تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زمینه سازی دموکراسی _ سه کلید حقوق بشر در اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
نقل قول:انسان با هر نوع سن و جنسی به اندازه توان خود به امور می پردازد .
مگر غير از اينه !


نقل قول:شما اگر به روستاها بروید می بینید یه بچه 5-6 ساله به اندازه توان خود در امور جاری زندگی روستایی کمک می کند و کسی هم نمی گوید او کودک است و نباید کار کند .
اگر فقط و به اندازه توانش باشد مشكلي نيست ولي اگر قرار باشد دوشاشوش بزرگسالان كار كند ظلم است حتي اگر دموكراسي اين ظلم را تاييد كند


نقل قول: شما فکر میکنی همه چی در حد ایدآل است پس کودک تا نوجوانی یا جوانی نباید کار کند .
خيلي واضحه كه كودك نبايد كار كند مگر براي اموزشش باشد وجود شرايط اضطراري هم باعث نميشود زشتي اين كار پنهان شود



نقل قول:خانم ها چون ظریف هستن نباید وارد کار شوند و باید در خانه تختی زد و ایشان را بر روی تخت نشاند چون بنز است و باید مراقبش بود ولی مرد لنکروز است اگر اینطرف و آنطرف افتاد عیبی ندارد .
بحث فقط ظريف و ضخيم بودن نيست ، حتي در مثال بنز نماينده زن و لندكروز نماينده مرد نبود بلكه بررسي دو پديده جدا كه هر يك از اعضاي دو گروه در ويژگي هاي مشترك و در ويژگي هايي متمايزند !
ممكنه صاحب يك كارخانه موادغذايي براي ترددش يك بنز بخرد كه مشكلي نيست .
ولي اگر صاحب يك معدن براي تردد بنز بخرد به او ميخندند!!!

نقل قول:بنده هم گفتم عیبی ندارد ولی این برای زمان شکار بوده که نیاز به لنکروز بوده الان لنکروز و بنز در کنار هم در خیابان ها در حال تردد هستند . منظور من هم این بود در جایی که هر دو قادر به تردد هستند نه اینکه یکی در سر کوه و دیگری در خیابان شانزلیزه

عزيز بر سر اشتراكات كه دعوا نيست مثلا زن و مرد هر دو غذا ميخورند هر دو اكسيژن لازم دارند ..... بحث سر اختلاف هاست !

اصلا بحث به كنار
الان فرضا ميخواهيم دموكراسي درست كنيم و به اينجا رسيديم كه شما ميگيد : زن و مرد داراي تكاليف و حقوق يكسان است
من هم ميگم : زن و مرد داراي تكاليف و حقوق جدا گانه است

الان دقيقا چه كار كنيم راجع اين بند !
(۳۱/شهریور/۹۴ ۱۲:۵۹)عمار94 نوشته است: [ -> ]خيلي واضحه كه كودك نبايد كار كند مگر براي اموزشش باشد وجود شرايط اضطراري هم باعث نميشود زشتي اين كار پنهان شود
این کاریست که از قبل از اسلام و در زمان صدر اسلام و تا امروز در حال انجام است(کارکودکان) البته نه بیش از توانشان . در حد توان خودشان
(۳۱/شهریور/۹۴ ۱۲:۵۹)عمار94 نوشته است: [ -> ]من هم ميگم : زن و مرد داراي تكاليف و حقوق جدا گانه است
الان دقيقا چه كار كنيم راجع اين بند !
اینکه تکالیف و حقوق جداگانه دارند درست است اما مقدار و حد و حدود آن محل اختلاف است . مثلا وظیفه بارداری و وضع حمل بر عهده ی زنان است اینکه بدیهی است . اما شما از این مسئله میخواهی برای رد دموکراسی استفاده کنی در کجای دموکراسی گفته شده بارداری و وضع حمل وظیفه ای یکسان بین مرد و زن است؟ اینطور طرح مسئله کردن کلا اشتباه است به نظر من
تکلیف یه چیز نسبی و فردی

مثلا بعضی از آموزه های سنتی بر مردسالاری و مدیریت مردان و تسلط بر زنان صحبت میکنند

بعضی از مکاتب مثل فمنیسم از زن سالاری صحبت میکنند

بعضی ها هم از تساوی زن و مرد در همه عرصه ها


این مباحث بیشتر جنبه فردی و معرفت شناسی داره در حالیکه دموکراسی یک نظام سیاسی و اجتماعی

در دموکراسی تساوی حقوقی وجود داره مثلا دستمزد مهندس زن و مهندس مرد یکسان مرد و زن از خدمات برابری برخوردار هستند


در دموکراسی آموزه و فرهنگ تلقین شده ای وجود نداره بلکه با آزادی بیان و آزادی عقیده بستری فراهم میکنه تا مکاتب مختلف بتونن فعالیت کنند و تبلیغ کنند
(۳۱/شهریور/۹۴ ۱۳:۳۷)saman zaman نوشته است: [ -> ]این کاریست که از قبل از اسلام و در زمان صدر اسلام و تا امروز در حال انجام است(کارکودکان) البته نه بیش از توانشان . در حد توان خودشان
ايراد من اين بود كه نبايد وظيفه ي كودك و بزرگسال يكسان فرض شود .(همانطور كه وظيفه ي مرد و زن يكسان نيست ، وظيفه ي كودك و بزرگسال هم يكسان نيست .



چون در اين بحث اشاره به نام اسلام شد چند حديث ذكر ميكنم كه با نظر اسلام هم اشنا شويم.


پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرموده اند :

مَن كانَ عِندَهُ صَبِىٌّ فَليَتَصابَ لَهُ ؛

هر كس با كودك سروكار دارد ، با او كودكانه رفتار كند.


من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 483




امام موسي كاظم (علیه السلام) فرموده اند:


تُستَحَبُّ عَرامَةُ الصَّبىِّ فى صِغَرِهِ لِيَكونَ حَليما فى كِـبَرِهِ، ما يَنبَغى اَن يَكونَ اِلاّ هكَذا.

خوب است بچّه در كودكى بازيگوش باشد تا در بزرگ‏سالى بردبار گردد و شايسته نيست كه جز اين باشد .

كافى(ط-الاسلامیه) ج 6، ص 51



پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرموده اند :


عَرامَةُ الصَّبِىِّ فى صِغَرِهِ زيادَةٌ فى عَقلِهِ فى كِبَرِهِ؛

بازى گوشى كودك در خردسالى اش مايه فزونى عقل در بزرگسالى اوست.

نهج الفصاحه ص564



پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرموده اند :

اَلوَلَدُ سَيِّدٌ سَبعَ سِنينَ، وَ عَبدٌ سَبعَ سِنينَ، وَ وَزيرٌ سَبعَ سِنينَ؛


فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار، و هفت سال وزير است .

مكارم الاخلاق ص 222


(۳۱/شهریور/۹۴ ۱۳:۳۷)saman zaman نوشته است: [ -> ]اینکه تکالیف و حقوق جداگانه دارند درست است اما مقدار و حد و حدود آن محل اختلاف است . مثلا وظیفه بارداری و وضع حمل بر عهده ی زنان است اینکه بدیهی است . اما شما از این مسئله میخواهی برای رد دموکراسی استفاده کنی اینطور طرح مسئله کردن کلا اشتباه است به نظر من




اختلاف در مقدار و حد اين حقوق جداگانه محل بحث نيست بلكه بحث اصل وجود حقوق جداگانه است و اگر قانوني بر اصل يكسان دانستن اين حقوق مجزا بنا شده باشد ميتوان به ان ايراد وارد كرد
آقای عمار

برای این احادیث زیبا از شما متشکریم

اما در دموکراسی حقوق برابر است

ارث زن و مرد برابر است

دستمزد کارمند زن و مرد برابر است

دیه زن و مرد برابر است

در کل تساوی حقوقی وجود دارد

گفتیم که تکلیف نسبی و فردی

اما حقوق برابر است

چه ایرادی بر حقوق مساوی وارد است؟
(۳۱/شهریور/۹۴ ۱۵:۳۰)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]گفتیم که تکلیف نسبی و فردی

اما حقوق برابر است

چه ایرادی بر حقوق مساوی وارد است؟
بله بخوبی بیان کردین ممنون از شما . کودک بزرگسال مرد زن پیر جوان هر کدام به نسبت توانشان تکلیفشان متفاوت است اما حقوق انسانی برابری دارند . تا حدود دو دهه قبل دیه کسانی که به ادیان دیگر غیر از اسلام اعتقاد داشتن بسیار کمتر از دیه مسلمان بود اما به جهت آموزه های دموکراسی مسئولین این نقیصه را جبران و با تصویب قانونی حق دیه مسلمان و غیر مسلمان مساوی شد .
البته در اسلام تاریخی این تبعیضات وجود دارد مانند تبعیض بین زن و مرد انسان آزاد و برده مسلمان و غیر مسلمان

