تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دلنوشته ها و اشعار
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
دنیای من آقای من
اللهم اجعل محیای محیای من
من برای تو گریه میکنم تو برای من
آقای من

سامون بده
لیلای من یک خبری به مجنون بده
من که مردم کرب و بلاتو نشون بده
سامون بده

میگم عاشقم
اما خودم بهتر میدونم که نالایقم
کدوم عاشقی!!!! من که همیشه برای تو آینیه دقم
کجا عاشقم!؟

دوا بده
درد بده
هر چی دارم ازم بگیر به من یه کربلا بده
شب نمایان و
کوچه در خواب است
من به یاد تومست و بیدارم
مینویسم: مولا بخوانش عشق
باور کن دوستت دارم!!

(۲۴/آبان/۹۲ ۲۲:۳۰)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]دنیای من آقای من
اللهم اجعل محیای محیای من
من برای تو گریه میکنم تو برای من
آقای من

سامون بده
لیلای من یک خبری به مجنون بده
من که مردم کرب و بلاتو نشون بده
سامون بده

میگم عاشقم
اما خودم بهتر میدونم که نالایقم
کدوم عاشقی!!!! من که همیشه برای تو آینیه دقم
کجا عاشقم!؟

دوا بده
درد بده
هر چی دارم ازم بگیر به من یه کربلا بده

(۹/دی/۸۹ ۲۰:۱۷)zarati313 نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت کابران گرامی بیداری اندیشه

2 پیشنهاد دارم که نمی دونم با استقبال مواجه می شود یا خیر؟؟ اما به هر حال مطرح می کنم
چون جاشون خالیه

یک بخش، بخشیه که در آنجا موضوع فناوری اطلاعات و تبلیغ پیوند می خورد
ببینین الان افزونه های فایر فاکس، تم ویندوز، اسکرین سیور، تصویر بک گراند، نرم افزارهای اسلامی مختلف به
خصوص در موضوع مهدویت و آخر الزمان، ای بوک های مبایل اینا همشون جای کار دارن

آقا اگه کسی بلده چند قالب وبلاگ با موضوع آخرالزمان و مهدویت درست کنه بگذاره تو این بخش
معرفی نرم افزار های مختلف اسلامی در این بخش

یه دستی بالا بزنیم در این بخش هایی که گفتم وارد بشیم که دشمنان ما خیلی وقته وارد شدن
خودمون تم بسازیم خودمون اسکرین سیور مهدوی درست کنیم و .... قطعا چیزهای دیگری هم هست
که به ذهن شما می رسه.

اما بخش دوم
از همون اول جای خالی این بخش رو احساس می کردم دنبال زمانی مناسب برای طرحش بودم
من خوودم خیلی دوست دارم بخشی باشه که در اون اشعار و دلنوشته های خطاب به آقا رو داشته باشیم
اشعار در مدح اهل بیت، اشعار عرفانی و معرفتی

مداحی های منتخب هم هست که نمی دونم در کدوم بخش بگذاریم بهتره
اما من از مداحی های پیشنهادی دوستان استقبال می کنم

کلا شعر، پیامک های مهدوی و آخرالزمانی، دلنوشته ها، متن های ادبی زیبا، جملات قصار و نغز

من خودم گاهی یه بیت شعر آنچان به دلم می شینه که چندین صفحه نثر نمی تونه اون احساس رو به من منتقل کنه.

شعر انتخابی من تقدیم به ادب دوستان:


گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست

سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست

اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند

گفتا كه اشك بي ورع در رتبه تاثير نيست

گفتم بيا در بند كش اين بنده فرار را

گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست

گفتم كه ديگر گوييا افتاده ام از چشم تو

با غم نگاهم كرد وگفت مهدي زنوكر سير نيست

محمد علی صولی
یا علی

(۹/دی/۸۹ ۲۰:۱۷)zarati313 نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت کابران گرامی بیداری اندیشه

2 پیشنهاد دارم که نمی دونم با استقبال مواجه می شود یا خیر؟؟ اما به هر حال مطرح می کنم
چون جاشون خالیه

یک بخش، بخشیه که در آنجا موضوع فناوری اطلاعات و تبلیغ پیوند می خورد
ببینین الان افزونه های فایر فاکس، تم ویندوز، اسکرین سیور، تصویر بک گراند، نرم افزارهای اسلامی مختلف به
خصوص در موضوع مهدویت و آخر الزمان، ای بوک های مبایل اینا همشون جای کار دارن

آقا اگه کسی بلده چند قالب وبلاگ با موضوع آخرالزمان و مهدویت درست کنه بگذاره تو این بخش
معرفی نرم افزار های مختلف اسلامی در این بخش

یه دستی بالا بزنیم در این بخش هایی که گفتم وارد بشیم که دشمنان ما خیلی وقته وارد شدن
خودمون تم بسازیم خودمون اسکرین سیور مهدوی درست کنیم و .... قطعا چیزهای دیگری هم هست
که به ذهن شما می رسه.

