۲۱/شهریور/۹۴, ۱۵:۰۵
۲۱/شهریور/۹۴, ۱۵:۲۶
وارد حاشيه نشيم
در يك جامعه چند مدل ميتوان در نظر گرفت
1.بدون حاكميت باشد
2.اكثريت(يا نمايندگانش) حكومت كنند
3.اقليت حكومت كند
4.قانون حكومت كند
كدام يك از اين موارد اصالت دارد (درست است)و دموكراسي جزو كدام است؟
در يك جامعه چند مدل ميتوان در نظر گرفت
1.بدون حاكميت باشد
2.اكثريت(يا نمايندگانش) حكومت كنند
3.اقليت حكومت كند
4.قانون حكومت كند
كدام يك از اين موارد اصالت دارد (درست است)و دموكراسي جزو كدام است؟
۲۱/شهریور/۹۴, ۱۵:۵۲
گزینه 2 و 4
تازه اگه همین 4 مورد رو بشه تصور کرد
تازه اگه همین 4 مورد رو بشه تصور کرد
۲۱/شهریور/۹۴, ۱۶:۳۷
وقتي صحبت از اصل است با انتخاب يكي ديگري از اصليت ساقط ميشود
ظاهرا گزينه ي 1و3 واضحا اصلالت ندارد و بحث روي 2و4 است .
مشكلي كه وجود دارد مطلق بودن گزينه هاست ، و با انتخاب يكي ديگري يا از اصالت مي افتد يا تبديل به زير مجموعه ي اصل ميشود.
اگر اكثريت(يا نمايندگانش) حكومت كنند( 2) را اصل بگيريم انگاه اكثريت حق تعيين حق را نيز خواهند داشت ، مشكلي كه به وجود مي ايد اين است كه از دل چنين جامعه اي ميتواند يك حكومت فاشيست يا اپارتايد بيرون بيايد و نميتوان به ان اعتراض كرد
ويژگي قانون حكومت كند( 4 )هم اين است با اينكه ميتوان سازوكار هاي انتخاب حاكمان را به اكثريت داد اما اصالت حكومت با قانون است نه اكثريت . در اينجا اگر گفته شود اكثريت نميتواند برنامه اي براي استثمار اقليت وضع كند چون اصالت با قانون است قابل توجيه ميباشد .و با بياني ديگر حتي ميتوان گفت اكثريت قانوني را پذيرفته اند كه اصالت را به قانون ميدهد
بنابر اين يكي از 4 گزينه ميتواند اصل باشد . كدام يك اصل است؟
مشكلي كه وجود دارد مطلق بودن گزينه هاست ، و با انتخاب يكي ديگري يا از اصالت مي افتد يا تبديل به زير مجموعه ي اصل ميشود.
اگر اكثريت(يا نمايندگانش) حكومت كنند( 2) را اصل بگيريم انگاه اكثريت حق تعيين حق را نيز خواهند داشت ، مشكلي كه به وجود مي ايد اين است كه از دل چنين جامعه اي ميتواند يك حكومت فاشيست يا اپارتايد بيرون بيايد و نميتوان به ان اعتراض كرد
ويژگي قانون حكومت كند( 4 )هم اين است با اينكه ميتوان سازوكار هاي انتخاب حاكمان را به اكثريت داد اما اصالت حكومت با قانون است نه اكثريت . در اينجا اگر گفته شود اكثريت نميتواند برنامه اي براي استثمار اقليت وضع كند چون اصالت با قانون است قابل توجيه ميباشد .و با بياني ديگر حتي ميتوان گفت اكثريت قانوني را پذيرفته اند كه اصالت را به قانون ميدهد
بنابر اين يكي از 4 گزينه ميتواند اصل باشد . كدام يك اصل است؟
۲۱/شهریور/۹۴, ۲۰:۰۷
اصالت دموکراسی . یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیء فَرُدُّوهُ إِلی اللّهِ وَالرَّسُول إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخر ذلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْویلاً؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.
کاملا مشخصه که در اینجا اولی الامر ممکن الخطا و منزه از گناه نیست به همین خاطر در این آیه برای رفع اختلاف بین مردم و حاکمشان گفته شده به قرآن و سنت پیامبر برگردید و این دو را داور اختلاف خود کنید .