در اسلام نواندیش این چیزا وجود ندارد

البته اندیشه اسلام نواندیش بر عقل و سنت و قرآن استوار است که ایشالا بعدا صحبت میکنیم
سلام دوستان.Smile

(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]ما هم نباید تلاش کنیم که یکدیگر را شکست بدیم بلکه باید تبادل نظر کنیم
ممنون از صحبتتون دوست حقیقت گرامی.Smile
علاوه بر این باید دنبال حق بریم! بحث فقط تبادل نظر نیست, اگه جایی دیدیم حق با دیگری است قبول کنیم.



(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]خانم ثاقب

قبل از حرفام از اینکه وقت میذارید رنگ کلمات مهم را عوض میکنید میرید در صفحات قبل حرفای قبلیم رو پیدا میکنید و منو به چالش میکشید تشکر میکنم

خواهش میکنم.Smile


(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]خانم ثاقب
در مورد حذف شدن دوست خوبم از وجود قانون در تالار صحبت کردید

خب قانون چیز جدیدی نیست حتی داعش هم قانون داره
مهم اینه که قوانین تالار میتونه اندیشه ما رو بیدار کنه؟ برای شناخت حقیقت باید فقط با یک طرز تفکر خاص آشنا بشیم؟یعنی اون طرز تفکر خاص اینقدر ضعیفه که در مواجه با دیگر اندیشه ها کم میاره و مجبور به سرکوب و حذف میشیم؟

چیزی از ارزش های والای آقای میرزا کم نشد به نظر من برای ما بد شد که از وجود ایشان بی بهره شدیم من قبلنا فکر میکردم بیداری اندیشت اما شاید اسارت اندیشه باشه

بهتر که عزاداری نکنم و دیگران رو ناراحت نکنم
قبل از ثبت نام میشه قوانین رو خوند,میشه بفهمیم که قوانینش خوب یا بد ! داعشی یا نه! اسارت اندیشه است یا نه!
خوب بعد که متوجه شدم اینا رو , حالا نوبت این میرسه که ثبت نام کنم یا نه؟؟؟!!(به همین سادگی)

محروم از حضور شدن هم مربوط به یه اندیشه خاصی نیست!من خودم دیدم چن نفر از دوستای خوبمون هم قبلا محروم از حضور شدن! ان شاالله خواهید دید... پس لطفا دیگه بحث رو ادامه ندین!

نگران نباشین چون من همش روح آقای میرزا رو در کالبد کاربر زمان میبینم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!WinkBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin


(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]مثال نقض

گفتید که دموکراسی اکثریت سالاری است

پس طبق این پیش فرض اکثریت حق کشتار اقلیت را دارند در حالیکه اینطور نیست پس ثابت کردم دموکراسی اکثریت سالاری نیست


برهان خلف

برای ظهور نظر مردم سه راه وجود داره

یک دیکتاتور مانند خلیفه رهبر پادشاه را مظهر نظر مردم بدانیم و ترجیحات وی را از ترجیحات مردم بالاتر بدانیم

اقلیت را ملاک قرار دهیم

اکثریت را ملاک قرار دهیم


که منطقی نیست یک دیکتاتور یا اقلیت را معیار نظر مردم قرار دهیم پس تنها میتوانیم اکثریت را ملاک نظر مردم قرار دهیم

پس بهترین راه عملی رجوع به نظر اکثریت

بله گفتم با دلیل هم گفتم,نظر اندیشمندان رو هم اوردم!
شما خودتون هم میگین اکثریت!توی ارسال های قبلی مشخص کردم!