اما بخش دوم
از همون اول جای خالی این بخش رو احساس می کردم دنبال زمانی مناسب برای طرحش بودم
من خوودم خیلی دوست دارم بخشی باشه که در اون اشعار و دلنوشته های خطاب به آقا رو داشته باشیم
اشعار در مدح اهل بیت، اشعار عرفانی و معرفتی

مداحی های منتخب هم هست که نمی دونم در کدوم بخش بگذاریم بهتره
اما من از مداحی های پیشنهادی دوستان استقبال می کنم

کلا شعر، پیامک های مهدوی و آخرالزمانی، دلنوشته ها، متن های ادبی زیبا، جملات قصار و نغز

من خودم گاهی یه بیت شعر آنچان به دلم می شینه که چندین صفحه نثر نمی تونه اون احساس رو به من منتقل کنه.

شعر انتخابی من تقدیم به ادب دوستان:


گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست

سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست

اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند

گفتا كه اشك بي ورع در رتبه تاثير نيست

گفتم بيا در بند كش اين بنده فرار را

گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست

گفتم كه ديگر گوييا افتاده ام از چشم تو

با غم نگاهم كرد وگفت مهدي زنوكر سير نيست

محمد علی صولی
یا علی

(۱۱/بهمن/۸۹ ۱۸:۳۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]دوستان با قدرت این پست رو ادامه بدید و از مدیریت محترم هم تقاضا دارم این پست رو به بخش مهدویت و انجمن امام زمان و وظایف منتظران منتقل کنند
که ذکر نام و یاد و دلنوشته و شعر در فضایل و مناقب و یاد و غم هجران مولایمان از وظایف مهم منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است
كجاست صوفي دجّال چشم ملحد شكل
بگو بسوز كه »مهدي« دين پناه رسيد!

یا صاحب Heartتو باشی و...من و...صحن جمکرانتبی خیال دنیا...
یا صاحب...
دوباره سه شنبه و...بیقرارهاو...

رویای خیال صحن شماو...
آنچنان مات غرق تماشام...

که حتی مژه بر هم نزنم
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

نازچشم شما به قدر مژه بر هم زدنی
گاهی دلم میخاهد آدم بزرگ بودم
آدم بزرگی بودم

نه برای الگو شدن در جماعتی
نه برای ناز کردن پیش ملتی

نه برای ماندن در خطور
نه......

کاش آدم بزرگ بودن
بزرگ بزرگ

می بستم آن دروازه ای را که دشمن را راه داد
کاش...

.
.

.
اما حیف.....

ادامهhttp://hemaaaaaaayat.blogfa.com

[/b]
من
روزها
ماهها
فصل ها
و تمام ابعاد زمان را
گم کرده ام ...
و نمی دانم
این چندشنبه
چندمین روز
از کدامین سال ِ
رفتن توست ... ؟!
[b]"یا بقیه الله"
...............
انصافا شعر عمیق فقط شعر حافظ Heart

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر منتهای همت خود کامران شدم


ای گلبن جوان بر دولت بخور که من
در سایه تو بلبل باغ جهان شدم
اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود
در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم


قسمت حوالتم به خرابات می‌کند
هر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدم
آن روز بر دلم در معنی گشوده شد
کز ساکنان درگه پیر مغان شدم


در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت
با جام می به کام دل دوستان شدم
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید
ایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم


من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست
بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدم
دوشم نوید داد عنایت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
(۱۱/بهمن/۸۹ ۱۷:۵۳)mosafer نوشته است: [ -> ]عصر يك جمعه دلگير ، دلم گفت: بگويم، بنويسم
كه چرا عشق به انسان نرسيدست ، چرا آب به انسان نرسيدست
و هنوزم كه هنوز است ، غم عشق به پايان نرسيدست
بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد ، بنويسد كه هنوزم كه هنوز است
چرا يوسف گم گشته به كنعان نرسيدست و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست
عصر اين جمعه دلگير ، وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس
كجايي گل نرگس؟

(۲۶/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۰۶)پرنیان نوشته است: [ -> ]
حرف دل


چه سال ها که خدا بود و ما نفهمیدیم

کنار خانه ی ما بود و ما نفهمیدیم



همین خدا که برایش قصیده می گفتیم

خودش قصیده سرا بود و ما نفهمیدیم



چه اشتباه بزرگی همیشه در معنا

نوا، ز ناله جدا بود و ما نفهمیدیم



و این صدا که شنیدیم تازگی، عمری -

سرود پنجره ها بود و ما نفهمیدیم



دری که رو به خیابان عشق وا می شد

کنار خانه ی ما بود و ما نفهمیدیم



[تصویر: image451.gif]


خدای من!
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم...
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی...

