پیش طبیب آمدهام، درد میکشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینهای گم نمیشوی
وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانهات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
گر پرده ز رخ باز نماید مهدی / از خلق جهان دل برآید مهدی
ای شیعه چنان منتظر مولی باش / گویی که همین جمعه می آید مهدی . . .
به یاد شمایی که هیچ وقت به یادتان نبودیم
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بیا دوباره پاک کن ز جادهها غبار را / به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را
تمام لحظههای من فدای یک نگاه تو / بیا و پاک کن ز دل حدیث انتظار را
یارم به جلوه آمد و ما را به ناز کُشت
با خنده زنده کرد و به یک غمزه باز کُشت
خورشید پشت ابر شد و غایب از نظر
ما را فراق یکّه سوار حجاز کُشت
ما آه سرد از دل مضطر کشیده ایم
بار فراق با مژه تر کشیده ایم
همساز روزگار به عشق تو بوده ایم
از دوری تو رنج مکرر کشیده ایم
براي او كه برايم نماد خورشيد است
نديدمش ولي او سال ها مرا ديده ست
نديدمش ولي از پشت پرده ها حتي
دلم برای نگاهش هميشه لرزيده ست
ای بهــترین دلیل تبســم ظهــور کن
فصــل کبــود خنده ی ما را مرور کن
چرخی بزن به سمت نگاه غریـب ما
از کوچه های بی کسی ما عبور کن
دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود
وقتی به نامه عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود
کی این دل رمیده ی من هم زُهیروار
در دام چشم های تو تسخیر می شود؟
این کشتی شکسته ی طوفان معصیت
با ذوق دست توست که تعمیر می شود
حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه
با حلقه های زلف تو درگیر می شود
در قطره های اشک قنوت شب شما
عکس ضریح گمشده تکثیر می شود
تقصیر گریه های غریبانه ی شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود