شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۲۵/شهریور/۹۴ ۹:۴۱)sagheb نوشته است: [ -> ]
تا الان که هنوز نتونستین حکومت کل مردم رو اثبات کنید!همش شد اکثریت با احترام به اقلیت!
خانومی میشه بگی اجتماع مردم از چی تشکیل شده؟؟
طبیعتا همیشه از یک گروه اقلیت و یک گروه اکثریت......
خب این اقلیت و اکثریت کل مردم رو تشکیل میدن دیگه...
پس حکومت اکثریت با احترام به خواست اقلیت همون حکومت کل مردم میشه

(۲۵/شهریور/۹۴ ۱۰:۵۰)عمار94 نوشته است: [ -> ]تنها دليلت براي اثبات اين سند بديهي بودن ان است ؟
حق اظهار نظر برای من , شما و تمام مردم را در نظر گرفته , این یکی از بدیهیات آن است . امروزه در جوامع سلایق مخلتفی وجود دارد که شاید یک یا دوقرن قبل نبود . پس باید اشتراک های جوامع انسانی اصل قرار بگیرد و اختلافات عقاید خود را بر هم تحمیل نکنند و آنچه مورد توافق جمع نیست عمومیت نداشته باشد و بر اشتراک ها اصرار داشته باشند اما در محافل خصوصی هر شخص یا گروهی که عقیده ای در سبک زندگی دارند می توانند اجرا کنند . آنچه که در بین تمام جوامع بشری مشترک است وجدان انسانی یا انسانیت است .
(۲۵/شهریور/۹۴ ۱۱:۲۴)پارمیس نوشته است: [ -> ]خانومی میشه بگی اجتماع مردم از چی تشکیل شده؟؟
طبیعتا همیشه از یک گروه اقلیت و یک گروه اکثریت......
خب این اقلیت و اکثریت کل مردم رو تشکیل میدن دیگه...
پس حکومت اکثریت با احترام به خواست اقلیت همون حکومت کل مردم میشه
سلام پارمیس جان
نه ! این بازی با کلمات! خوب اونایی که طرفدار دموکراسی ان نگن که مردم سالاری! بگن حکومت اکثریت! مفهوم یه کلمه خیلیییی مهمه! الکی نیست که! منم از خودم الکی ایراد نمیگیرم عزیزم! با دلیل میگم. (تازه کاربر دوست حقیقت هم پذیرفتن دیگه! الان به شما هم باید اثبات کنم؟؟)
خودت بخون:
(۲۵/شهریور/۹۴ ۹:۵۶)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]یکبار دیگه میگم دموکراسی از این حیث مردم سالاری است که همزمان حقوق و نظر اکثریت و حقوق اقلیت را رعایت میکند
و گرنه در آسمان هم نمیتوان نظرات همه را اجرا کرد چه برسه به زمین
مهم اینه که :
مشتاقان دموکراسی اول حکومت کل مردم را به عنوان یک آرمان مطرح میکنن اما بلافاصله، اعتراف میکنن که این یک تصویر خیالی و مدینه فاضله از دموکراسی! در حالی که در عمل، چیزی جز حکومت اکثریت نیست!
نتیجه چی میشه؟ادعاهای دروغ و خیالی دموکراسی!
بگذریم.....
اینا رو هم بخونید:
«دموکراسی یا مردم سالاری از انواع حکومت است و وجه مشخصه آن اعلام رسمی اصل تبعیّت اقلیّت از اکثریت و به رسمیت شناختن آزادی و حقوق مساوی افراد جامعه است. رژیم حکومتی که در آن قدرت ناشی از ملت است...»
علی آقابخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران،تهران،کمیل، 1377، ص 76، ش 18 / ص 22
جووانی سارتوری :
اگر به اصل لغت مراجعه کنیم، بهتر است متذکر شویم که این شکل از حکومت ـ به معنای دقیق کلمه ـ وجود ندارد.