(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]استدلال قیاسی

ببینید برای اثبات مفهوم مردم سالاری باید به سراغ فلسفه بروم و مثلا از دستگاه تباین دکارتی استفاده کنم و نسبت روش و مفهوم را بیان کنم که بحث منحرف میشود

پس کمی خلاقیت به خرج میدهم و با استفاده از اشترکات دینیمون اصل مردم سالاری را ثابت میکنم

ما قبول داریم که اسلام دین رحمت است

هدف اسلام رحمت است هدف دموکراسی هم مردم سالاری است

بدلیل محدودیت های دنیوی اسلام مجبور شده روش های خشونت بار مثل جنگ را بپذیرد بدلیل محدودیت های دنیا دموکراسی مجبور شده نظر اکثریت را قبول کند

پس این دو اصل در یک چارچوب هستند و همانگونه که رحمت در اسلام را قبول کردیم باید مردم سالاری در دموکراسی را قبول کنیم


پس بواسطه تناسب هدف و مفهوم دموکراسی مردم سالاری است

در ضمن کی گفته که اکثریت تنها روش دموکراسی است ؟

روش های دیگری هست مثل:

.1 ﺭﺍﯼ ﮔﯿﺮﯼ ﺗﺼﻮﯾﺒﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﺭﺍﯼ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻃﺮﺡ‏(ﯾﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩ‏) ، ﮐﻪ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺭﺍﯼ
ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﺒﭻ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺭﺍﯼ
ﺩﻫﻨﺪ .ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﯼ ﺭﺍ ﮐﺴﺐ ﮐﻨﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. .2ﺭﺍﯼ ﮔﯿﺮﯼ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﺳﯽ : ﺩﺭ
ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﺩﻭ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ
ﻣﯿﺎﺑﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻣﯿﺸﻮﺩ‏( ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﯼ ﺭﺍﯼ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ
ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ‏).ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ، ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ
ﺳﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺭﺍ ﮐﺴﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ،ﯾﮏ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﺍﺩﻩ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﯼ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻﺕ ﻣﺬﮐﻮﺭ، ﮔﺰﯾﻨﻪ ﯼ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ
ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ﻣﺰﯾﺖ ﺍﯾﻨﺮﻭﺵ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺜﻼ 55 ﺩﺭﺻﺪ ﺭﺍﯼ "ﺁﺭﯼ " ﻭ
45 ﺩﺭﺻﺪ ﺭﺍﯼ " ﻧﻪ " ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻗﻠﯿﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﻟﺰﻭﻣﺎ ﺳﺮﮐﻮﺏ
ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﺷﺎﻧﺴﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺩﺍﺭﺩ .3 ﺭﺍﯼ
ﮔﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﺵ ﻭﺗﻮ : ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﺵ ﺭﺍ ﻋﺮﺿﻪ
ﮐﻨﺪ. ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯿﺸﻮﺩ : ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﮔﺰﯾﻨﻪ
ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ
ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺣﺬﻑ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ
ﯼ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ.

پس قائده رأی اکثریت مفهوم دموکراسی نیست بلکه یکی از روش های دموکراسی است

یکبار دیگه میگم دموکراسی از این حیث مردم سالاری است چون به کل مردم توجه میکند به حقوق و نظر اکثریت و حقوق اقلیت

بازم که طبق حرفاتون اکثریت شد!

قبلا هم که قبول کردین


(۲۶/شهریور/۹۴ ۶:۳۱)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]بله درسته اقلیت از اکثریت تبعیت میکنند و جامعه به نظم و تمدن دست پیدا میکنه آیا این بد؟

پس چرا دوباره خودتون رو خسته میکنین؟Huh



(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]خانم ثاقب

امروز صدا و سیما میگفت مردم ایران مخالف اسرائیل هستند

فکر کنم به نظر شما این حرف اشتباه است

نظر شما این است که با توجه به بینش ریاضی گوینده باید میگفت اکثر مردن ایران مخالف اسرائل هستند

اما به نظر من جمله درست است البته با توجه به بینش عرفی

چون در عرف اکثریت ملاک نظر مردم هستند

اما به نظر شما نمیتوان از نظر مردم آگاه شد چون مردم ملاک تشخیص نظر ندارند

این استدلال شما باعث ناکارآمدی در سیستم سیاسی شما میشه چون وقتی ملاک نظر مردم وجود نداشته باشه مردم حذف میشوند

اولا دقیقا کدوم سیستم سیاسی من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه من از سیستمی صحبت کردم؟؟؟؟؟ تو ذهن خودتون سیستم منو میسازین و بعد میگین ناکار آمد!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

دوما جناب دوست حقیقت شما دقیقا طبق کدوم گفته ی من می فرمایید که من گفتم اکثریت بد؟؟؟من فعلا فقط در مورد اکثریت سالاری در دموکراسی صحبت کردم! نه خوب یا بد اون!



