي موارد امكان وقوع دارد يانه ؟
اگر چنين چيزي ممكن باشد نه تنها وارد ليست اصل ها ميشود بلكه خود به مدافع جدي ان تبديل خواهم شد
سلام دوست حقیقت
موافقید به مثالها بپردازیم؟ فکر می کنم بحث در مورد مثالهای عملی نتیجه مناسبتری به ما بده.
برادر من با یک تیغ برنده به سراغ مردم سالاری آمده اید

بهتر که مرحله مرحله بحث کنیم

مسئله استخر مربوط به بحث میدانی میشود

و مسئله محدودیت منابع مربوط به بحث سازوکار و فرامین اجرایی دموکراسی میشود

ما در قسمت ایدئولوژی دموکراسی هستیم و خواهشمندم انتقاداتی در همین طیف بیان کنید


اما برای محدودیت منابع شرایط ویژه وجود دارد
اگر 950 نفر شنای مختلط را باور داشته باشند و 2 نفر معتقد به شنای تفکیک شده باشند میتوانند با گفتگو با مسئولین مشکل خود را برطرف کنند

مثلا میتوانند در یک روز به شهری بزرگتر نقل مکان کنند و با گستردگی سانس های استخر آن شهر امتحان مهارت شنا بدهند


خواهشا وارد ایراد های بنی اسرائیلی نشویم !!!


در ضمن به هیچ وجه حتی در حکومت معصومین هم همگی مردم راضی نیستن

خود دموکراسی میگوید که دارای اشکال است اما با ظرفیت باز سیاسی میتوان اشکالاتش را رفع کرد


دموکراسی حکومتی ایده آل نیست بلکه در نبود معصوم بهترین حکومت واقع گرایانه است البته این نظر منه

حتی اشکال استخر بر هر نوع حکومت دیگر نیز مطرح است در هر حکومت دیگر


اختلاف نظر چیز طبیعی است همیشه چندین گروه متفاوت بوده اند
دموکراسی نظر اکثریت را اجرا میکند اما تا حد امکان یا کاملا حقوق اقلیت را رعایت میکند


در مسئله اختلاف مرزی حزب اکثریت تصمیم میگیرد

اما اگر به فضای حکومت های دموکرات نگاهی بیندازید میبینید که خبری از جنگ نیست بلکه اختلافات را بصورت دیپلماتیک حل میکنند و حد وسط را اجرا میکنند

مثلا با روی کار امدن دولت جدید در ایران و با گسترش دموکراسی بحران هسته ای بصورت دیپلماتیک حل شده است البته تا الان


همانطور که امکان وقوع حکومت اکثریت مطرح است و بعنوان اصل پذیرفته شده ، امکان وقوع حکومت همه مردم نیز مطرح است پس میتوان آن را بعنوان اصل پذیرفت


آقای عمار احساس میکنم وارد اشکالات بنی اسرائیلی شده ایم لطفا جهت دهی بحث را عوض کنید

با بحث های کم محتوا باعث خستگی دیگر کاربران میشویم و وقت خودمان هم تلف میشود

اگر امکان دارد دیگر کاربران درباره جهت دهی مباحثه قضاوت کنند و ما را راهنمایی کنند
در موضوع حکومت در زمان معصومین و نحوه برخورد آنها با عقاید دیگران (اشخاص , اقوام , مذاهب) که در حوزه حکومتی ایشان بوده اند آنچه که به نظر من می آید اینطور بوده که پیروان عقاید, مذاهب و ادیان دیگر در داشتن اعتقادات خود و نحوه زندگی بر اساس آن اعتقادات آزاد بوده اند . البته به شرط پرداخت جزیه ولی با این وجود باز هم نشانی از آزادی عمل غیر مسلمانان در نحوه زندگی خود بوده و اینطور نبوده که حاکم اسلامی بخواهد آنها را به زور به بهشت ببرند و استانداردهای نحوه زندگی اسلامی را به آنها تحمیل کند
(۲۳/شهریور/۹۴ ۴:۳۸)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]سلام دوستان

خانم ثاقب از متنی که گذاشتید ممنونم بار دیگر با توجه به این متن تاکید شده است که دموکراسی به معنای مردم سالاری است نه اکثریت سالاری

سلام.

نه ! دقت نکردین دیگه! اول حکومت کل مردم به عنوان یک آرمان مطرح میشه، اما بلافاصله، اعتراف میشه که این یک تصویر خیالی و مدینه فاضله از دموکراسی ! در حالی که در عمل، چیزی جز حکومت اکثریت نیست!


دوباره بخونید!البته با دقت!



(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۷:۰۹)sagheb نوشته است: [ -> ]سلام.

