(۷/بهمن/۹۰ ۰:۰۰)اکبر.ع نوشته است: [ -> ] (۶/بهمن/۹۰ ۲۳:۵۶)shafagh_mah نوشته است: [ -> ]و یک نکته: توی یک کتاب خوندم که خوندن سوره طه ازدواج رو آسون میکنه.
از خدا بخواهیم که کمکمون کنه.
خود کرده را تدبیر نیست!
عزیزم ما که کاری نکردیم که خود کرده باشیم.
این حرف شما برای بعد ازدواجه.
الانش هم کار مانیست،کار افراد قبلیه.
ازدواج که مثل یه صنف نیست،مثلا اعتصاب کنیم که هواپیما ها پرواز نکنن؟

میخوای دماغ رو پاک کنی،بزنی چشم رو هم دراری

برادر خوبم
shafagh_mah
این حدیث برای اطمینان خاطر شما :
پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) :
هر كه به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج كند بر خدا لازم است كه او را یاری كند .
خیلی ممنون.
من یه جا اشاره کردم که تمام مشکلات به وجود آمده ناشی از عدم اعتماد به خداوند بزرگه.
وعده الهی است که هر کس ازدواج کنه، خداوند از فضل خودش اون فرد رو غنی میکنه.
سوره نور رو بخونید.
چه زنانی برای چه مردانی ...
به خدا اطمینان نداریم؟
یا اشکال از خودمونه؟
(۷/بهمن/۹۰ ۰:۱۳)آرین (الهه.ع) نوشته است: [ -> ]برادر خوبم
shafagh_mah
این حدیث برای اطمینان خاطر شما :
پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) :
هر كه به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج كند بر خدا لازم است كه او را یاری كند .
آقایون من ما می خوایم ازدواج کنیم ولی مهمترین سد الان خونواده هاست با اونا چی کار کنیم؟
به این بپردازید!
همه راضی باشن خونواده ها راضی نمی شن!
راضی کردن خانواده دو مرحله داره.
اول باید بابا مامان خودت رو راضی کنی که ایهاالناس من دیگه بزرگ شدم

بعد که این رو ثابت کردی باید بری سراغ خانواده طرف مقابل.
اولی از دومی سخت تره.




چون دومی اگر شخص مورد نظر با شما موافق باشه میشید دو نفر،اما اولی خودت تنهایی.
برادر عزیز، اکبر.ع
شاید خانواده های زیادی باشن که نگران آینده ی بچه هاشون باشن و برای ازدواجشون سخت بگیرن، اما هستن خانواده هایی که توکلشون به خداست...
یکی از اساتیدیمون میگفت برای پسرش که متولد سال 71 زن گرفته! پسری که نه خونه داشته نه پس انداز نه ماشین.... تنها حسنش این بوده که اهل کار کردن بوده! خانواده ی دختر هم که جنم پسر استادمون رو دیدن دختر یکی یک دونشون رو بهش دادن!!! بدون مراسم ازدواج و ریخت و پاش! الان شش ماهه که سر خونه و زندگیشون هستن...
وعده ی خداست که همه رو در ازدواج کمک میکنه اگر نیتشون خدایی باشه.
استادمون میگفت پسرم وقتی دانشگاه قبول شد رک و راست گفت من میدونم به گناه کشیده میشم! واسه همین میخوام ازدواج کنم... خدا هم اون دختر رو سر راهش قرار داد.
اگر کسی به خاطر حفظ دین و ایمانش اقدام به ازدواج کنه، بدون شک امداد های الهی به سراغش میان! چون خدا بیشتر ازما خواهان حفظ ایمانمونه...

