تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دلنوشته ها و اشعار
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ
... و به خاطر شما باران فرو مى‏ريزد.
به شوق خالق جامعه کبیره حضرت هادی علیه السلام
یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم
از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد
کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است
کلماتی که پر از رایحهً غار حراست
خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست
عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسهً ظرفیت من پر شده است
همهً عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو
من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتر دارم
شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو
دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد
بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم
تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران
من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران
یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران
نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران
ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران
پسر حضرت دریا ! دل مارا دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران
سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران
بگذارید کمی از غمتان بنویسم
دو سه خط روضه از این درد نهان بنویسم
گریه بر داغ شما عین ثواب است ثواب
بار دیگر پسر فاطمه و بزم شراب....
یک: البته این شعر در فرصت دوباره ای با تغییراتی همراه خواهد شد
سید حمیدرضا برقعی
بسم الله
اسمش رویش است
دلنوشته
از دل می آید
و اگر عصاره ای داشته باشد
یا سرب داغیست که دل را میسوزاند
و یا اشکی داغ
که از چشمه ی عشق میریزد
اما اینکه این از دل آمده برای کیست
مهم است

آقا جان
دلم پر شد و باز هم سرازیر و
باز هم چیزی جز قلمم
که خدا به آن قسم خورد
تاب تحمل این مسافر بی مقصد را نداشت

آقا جان
باز هم به جمعه شماری که نه
به ثانیه شماری افتادم
طاقتم باز هم تمام شد
هر اذانی دلم را به جمکران بی کران میبرد
و هر جمله ی قرآن
میشود مرهمی برقلبم
که آری
روزی میاید...

آقا جان
روزی میاید را ما داریم دیر میکنیم؟

پس دعا کن آدم شویم
تا بیایی


الهم عجل لولیک الفرج
حال و هوای قلب من امشب کبوتریست
وقتی که کار صحن و سرای تو دلبریست
با تربت تو کام دلم را گشوده ام
آری ارادتم به حسین ارث مادریست
بسم الله الرحمن الرحیم
آن روز که ما را ز گل خام سرشتند
در مدرسه عشق شما نام نوشتند

چون روز ازل نام مرا شیعه نهادند
جز عشق تو مـهدی دگرم هیچ ندادند

آقا همه جا نام شما ورد زبان است
بر منتظرت هجر شما بار گران است

آن غایب حاضر که رهش راه نجات است
او یوسف زهراست که در قید حیات است

وصل تـو بهاریست که پاییز ندارد
روی تو جمالیست که مه نیز ندارد

آقا دل ما شعبه ای از عشق وصالت
خارج ز شمار است همه لطف و کمالت

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کارنامه‌ام

پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درسخوان نبوده‌ام ولی

در شب تولدت

مثل کاج

توی طاق نصرت محله کار کرده‌ام

شاخه‌های خشک داربست را

بهار کرده‌ام

*

راستی دو روز قبل

سرزده به خانه‌ی دل امید - همکلاسی‌ام - سر زدی

ولی چرا

به خانه‌ی حقیر قلب من نیامدی؟

رد شدم، قبول

ولی به من بگو

کی به من اجازه‌ی عبور می‌دهی؟

راستی اگر ببینمت

به من هر چه خواستم می‌دهی؟

کارنامه‌ی مرا

دست راستم می‌دهی؟

نا امید نیستم ولی به خاطر خدا

از کنار نمره‌های زیر ده عبور کن!

ای عصاره گل محمدی!

فصل امتحان سخت ما ظهور کن !
سراینده : آقای غلامرضا بکتاش
(اللهم عجل لولیک الفرج)
به مناسبت شهادت صادق آل محمد (علیه السلام):

(۲۱/شهریور/۹۱ ۲۰:۱۱)میلاد.م نوشته است: [ -> ]بسم الله
.
.
همان امام غریبی که شانه اش خم بود
به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود
.
میان صحن حسینیه ی دو چشمانش
همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود
.
دل شکسته ی او را شکسته تر کردند
شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود
.
اگر تمام ملائک زگریه می مردند
به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود
.
حدیث حرمت او را به زیر پا بردند
اگر چه آبروی خاندان آدم بود
.
شتاب مرکب و بند و تعلل پایش
زمینه های زمین خوردنش فراهم بود
.
مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده
چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود
.
امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد
همان امام غریبی که شانه اش خم بود
.
.
علی اکبر لطیفیان
.
.
.
التماس دعا
دستهای "خـــــــــدا" پر از معجزه است ...
شاید بزرگترین آرزوی تــــــــــو

کوچکترین معجزه او باشد..!
زندگیتون پر از معجزه های خدا...

صفا
یافته هایت را با باخته هایت مقایسه کن؛
اگر خدا را یافتی،
هر چه باختی مهم نیست..............! ♥
باز هم، یک جمعه ی بدون تو ،

باز هم، همان تلخ کامی قدیمی ؛

و باز هم، قلبی مالامال دلتنگی ...

در عصری که بدون تو، به غروب متصل میشود ...

اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج
«انا اعطیناک الکوثر»

کوثر وجود،
عطای تو،
نشانه ی امید بی بدیل یار به بنده های فاسقش !
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
آدرس های مرجع