مسلماً شعارها و اقوال و مقدمات قانون های اساسی پر است از اشارات دهان پرکن و اغراق آمیز درباره قدرت مردم که باید توسط آن ها و برای آن ها اعمال شود. اما در هیچ جای جهان به راستی یک قدرت مردمی فعال، که توده شهروندان، قدرت را مستقیمادر دست داشته باشند، وجود ندارد، حتی در استان های کوچک کوهستانی کشور سوئیس هم مردم بیش از یک بار در سال برای انتخابات بخشداری ها گردهم نمی آیند و حال آن که در این فاصله، حق حاکمیت خود را در اختیار نمایندگانی می گذارند که مسؤولیت های جاری را بر عهده دارند. سپس این گونه نتیجه گیری می کند که دموکراسی لزوماً چهره ساختاری و نمادینی به خود گرفته است که البته حاکمیت انتزاعی ـ در مجموع ـ به مردم نسبت داده می شود و فرض بر این است که قدرت به نام و به سود آن ها اعمال می گردد، اما قدرت واقعی و مشخصی در اختیار ایشان نیست، بلکه در اختیار فرمان روایانی است که برگزیده اند.
گی اِرمه، فرهنگ و دموکراسی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ققنوس، 1376، ص 21
بیتهام و بویل می گویند:
«عموماً این تصور غلط بین مردم وجود دارد که دموکراسی را با حکومت اکثریت برابر می دانند. اگر «دموکراسی» را ـ به معنای دقیق کلمه ـ حکومت مردم بدانیم، باید معنایش حکومت کل مردم باشد، نه حکومت بخشی از مردم بر بخش دیگر، به عبارت دیگر، می توان گفت ویژگی مهم دموکراسی حق تصمیم گیری ای است که همه به تساوی از آن برخوردارند، در حالی که تصمیم گیری اکثریت تنها تمهیدی آیین نامه ای برای حل و فصل اختلافات در زمانی است که دیگر روش ها (مثل مذاکره، تجدیدنظر و مصالحه) به نتیجه نرسیده اند. بی شک، گردن نهادن به تصمیم اکثریت، دموکراتیک تر از این است که به اقلیّت امکان داده شود در مورد خواسته های اکثریت حکم کنند یا مانع تحقق آن شوند. اما حکومت اکثریت از این که باعث ناتوانی اقلیّت می شود و هیچ حقی برای مشارکت در تصمیم گیری برای آن ها قایل نمی گردد، باید به عنوان تمهیدی ابتدایی و فوری برای تصمیم گیری قلمداد شود،نه حدّ اعلای آنچه دموکراسی می طلبد.»
دیوید بیتهام و کوبن بویل، دموکراسی چیست؟ ترجمه شهرام نقش تبریزی، ققنوس، 1376، ص 39
بنابراین، شفاف ترین پاسخی که میشه برای پرسش از ماهیت دموکراسی داد «حکومت همه» است و چون این موضوع در عمل، محاله باید در مقام اجرا، به رأی اکثریت تن داد! هرچند این «اکثریت» عبارت باشه از نصف به علاوه یک، در مقابل نصف منهای یک که «اقلیّت» نام دارد.
اینم اولین چالش!البته البته از زبان خودشون ...! بازم هست...
سلام بر همگی دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه
آقای عمار
روی سخنم با شما نیست اما بعضیا به هر چیزی که میرسن یه پسوند اسلامی و غیر اسلامی میزنن
حتی علم را اسلامی و غیر اسلامی کردن
خب دو ضربدر دو در اسلام میشه 4 تا در مسیحیت میشه 4 تا در بودایی ها هم میشه 4 تا
علم بر مبنای واقعیت است و اسلام هم بر مبنای واقعیت است پس دلیلی ندارد بین علم و اسلام مرز بندی کنیم
در این صورت مخاطب فکر میکند که این دین جدای از عرف و روال زندگی است فکر میکند که یه صندوقچه اسرار یا متن رمز نگاری شده است