بهار در راهست
سال که به اسفندش می رسه،جای خالیش [i]پررنگتراز همیشه ست!
که نکنه بهار امسال هم بدون طلوع نگاه آقا،کسب ورود کنه[/b]
این هم دلنوشته ی آخر سالی که دلم گفت و دستم نوشتبهارآمد وبهاررفت و بهارگذشت نــــیــــامــــدیــــــ وبدونه تو یک سال آزگار گذشتموعودترین تبسم آسمان،سلام!
گرمای وجود من از آن آتش ناب است.
کز گرمی آن عشق دل خسته خراب است
سرمایه ی عمری است در این قلب پر آتش
کز اشک ترم این همه سرمایه بر آب است.
ای سوز تو در سینه بسی شور نهاده
آتش مزنش بیش که از باده کباب است.
مستم ولی از باده آن صبح دل انگیز
مدهوش دلم را ،سر زلف تو طناب است.
گیسو مزن ای باده زن بادیه عشق
بی لطف تو این راه پر از وهم و سراب است.
از تو طلب بیش ندارم که وجودت
در چشم من مست شراب است شراب است.

این هم یکی از شعر هام که خیلی دوستش دارم
نقل قول:لحظه ها می گذرند،یاد آن لحظه بخیر
تو بدان همسر من
همه ی سعی من بی مقدار
رویش یک گل لبخند بر آن سرخ لبست
تو بدان همسر من
سختی لفظ برون آمده از سینه من
نرمی سیرت نیکوی تو را می طلبد
واژه ها ساده تر از ساده ترین افکارند
آنچه را می شنوی چیزی نیست
که از آئینه افکار علی می گذرد
واژه ها چون خارند که به اطراف گل عشق علی حلقه زدند
و من آنگاه که از عشق تو را می گویم
درد خارست که گه ذهن تو می آزارد
به خداوند قسم بهترین شهد جهان را نخورم
تا زمانی که نبینم گل لبخند تو را!
تغییر در شعر اصلی : واژه همسر من به جای نام آمده
ترانه سبز


Heart


بیا که از تو پدیدار شد ترانه سبز
به اوج شاخه هجران بود نشانه سبز

[b]به هر کجا که سفر می کنی به یادم باش
چرا که بر دل من هست یک جوانه سبز[/b]

[b]به خون سرخ شفق در رگ سیاهی شب
دلم گرفته و می گیرد آن بهانه سبز[/b]

[b]هزار جمعه به یادت دلم بهانه گرفت
عنایتی به دل من کن ای کرانه سبز![/b]

[b]قسم به نیمه شعبان که ماه آن ماهی
شب و سحر به تو اندیشم ای یگانه سبز[/b]

[b]دلم هوای تو دارد چرا نمی آیی
زمانه ای که بیایی شود زمانه سبز[/b]

[b]ز هجر روی تو بی تاب گشته ام اما
به انتظار تو می مانم ای یگانه سبز[/b]
گهي در خلوتم ياد غم فرهاد مي افتم
و در تاريكي بي وقت خود ياد شب خرداد مي افتم
خداوندا من از رنجي كه مريم(مقدس) هم از آن افتاد مي افتم
نمي دانم چرا در عصر دلگير يكي از جمعه هاي ماه ذي القعده
به ياد روضه هاي صحن گوهرشاد مي افتم
و در آن حال خوب و بعدازظهر خوب و در آن ناله هاي خوب
به ياد گريه هاي حضرت سجاد(عليه السلام) مي افتم
و من از ترس درد تيغ تيز بغض
به دست و پاي رعناي بت فرياد مي افتم
و من آن نابلد آهوي درياي پريشانم
كه با كم زحمتي در دام هر صياد مي افتم
و همچون برگ خشك تك درختي در حياط خانه ي عمه
به زير دست و پاي باد مي افتم
و من هر وقت از كوي دبيرستان فردوسي گذر كردم
به ياد خاطرات روزهاي شاد مي افتم
به ياد آن كلاس بعدازظهر خوب و سيد احمد و احسان دهقاني
به ياد چهارراه دانش و ميدان آب و كوچه ي عيدگاه مي افتم
و وقتي به همه اين ها توجه مي كنم بعد از گذشت روزهاي دور
چنان غم مي خورم گويي شب فطر است و من از ماه مي افتم
و ديگر دوستان گفتند:
پسر هم اين چنين احساسي و دلتنگ نوبر شد!!!!!!!
و من هم با تمنايي به خاك اقدس و روحاني درگاه گوهرشاد مي افتم
و فهميدم چرا در عصر دلگير يكي از جمعه هاي ماه ذي القعده
به ياد صحن گوهرشاد مي افتم...

[تصویر: 9k=]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
آدرس های مرجع