آقای mosi
اولاً این که چقدر اسمتون شبیه اسم منه...
ثانیاً این که چند تا دوماً داشتین، در حالی که فقط یه اولا داشتین...
ثالثاً این که با همه حرفاتون موافقم...
ازدواج دیرهنگام امروز، چند تا دلیل داره و از هر خانواده فقط یه نفر مسئولی نیست که کاسه کوزه ها رو سرش بشکنیم...
هم پسر ها مقصرن، هم دخترها، هم پدر و مادرها، هم مسئولین...
اما نمیشه که دست روی دست گذاشت...
در مورد روستا و این چیزا...
من تنها چیزی که در مورد خواستگارام اهمیت نمیدادم، وضع مالی خودش یا پدرش بود...
چون شدیداً اعتقاد دارم آدمی که به خاطر پول با یکی ازدواج کنه و یا به خاطر پول با یکی ازدواج نکنه، خدا چنان بلایی سرش میاره که حالش جا بیاد...
من حرفم رو با کمی اغراق گفتم...
ببینید مثلاً بابای شما زحمت کشیده و خونه و زندگی خوبی واسه خودش ساخته و یه خونه 130 متری توی یه منطقه معمولی تهران، مثل صادقیه داره...
در حد 20-30 میلیون هم واسه شما و دخترش گذاشته کنار واسه ازدواج هاتون...
حالا اگه شما بخوای با دختری ازدواج کنی که اونم مثل شما خونه اش همون وراست و وضع باباش شبیه وضع بابای شماست، این میشه که باید عین این 20-30 میلیون رو بدی واسه فقط شب عروسی...
چون یه عالمه مهمون دارین و جهیزیه 20-30 میلیونی واسه خونه ای که 20-30 میلیون رهن بشه، یکم زیادی شیکه...
پس شما یه کاری کنین...
شما یه دختر از منطقه های پایین تر، مثل میدون خراسون و یا مثل شهر ری انتخاب میکنین که وضع پدرش از وضع پدر شما یکی دو درجه پایین تر باشه تا بتونین یه عروسی با 5 میلیون بگیرین و ایشون هم ناراحت نشن و با باقیمونده پولتون هم بتونین یه خونه همون ورا بگیرین که ایشون ناراحت نشه از دوری پدر و مادر و خدای نکرده فردا توی ذوقتون نزنه که من تو خونه بابام فلان و بهمان...
باور کنین اگه منطقی به قضیه نگاه کنین، به نفع خودتون و اعصابتونه...
خخخخخخ مرسی خانم moze بابت ثانیا تون خیلی خندیدم دمتون گرم
حرف شما صحیحه من نگفتم هم کفو یعنی از نظر مالی منظور بنده منظور امام بود در روایت که میگه دختر و پسر باید هم از نظر موقعیت اجتماعی هم از نظر دین و ایمون و هم از نظر وضعیت اقتصادی در یک حول و حوش باشن نه اینکه دقیقا برابر .
البته شرمنده بابت اینکه اغراقتون رو متوجه نشدم و جدی گرفتمش اخه این جمله رو به صورت جدی تو این تالار زیاد شنیدم یکم روش حساس شدم .
ادم باید منطقی باشه واقعا نمیشه با کسی ازدواج کرد که هم کفو خودت نیست حالا از هر نظر آینده مشکلات خیلی زیادی پیش میاد اما خوب از این بحث های فرسایشی بگذریم و بریم سر اصل مطلب و جمع بندی
ببینید برای حل مشکل ازدواج جوانان اول باید آسیب شناسی کرد :
هر انسانی نیاز های اولیش میشه مسکن خوراک پوشاک امنیت + پول
خوب
1. امنیت - که خدا رو شکر به لطف نظام قدرتمند ایران همه مون تو امنیت سطح بالا و خوبی هستیم مخصوصا بعضی از شهرها مثل یزد که امنیتشون دهن آدم و باز نگه میداره
2. نیاز به مسکن - از بد روزگار این قسمت از نیاز های اولیه بشری افتاده دست یه مشت آدم بی وجدان نامرد که هرروز باعث بالا رفتن قیمت خونه و نرخ رهن و اجاره ها میشه. البته نظام جمهوری اسلامی اومد با یه ترفندی (مسکن مهر) این قیمت هارو یه جورایی تعدیل کرد و پایین اورد اما متاسفانه تو بعضی جاها موفق نبود و این کار شد یه زمینه واسه دکون دستگاه درست کردن یه سری دیگه .