(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]طبق نظر خانم ثاقب حتی حکومت امام زمان هم حکومت معصوم نیست

چون امام زمان نمیتواند عمق و افق خواسته هایش را به اجرا بگذراد

پس حکومت واقعی معصوم وجود ندارد

و چون نمیتوان نظرات همه مردم را به اجرا گذاشت پس حکومت مردم سالار هم وجود ندارد
طبق نظر من!!!!!!!!!!!!!!!من!!!!!!!!!!!!!!!!کدوم نظرم؟؟؟؟میشه بگین؟

این شمایین که میفرمایین خدا نمی تونه !پس طبق نظر شما خداکه نتونه امام زمان هم نمی تونه!!!!!!!!!!!!!!!
(۲۶/شهریور/۹۴ ۶:۳۱)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]معنای مردم سالاری اینه و گرنه خدا هم نمیتونه همگی نظرات موافق و متضاد رو با هم اجرا کنه





(۳۰/شهریور/۹۴ ۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]پس من بصورت منطقی و فلسفی و مثال نقض ثابت کردم که دموکراسی مردم سالاری است

یا قبول کنید و یا انتقاد کنید
منطقی و فلسفی !Big Grinمن از خود نظریه پردازان نقل قول میارم که دموکراسی اکثریت سالاری,شما قبول نمی کنی!الان با چنتا جمله ی به قول خودتون فلسفی اثبات کردین که مردم سالاری نه اکثریت سالاری!! خیلی جالبهBig GrinSmileBig Grin


بیتهام و بویل که خودشون طرفدار دموکراسی ان قبول دارن و شما قبول نمی کنی!!!!!!!!البته هی قبول میکنین و هی می زنین زیرش!WinkSmile






(۳۰/شهریور/۹۴ ۱۶:۲۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]خانم ثاقب

حرفام یکم پراکنده بود اگه اجازه بدید بهشون نظم بدم

کمک از فلسفه

بببنید ما یک حد ایده آل داریم یک حد واقعی

مثلا در راه خداشناسی انسان محدودیتی ندارد و میتواند تا هر جا برود

پس میگوییم ای انسان محدودیت نداری تا هر جا میخوای برو به این میگیم حد ایده آل

من میخوام در یک ساعت ده تا کتاب بخوانم آیا میشود چنین چیزی؟

پس در این مورد محدودیت داریم پس مجبورم حد واقعی را در نظر بگیرم یعنی ده صفحه در یک ساعت


نکته جالب اینجاست

وقتی که حد ایده آل وجود نداشته باشد حد واقعی مترادف با مفهوم است

مثلا من میخوام مطالعه خوب داشته باشم اما حد ایده آل من ده کتاب در ساعت است

خب حالا چیکار کنیم؟ یعنی چیزی به اسم مطالعه خوب وجود ندارد؟

پس باید حد واقعی را مصداق مطالعه خوب در نظر بگیرم یعنی اگه در یک ساعت ده صفحه خواندم بگویم مطالعه خوبی داشتم


مردم سالاری هم همین گونه است

حد ایده آل این است که نظرات همه مردم ایجاد شود اما آیا امکان پذیر است؟

پس چون در اینجا حد ایده آل وجود ندارد حد واقعی را در نظر میگیریم

و حد واقعی را مترادف مفهوم مردم سالاری در نظر میگیریم

حد واقعی دموکراسی اجرای نظر اکثریت با احترام به حقوق اقلیت است

پس اگه اصل بالا را اجرا کنیم در واقع مفهوم مردم سالاری را اجرا کرده ایم

پس اگه حد ایده ال وجود نداشته باشد حد واقعی را مترادف با مفهوم در نظر میگیریم

اولا اینجاهم شما دوباره قبول دارید که دموکراسی نطر اکثریت نه همه مردم!حتی از مثالتون هم مشخصه.Wink

دوما جمله هاتون یادتون نره! حد واقعی و حد ایده آل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!Cool



(۳۰/شهریور/۹۴ ۱۶:۲۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]دو مثال نقض