به نام خدا
دوستان عزيز
من خودم حدود دو سال هست كه عقد كردم و چند ماه ديگه انشا... ميريم سر خونه زندگيمون.
فقط اينو بگم كه اگر واقعا قصد ازدواج داريد، دلتون رو صاف صاف كنيد و بريد پيش خدا.بعد به خدا اعتماد كنيد.خودش (اگه صلاحتون باشه) همه چيزو معجزه وار درست ميكنه.مثل ازدواج من كه واقعا معجزه بود!يعني كاملا مشخص بود خدا ما رو واسه هم كنار گذاشته بود.داستانش طولانيه و ميگذرم.
حرفم رو با اين احاديث تموم ميكنم (يكي از پشتوانه هاي خوب ازدواجم!):
امام صادق (علیه السلام) فرموده اند:کسی که به سبب ترس از فقر ازدواج نکند،نسبت به خداوند بد گمان است. امام صادق(علیه السلام) فرموده اند شخصی نزد پیامبر اکرم آمد و از فقر و تنگدستی نالید.پیامبر به او فرمود:ازدواج کن.آن شخص ازدواج کرد و پس از مدتی وضع زندگی او رو به بهبودی نهاد.
رسول اكرم صلوات الله عليه و آله
هر كس از ترس فقر ازدواج نكند به خداوند بد گمان شده است زيرا خداوند ميفرمايد:
اگر تهيدست باشد خداوند آنان را از ضل خود ينياز ميكند
امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:اگر کسی به دلیل زیبایی یا ثروت با یک زن ازدواج کند،خداوند او را به همان ها واگذار می کند.اما اگر معیار او در انتخاب همسرش ،دین باشد،خداوند زیبایی و ثروت را نیز به او عطا می کند.
اين هم يكي از دلايل اين ارسال
:
امیر مومنان (علیه السلام) می فرمایند: برترین واسطه گری ها واسطه گری در امر ازدواج است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:کسی که وسایل ازدواج را برای شخصی فراهم کند،در روز قیامت مورد توجه خاص خداوند قرار میگیرد. شرایط انتخاب همسر خوب...سه شرط هست که خیلی مهم هستند،این سه شرط عبارتند از:اصالت خانوادگی ، تقوا و دین داری و اخلاق نیک.
با تشكر از سايت رهگذر نور (البته مطالب رو قبلا از جاهاي مختلف خونده بودم و اينجا همه رو يافتم)
اقا شرمنده
من دیشب که نوشته بودم 45 - 46 منظورم 25-26 بود.
اشتباه تایپی بود
شرمنده
با این اعداد بخونید
با تشكر از همه دوستان عزيز نظرات خوب بود
منم برادرم تازه عقد كرده متولد 70 است . نه خونه داره نه ماشين. وقتي هم رفتيم خواستگاري همه چي خيلي خوب بود نه ويلا كنار دريا خواستن و نه هواپيماي شخصي . در مورد مهريه هم عدد اولي كه گفته بودن يادم نيست ولي زير 200 تا بود كه اونم با يه بار گفتن پدرم كه اگه امكان داره كم بشه ، اونا هم خيلي محترمانه قبول كردند و به اتفاق 114 عدد سكه رو پيشنهاد دادند به همراه 14 شاخه گل رز . (خدا خيرشون بده ) ما هم خيلي راضي و خوشحال شديم .
اما كلا راجع به نظرايي كه داده شد ، به نظر منم مهريه اصلا نمي تونه پشتوانه ايي براي دختر باشه . ( الان مهريه شده فقط يه چيزي كه هر كي زورش بيشتر باشه ميتونه بگيره حتي پسرا)
من شنيدم حتي بعضي آقايون هستند كه واسه اين كه طلاق همسرشون رو بدن از اونا چيزي معادل مهريه و يا در همون حدود (حالا كمتر يا بيشتر) طلب مي كنند .
آخه اين درسته؟ چرا زندگيا اين طوري شده؟ چرا ما بايد هنوز شروع نكرده از عاقبتش بترسيم؟
آيا واقعا مهريه ميتونه پشتوانه واسه زندگي باشه؟ معلومه كه نه ( حداقل نظر من اينه ) به نظر من زندگي كه قراره از ترس اجرا گذاشتن مهر پا بر جا باشه همون بهتر كه اصلا شروع نشه.
زندگي بايد جور ديگه ايي محكم باشه كه مطمئنا با ماديات نميشه محكم كاريش كرد و گرنه آدماي متمكن نبايد تو زندگياشون مشكلي داشته باشن ، كه دارن.