در آیه ۱۵۹ سوره آل عمران به پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور می دهد در امور، با مسلمانان مشورت کند و آن را از رموز پیروزی و موفقیت آن حضرت می داند «فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لوکنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی اللّه».
در آیه ۳۸ سوره شوری، هنگام بیان اوصاف برجسته مؤمنان می فرماید: «و الذین استجابوا لربّهم و اقاموا الصلوة و امرهم شوری بینهم؛آنها کسانی هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پای دارند و کارهایشان بین آنان با مشورت انجام می شود.
سوره زمر آیه ۱۸ می فرماید: «فبشّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه؛ پس بندگان مرا که سخن را می شنوند و نیکوترین را پیروی می کنند بشارت ده.»
مرحوم علامه طباطبایی می نویسد، آیه «و امرهم شوری بینهم» از نظر من نزدیک به آیه فوق می باشد زیرا شورا و مشورت برای رسیدن به آراء نظریه های خوب یا بهترین آراء و نظریه هاست و در این آیه هم می فرماید:بندگان خدا سخن را می شنوند و بهترین را انتخاب و پیروی می کنند.
پیامبر اسلام مشورت را یکی از اسباب حیات جامعه و ترک آن را یکی از اسباب مرگ جامعه معرفی کرده است :اذا کان امرائکم خیارکم و اغنیاءکم سمحا ئکم و امرکم شوری بینکم فظهر الارض خیرلکم من بطنها و اذاکان امرائکم شرارکم و اغنیائکم بخلائکم و لم یکن امرکم شوری بینکم فبطن الارض خیرلکم من ظهرها.
مشاوره موجب رشد اندیشه و تفکر در جامعه اسلامی و مشارکت مردم در سرنوشت خویش، سبب تحکیم پیوندهای اجتماعی و تقویت روحیه مسئولیت پذیری و مشارکت در امور و از بین رفتن روحیه بی تفاوتی و انزواگرایی می گردد.
مهمترین جنبه یک حکومت مردمی بودن آن است که نقش پشتوانه را اجراء می کند و مردم با اعتبار یافتن و شرکت در امور نقش واقعی خود را می یابند و لذا در قرآن خطاب به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: یا ایها النبی حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین . ای پیامبر خداوند مؤمنان که از تو پیروی می کنند برای حمایت تو کافی است و با کمک آنان می توانی به هدف خود نائل شوی.
یکی از راه های مشارکت مردم در امور در قالب مشاوره با آنهاست و لذا مشارکت در قالب مشورت پشتوانه ای بس عظیم برای هر نظامی است، علی(علیه السلام) فرمود: لامظاهرة اوثق من المشارة . هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست.
به لحاظ این که مشاوره با صاحب نظران و عاقلان باعث دریافت حقیقت و دوری از خطاء و لغزش است علی (علیه السلام) فرمودند: الاستشارة عین الهدایة و قد خاطر من استغنی برأیه مشورت عین هدایت است و کسی که تنها به فکر خود اکتفا کند خویشتن را به خطر انداخته است.
با توجه به آنچه که در اهمیت شورا و ماهیت شورا گفته شد هدف شورا به طور کلی دو چیز است:
۱ـ اجتناب از خودمحوری و استبداد رأی و خودکامگی و انحصارطلبی و در نتیجه از پیامدهای آن از قبیل از دست دادن ارزشهای انسانی، ندامت و لغزش بدور بودن.
۲ـ رسیدن به معرفت و آگاهی و غنا بخشیدن به اندیشه و فکر در پرتو تضارب آراء و دست یابی به توافق جمعی.
کاملا مشخصه که در اینجا اولی الامر ممکن الخطا و منزه از گناه نیست به همین خاطر در این آیه برای رفع اختلاف بین مردم و حاکمشان گفته شده به قرآن و سنت پیامبر برگردید و این دو را داور اختلاف خود کنید .
در آیه ۱۵۹ سوره آل عمران به پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور می دهد در امور، با مسلمانان مشورت کند و آن را از رموز پیروزی و موفقیت آن حضرت می داند «فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لوکنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی اللّه».
در آیه ۳۸ سوره شوری، هنگام بیان اوصاف برجسته مؤمنان می فرماید: «و الذین استجابوا لربّهم و اقاموا الصلوة و امرهم شوری بینهم؛آنها کسانی هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پای دارند و کارهایشان بین آنان با مشورت انجام می شود.
