۱۹/آذر/۹۱, ۱۷:۱۳
سلام به همه دوستان بیداری. من همین الان داشتم با خانواده آقا سجاد صحبت میکردم، و داشتم حالشو میپرسیدم که یک دفه به من گفتن که بیا با خودش صحبت کن! به آقا سجاد گفتم که کی از اتاق عمل اومدی بیرون؟ گفت همین الان اومدم! بعدش پرسیدم حالت خوبه یا نه؟ گفت هنوز به خاطر اثر بیهوشی چشمام تار میبینه ولی در کل خوبم.
گفتم خداروشکر
بعدشم از همه تشکر کرد. منم گفتم کی میتونم بیام ملاقات گفت امروز که تا ساعت 4 وقت ملاقاته که نمیتونی برسی
حالا انشالله فردا میرم ملاقات. برای آقا سجاد دعا کیند که هرچه زودتر خوب بشن! اللهی آمین...
اینم تقدیم به آقا سجاد:
![[تصویر: 1355133944.jpg]](http://up.tareghup.tk/i/upload/1/1355133944.jpg)

گفتم خداروشکر
بعدشم از همه تشکر کرد. منم گفتم کی میتونم بیام ملاقات گفت امروز که تا ساعت 4 وقت ملاقاته که نمیتونی برسی
حالا انشالله فردا میرم ملاقات. برای آقا سجاد دعا کیند که هرچه زودتر خوب بشن! اللهی آمین... اینم تقدیم به آقا سجاد:
![[تصویر: 1355133944.jpg]](http://up.tareghup.tk/i/upload/1/1355133944.jpg)