خیلی جالب شما خودتون میگین :


دموکراسی یعنی مردم سالاری نه اکثریت سالاری

و بعدش میگین:


""اجرای خواست اکثریت با احترام به حقوق اقلیت""

من که گیج شدم!!!!!!!!


بیتهام و بویل می گویند:

«عموماً این تصور غلط بین مردم وجود دارد که دموکراسی را با حکومت اکثریت برابر می دانند. اگر «دموکراسی» را ـ به معنای دقیق کلمه ـ حکومت مردم بدانیم، باید معنایش حکومت کل مردم باشد، نه حکومت بخشی از مردم بر بخش دیگر، به عبارت دیگر، می توان گفت ویژگی مهم دموکراسی حق تصمیم گیری ای است که همه به تساوی از آن برخوردارند، در حالی که تصمیم گیری اکثریت تنها تمهیدی آیین نامه ای برای حل و فصل اختلافات در زمانی است که دیگر روش ها (مثل مذاکره، تجدیدنظر و مصالحه) به نتیجه نرسیده اند. بی شک، گردن نهادن به تصمیم اکثریت، دموکراتیک تر از این است که به اقلیّت امکان داده شود در مورد خواسته های اکثریت حکم کنند یا مانع تحقق آن شوند. اما حکومت اکثریت از این که باعث ناتوانی اقلیّت می شود و هیچ حقی برای مشارکت در تصمیم گیری برای آن ها قایل نمی گردد، باید به عنوان تمهیدی ابتدایی و فوری برای تصمیم گیری قلمداد شود،نه حدّ اعلای آنچه دموکراسی می طلبد.»


دیوید بیتهام و کوبن بویل، دموکراسی چیست؟ ترجمه شهرام نقش تبریزی، ققنوس،ص 39




شما هم خودتون دقیقا همین کار رو کردین!



(۲۳/شهریور/۹۴ ۴:۳۸)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]آقای عمار

دو ضربدر دو چند میشود؟
الف) 3 تا
ب) 7 تا
لطفا پاسخ خود را از بین گزینه های بالا اعلام فرمایید

خب برادر من دقیقا شما هم همین کار را کرده اید!!! چون دموکراسی با اکثریت سالاری جور در نمیاد دموکراسی خود یک اصل است اصل مردم سالاری


حتی معنای لغوی دموکراسی نیز به معنای مردم سالاری است


چگونه است که حکومت اکثریت را بعنوان اصل پذیرفته اید اما حکومت کل مردم را فاقد وجاهت عقلی میدانید؟

سوء تفاهم از اینجا رخ داده است که شما دموکراسی را مترادف با اکثریت سالاری فرض کرده اید سپس مردم را به دو دسته خوب و بد تقسیم کرده اید

و اکثریت را همه کاره تصور کرده اید و به تناقض و هرج و مرج در جامعه رسیده اید


در حالیکه دموکراسی بمعنا و مفهوم مردم سالاری است و همه مردم دارای حقوق سیاسی و اجتماعی و امنیتی هستند حتی اقلیت هم دارای حقوق هستند

تصمیمات اکثریت در صورتی قابل اجرا هستند که متناقض با حقوق بخشی دیگر از مردم نباشد

اگه موافق باشید یکبار دیگر داستان را مرور میکنیم

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود


قدم اول

با توجه به حق طبیعی و بدیهی حکومت مردم بر کشور خودشان به دموکراسی رسیدیم همانطور که آقای عمار اختیار خانه خود را دارد مردم نیز اختیار کشور خود را دارند


قدم دوم

بعضی حرفا مسولیت آور هستند

مثلا من میگویم دو دو تا میشود چهارتا ، این حرف برای من مسئولیت و پیامدی در پی نداشت

اما وقتی میگویم من میخواهم در تالار بیداری اندیشه فعالیت کنم

برای من مسئولیت به همراه دارد
چون من باید از قوانین و ایدئولوژی تالار پیروی کنم

(انصافاً تالار نباید ایدئولوژی خاصی داشته باشد یا خط سیاسی مخصوصی داشته باشد بلکه باید محیطی آزاد را برای کاربران مهیا کند اما حالا بگذریم)

قدم سوم
مفهوم دموکراسی مسئولیت آور است و نظام عینی و چارچوب سیاسی خاصی را به همراه می آورد

اگر مردم آزادی بیان نداشته باشند پس چگونه نظر خود را ابراز کنند؟

آیا میتوان ادعای مردم سالاری کرد اما حقوق سیاسی و اجتماعی مردم را زیر پا له کرد؟

آیا میتوان ادعای مردم سالاری کرد اما بخشی از مردم را حذف کرد؟


پس مفهوم دموکراسی ما را مجبور به پیروی از ساختار دموکراسی میکند

بدون ساختار دموکراسی مفهوم دموکراسی معنا ندارد

قدم چهارم

ساختار دموکراسی چیست؟

به طور خلاصه ساختار دموکراسی چارچوب های حقوقی و قوانین سیاسی برای به ظهور رسیدن خواسته مردم هستند