پس بهتر که چیزهای مختلف را اسلامی و غیر اسلامی نکنیم
در مورد بیانیه عرض کردم که چون متضمن اجرای دموکراسی است و بدون چارچوب های عملی نمیتوان خواسته های تئوری را اجرا کرد
مثلا آقای سید ابراهیم گل را مثال بزنیم که مدیر بخش است
اگر آقای سید ابراهیم نتواند حرف بزند میتواند میدیریت کند؟
اگر آقای سید ابراهیم حرف بزند اما به زندان برود میتواند مدیریت کند؟
اگر اقای سید ابراهیم حرف بزند اما ارزشی نداشته باشد میتواند میدیریت کند؟
پس دریافتیم که آزادی بیان و حقوق اداری و ارزش اداری جزء اختیارات آقای سید ابراهیم است
به همین منوال میتوان بیانیه حقوق بشر را اثبات کرد
در ضمن افراد مسیحی بیانیه حقوق بشر را ننوشته اند اصلا اسم مسیحیت یا یهود در بیانیه نیامده بلکه حقوق دانان سراسر جهان این بیانیه را تدوین کرده اند
علم حقوق هم که اسلامی و غیر اسلامی نداره علم حقوق بر واقعیات تکیه داره و بدنبال نظم اجتماعی و روابط ایده آل است
در مورد متن به اصطلاح حقوق بشر اسلامی
این متن را کدام طیف سیاسی نوشته اند؟ آیا به رفراندوم در بین کشورهای اسلامی گذاشته شد؟
کسانی که این متن را نوشته اند کدام گرایش اسلامی را داشته اند؟ اسلام معنوی؟ اسلام سیاسی؟اسلام رحمانی؟ اسلام تاریخی؟ اسلام روشنفکر؟
سلام آقای میرزا
شما استاد ما هستید اما حالا نظرم رو میگم
خب ما یه جامعه بیشتر نداریم اما ادیان خواستار تسلط بر جامعه هستند و هر کدام خودشون رو حق میدونن
به نظر من بهتر به آیه قرآن رجوع کنیم که فرمود لا اکراه فی الدین ، اگر ما اصل تحمیل و اجبار را برداریم و به کرامت انسانی توجه بیشتری کنیم شاهد جامعه ای بدون درگیری خواهیم بود
میشه از دو اصل اساسی آزادی و برابری دموکراسی برای رسیدن به صلح ادیان هم استفاده کرد
برابری میتونه تشویش و برتری های اجتماعی را کاهش بده مثلا در جامعه خودمان اهل سنت حتی یک مسجد هم در تهران ندارند خب این میتونه باعث حس انتقام و درگیری بین سنی و شیعه بشه یا مثلا جامعه خودمان بر اساس خودی و غیر خودی تقسیم بندی شده که باعث جنگ روانی و بی عدالتی در بیت الموال شده
اگر نجار مسیحی ماهی 1 میلیون و نجار مسلمان هم ماهی 1 ملیون پول بگیره این برابری اثرات روانشناسی هم داره و باعث دوری از خودپرستی های دینی میشه
اصل آزادی هم میتونه کمک کنه به صلح ادیان
بر این اساس که با آزادی بیان ادیان راه و روش خودشان را تبلیغ میکنند و ما هم با درک دلایل و احساسات انها میتوانیم بیشتر به آنها احترام بذاریم
مثلا قبلنا فکر میکردم که مسیحیان و یهودیان انسان های بی صفت و بد اخلاق و وحشی هستند
اما با شناخت آنها فهمیدم که انسان های پاک و مخلص و بدنبال رضایت خدا هستند
همچنین شهید مطهری درباره وجود افراد مومن میان اهل کتاب می گوید:
شما اگر به همین مسیحیت تحریف شده نگاه کنید و بروید در دهات و شهرها. آیا هر کشیشی که می ببینید آدم فاسد و کثیفی است؟ والله میان همین ها، صدی هفتاد و هشتادشان، مردمی هستند با یک احساس ایمان و تقوی و خلوصی که به نام مسیح و مریم، چقدر راستی و تقوی و پاکی به مردم داده اند. تقصیر هم ندارند. آنها به بهشت می روند. کشیش آنها هم به بهشت می رود. (مطهری، ۱۳۷۵: ص ۴۲۷).