سوره زمر آیه ۱۸ می فرماید: «فبشّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه؛ پس بندگان مرا که سخن را می شنوند و نیکوترین را پیروی می کنند بشارت ده.»
مرحوم علامه طباطبایی می نویسد، آیه «و امرهم شوری بینهم» از نظر من نزدیک به آیه فوق می باشد زیرا شورا و مشورت برای رسیدن به آراء نظریه های خوب یا بهترین آراء و نظریه هاست و در این آیه هم می فرماید:بندگان خدا سخن را می شنوند و بهترین را انتخاب و پیروی می کنند.
پیامبر اسلام مشورت را یکی از اسباب حیات جامعه و ترک آن را یکی از اسباب مرگ جامعه معرفی کرده است :اذا کان امرائکم خیارکم و اغنیاءکم سمحا ئکم و امرکم شوری بینکم فظهر الارض خیرلکم من بطنها و اذاکان امرائکم شرارکم و اغنیائکم بخلائکم و لم یکن امرکم شوری بینکم فبطن الارض خیرلکم من ظهرها.
مشاوره موجب رشد اندیشه و تفکر در جامعه اسلامی و مشارکت مردم در سرنوشت خویش، سبب تحکیم پیوندهای اجتماعی و تقویت روحیه مسئولیت پذیری و مشارکت در امور و از بین رفتن روحیه بی تفاوتی و انزواگرایی می گردد.
مهمترین جنبه یک حکومت مردمی بودن آن است که نقش پشتوانه را اجراء می کند و مردم با اعتبار یافتن و شرکت در امور نقش واقعی خود را می یابند و لذا در قرآن خطاب به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: یا ایها النبی حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین . ای پیامبر خداوند مؤمنان که از تو پیروی می کنند برای حمایت تو کافی است و با کمک آنان می توانی به هدف خود نائل شوی.
یکی از راه های مشارکت مردم در امور در قالب مشاوره با آنهاست و لذا مشارکت در قالب مشورت پشتوانه ای بس عظیم برای هر نظامی است، علی(علیه السلام) فرمود: لامظاهرة اوثق من المشارة . هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست.
به لحاظ این که مشاوره با صاحب نظران و عاقلان باعث دریافت حقیقت و دوری از خطاء و لغزش است علی (علیه السلام) فرمودند: الاستشارة عین الهدایة و قد خاطر من استغنی برأیه مشورت عین هدایت است و کسی که تنها به فکر خود اکتفا کند خویشتن را به خطر انداخته است.
با توجه به آنچه که در اهمیت شورا و ماهیت شورا گفته شد هدف شورا به طور کلی دو چیز است:
۱ـ اجتناب از خودمحوری و استبداد رأی و خودکامگی و انحصارطلبی و در نتیجه از پیامدهای آن از قبیل از دست دادن ارزشهای انسانی، ندامت و لغزش بدور بودن.
۲ـ رسیدن به معرفت و آگاهی و غنا بخشیدن به اندیشه و فکر در پرتو تضارب آراء و دست یابی به توافق جمعی.