(پس برای حل مشکل ازدواج جوانان باید فکری اساسی به حال صنعت زمین و مسکن کرد)
3. خوراک - خدا رو شکر به جز گرانی مشکل دیگه ای سر راه این نیاز نیست خدا رو شکر وفور نعمت داریم تو ایران و همه چی پیدا میشه
(البته باید برای این مشکل هم چاره ای اندیشید اما خوب دوتا جوون اگه اول زندگی خیلی هم گوشت و غذا های خاص نخورن نمیمیرن و کسی هم ندیدم که برای غذا ازدواج نکنه)
4. پوشاک - در باب البسه و پوشاک هم که مشکل حاد و آنچنانی نداریم هم چادر پیدا میشه تو مملکت هم مانتو کوتاه چاک دار جلو باز با ساپورت هم اینکه لباس مردونه و کت و شلوار پیدا میشه هم اسلش و تی شرت و تریپ بگی
( باز هم تو پرانتز میگم خیلی از تیپ ها و مورد های منطقی بین این دو قطب عامدا حذف شده که اینهم جای کار دارد)
5. پول و سرمایه - آخ آخ آخ آخ میرسیم به اصل ماجرا کار کار کار این مشکل خدایی نصف نصف تقصیر دولت و مردمه. تقصیر مردمه چون میرن درس میخونن راضی نمیشن به کار های غیر میز دار و تقصیر دولته چون با این متد آموزشی که درست کرده باعث شده جوونا به پشت میز نشینی و انجام کار بیهوده (صرفا برای نمره) عادت کنند که بعد ها همین به بدنه دولت لطمه جدی وارد میکنه و کار میرسه به اونجا که امام خامنه ای میفرمایند مشکل امروز ناشی از نالایقی مدیران است نه تحریم های آمریکا
( راهکار و چاره هم اینه که هر فردی چه دختر چه پسر تو زمینه تخصصی خودش به جایی برسه که واقعا لایق بشه تا ما مدیران نالایقمونو با اینا عوض کنیم )
این یعنی تلاش تلاش تلاش و تلاش
جدای از این بحث کار کم که نیست اتفاقا فراوونم هست ادم باید فکرشو کار بندازه تنبلیو بذاره کنار اینقدر اعتراض الکی نکنه اینقدر شعار نده و دست بذاره سر زانوش و یا علی بگه و بلند شه
البته اینم در نظر داشته باشین که ما داریم زمینه آماده میکنیم برای اینکه حکومتون قوی شه و اونو بسپریم دست امام زمان پس باید اونقدر ایرانی که داریم میسازیم لیاقت مند شده باشه که امام زمان ظهور کنن در نتیجه اگه با این هدف کار کنیم که نتیجه کارمونو بدیم امام زمان و بفهمیم که ایران تردمیل بزرگ نیست که کاری که میکنی بی فایده باشه اونوقت خیلی قوی تر و با انرژی بهتری کارمونو دنبال میکنیم ...
توی تک تک گناهایی که در اطراف ما انجام میشه ، ما هم مسئولیم ! حالا ببینید کی گفتم ، حتی اگه به ما فرض کنیم ربط نداره
اون دنیا متوجه حرفم میشیم.
کسی که میبینه و ساکته مسئوله.