جان کارل کشیش مسیحی: حتی کسانی که نام حضرت عیسی هم نشینده اند میتوانند به بهشت بروند
در طول زمان و با مقایسه نتایج دین با اهداف دین پیروان دینی به برداشت های تازه و متناسب با واقعیات زمان از دین رسیده اند
چه در اسلام و چه در یهود و مسیحیت
اسلام روشنفکر بشدت ظرفیت جامعه مدنی و صلح اجتماعی بالایی دارد
اما چون بحث گسترده ای و شما هم استاد هستید فعلا میگذریم ازش
اجازه بدید سه تا چیز بگم
یه موقع سوء تفاهم نشه من به یهودیان احترام میذارم اما دولت اسرائیل جنایتکار است...بزرگترین دشمن اسرائیل یهودیان هستند مانند جنبش کاتورا در نیویورک
با اختلاف در حق و تفاوت در مصداق حق خداوند انتظار کمتری از انسان ها دارد مثل جهان الان
ما تا پیامبری مبعوث نکنیم عذاب نمیکنیم اسرا 17
اسلام به احکام نیست بلکه به اخلاق
پیامبر بزرگ: مبعوث نشدم مگر برای مکارم اخلاق
امام رضا: در نزد خدا کافر خوش اخلاق عزیزتر از مومن بداخلاق است
خانم ثاقب
ازتون متشکرم ممنونم وقت میذارید امیدوارم وقتتان را تلف نکرده باشم
اگه میشه کپی پیست نکنیم اشکالی نداره بریم مقاله بخونیم اما به قول کاربر ماحی باید نتایج عقلی خودمون را در مد نظر بگیریم
اینجوری به جای فکر کردن افراد فرهنگ کپی پسیت غالب میشه
یادتونه من قبلنا کپی پیست میکردم چقدر ازم انتقاد میکردید؟!!!
منظور از مردم سالاری اینه که به طور همزمان به حقوق و نظر اکثریت و حقوق اقلیت توجه میشه
معنای مردم سالاری اینه و گرنه خدا هم نمیتونه همگی نظرات موافق و متضاد رو با هم اجرا کنه
اگر این معنا را مردم سالاری ندانیم اشکالی ندارد اما هر مفهوم کلی در عمل با تضاد روبه رو است
مثلا در یکی از آیات قرآن هدف بعثت پیامبر را رحمتی برای جهنیان عنوان کرده
درحالی که میدانیم بواسطه جنگ های اسلام تعداد زیادی کشته و کنیز شدند
پس خدا اشتباه کرده گفته رحمتی برای کل جهان بلکه باید میگفت رحمتی برای بعضی از جهانیان
تئوری کلی همیشه با جزئیات عملی همسان نیست خواهش میکنم محدودیت های دنیای ماده را مد نظر بگیرید
در مورد انتقاد اول مبنی بر تبعیت
بله درسته اقلیت از اکثریت تبعیت میکنند و جامعه به نظم و تمدن دست پیدا میکنه آیا این بد؟
اگه تبعیت در همه حال بد پس تبعیت مسلمانان از پیامبر هم ناپسند و تبعیت مردم یک شهر از استاندارد هم مذموم و زشت
در مورد انتقاد دوم آقای گی ارمه
دموکراسی چهره نمادین گرفته؟؟؟
فرمانـــــروا؟؟؟!!!
جالب بدانید بالاترین درصد مشارکت اجتماعی مربوط به نظام دموکراسی است چون بشدت وابسته به نظر مردم است
فرمانروا؟؟
نمایندگان مردم فرمانروا هستند؟؟
!!!!!
تعریف فرمانروا چیست؟؟؟
در مورد انتقاد دو پروفسور
جالب بدانید این دو شخصیت یعنی آقای بیتهام و آقای بویل که این دو تن منتقد دموکراسی نیستن بلکه معتقد به دموکراسی هستن
اما دموکراسی مفهومی نسبی و درجاتی متفاوت داره
این دو تن خواستار دموکراسی مستقیم هستند مانند فیلسوف بزرگ ایمانوئل کانت
اما مثلا فیلسوف بزرگ اقای ژان ژاک سو خواستار دموکراسی پارلمانی است که عرف عمومی هم دموکراسی پارلمانی است
در مورد انتقاد آخر اکثریت 51% و اقلیت 49%
این وضع در شرایط نادر اتفاق میفته در زمانی که رقابت بشدت به هم نزدیک باشه
اکثریت 51% پیروز میشه که منافاتی با عدالت نداره
مثلا یک رکورد شنا 4 ثانیه است و یک رکورد شنا دیگر4/01 است کدام پیروز میشوند؟
مسلما رکورد 4 ثانیه ای و نفر دیگر بخاطر 0/01 شکست میخورد
در ضمن همیشه اینگونه نیست که یه گروه خاص در اقلیت باشند
مثلا اقای الف و ب را در نظر بگیرید
در مسائل سیاسی آقای الف در اقلیت و آقای ب در اکثریت است
در مسائل اقتصادی اقای ب در اقلیت است و آقای الف در اکثریت است
در مسائل اجتماعی هر دو در اقلیت
و در مسائل سیاست خارجه هر دو در اکثریت هستند
در چنین شرایطی که نظرات بسیار به هم نزدیک هستند در حوزه سیاست دولت وحدت ملی تشکیل میشود
مانند لبنان که رئیس جمهور مسیحی است و نخست وزیر سنی است و رئیس پارلمان شیعه است
دموکراسی از انتقاد استقبال میکند و تفاوت ها را مانند پل پیروزی میداند
اما جالب بدانید معمولا مارکسیست ها و سوسیالست ها و طرفداران آقای مارکس از دموکراسی انتقاد کردند
که نظام مارکسیسم به موزه ی تاریخ پیوست
نظام دموکراسی اینقدر بزرگ و کارآمد هست که استراتژیست بزرگی مانند آقای فرانسیس فوکویاما فراگیری دموکراسی را آخر الزمان بشیریت در نظر گرفته
از توجه شما متشکرم
اگر سیستم حکومت بر اساس ادیان باشه هر دینی باید کشوری داشته باشه و هر کسی که به دینی اعتقاد داره باید بره تو اون کشور . چون در آن کشورها آزادی بر اساس اعتقاد دین آن کشور است و این مسئله با اعتقادات دیگر ادیان یا دیگر سلیقه ها در تضاده و همین میشه نقض حقوق بشر . نمونه هاش در ایرلند شمالی مسیحیان کاتولیک با پروتستان ها درگیرن . جزیره تیمور شرقی ساکنانش مسیحی بودن از اندونزی جدا شد . جنوب سودان ساکنانش مسیحی بودن از شمال جدا شد . پاکستان ساکنانش مسلمان بودن از هند جدا شد و همیشه درگیری های قومی و دینی وجود داره چون طرفداران هر قوم و قبیله یا دین میخواهند اداره امور جامعه بر اساس خواست اونها باشه . اما اگر سیستم بر اساس مشترکات انسانی باشه هیچ گاه درگیری بوجود نمیاد .شاید درباره مسائل اقتصادی اختلاف سلیقه بوجود بیاد که باز هم با دموکراسی این مشکلات قابل حل شدن هست (حداقل در مورد قوم و دین درگیری بوجود نمی آید) تنها راه هم زیستی مسالمت آمیز سیستم لائیک و دموکراسی هست
بچه ها آقای میرزا حذف شده
این درست نیست
من از آقای میرزا معذرت خواهی میکنم
انسان های خود پرست و بی عقل زمان پیامبر هم بشدت بر آن حضرت فحاشی و توهین میکردند
در یک جامعه متمدن و با فرهنگ می شود درباره وجود خدا , حقیقت پیامبر و دین به گفتگو پرداخت .
بازم از شما عذر میخوام بدلیل این رویداد
امیدوارم بمونید
و ما را از نظرات گرانبهاتون بهره مند کنید
جناب حقيقت دوست قرار بود بديهي بودن اعلاميه حقوق بشر را ثابت كند !
لطفا يك مقدار كوتاه تر جواب بدهيد و از بحث خارج نشيد !
سوال 1:الان من نفهميدم دموكراسي حكومت قانون است يا حكومت اكثريت ؟
سوال 2:من به ازادي بيان بطور مطلق اعتقاد ندارم . فرض كنيد در جايي هم فكران من در اكثريت است و اقليت هم خواستار ازادي بيان مطلق . حال اگر ما حكومت تشكيل داديم چه كار كنيم ! اگر ازادي بيان مطلق براي اقليت به طور بديهي قابل قبول است براي ما هم به طور بديهي زشت است حال چه بايد كرد ؟حتي ميتوانيد برعكسش را هم جواب بدهيد يعني ما را در اقليت در نظر بگيريد
نقل قول:اگر ازادي بيان مطلق براي اقليت به طور بديهي قابل قبول است براي ما هم به طور بديهي زشت است
جناب دوست حقیقت به نظرت چه چیزش زشت است؟ یعنی اگر یک یهودی بگوید ما حضرت موسی را دوست داریم زشت است؟