فرض کنید موقع انتخاب رهبر جدید ایران فرا رسیده

در مجلس خبرگان آقای ایکس 10 رای میاره اما آقای وای 5 رأی میاره

به نظر شما کدام رهبر میشود؟ با دلیل بگید

خب مسلما آقای ایکس
چون اکثریت خبرگان به ایکس رأی داده اند

ببینید حتی خودتون هم اکثریت خبرگان را ملاک خبرگان در نظر گرفتید

پس اکثریت مردم ملاک مردم هستند

نکته دیگر این است که به نظر شما ملاک نظر مردم چیست؟

آیا یک دیکتاتور را قدرت مطلق بدهیم و بگوییم نظر دیکتاتور نظر مردم است؟

مسلما منطقی و اخلاقی نیست پس تنها راه ملاک اکثریت است


نکته دیگر این است که اگر مردم ملاک نداشته باشند با فاجعه روبه رو میشوند

مثلا موقع انتخاب رئیس جمهور 60% به ایکس و 40% به وای رای میدهند

اما خانم ثاقب میگه ما نمیتونیم اکثریت را ملاک نظر مردم قرار دهیم

پس مردم وقتی ملاک نظر نداشته باشند نمیتونن نظرشان را ابراز کنند و کشور بدون رئیس جمهور میماند

در واقع مردم نمیتوانند هیچ انتخابی انجام دهند چون با وجود اختلاف ملاک نظر مردم وجود ندارد

باز هم تکرار میکنم : تا اینجا همه ی بحث من در مورد خود اکثریت ! نه خوب یا بد بودنش!!!!!!
به خوب یا بد بودنش میرسیم.
(۳۱/شهریور/۹۴ ۱۵:۳۰)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]
گفتیم که تکلیف نسبی و فردی

اما حقوق برابر است

چه ایرادی بر حقوق مساوی وارد است؟
جناب دوست حقيقت متاسفانه شما وارد جدل شده ايد چون ميخواهيد حرف خود را به هر طريقي اثبات كنيد

گفتيد دموكراسي حكومت همه با هم است
نشان داديم كه نميشود
گفتيد دموكراسي حكومت همه نيست بلكه حكومت اكثريت است با رعايت حقوق همه نشان داديم كه همواره حقوق عده اي ناديده ميشود
گفتيد ايرادي وارد نيست چون اين حقوق دان است كه حقوق را مشخص ميكند
گفتيم حقوقدان كيست و با چه صلاحيت و اختياري تعيين حق ميكند !
گفتيد نه حقوقدان وكيل است و حق را قاضي تعيين ميكند
گفتيم قاضي كيست و با چه صلاحيت و اختياري تعيين حق ميكند !
گفتيد استاندارد انتخاب به قاضي صلاحيت ميبخشد .... حالا بپرسيم استاندارد انتخاب چيست دوباره قصه اي را سرهم ميكنيد...


اول ميگوييد زن و مرد حق و تكليفشان يكيست
نشان ميدهيم كه يكسان نيست و جداست
حالا ميگوييد تكاليف نسبي و جداست ولي حقوق يكسان است و اصلا هم مهم نيست حق در برابر وظيفه و نياز تعيين ميشود بله در جايي كه تكليف يكسان است حقوق نيز يكسان است ولي بحث بر سر اختلافات است نه اشتراكات !


حكايت شما حكايت دانش اموزي است كه فكر ميكند اگر ورقه ي امتحاني را پر كند نمره ي قبولي ميگيرد ! ولي نمره را به پر كردن ورقه نميدهند به پاسخ صحيح ميدهند !




..........................................

اين شيوه بحث كه فردي در هر مرحله حرف قبلش را هم تكذيب كند و هم از ان استفاده كند درست نيست و نتيجه حاصل نميشود .


ولي اخرين سوال

طبق گفته ي شما دموكراسي حكومتي است كه همه از آن راضي هستند . ايا ميتوانم نتيجه بگيرم در اينجا اگر فرضا فقط و فقط( من يك نفر) از اين نوع دموكراسي راضي نباشم پس در اينجا دموكراسي قانوني و درست نيست .( چون حداقل يك نفر هست كه مخالف و ناراضيست و حقش از بين ميرود)
من چند صفحه ای رو خوندم . جناح حامی دموکراسی نگفته در دموکراسی همه راضی هستن این حرفی هست که مخالفان دموکراسی می خان تو دهن اونا بزارن و بعد بگن دیدی دیدی دموکراسی ناقصه چون من یک نفر راضی نیستم .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
آدرس های مرجع