من تعارفی با کسی ندارم ، دوستمون درست گفت ، قدیما میگفتن کارو زندگیتو ردیف کن و در کنارش درس بخون ، حالا ما چی ؟ میگن درس بخون ، برو سربازی و سر کار و بعدش زندگیتو ردیف کن !!! من خودم از حدودا 2 سال پیش کلا تمرکز ندارم ، البته من یه چیزی میگم ، شما یه چیزی میشنوید ، در این حد عمق فاجعه رو درک کنید که مثلا من رتبه 2 دانشگاهمون بودم و بعد این موضوع که دیگه واقعا دوست داشتم ازدواج کنم ، نزدیگ 40 واحد درس افتاده دارم !!! در این حد.
هیچ کسی هم به فکر نیست ، باز خوبه وضع خونواده ما بد نیست ، خونواده میتونه ساپورت کنه ولی این کارو نمیکنه ، حالا بعضی از هم سن و سال های خودم که وضع خونوادشون هم زیاد خوب نیست ، واقعا نمیدونم چیکار میکنن و واقعا ناراحت میشم واسشون
آقای Mosi...
واقعاً میتونم بگم نه تنها اسمتون شبیه اسم منه، بلکه حرفاتون هم شبیه حرفای منه...

چیزی نمیتونم بگم جز این که خیلی موافقم...
الآن دکتر عمومی توی تهران به هیچ دردی نمیخوره...
یعنی واسه اش کار نیست...
مگه این که متخصص بشه، بعد تااازه مریض معمولی ویزیت کنه...
اما همین دکترو توی ورامین میذارن روی سرشون و حلوا حلواش میکنن...
همین دکترو توی دهات ما بهش نیاز مبرم دارن...
اینقدر توی تهران خونه ساخته شده که دیگه واقعاً جا نداره تهران...
همین مهندسا پاشن برن اهوازو خرمشهرو بسازن...
خیلی - ببخشید که اینو میگما- نسل تن آسا و خوش گذرونی شدیم ما...
حاضر نیستیم یکم سختی بکشیم تا به روز سود دهی برسیم...
از همون اول هر کاری میکنیم، باید ماهی 2 میلیون حداقل واسه مون سود داشته باشه...
البته نمیشه از توقعات بیحای والدین گذشت...
عروسی های فلان و مهریه های بهمان و سرویس های طلا و جواهر...
دختر ما باید یه خونه مستقل داشته باشه و ...
هر چی مامان و باباهای ما سختی کشیدن، حاضر نیستن بچه هاشون این سختی ها رو بکشه و این میشه که الآن شده...
فکر کنم دل 99 درصد بچه های تالار از این ماجراها خونه...
محمد جان درست میگه واقعا مشکل حادیه کسایی که متاهلن به خدا نمیتونن درک کنن فک میکنن همش نیاز جنسیه نه به خدا خیلی از نیاز جنسی بیشتر نیاز عاطفیه نیاز زندگی کردنه نیاز به دیده شدن نیاز به دیدن نیاز به هم صحبت . حالا شما متاهل ها میگین چه همصحبتی و این مسخره بازیا چیه و اینا اما یه سری چیزا که واسه مجرد ها شده یه بت و یه آرزو شما متاهلها اونقدر ساده از کنارش میگذرین که حتی نمیبینینش .
مثلا یه احساس عاطفی داشتن به جنس مخالف که هر لحظه استرس نداشته باشی که الان تو بغل یکی دیگس برای خود من واقعا یه امر محال به نظر میرسه از بس تو محیطی که من مجرد دارم زندگی میکنم این یه چیز عادی شده بعد شمای متاهل وقتی خانمت یا شوهرت یکم چشمش میچرخه دنیا رو سرت خراب میشه و حتی فککرشم نمیتونی بکنی که ببینی همسرت دستای یکی دیگه رو گرفته در صورتی که من بار ها و بار ها همچین چیزی و دارم به چشم تو دنیای اطرافم میبینم دختر پسری که عاشقانه همو دوست دارن و دیگه خودشونو زن و شوهر میدونن هیچ پایبندی به رابطه اشون ندارن و تا یه تو از طرف مقابلشون بشنون میذارن میرن تو بغل یکی دیگه .