۲۲/شهریور/۹۴, ۳:۵۷
سلام دوستان خوبم چه صبح زیبایی
البته هنوز صبح نشده من حسابی سحرخیز شدم
آقای میرزا واقعا متن زیبایی رو به اشتراک گذاشتید متشکریم از شما
آقای عمار از اینکه وقت میگذارید متشکرم
اگه بخوام صریح حرف بزنم به شما بر میخورد و شروع به توهین به دیگران میکنید
چرا من باید در کوچه های خط کشی شده شما حرکت کنم؟ به نظر من این کوچه ها رو به دره میروند
کی گفته منبع اصالت فقط یک چیز میتونه باشه؟ منبع اصالت اسلام عقل تنهاست یا اخلاق تنهاست؟یا هر دو؟
کی گفته منابع اصالت همین چهارتایی است که ذکر کردید؟
کی گفته دموکراسی یعنی اکثریت سالاری؟
برادر من دموکراسی یعنی مردم سالاری نه اکثریت سالاری
دموکراسی یه اصل خیلی قشنگی داره که من خیلی دوسش دارم
""اجرای خواست اکثریت با احترام به حقوق اقلیت""
ببینید مثلا 80% مردم آقای الف را بعنوان رئیس جمهور انتخاب میکنند در این صورت 20% مردم ناکام میماند
اما 20% مردم دارای حقوق سیاسی ارزش سیاسی مزایای اجتماعی امنیت شغلی آزادی بیان هستند
اما 80% مردم هم حقوق سیاسی و اجتماعی دارند و هم خواستشان اجرا میشوند
پس بخشی از مردم فقط دارای حقوق هستند
و بخشی از مردم دارای حقوق +اجرا شدن خواستهایشان هستند
به این میگن مردم سالاری نه اکثریت سالاری پس گزینه پنجم را بعنوان مردم سالاری اضافه کنید
شما که دم از عقلانیت میزنید باید خوب بدانید که در فلسفه دو مکتب مهم بعنوان رئالیسیم و پزیتیویسم وجود دارد
این دو مکتب بر واقع گرایی و اثبات تجربی تاکید میکنند
اگر حکومت های دموکراسی را با آمار اجتماعی سیاسی اقتصادی مورد قضاوت قرار دهیم بر اساس این دو مکتب بر برتری دموکراسی صحه میگذاریم
خواهشا با خنده وارد بحث شوید نه عضبانیت
البته هنوز صبح نشده من حسابی سحرخیز شدم
آقای میرزا واقعا متن زیبایی رو به اشتراک گذاشتید متشکریم از شما
آقای عمار از اینکه وقت میگذارید متشکرم
اگه بخوام صریح حرف بزنم به شما بر میخورد و شروع به توهین به دیگران میکنید
چرا من باید در کوچه های خط کشی شده شما حرکت کنم؟ به نظر من این کوچه ها رو به دره میروند
کی گفته منبع اصالت فقط یک چیز میتونه باشه؟ منبع اصالت اسلام عقل تنهاست یا اخلاق تنهاست؟یا هر دو؟
کی گفته منابع اصالت همین چهارتایی است که ذکر کردید؟
کی گفته دموکراسی یعنی اکثریت سالاری؟
برادر من دموکراسی یعنی مردم سالاری نه اکثریت سالاری
دموکراسی یه اصل خیلی قشنگی داره که من خیلی دوسش دارم
""اجرای خواست اکثریت با احترام به حقوق اقلیت""
ببینید مثلا 80% مردم آقای الف را بعنوان رئیس جمهور انتخاب میکنند در این صورت 20% مردم ناکام میماند
اما 20% مردم دارای حقوق سیاسی ارزش سیاسی مزایای اجتماعی امنیت شغلی آزادی بیان هستند
اما 80% مردم هم حقوق سیاسی و اجتماعی دارند و هم خواستشان اجرا میشوند
پس بخشی از مردم فقط دارای حقوق هستند
و بخشی از مردم دارای حقوق +اجرا شدن خواستهایشان هستند
به این میگن مردم سالاری نه اکثریت سالاری پس گزینه پنجم را بعنوان مردم سالاری اضافه کنید
شما که دم از عقلانیت میزنید باید خوب بدانید که در فلسفه دو مکتب مهم بعنوان رئالیسیم و پزیتیویسم وجود دارد
این دو مکتب بر واقع گرایی و اثبات تجربی تاکید میکنند
اگر حکومت های دموکراسی را با آمار اجتماعی سیاسی اقتصادی مورد قضاوت قرار دهیم بر اساس این دو مکتب بر برتری دموکراسی صحه میگذاریم
خواهشا با خنده وارد بحث شوید نه عضبانیت
۲۲/شهریور/۹۴, ۸:۵۹
این روش بحث اینگونه به جایی نمی رسد، چندمین بار است که هشدار می دهم. جناب دوست حقیقت عزیز، جمله به جمله بحث کنید.
منبع اصالت تنها یک چیز می تونه باشد. یعنی اگر دو مورد، یکی ازآنها اصیل باشد آن دیگری حتما اعتباری است. فعلا در این مورد بحث کنید خواهشا.

منبع اصالت تنها یک چیز می تونه باشد. یعنی اگر دو مورد، یکی ازآنها اصیل باشد آن دیگری حتما اعتباری است. فعلا در این مورد بحث کنید خواهشا.


