هيچ داري از دل مهدي خبر ؟
گريه هاي هر شبش را تا سحر ؟
او كه ارباب تمام عالم است ،
من بميرم سر به زانوي غم است .
شيعيان مهدي غريب و بي كس است !
جان مولا معصيت ديگر بس است ،
ما عبيد و عبد دنيا گشته ايم
غافل از مهدي زهرا گشته ايم
من كه دارم ادعاي شيعه گي
چه بگويم من به جز شرمندگي ...
كاخ همه شاهان جهان را كه بگردي
دربار كسي پنجره فولاد ندارد...
بنام ستار معاصی عاصیان
این حرف دل من روسیاهه،الحمدلله دوستان همسنگر از خوبانند.تو این روزای مبارک دعا به دل بیمار بنده کنید...
تا ببينيم تو را، چشم به راهيم هنوز
آرزومند لقاي رخ ماهيم هنوز
جمعه ها هفته به هفته پي هم مي گذرد
از غم دوري تو شعله ي آهيم هنوز
در بيابان طلب آبله در پا داريم
روز و شب منتظر نيمه نگاهيم هنوز
نشد آقا که شبي يا سحري يا که دمي
با تو باشيم،ز بس غرق گناهيم هنوز!
حبّ دنيا پر و بال دل ما را سوزاند
بي سبب نيست که افتاده به چاهيم هنوز
اين که آقا نمي آيي به خدا حق داري!!!
چون که ما در پي اميال و رفاهيم هنوز
هر چه هستيم گداي پسر فاطمه ايم
کاسه بر دست در خانه ي شاهيم هنوز
تا نيايي گره اي باز نگردد هرگز
حاجت خويش همآره ز تو خواهيم هنوز
انتقام در آتش زده را مي گيريم ...
در پي آرزوي گاه به گاهيم هنوز
محمد فردوسي
روزگار غريبي است...
موسي به طور مي رود ،
فاطمه س به خانه علي ع
ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه ،
محمد ص با علي ع به غدير
و حسين با تمام هستي اش به كربلا...!
به ياد ندارم نا بينايي به من تنه زده باشد ،
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد ...
گفتند ؛ مگر كوري !
آسمان را آبي كن و
زمين را سبز ...
شب را ستاره باران كن
فردا جمعه است ميهمان داريم ...!
چهاده روز است كه باران مي بارد !
يابن الحسن ع ؛
من باراني را دوست دارم
كه غم از دلت بشويد ...
بنام ستار معاصی عاصیان
اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
تا كجا فاصله افتاد میان من و تو
چند فرسنگ جدایست مكان من و تو
كاشكی خیر نبیند دلش آتش گیرد
بانی این همه دوری میان من و تو
چند سال است قنوت من و تو یكسان است
آیه های فرج روی زبان من و تو
نقطه مشترك ماست همین هم خوبست
اشك سرخی كه مسیحای نشان من و تو
باز هم جمعه شد و نبض زمان بالا رفت
مثل این ثانیه ها و ضربان من و تو
حسن کردی
بنام ستار معاصی عاصیان
----------------------
موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشد
رود را از جگر کوه به دريا بکشد
گيسوان تو شبيه است به شب؛ اما نه،
شب که اينقدر نبايد به درازا بکشد!
خودشناسي قدم اول عاشق شدن است
واي بر يوسف اگر ناز زليخا بکشد
عقل يکدل شده با عشق، فقط ميترسم
هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد
زخمي کينه من! اين تو و اين سينه من
من خودم خواسته ام کار به اينجا بکشد
يکي از ما دو نفر کشته به دست دگري است
واي اگر کار من و عشق به فردا بکشد
فاضل نظري
[/b]
[b]یا علی (علیه السلام) مدد است.
سلام
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
و چه بایدهایی که گفتی نکردم و چه نبایدهایی که به رویم نیاوردی ولی کردم
حالا با تمام این اوصاف باز هم امید به رحمت زود هنگامت دارم
در را به رویم باز می کنی؟