ساختار دموکراسی از دو بخش تشکیل شده است

بخش حقوقی همه مردم

این بخش اساسی و مهم است و اولویت بالاتری از بخش بعدی دارد

""بخش حقوقی مردم درهمه حال باید اجرا شود""

مثل آزادی بیان حق رای مزایای اجتماعی استفاده از خدمات دولتی امنیت جانی و شغلی استفاده از انواع بیمه ها استفاده از سیستم حمل و نقل حق استفاده از آموزش و پرورش و...

بخش دوم ساختار دموکراسی تعیین نظر اکثریت در جامعه

اکثریت میتوانند برای بعضی چیزا تعیین تکلیف کنند

انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس رفراندوم های حقوقی و قضایی بعضی تصیمات سیاسی که به رأی گذاشته میشود و...




قدم پنجم

نظر اکثریت نمیتواند حقوق اقلیت را از بین ببرد

فرض کنید من بعنوان مسئول امور فرهنگی دانشگاه انتخاب شدم

آیا من میتوانم رئیس دانشگاه را اخراج کنم؟

نه نمیتوانم چون رئیس دانشگاه مقام و اولویت بالاتری از من دارد



آیا نظر اکثریت میتواند حقوق اقلیت را از بین ببرد؟

نه نمی‌تواند چون حقوق مردم اولویت بالاتری نسبت به نظر مردم دارد

پس بخشی از مردم نمیتوانند آزادی بیان را از بخش دیگر مردم سلب کنند چون بدون رعایت حقوق مردم ساختار دموکراسی و مفهوم دموکراسی از بین میرود

پس بر این اساس اکثریت مردم نمیتوانند اقلیت مردم را از آمدن به خیابان و نانوایی محروم کنند

چون استفاده از سیستم حمل و نقل و استفاده از خدمات عمومی جزء حقوق مردم است و حقوق مردم در همه حال لازم الاجرا است



واییی خسته شدم از بس نوشتم

قانع کننده بود؟

اینجاست که جمله قشنگ و معروف دموکراسی متولد میشود

...اجرای نظر اکثریت با احترام به حقوق اقلیت...


من که قانع نشدم!

آخرش هم متوجه نشدم یه نظر شما دموکراسی به معنای مردم سالاری

است یا اکثریت سالاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر اسیر واژگان شده ایم . اگر یک جامعه را شبیه یک پیکر بدانیم در شرایط عادی عضوی بر علیه عضوی دیگر عمل نمیکند . فرض را بر یک خانواده(پدر مادر فرزند) قرار دهیم که معمولا عرف بر این بوده که تصمیم نهایی را پدر خانواده می گیرد که بایستی با مشورت اعضای دیگر خانواده باشد , ولی می تواند تصمیمی بگیرد که بر خلاف حقوق همسر یا فرزند باشد؟(در شرایط یک خانواده سالم) . مسلما خیر .
حق با شماست آقای میرزا


میتوان جزیه را بعنوان مالیات در نظر گرفت همانطور که مسلمانان مالیاتی به اسم زکات میپردازند غیر مسلمانان هم مالیاتی به اسم جزیه میپردازند

خانم ثاقب معنای اکثریت سالاری این است که همه چیز بدست اکثریت است

اما مردم سالاری یعنی بعضی چیزها بدست اکثریت هستند


البته من مجبور نیستم شما را قانع کنم یا نفی شما دلیل بر نقض نظریه عرضه شده نیست

اما سعی میکنم شما را قانع کنم


خواهر حقوق اقلیت در همه حال قابل اجراست در بعضی موارد خاص مانند استخر که با کمبود منابع مواجه هستیم

سازکار ویژه ای در نظر گرفته شده است که نیازمند چندین مقاله است

اما در شرایطی خاص و استثنایی که امکان حفظ حقوق اقلیت وجود ندارد سعی میشود" تا حد امکان "حقوق اقلیت را حفظ کرد و در فرصت بعدی ضربه وارد شده را جبران کرد

مردم سالاری یعنی اینکه بعضی چیزها بدست اکثریت است نه همه چیز

تصمیم اکثریت نمیتواند حقوق اقلیت را سلب کند



اکثریت نمیتواند آزادی بیان را از اقلیت سلب کند


اما اکثریت میتوانند رئیس جمهور تعیین کنند یا بر سر اختلافات مرزی تصمیم گیری کنند
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
آدرس های مرجع