۲۲/شهریور/۹۴, ۹:۱۰
(۲۲/شهریور/۹۴ ۳:۵۷)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]اگه بخوام صریح حرف بزنم به شما بر میخورد و شروع به توهین به دیگران میکنیدجناب تاپيك كه هنوز موجود است ! شما در پست شماره 24 سوالي مطرح كرديد
نقل قول: اما یک سوال با عرض معذرت تا بحال فکر کرده اید که دستتان را قطع کنید؟بنده در پست 26 جواب دادم
نقل قول:اگر وجود دست مزاحم زندگي ساير اعضا و يا روح باشد چرا نه ؟و شما در پست 34به من نسبت دروغ داديد
سال 2003 دست يك كوه نورد زير يك تكه صخره گير كرد ، كوه نورد 5 روز دوام اورد و وقتي مطمئن شد بين جان و دست يكي رو بايد انتخاب كنه ، جان را انتخاب كرد و الان هم زنده است .
نقل قول:سلام آقای عمار دوست خوبم
ببینید جامعه مانند پیکر واحد انسانی میمونه و همان طور که شما تا بحال فکر نکرده اید دست خود را قطع کنید جامعه هم بخشی از خود را قطع نمیکند
و متاسفانه حاشيه ها از همين جا شروع شد ، بگذريم.
.............................................................................
(۲۲/شهریور/۹۴ ۳:۵۷)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]چرا من باید در کوچه های خط کشی شده شما حرکت کنم؟ به نظر من این کوچه ها رو به دره میروند
اين كوچه ها منطقا اينطور خط كشي شده اند ! به هر حال بنده از قبل هم ميدونستم اينطور ميشه و براي همين از قبل داور تعيين كردم تا اگر از چهارچوب منطق و اين مقوله خارج شديم، در مورد ان نظر نهايي را صادر كند
.............................................................................
ببينيد اگر بخواهيد در يك تاپيك چند موضوع رو بررسي كنيد به نتيجه نخواهيد رسيد ، ولي اگر نظر من را در اين مورد پرسيده ايد
به نظر من اصل در اسلام (وحي) است و بقيه زير مجموعه اي از آن ، بهتر بود در تاپيكي جدا مطرح ميشد و نظر دوستان را هم ميدانستيم
(۲۲/شهریور/۹۴ ۳:۵۷)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]کی گفته منبع اصالت فقط یک چیز میتونه باشه؟ منبع اصالت اسلام عقل تنهاست یا اخلاق تنهاست؟یا هر دو؟
ببينيد اگر بخواهيد در يك تاپيك چند موضوع رو بررسي كنيد به نتيجه نخواهيد رسيد ، ولي اگر نظر من را در اين مورد پرسيده ايد
به نظر من اصل در اسلام (وحي) است و بقيه زير مجموعه اي از آن ، بهتر بود در تاپيكي جدا مطرح ميشد و نظر دوستان را هم ميدانستيم
۲۲/شهریور/۹۴, ۹:۱۶
خب پس مشکل کجاست ؟
چرا دموکراسی بد؟
چرا دموکراسی بد؟
۲۲/شهریور/۹۴, ۹:۲۶
(۲۲/شهریور/۹۴ ۹:۱۰)عمار94 نوشته است: [ -> ]عجیبه . چرا بعضی ها گزینه هایی میارن و میگن لامپ کدوم گزینه روشنه ولی در جیبشان گزینه ای دیگر دارند که میخواهند طرف مقابل را در تنگنا قرار دهند . شما اگر صداقت داری تمام گزینه هایتان را بفرمایید تا بقیه بگویند لامپ کدام روشن یا خاموش است . ایشان میخواهند بگویند اصالت وحی است و کسی اصالت حکومت دارد که نگهبان و مجری دین است . این فرض برای پیامبران و ائمه قابل قبول و برای غیر آنها غیرقابل قبوله . طبق همین آیه :به نظر من اصل در اسلام (وحي) است
یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیء فَرُدُّوهُ إِلی اللّهِ وَالرَّسُول إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخر ذلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْویلاً؛
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.
کاملا مشخصه که در اینجا اولی الامر ممکن الخطا و منزه از گناه نیست به همین خاطر در این آیه برای رفع اختلاف بین مردم و حاکمشان گفته شده به قرآن و سنت پیامبر برگردید و این دو را داور اختلاف خود کنید .