حالا من بیام مثنوی براتون بنویسم تا از نزدیک این مساله رو لمس نکنید درکش براتون سخته تا به این مطمئن نباشید که ممکنه برا شما هم اتفاق بیوفته و شما هم تو خطرین درک نمیکنین
این فقط یکی از 1000 مساله ای بود که جوون امروزی باهاش درگیره تازه موضوع بد تر اینه که هر نفر مشکلاتش با نفر قبلی کاملا فرق میکنه یعنی ببین چقدر آشفتگی تو ذهن مجرد امروز زیاده
تورو خدا نیاین بگین ما درکتون میکنیم و اینا دردیه که تا نکشی نمیفهمیش
(۲/تیر/۹۳ ۲۰:۵۲)Mosi34 نوشته است: [ -> ]تورو خدا نیاین بگین ما درکتون میکنیم و اینا دردیه که تا نکشی نمیفهمیش
ما درکتون میکنیم، چون روزگاری این دغدغه های ما بوده...
ان شاءالله یه روزی که شما هم رفتین خونه بخت، این روزاتون رو یادتون نره که مجردای دیگه رو درک کنین...
کاش یکم سطح توقعاتمون رو بیاریم پایین اونوقته که میبینیم میشه بدون خیلی از سخت گیریهای امروز ، یه زندگی شیرین رو شروع کرد
میشه همه ی این استرس ها و نگرانی ها تموم شه
اقا محمد ، شما اقدام کردید واسه ازدواج و خانواده مخالفت کردن؟
یعنی حتما خانواده باید ساپورت کنه تا یه حرکتی انجام بشه؟
من خیلیا رو دوروبرم میبینم که خیلی ساده شرو میکنن
باور کنید ما خودمون سخت میگیریم
من با همه حرفای آقای mosi34 در مورد مشکلات اقتصادی ، کار ، پول و ... همه موافقم ، اما تو همین شرایط خیلیا که وضع خیلی آنچنانی هم ندارن و حمایت 100 درصدی خانوادشون هم نیست ، تصمیم میگیرن که ازدواج کنن و میکنن
تا خودمون یه حرکتی نکنیم هیچی درست نمیشه
حرف خواهر خوبم موزه جان درسته ، ما میخوایم همه چی رو همون اول داشته باشیم خب منطقیه که شدنی نیست
کی اولش همه چی داشته که ما بخوایم داشته باشیم
من دوست دارم که پله های ترقی رو در کنار همسرم طی کنم تا اینکه با یه آدم پولدار ازدواج کنم.
وقتی واسه چیزی تلاش نکنی و زحمت نکشی قدرشم نمیدونی ، واسه همینه که دوست دارم همه چیزایی رو که دوست دارم در کنار همسرم به دست بیارم
انشاا... توی ماه رمضان میخوام باشون مطرح منم
احتمال برخورد خیلی بدی باهام داشته باشن
اخه به هیچی که اونا خواستن هنوز نرسیدم
ببینم چی میشه
امیدوارم برخورد بد نداشته باشن
(۳/تیر/۹۳ ۴:۲۳)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]انشاا... توی ماه رمضان میخوام باشون مطرح منم
احتمال برخورد خیلی بدی باهام داشته باشن
اخه به هیچی که اونا خواستن هنوز نرسیدم
ببینم چی میشه
امیدوارم برخورد بد نداشته باشن
به خدا توکل کنید و برید جلو
انشاالله که حمایتتونم میکنن و به زودی بیاید خبر ازدواجتون رو بنویسید
موضوعی که شما فرمودید کاملا صحیح است
قبول دارم