ستارهاي بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را رفيق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
بوي خوش تو هرکه ز باد صبا شنيد
از يار آشنا سخن آشنا شنيد
اي شاه حسن چشم به حال گدا فکن
کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد
خوش ميکنم به باده مشکين مشام جان
کز دلقپوش صومعه بوي ريا شنيد
ز رويت حاصل عشاق حيراني است حيراني
از آن زلف و از آن کاکل پريشاني، پريشاني
ز بزم عشرت وصلت همه حرمان و نوميدي
ز جام شربت هجرت همه خون دل ارزاني
ندانستم که مهرويان به عهد خود نميپايند
از آن عهد و از آن پيمان پشيماني، پشيماني
یا رب العالمین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خیلی دور خیلی نزدیک ............
شاید در این حوالی باشی
شاید نگاهم می کنی ....
شاید خسته ای
شاید تنهایی
شاید
نمی دانم
ولی خوب می دانم بابت اشکت مقصرم
مرا ببخش زیادی ام برای دنیا
اگر بودم
منتظر نبودی
در میان 7 میلیارد آن هم برای 313 نفر
ز شراب وصل جانان سر من خمار دارد
سر خود گرفته دل هم سر آن ديار دارد
چه کند دگر جهان را چو رسيد جان به جانان
چو رسيد جان به جانان به جهان چه کار دارد
صدای ندبه ات در باد پیچیده است
و ما ...
سر من ندارد اين سر، غم من ندارد اين دل
که به اين سر و به اين دل غم کار و بار دارد
ببر از سرم نصيحت ببر از برم گراني
نه سرم خرد پذيرد نه دلم قرار دارد
سر من پر از جنون و دل من پرست از عشق
نه سرم مجال عقل و نه دل اختيار دارد
فقط دلیل جدایی ز تو گناه من است
ثمر از این همه غفلت دل سیاه من است
همیشه ذكر تو را من به روی لب دارم
كه نام تو گل زهرا دلیل راه من است