به نام خدا
با سلام
دوستان من همیشه از یه چیز ترسیدم . نمیدونم اینجا جاش هست که بگم یا نه . البته پست قبلی دلیلی شد بر اینکه بخوام مطرح کنم .
اگه ناظر انجمن صلاح دید زحمت پاک شدن پست رو بکشه . و دیگه اینکه روی سخن منم با شخص خاصی نیست .
حالا خود چیزی که میخوام بگم .
بعضی از آدمها یه مشخصاتی ازشون در ظاهر دیده میشه . مثال اینکه مثلا من حاج رضایی ( برای جلوگیری از غیبت اسم فقط خیالی است ) رو میگم :
ایشان هر موقع اسم حضرت زهرا میاد اشک از چشماش سرازیر میشد . مردم دور و برش میدیدند که ایشان تمام محرم و صفر مشکی میپوشند و حال نزار و گریه دارند . خودش میگفت همه چشی فقط مال خدا و معصومینه .
این حاج آقای ما , برای نماز همیشه آستین بالا میزد و دور شرکت میچرخید و همه وقتی میدیدند که میخواد نماز بخونه دنبالش میرفتند تا در صف اول با ایشان باشند .
در زمان جنگ از بسیجیان مخلص بود . همیشه میگفت من اون موقع فقط یه یخچال داشتم که گفتم خانم اینو هم به شما بخشیدم و میخوام وقتی پیش خدا میرم از مال دنیا هیچ نداشته باشم .
همیشه نشون میداد که دل و قلب و روح و روان و زندگیش فقط برای معصومینه و خلاصه این آدم یه قدیس بود ....
وقتی سر جلساتش با شاگرداش رفتم : اظهار میکرد که با امام زمان دیدار داشته و ایشان بهش گفته به همه بگو که منو دیدی!!!
در حال سخنرانی بود که وقت نماز اوئل وقت گذشت و ایشان هنوز گرم عزاداری برای سید الشهدا بودند!!!
بعضی نوچه هاشو پرو خطاب میکرد و با احترام خاصی کتکشون هم میزد .
مجلس خاصی برای بانوان داشت و تمام 50 نفر از مستمعین رو با نام میشناخت و فقط برای رضای خدا

با چندین نفرشون صیغه خواهری خونده بود .
از قران خوندش همین بس که تقریبا 70 درصد کلماتو غلط میگفت .
......
.........
............
دوستانیکه این پستها رو میخونید حتما متوجه دو روی سکه میشین !!!! همه ما آیت الله بهجت رو تقریبا میشناسیم و خیلی دیگه از دینداران رو , و میدونیم اگه چیزی داشتند مخفی بود .
ما در این پستها میایم و نظراتومون رو میگیم . خدا نکنه که به امتحان و سختی مبتلا شیم .
اونموقع معلوم میشه که سکه های ما چند تا رو داره . اینو میخوام بگم که همه در درون خودشون وقتی واقعا وجدانی به مسائل نگاه میکنن میدونن چه کاری خوبه و یا چی بد .
ما میدونیم خدا و اماو زمان چی میخوان اما سر موقع ......
آخه چی بگم , تو همین پستها شما حسابی میتونین ایده ال پیدا کنین اما وقتی میرین خواستگاری
باید از سد خواسته های پدر دختر .....مادرش ....عمه خانم بزرگه ...... خاله خان باجی ....... داداش عروس خانم .....
دختر خاله اش که مهریه اش 5000 سکه اس ........ خواهرش که تو پاریس عقد کردن ....... اشکهای مادرش که مراسم باشکوهی میخواد...... و غیره بر بیایید.
ببینید ظاهر خیلی تند اسلامی میتونه شبیه طالبانیسم بشه . نه باید کاری کنیم که شب عروسی شبیه مراسم تعزیه بشه و از حاج منصور هم بخواهیم ذکر مصیبت بگه ....
نه از اون طرف بریم لیدی گاگا رو دعوت کنیم و تو مراسم شامپاین بدیم
بیاییم ظاهرمون مسلمانی باشه که , همه از خلق زیبا و ادب گفتار و نمازش میفهمنن که مسلمونه . نه مثل اون حاج آقا که عرض کردم , فقط ظاهرمون قراره امام زمانی باشه .
فکر کنم طولانی شد . اما نتیجه اینکه امتحانات سخت , خواهند آمد که یکی ممکنه مرحله ازدواج باشه . اونوقت من میرم خواستگاری و باید دید وقتی ظاهر عروس خانم و ملک و املاک و زندگی باباش رو میبینم میتونم بگم من مسلمان و میخوام تحت سنت رسول خدا ازدواج کنم ؟
یا میگم ای بابا سکه میدیم و مراسم میگیریمو به پول باباهه میرسیم

اونوقته که دردسر امتحان شروع میشه .
خانمها آیا میتونین در مقابل اشکهای مادرتون که میخواد شما رو با آبرو عروس کنه ( تا از دختر خاله کم نیارین ) مقاومت کنین؟
خانمها میتونین در برابر پدرتون بایستید و بخدا توکل کنید و بگید من مسئولیت قبول میکنم و با این آقا پسر با 14 سکه و مراسم امام زمانی ازدواج میکنم ؟ واقعا میتونین اینکارو بکنین ؟
تمام زندگی یه امتحانه . برای همه ما ..... مومن با ایمان میتونه عبور کنه . نه در ظاهر بیایم حرف امام زمان بزنیم و متدین نشون بدیم .
عذر خواهی که طولانی شد .